بیست و هفتم آذر، سالروز شهادت فرزند حوزه و مدارس مجاهد دانشگاه، آیتالله دکتر مفتح است. این شهید حوزه و دانشگاه در 27 آذرماه سال 1358 به دنبال تلاش مایوسانه استکبار جهانی در جهت رویارویی با انقلاب به دست گروهک آمریکایی فرقان به شهادت رسید.
آیتالله مفتح در سال 1307 هجری شمسی در همدان به دنیا آمد و از همان کودکی تحت تربیت پدر فاضل خویش حجتالاسلام حاج شیخ محمود مفتح قرار گرفت. در هفت سالگی پا به دبستان نهاد و پس از اتمام دوره دبستان جهت فراگیری معارف اسلامی به مدرسه مرحوم آیتالله العظمی آخوند ملاعلی رهسپار شد و در اندک مدتی دوره مقدمات علوم اسلامی را پشت سر نهاد. شهید مفتح در حالی که 15 یا 16 ساله بود جهت تکمیل معلومات و استفاده از محضر علمای بزرگ، راهی قم گردید و به سرعت مدارج علم و کمال را پیمود. همچنین در علوم دانشگاهی نیز موفق به اخذ بالاترین مدرک علمی گردید و با نگاشتن رسالهای درباره نهجالبلاغه، تحصیلات دانشگاهی را به پایان رساند. شهید مفتح پس از کسب معارف حوزهای و معلومات دانشگاهی، در سنگر حوزه به تعلیم و تدریس پرداخت و در کنار این فعالیت، در دبیرستان نیز به تدریس مشغول گشته میوه دانش را به مشتاقانش خالصانه عرضه میکرد و در همین جهت بود که عملا با حیله استعمار و ایادی داخلیاش در دور نگه داشتن دو قشر عمده و موثر جامعه؛ یعنی حوزهای و دانشگاهی به مبارزه برخاست و از همان زمان تلاش وسیعی را در راه وحدت این دو قشر شروع کرد. دانشپژوهان و طلاب در کلاس و محضر درس ایشان، گذشته از علمآموزی، راه و روش مبارزه با ظلم و حیله استعمار را نیز فرا میگرفتند. در حقیقت، کلاسهای درس ایشان یک کانون مبارزه علیه ظلم و ستم نیز محسوب میشد. شهید مفتح همان قدر که به مبارزه علیه رژیم ستمشاهی اهمیت میداد، به بالاترین سطح معلومات و آگاهیهای مختلف دانشپژوهان و طلاب نیز ارزش قایل شده و کسب آگاهی و بینش را پشتوانه محکمی برای ادامه مبارزه میدانست.
آیتالله مفتح در سالهای 1340 تا 1342 در استان خوزستان شهرهای آبادان، اهواز و خرمشهر به تبلیغ و روشن ساختن مواضع نهضت اسلامی پرداخت و سخنرانیهای او بسیار شورانگیز و آگاهیبخش بود، به طوری که ساواک سخت وحشتزده شد و ورود ایشان را به استان خوزستان ممنوع کرد. در همین رابطه عکسش را تکثیر و به ایستگاههای راهآهن، فرودگاهها و حتی گاراژهای مسافربری نیز داده بود تا حتیالمقدور از ورود این شخصیت مبارز به آن استان جلوگیری شود.
شهید مفتح بعد از تبعید حضرت امام(ره) نیز با تلاش فزونتر و خستگیناپذیرتر به مبارزه در ابعاد مختلف، به ویژه روشن کردن اذهان جوانان و آشنا ساختن آنان به ظلم ستمشاهی پرداخت. به همین جهت رژیم برای جلوگیری از فعالیت روزافزون ایشان و محدود کردن محبوبیت این بزرگوار در بین جوانان؛ به خصوص دانشآموزان، اقدام به اخراج ایشان از آموزش و پرورش و تبعید به نقاط دور افتاده نمود. پس از پایان دوره تبعید، ساواک از ورود ایشان به قم جلوگیری کرد و لذا مجبور به اقامت در تهران شد و با اقامت در تهران فصل دیگری از زندگی سراسر مجاهده این بزرگوار شروع شد. دانشگاه الهیات از وی دعوت کرد تا در آنجا به تدریس بپردازد. شهید مفتح نیز به امید باز کردن جبهههای دیگر برای مبارزه با رژیم و شوق همکاری با استاد مطهری که در آن زمان در آن دانشکده به تدریس مشغول بودند، دعوت را پذیرفت و به تعلیم و تربیت دانشجویان دانشکده پرداخت.
آیتالله مفتح ضمن تدریس در آن دانشکده، مبارزه را نیز در ابعاد گستردهتری شروع کرد، به طوری که بعد از چندی ساواک متوجه گردید که برخی از مساجد و دانشکدههایی که شهید مفتح به آنها رفت و آمد داشت به صورت کانون مبارزه علیه رژیم در آمدهاند. لذا روز سوم آذرماه سال 1353 عوامل ساواک به مسجد قبا یورش برده و شهید مفتح و حضرت آیتالله خامنهای را دستگیر نموده و مسجد را نیز تعطیل کردند.
شهید مفتح پس از آزادی از زندان بدون ذرهای سستی مبارزه را همچنان با شدت ادامه داد و فعالیتهای خویش را در ابعاد وسیعتر دنبال کرد تا آنکه در سال 56 نماز عید فطر را با حضور بیش از پنج هزار نفر برگزار نمود و در خطبههای نماز از امام امت(ره) با تجلیل تمام یاد کرد و مردم را بیشتر متوجه رهبری بینظیر ایشان نمود. همچنین در سال 1357 نماز عید فطر را تپههای قیطریه با شکوه فراوان به امامت ایشان برگزار شد و بعد از این نماز بود که تظاهرات گسترده و میلیونی ملت قهرمان برای سرنگونی رژیم شاه آغاز گردید. بعد از برگزاری این نماز و به دنبال آن در یومالله 17 شهریور، شهید مفتح بار دیگر دستگیر شد که مدت این دستگیری چندان طولانی نشد و با اوجگیری انقلاب اسلامی، شاه به آزاد ساختن زندانیان سیاسی از جمله ایشان مجبور گردید.
یکی از خصوصیات بارز شهید مفتح این بود که تلاش بیدریغ و دلسوزانهای را در راه تحقق وحدت حوزه و دانشگاه مبذول میداشت؛ به طوری که ایشان را میتوان یکی از منادیان بزرگ این راه دانست. ایشان برخلاف سیاست دیرینه استکبار و مزدوران داخلیاش که سعی داشتند قشر تحصیل کرده و دانشگاهی را از محور و تجلیگاه دین، که حوزه علمیه باشد، دور نگه دارند، در راه آشنا ساختن دانشگاهیان به دین و نزدیک نمودن آنها به حوزه، عاشقانه فعالیت مینمود و تا آخرین روز زندگیاش، که روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گرفت، هرگز از این امر مهم غفلت نکرد.
شهید مفتح بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سمتهای مختلف به انجام وظیفه پرداخت و همچون گذشته زندگی خویش را وقف اسلام نمود.
با تشکیل شواری انقلاب از طرف امام خمینی (ره) به عضویت این شورا درآمد و به هنگام بازگشت شکوهمند امام به میهن، در کمیته تدارک استقبال از امام (ره) شرکت داشت. بعد از پیروزی انقلاب برای تشکیل کمیتههای انقلاب اسلامی فعالیت چشمگیری نمود و خود سرپرستی کمیته منطقه 4 تهران را به عهده داشت. آخرین مسئولیت شهید مفتح سرپرستی دانشکده الهیات و عضویت در شورای گسترش آموزش عالی کشور بود که به خوبی در این سنگر انجام وظیفه نمود.
با وجود آنکه دکتر مفتح در سنگرهای متفاوت مشغول مبارزه با رژیم شاه بود و در سطح حوزه و دانشگاه و دبیرستان تدریس مینمود، از انجام کارهای پژوهشی و تالیفات غافل نبود و نگاشتههای ارزشمندی بصورت تالیف و ترجمه از ایشان به یادگار مانده است که عبارتند از:
1- ترجمه تفسیر مجمع البیان: جلد اول و دوم این تفسیر به قلم استاد مفتح با همکاری حضرت آیهالله حسین نوری ترجمه شده است، ولی جلد سوم را دکتر مفتح به تنهایی به فارسی برگردانده است. سایر مجلدات این تفسیر را دیگر دانشمندان حوزه، ترجمه نمودهاند.
2- حاشیه بر اسفار ملاصدرا: این حاشیه را دکتر مفتح در زمان تحصیل و تدریس خود بر کتاب اسفار ملاصدرا نوشت، چنین کاری مبین عمق دید و ژرفای اندیشه آن استاد در عرصه حکمت و فلسفه میباشد.
3- روش اندیشه: این کتاب را دکتر مفتح به سال 1336 ش. در علم منطق نوشته است که به عنوان یکی از منابع درسی در حوزه و دانشگاه از آن استفاده میشود. علامه طباطبائی (ره) بر این کتاب مقدمه نوشته است و دقت نظر، اصابت فکر، وفای بیان و سهولت لفظ مولف را ستوده است.
4- حکمت الهی و نهج البلاغه: اثر یاد شده پایاننامه تحصیلی دوره دکترای شهید مفتح است و ضمن آنکه از ژرفنگری و وسعت مبانی برخوردار است، مطالب آن برای عموم مردم قابل استفاده میباشد. این کتاب دارای پیش گفتاری نسبتا مفصل، مقدمه و سه بخش است.
5- آیات اصول اعتقادی قرآن: این کتاب شامل چند بخش است که بخش اول پژوهشهای استاد مفتح را در خصوص مباحث اعتقادی شیعه با تکیه بر آیات قرآن در بر میگیرد.
6- نقش دانشمندان اسلام در پیشرفت علوم: این نوشتار 60 صفحهای مجموعه مقالات دکتر مفتح است که در سال چهارم مجله مکتب اسلام به تدریج انتشار یافته است، که هشت مقاله را در برمیگیرد.
7- ویژگیهای زعامت و رهبری: در این اثر مقالات و سخنرانیهای این شهید بزرگوار در خصوص زعامت و رهبری و مباحث حکومت اسلامی گردآوری شده است.
8- مقالات: در مجلاتی چون مکتب اسلامی، خصوصا مکتب تشیع و نیز مجله معارف جعفری، شیهد مفتح مقالاتی را در خصوص معارف اسلامی و معرفی مذهبی حقه تشیع نوشته است که یکی از این مقالات ارزشمند مطلبی است، تحت عنوان "مکتب اخلاقی امام صادق علیهالسلام" که در پنجمین نشریه سالانه مکتب تشیع در خرداد 1342 ش. درج گردید.
9- مقدمهنویسی بر آثار دیگران: از دیگر کوششهای فکری دکتر مفتح نوشتن مقدمه بر آثار نویسندگان جوان حوزه است که از مجمع علمی اسلامیشناسی- که خود مسئولیت آن را به عهده داشت- شروع شد و تا چند سال بعد استمرار یافت. مجموعه این نوشتههای ارزشمند اگر در جایی تدوین گردد، خود کتابی مستقل و در عین حال سودمند را تشکیل خواهد داد. گزیدهای از این مقدمهنویسیها در کتاب تحت عنوان افکار استاد شهید دکتر مفتح آمده است.
عمر پربرکت این شهید بزرگوار در راه تبلیغ و ترویج اسلام در میان اقشار مختلف مردم به ویژه نسل جوان و دانشجویان سپری شد و او یک لحظه در این تلاش و جهاد مقدس آرام نگرفت.
سرانجام پس از عمری تلاش و جهاد مستمر و خستگیناپذیر در راه تبلیغ دین، در روز 27 آذر ماه 1358 به همراه دو پاسدار جان برکف خود توسط گروهک منحرف فرقان به شهادت رسید و در جوار رحمت حق آرمید. روز شهادت شهید مفتح به مناسبت فعالیتهای چشمگیر آن شهید بزرگوار در راه تحقق وحدت بین حوزه و دانشگاه "روز وحدت روحانی و دانشجو" نامگذاری شد.