تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۸۵۵۶۴
گفت‌وگوی سرمایه با دکتر یونس شکرخواه

در مسیر جامعه اطلاعاتی قرار داریم

کاوه شجاعی مقدمه: زمین، سرمایه اطلاعات؛ جامعه کشاورزی، جامعه صنعتی، جامعه اطلاعاتی. زمانی طولانی در تاریخ تمدن بشر، زمین منبع قدرت بود؛ بعدها کارخانه و سرمایه. اما حالا زمانه فرق کرده است. «دانستن حق مردم است.» کنار لوگوی یک روزنامه جا خوش می‌کند و «دانایی توانایی است» می‌شود شعار تبلیغاتی یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری، حالا به قول آلوین تافلر، گرانبهاترین کالای دموکراسی «اطلاعات»‌ است. اما جایگاه ما در روند این تحولات سریع جهانی کجاست؟ اجلاس‌های سران جامعه اطلاعاتی در ژنو و تونس چه تاثیری بر این روند گذاشتند؟ اصلاً ایران وارد جامعه اطلاعاتی شده است؟ دکتر یونس شکرخواه، روزنامه‌نگار و استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با «سرمایه» با اطمینان می‌گوید: بله! در مسیر جامعه اطلاعاتی قرار داریم.

* اصلاً جامعه اطلاعاتی چیست؟ یک روند و جریان عینی هست یا یک مفهوم ذهنی؟ آیا بین متفکران در این باره اتفاق نظر وجود دارد؟
** عده‌ای از کارشناسان نظیر جیمز بنیگر معتقدند جامعه اطلاعاتی یک روند است که سه مرحله را طی کرده و هنوز جامعه‌ای در حال شدن است، از نظر او مرحله اول جامعه اطلاعاتی سال‌های 1960 تا 1970 را در بر می‌گیرد و در این مرحله با یک جامعه غنی شده از نظر اطلاعات سر و کار داشته‌ایم و مرحله دوم که سال‌های 1980 تا 1990 را شامل می‌شده به جامعه اطلاعات پایه رسیده‌ایم و مرحله سوم هم یعنی از سال‌های 1990 تا 2000 با جامعه تحت سلطه اطلاعات سر و کار داریم.
جمع دیگری هم بر این باورند که هر جامعه‌ای که بخش گسترده‌اش درگیر و دار گردآوری، پردازش و اشاعه اطلاعات شده باشد؛ به خودی خود وارد جامعه اطلاعاتی شده است.
اما در عین حال در مورد این بخش از سؤال شما که آیا بین متفکران در این باره اتفاق نظر وجود دارد؛ باید بگویم خیر، عده‌ای از صاحب نظران که نگران جنبه‌های تجارتی و سرمایه‌داری جامعه اطلاعاتی هستند و دغدغه پیامدهای چنین جامعه‌ای را از جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی دارند بحث جامعه معرفتی را به عنوان مکمل جامعه اطلاعاتی مطرح می‌کنند و به قول عبدالوحید خان معاون مدیر کل یونسکو در زمینه اطلاعات و ارتباطات، صرف تقویت کردن جریان‌های اطلاعات که هدف جامعه اطلاعاتی کافی نیست و برای دستیابی به فرصت‌های توسعه باید تلاش کرد و این فرصت‌ها را معرفت در اختیار می‌گذارد.
* با این تفاسیر آیا ما ایرانی‌ها وارد جامعه اطلاعاتی شدیم؟
** با توجه به وجود زیرساخت نسبی برای ارتباطات در ایران و نیز وجود برنامه‌ای مثل تکفا و با توجه به سطح سواد در ایران و وجود دانشکده‌های مرتبط با این امر و با در نظر گرفتن ضریب نفوذ تلفن، اینترنت و سایر ابزارهای ارتباطی، ایران در مسیر جامعه اطلاعاتی قرار دارد.
* برخورد جوامع سنتی با مقولات و مفهوم‌های مدرن در بیشتر اوقات به قلب آن مفاهیم منجر شده. چون ما در جوامع در حال گذار آن تحولاتی را که منجر به مدرنیته شد پشت سر نگذاشته‌ایم و حالا نتایج آن را که برایمان جذاب و دوست داشتنی هستند می‌بینیم و می‌خواهیم. مثلاً از لحاظ سیاسی، از زمان مشروطه تا به حال، از زمانی که با میوه‌های درخت مدرنیته آشنا شده‌ایم، طالب آن شده‌ایم. مثل قانون‌گرایی یا دموکراسی؛ اما به مبانی مدرنیته بی‌توجه بوده‌ایم. خواستار میوه‌ بودیم بدون توجه به ریشه. آیا در ورود ایران به جامعه اطلاعاتی چنین التقاطی صورت گرفته است؟
** این مرحله از تحولات اجتماعی در سراسر جهان به خصوص به خاطر بروز اینترنت به عنوان بزرگترین دستاورد ارتباطی بشر، با آگاهی‌های ویژه و با امکان درس گرفتن از تجارب سایر ملل به طور همزمان همراه است و به این ترتیب با تجارب قبلی تفاوت دارد. به عنوان مثال بر خلاف تجربه‌های گذشته ملل غرب که در مسیر آزادی‌گرایی و بدون توجه به برابری و عدالت اجتماعی پیش رفتند یا بر خلاف تجربه‌های کشورهای سوسیالیستی که با تکیه بر برابری، به آزادی بی‌توجه بودند و آزادی‌ها را نادیده گرفتند و از بین بردند، باید در تکوین جامعه اطلاعاتی به دنبال تعادل در عرصه‌های آزادی و برابری بود و چنین جامعه اطلاعاتی را که مبتنی بر آزادی و عدالت و برابری باشد، خواستار شد. در اینجا مفاهیمی چون حق ارتباط و حق دسترسی برابر به اطلاعات نقش عمده‌ای در انتقال منطقی به جامعه معرفتی ایفا می‌کنند.
* در دو اجلاس سران جامعه اطلاعاتی (wsis) در ژنو و تونس مصوبه‌هایی برای پیاده‌سازی پروژه‌های مرتبط با جامعه اطلاعاتی در کشورها تصویب شد. یکی از مسایل مهمی هم که در سند تونس تاکید شده بود مکانیسم‌های مالی پیگیری این مصوبات بود. تمام این پروژه‌ها نیاز به پول و سرمایه دارد. شاید در کشورهای پیشرفته همگام با دولت‌ها، بخش خصوصی هم در سرمایه‌گذاری نقش داشته باشد. اما در کشورهای در حال توسعه (مثل ایران) که بخش عمده فعالیت‌های اقتصادی در دست دولت هست، نقش بخش خصوصی را چگونه می‌بینید؟
** مکانیسم‌های مالی اکنون در واقع به یک مفهوم کلیدی تبدیل شده که بخشی از آن معطوف به تامین مسایل مالی برای همین فاز دوم اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعات در تونس بود و بخشی هم متمرکز بر همین نحوه مشارکت بخش خصوصی مورد سؤال شما در تکوین جامعه اطلاعاتی بود و قسمت دیگری از این امر پیرامون تشکیل یک صندوق کمک مالی برای آفریقا بود که به صندوق همبستگی دیجیتال معروف شد و مفهوم کلان آن هم این است که کشورهای رو به توسعه چگونه زیر ساخت‌های ارتباطی توسعه را به دست آورند؛ وام‌های احتمالی در کجا هزینه شوند، صرف توسعه نرم‌ افزاری شوند یا توسعه سخت افزاری؟ اینها همه مباحثی است که در مورد مکانیزم‌های مالی به طور عام مطرح است و در اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی تونس هم در سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی که 122 ماده دارد و از یک مقدمه و سه بخش تشکیل شده؛ مکانیزم‌های مالی برای مواجهه با چالش‌های ICT برای توسعه؛ بندهای 3 تا 28 این سند را به خود اختصاص داده‌اند و همان‌طور که می‌دانید بخش بعدی هم به حاکمیت اینترنت (بندهای 29 تا 82 ) و به اجرا و تعقیب (بندهای 83 تا 122) ضمناً بد نیست یادآوری کنم که در بند 28 سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی، از ایجاد صندوق همبستگی دیجیتال حمایت شده است.
در مورد بخش خصوصی، این بخش اصلاً به یک stake holder در اجلاس تبدیل شد و در کنار دولت‌ها و جوامع مدنی وارد پروسه جاری شد و تقریباً در اکثر مصوبات منطقه‌ای و جهانی wsis بر برپایی شرکت‌های کوچک و متوسط که می‌توانند از فن‌آوری‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطی برای رشد نوآوری، تشخیص مصالح در بهره‌وری، کاهش هزینه‌های انتقال و سود بردن از شبکه‌های ارتباطی موجود استفاده کنند، تاکید شده و برای حمایت از این روندها، دولت‌ها از جمله دولت ایران طبق تعهداتی که در سندهای ژنو 2003 (اجلاس اول wsis) و تونس 2005 (اجلاس دوم wsis) امضا کرده‌اند، باید از طریق ایجاد یک محیط فعال برای خدمات، چارچوب منظمی را برای ارتقا و رشد برنامه‌های مربوط به سرمایه‌گذاری خصوصی و مشارکت بخش غیر دولتی شکل دهند بنابراین آینده بخش خصوصی در چارچوب تحقق جامعه اطلاعاتی آینده روشنی است.
* در کشوری مثل ایران NGO ها به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی از سرمایه نیز محرومند و در سند تونس هم به نقش سازمان‌های غیر دولتی در پیشبرد جامعه اطلاعاتی اشاره شده بود. پول و قدرت دست دولت هست و تصمیم‌سازی از‌ آن دولت، این نقش NGO ها را در ایران خیلی کم رنگ نمی‌کند؟
** نقش NGOها در اجلاس ژنو و تونس پر رنگ بود که البته در تونس به قدرت ژنو نبودند و بیانیه پایانی آن هم مثل ژنو نبود؛ اما همین که به هر حال می‌توانند در چنین روندی اگر چه بدون رای حاضر باشند از نظر من یک گام به جلوست. به گمانم هنوز در ایران با وجود تراکم مطالب از جانب سازمان‌های غیر دولتی؛ نقش آنها هنوز تاثیر گذار نیست؛ ولی به هر حال باید تلاش کنند تا خودشان بیرون از چارچوب wsis خواسته‌هایشان را اعلام و اهداف خودشان را به هر شکل دنبال کنند.
* همان‌طور که گفتید اگر اجلاس‌های ژنو و تونس را مقایسه کنیم؛ در تونس نقش بخش خصوصی بسیار پر رنگ‌تر شده بود و به نوعی جامعه مدنی یا همان NGO ها خودشان را به بخش خصوصی نزدیک کرده بودند. معایب این نزدیکی اجباری چیست؟ آیا محاسنی هم دارد؟
** به نظر من تکلیف بخش خصوصی در جامعه اطلاعاتی بسیار روشن‌تر از تکلیف NGO هاست؛ هر چند که همیشه این بخش خصوصی به ویژه در غرب جایگاه تعریف شده و روشنی داشته است، اما این بار تمرکز جهانی بر دیجیتال شدن این فرصت را به بخش خصوصی داده است تا این بخش هم با تمرکز بر سرمایه‌داری در عرصه‌ای سخت‌افزاری و نرم‌افزازی ارتباطات به سودهای تعریف شده برسد.
اما در مورد آینده جوامع مدنی که اگر چه نمایندگان آنها در اجلاس ژنو، به عنوان کنشگران رسمی و فعال، برای اولین بار در یک اجلاس جهانی در سطح بین‌المللی وارد عرصه تصمیم‌سازی شدند و حتی رویکرد مناسب خود در ژنو مبتنی بر نحوه کاربرد تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاع رسان در راستای حقوق بشر را هنوز دنبال می‌کنند؛ اختلاف نظر وجود دارد.
ببینید این درست است که در حال حاضر بین جامعه اطلاعاتی و جامعه مدنی رابطه متقابل وجود دارد، اما بر خلاف دیدگاه کسانی که معتقدند جامعه اطلاعاتی یک گستره همگانی در هم تنیده را به وجود آورده که همه در آن و از جمله سازمان‌های جامعه مدنی، صدای خود را دارند؛ اما از دیگر سو عده دیگری هم بر این باورند که جامعه اطلاعاتی، جوامع مدنی را تضعیف می‌کند.
*‌ برسیم به حاکمیت اینترنت. راهبری اینترنت از نظر فنی در دست بخش خصوصی است. پول به عنوان ابزار قدرت در دست بخش خصوصی و دولت‌هاست که هر کدام اهداف خاص خودشان را مثل اهداف تجاری و سیاسی دارند. آینده جامعه اطلاعاتی را با توجه این امر چطور می‌بینید؟ امکان تغییر جهت اساسی به نفع پول یا قدرت وجود دارد؟
** ببینید یکی از مسایل اصلی مورد بحث در ژنو همین بحث حاکمیت اینترنت یا راهبری اینترنت بود و این یعنی پرداختن به همان نقش ICANN در چگونگی اداره اینترنت. آمریکا حامی ICANN شرکت کالیفرنیایی خصوصی است که در سال 1998 به وجود آمده و به تدریج هم به حاکم مطلق فنی اینترنت تبدیل شده است.
در ژنو مقرر شد یک گروه کاری(WGIG) به پیشنهاد اعلامیه اجلاس و زیر نظر کوفی عنان در یک فرآیند باز و فراگیر، مکانیزم مشارکت فعال و همه جانبه دولت‌ها، بخش خصوصی و جامعه مدنی را از سوی کشورهای توسعه یافته و رو به توسعه فراهم سازد و برای سال 2005 که همین اجلاس تونس بود یک تعریف کاری از حاکمیت اینترنت ارایه کند. این گروه کاری در گزارشی خواستار اداره دموکراتیک‌تر اینترنت شد و به همین خاطر بود که بحث‌های Prepcom3 در تونس بسیار جدی شد.
اما در پایان مقرر شد که مدلی به صورت یک فروم برای اداره اینترنت طرف توجه قرار گیرد و اداره اینترنت را به عنوان زیرساخت جامعه اطلاعاتی دموکراتیک‌تر کند. این حرف یعنی ضربه‌ای کشدار به اداره عمودی اینترنت از سوی آمریکا و اعلام مقبولیت مدل افقی برای اداره آن. در بند 32 دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی از گروه کاری یا همان تیم موسوم به WGIG به خاطر ارایه گزارش تقدیر شده و در بند 72 نیز خواستار تعقیب بحث حاکمیت اینترنت در قالب یک جلسه در سه ماه آخر سال 2006 تحت عنوان فروم حاکمیت اینترنت (IGF) شده است. این اتفاق به معنی این است که آمریکا بر خلاف خبرهای اولیه در این زمینه، پیروز بحث حاکمیت اینترنت نیست، پرونده این بحث کماکان باز است و باید به این نکته هم توجه کرد که از 122 ماده دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی بیشترین بندها به بحث حاکمیت اینترنت اختصاص یافته است که گفتم بندهای 29 تا 82 است یعنی بیش از 50 بند.
پس همانطور که می‌بینید هنوز امکان مقابله با تمرکز فنی حاکم بر اینترنت وجود دارد.
* در قرن حاضر،‌ سرمایه اصلی و کالای اصلی «اطلاعات» است. اما در جهان سوم، هر چه قدر پول بیشتری برای پیشبرد جامعه اطلاعاتی تزریق شود، صرف ایجاد زیر ساخت‌ها و بنیان‌های سخت افزاری می‌شود.
اما برای شکل‌گیری جامعه معرفتی آنچه مهم است تولید اطلاعات است؛ آن هم اطلاعات بومی. اگر پژوهش را «ابزار تولید دانش کاربردی» تعریف کنیم، در کشور خودمان بازار پژوهش نداریم؛ ارتباط بین دانشگاه و صنعت قطع است. توسعه نیافته هستیم چون یکی از معانی توسعه «فرآیند تحولی از سنت به مدرنیسم بر پایه پژوهش است. وقتی کشورهای پیشرفته دانش و اطلاعات را به عنوان دارایی ASSET حساب می‌کنند و فقط سخت افزار را در اختیار ما می‌گذارند همیشه یک مرحله عقب هستیم. سخت افزار را داریم اما تولید اطلاعات را نه. رکن اصلی جامعه اطلاعاتی «آزادی اطلاعات»‌است و این اطلاعات، سرمایه جهان پیشرفته به خصوص بخش خصوصی محسوب می‌شود. معلوم است که آنها اطلاعات را منتقل نخواهند کرد و همین روند مصرفی اطلاعات در جهان سوم باقی می‌ماند. حتی اگر غرب در پروژه‌های جامعه اطلاعاتی سرمایه گذاری کند؛ خبری از اطلاعات نخواهد بود. این روند مصرف‌گرایی اطلاعاتی درکشور ما تا چه حد نمود دارد؟
** قطعا گرانبهاترین کالای جامعه اطلاعاتی همین اطلاعات است و از بین مفاهیم کلیدی مطرح در مباحث جامعه اطلاعاتی نظیر بحث فراگیر مکانیزم‌های مالی که شما هم به آن اشاره کردید، یا بحث حاکمیت اینترنت، مسایلی چون محتوای محلی، حفظ تنوع فرهنگی و زبانی و کاستن از شکاف دیجیتال هم بسیار مهم هستند و به واقع در مباحث مطرح در ادبیات جامعه اطلاعاتی که بسیار فنی و پیچیده هم هست، باید همیشه به مفاهیم مهم به زبانی کاملاً ساده پرداخت و این به جز این که وظیفه نهادهای آموزشی است، وظیفه نهادهای رسانه‌ای هم هست. بر پدیده محتوای محلی تقریباً در همه اسناد wsis تاکید شده است. یادم هست در اعلامیه با ماکو که اعلامیه‌ای آفریقایی و صادر شده در یک کنفرانس منطقه‌ای برای wsis در سال 2002 بود و من آن را با بیانیه‌های دیگری در همین زمینه به طور تطبیقی مطالعه کردم، پرسشی در بیانیه مزبور بود مبنی بر این که آفریقا در جامعه اطلاعاتی دنبال چیست و جواب این پرسش در بیانیه مزبور هم اینها بود:‌ سرمایه‌گذاری ویژه برای دیجیتالی کردن کتابخانه‌های آفریقا تا میراث فرهنگی این قاره را حفظ کند، حفظ چند زبانی بودن و تنوع فرهنگی به عنوان نیروی محرکه توسعه محتوا برای استفادهه بومی و بین‌المللی و این که تولید محتوای بومی باید بالاترین اولویت‌ را داشته باشد و ارتباطات به مثابه پایه موجودیت فردی و اجتماعی به صورتی امن مدیریت شود و توسعه با توجه به نیازهای خاص هر جامعه و خصوصاً جامعه آفریقا تعادل پیدا کند و نکات دیگری از این دست.
بنابراین داشتن برنامه توسط هر کشور می‌تواند ضامن زدودن نگران‌هایی از این قبیل باشد.
* دو جریان عمده جهانی که دولت‌ها با آن روبه‌رو هستند،‌ یکی همین جامعه اطلاعاتی است و دیگری جهانی شدن. روند جهانی شدن عمدتاً اقتصادی است. نسبت جامعه اطلاعاتی با روند جهانی شدن چیست؟ با WTO چطور؟
** فراتر از این طبقه‌بندی هم می‌توان به این موضوع نگاه کرد. من فکر می‌کنم طبقه بندی لازلوزی کاروالیکس که دیدگاه‌های مطرح شده درباره جامعه اطلاعاتی را طبقه‌بندی ویژه‌ای کرد، بسیار در خور اعتناست. او می‌گوید:‌ چند نگاه در قبال جامعه اطلاعاتی وجود دارد: جامعه اطلاعاتی به عنوان یک موضع مسلط صنعتی جدید (که یک طبقه بندی توصیفی اقتصادی است) جامعه اطلاعاتی به عنوان یک ماده فرا صنعتی (که در واقع نگاه به اقتصاد و جامعه از زاویه تغییر جامع پارادیم سیاسی هنجاری است)، جامعه اطلاعاتی به عنوان یک ایده‌ال و انگاره اجتماعی مبتنی بر تحلیل فرآیندها و در خدمت درک و برنامه‌ریزی استراتژیک (که یک طبقه بندی آینده‌گرایانه انسانی است) جامعه اطلاعاتی به مثابه درک جهان معاصر و آینده نزدیک (که در واقع تجزیه و تحلیل تغییرات سیستم‌های فرعی اجتماعی است)
جامعه اطلاعاتی به مثابه سیاست (که توجه کردن به قدرت برنامه ‌ریزی اجتماعی است) و بالاخره جامعه اطلاعاتی به مثابه کانون تمرکز سنتز اجتماعی (که این مورد حاکی از تحلیل عمیق واقعیت تغییر یابنده)
* طرح تکفا و بندهای زیادی از برنامه چهارم توسعه که با رویکرد KNOWLEDGE BASE ECONOMY اقتصاد دانایی محور نوشته شده؛ با اسناد تصویبی WSIS هم در ژنو و هم در تونس مطابقت دارد اینها همدیگر را همپوشانی می‌کنند. مثل طرح اتصال مدارس به اینترنت. این مطابقت چقدر است؟ آیا تکفا و برنامه چهارم توسعه برای اجرای مصوبه‌های WSIS کافی هستند؟‌
** برای طرح تکفا زحمت فراوانی کشیده‌ شده و کماکان می‌تواند طرف توجه باشد.
* برای حرکت به سمت جامعه اطلاعات، نیاز به حرکتی هماهنگ داریم. یکی از مهم‌ترین بخش‌ها تربیت نیروی انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه توسعه است. متاسفانه با وجود بندهایی در طرح تکفا و برنامه چهارم توسعه چنین امری دیده نمی‌شود. دلیلش چیست؟
** باید توجه مثلث نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و مدنی را به این موضوع جلب کنیم و راه درازی در این باره داریم که باید طی کنیم. همین که الان رسانه‌ها و محیط‌های آکادمیک دارند در این باره توجه نشان می‌دهند مهم است. من چند روز پیش به همراه دکتر کاظم معتمدنژاد و دکتر شهیندخت خوارزمی از چهره‌های برجسته حوزه ارتباطات به دعوت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی به این مرکز رفته بودیم تا دیدگاه‌های ما را دربارۀ جامعۀ اطلاعاتی به دلیل این که ما اعضای هیات رییسه انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی هستیم بشنوند و در صورت امکان با ما در عرصه پژوهشی با توجه به نیازهای مجلس همکاری کنند. من این موارد را نشانه‌های مثبت می‌دانم و همین‌ طور نشست‌هایی را که خود ما در دانشکده علوم اجتماعی تحت عنوان جامعه اطلاعاتی برگزار کردیم و یا همکارانمان در مراکز آموزشی دیگر؛ همه این موارد را جزو موارد مثبت می‌شمارم.
* برسیم به تولید محتوا. اگر وبلاگ‌ها را کنار بگذاریم، تولید محتوای ما در اینترنت بی‌برنامه، بی‌هدف و اندک هست. در بازار جهانی که جامعه اطلاعات برای‌ «اطلاعات» ایجاد می‌کند، در موضع ضعف قرار خواهیم داشت. دلیل عدم تولید محتوای فارسی چیست؟ همه به برنامه‌ریزی‌های نامتوازن دولتی برمی‌گردد یا مشکل جای دیگری است؟
** موافق نیستم که فقط وبلاگ‌ها تولید مطلب می‌کنند. سایت‌های آموزشی و خبری بسیار خوبی تشکیل شده است و اعضا و کاربران وفاداری هم دارند. سلوشن‌های خوبی هم در کشور تولید شده است. متاسفانه در برخی موارد هم مسایل مالی مانع پیشروی کارها می‌شود. نمونه‌اش سایت پژوهش‌های ارتباطات یعنی ایران و جامعۀ اطلاعاتی که سایتی بسیار پرقدرت در حوزه ادبیات جامعۀ اطلاعاتی بود و به دلیل مشکل مالی از ادامه کار بازمانده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات