قاسم غفوری
در انتخابات اخیر شهرداریهای فلسطین، حماس توانست با کسب بیش از 60 درصد آراء، اکثریت کرسیها را بدست آورد (در نابلس از 15 کرسی به 13 کرسی دست یافت). این پیروزیها که مقدمهای برای حضور فعالتر مقاومت در انتخابات پارلمانی (ژانویه 2006) میباشد، سبب گردیده تا محافل غربی و همپیمانان رژیم اشغالگر قدس، واکنشهای خصمانه گذشته خود را در قبال حماس تکرار نمایند. چنانکه در تازهترین اقدام کنگره آمریکا با صدور قطعنامهای حضور حماس در انتخابات پارلمانی را پایان کمکهای آمریکا به تشکیلات خودگردان و عدم اجرای طرح نقشه راه و تلاش برای تشکیل کشور فلسطین دانستهاند. با توجه به مواضع غرب در قبال تحولات سرزمینهای اشغالی و رخدادهای جاری در این مناطق، این اقدام مغرضانه که با مخالفت و واکنش شدید حماس مواجه گردیده از چند منظر قابل تامل و بررسی است:
1ـ یکی از عوامل پیروزی فلسطینیان، حفظ وحدت میان گروههای مقاومت و تشکیلات خودگردان بوده و هست. این امر سبب شده تا رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربیاش، اولین اولویت خود را ایجاد تفرقه میان این گروهها قرار دهند.
بر این اساس در شرایط کنونی، غرب تلاش میکند تا با مشروط کردن ادامه کمکها به تشکیلات خودگردان به عدم حضور حماس در انتخابات پارلمانی (با توجه به ضعف اقتصادی و ساختاری تشکیلات) اولا تشکیلات و ابومازن را وابسته به غرب و مخالف مقاومت نشان دهند ثانیا حماس را به عنوان عامل ناکامی تشکیلات خودگردان برای تحقق اهداف بینالمللی و اجتماعی معرفی کنند که نتیجه آن میتواند موجب صفآرایی این دو گروه در برابر یکدیگر باشد.
2ـ با توجه به اینکه حضور گروههای مقاومت در صحنه سیاسی میتواند تا حدودی آنها را از بعد نظامی مقاومت دور سازد، لذا تحریم حماس را میتوان توطئهای برای معطوف کردن آن به مسائل انتخابات و مقابله با مواضع غرب در رژیم صهیونیستی دانست تا شاید بدین وسیله بتوانند حماس را به پای میز مذاکره آورده و در نهایت آن را از گروهی نظامی به حزبی سیاسی مبدل سازند. (یکی از اهداف غرب برای کاهش عملیاتهای نظامی و حفظ امنیت رژیم صهیونیستی ایجاد تشکلهای سیاسی و ایجاد تغییرات در خطمشی گروههای مقاومت به مسائل سیاسی و اجرایی میباشد)
3ـ در حال حاضر در میان گروههای حاضر در صحنه تحولات سرزمینهای اشغالی، جنبش فتح به رهبری ابومازن (که ریاست تشکیلات خودگردان را برعهده دارد) رابطه مطلوبتر و هماهنگتری با اهداف آمریکا یا به عبارتی دیگر طرح صلح خاورمیانه دارد. با توجه به اینکه عملکرد مثبت حماس در انتخابات میتواند تزلزل این جنبش (فتح) و در نهایت تشکیلات خودگردان را در ساختار سیاسی و اجرایی فلسطین در پی داشته باشد، لذا غرب که تاکنون از روابط با رهبران تشکیلات رضایت داشته، سعی دارد تا به نوعی همچنان ساختار سیاسی فلسطین را حفظ نماید تا در سایه آن سایر اهداف خود را محقق سازد.
4ـ در طی هفتههای اخیر رژیم اشغالگر قدس در عرصه داخلی با مشکلات عدیدهای مواجه گردیده که در نهایت موجب سقوط شارون و اعلام انتخابات زودهنگام گردید. با توجه به اینکه این نابسامانیها فرصتی مناسب برای تشدید حملات مقاومت علیه رژیم صهیونیستی میباشد، لذا تلآویو اولا با بدستگیری ابتکار عمل و حفظ استمرار حملات نظامی به مناطق فلسطیننشین ثانیا ایجاد بحران سیاسی و فرامنطقهای برای مقاومت (افزایش واکنشهای منفی غرب در قبال حضور حماس در روند سیاسی فلسطین) سعی دارند تا به مدیریت بحران پرداخته تا مانع عملیاتهای شهادتطلبانه و ضدصهیونیستی مقاومت گردند.
5ـ محافل غربی، حماس و سایر گروههای مقاومت را در لیست گروههای تروریستی قرار داده و حتی بدین بهانه از مجامع بینالمللی برای سرکوب و خلع سلاح آنها بهرهبرداری میکنند.
با توجه به اینکه حضور حماس در انتخابات پارلمانی به معنی معرفی رسمی آن به عنوان گروه سیاسی است، غرب ناچار به خارج نمودن نام حماس از لیست گروههای تروریستی میگردد، که این امر مشروعیتی خاص به این گروه و فعالیتهای ضدصهیونیستی آن میدهد. براین اساس غرب با اعمال تحریم بر حماس و اعمال فشار بر تشکیلات خودگردان برای جلوگیری از حضور این گروه در انتخابات آینده، همچنان حماس را در لیست گروههای تروریست حفظ میکند، تا بدین وسیله شرایط را برای خلع سلاح و سرکوب آن فراهم آورند.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که قطعنامه صادر شده توسط کنگره آمریکا علیه حماس و مواضعی که در قبال حضور مقاومت در انتخابات پارلمانی فلسطین صورت میگیرد، تلاشی دیگر برای ایجاد اختلاف میان گروههای حاضر در تحولات سرزمینهای اشغالی و به عبارتی دیگر گرفتن سلاح وحدت از میان فلسطینیان است. چرا که دشمنان فلسطین به خوبی میدانند که حفظ وحدت و انسجام ملت فلسطین به معنی استمرار انتفاضه و در نهایت تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف میباشد که مسلما مدنظر رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن نیست، لذا هر اقدامی برای پایان دادن به این مهم انجام میدهند. براین اساس همچون گذشته تنها راه تحقق اهداف ملت فلسطین حفظ سلاح وحدت و استمرار مقاومت تا تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف میباشد.