محمدمهدی شیرمحمدی
یکم) شهر شلوغ
یک ضرب المثل جدیدی(!) میگوید: «شهر که شلوغ شد؛ قورباغه هم هفت تیرکش میشود» گویی در این دنیای پر غوغا و «شهر آشوب زده بشر مدرن» که اسارت انسانها با شعار آزادی صورت میگیرد، دولت اوتاوا نیز مدعی حقوق بشر شده است.
صدور اطلاعیههای جدید علیه ایران در نهادهای بینالمللی که روز گذشته نیز حقیر وجهی از آن را بررسی کرد از جمله با حمایت دولت کانادا صورت میگیرد. طی ایام اخیر نهادی وابسته به فرانسه به نام دیدهبان حقوق بشر با لابی بازماندگان «باند مهدی هاشمی معدوم» علیه ایران بیانیهای نوشت، در سازمان ملل نیز با لابی بهائیان ـ که اتفاقا پلهای ارتباطی منظمی با بازماندگان باند مذکور و نیز یک نشریه شبه روشنفکر داخلی دارند ـ بیانیهای علیه ایران صادر شد. در هر دو بیانیه وضعیت حقوق بشر در کشورمان ناگوار توصیف شده است.
دوم) نعل وارونه
دولت اوتاوا در حالی بهبود حقوق بشر را در ایران جستجو میکند که طی سالهای اخیر شاهد قتل و تهدید و ارعاب اتباع ایرانی در این کشور بودهایم. پس از آنکه کیوان تابش به طور مشخص با گلوله پلیس این کشور به قتل رسیدهاند و درباره هیچکدام از این قتلها، دولت اوتاوا توضیح مشخصی به ملت ایران نداده است. «خراسانی» و «ربطی» آخرین ایرانیان کشته شده در این کشور بودند.
سوم) دولت ناتوان
البته وضعیت ناگوار حقوق انسانها در این کشور ناگوارتر از آن است که سیاهه آن، با بازخوانی پرونده ارعاب و قتل اتباع ایرانی پایان یابد. دولت اوتاوا که هنوز نتوانسته است استقلال سیاسی کامل خود را از قلمرو ملکه لندن کسب کند، اکنون وارث تاریخی از نسلکشیها و جنایتها علیه بومیان کاناداست.
گزارشهای رسمی و دولتی این کشور حاکی است، هم اکنون تحت سیطره رژیم اوتاوا یک میلیون سرخپوست و بومی کانادایی به سر میبرند. صاحبان اصلی این سرزمین که گمان میرود تعداد واقعی آنها بیش از این رقم منابع رسمی باشد.
سه هفته پیش و در آستانه برگزاری انتخابات در این کشور، دولت اوتاوا کوشید با برگزاری یک کنفرانس علمی سران قبایل و اقوام بومی کانادا را گرد هم آورد و با ارائه وعدههایی برای بهبود اوضاع آنان، آرای بومیان را به حزب حاکم متوجه کند.
این کنفرانس گرچه از سوی سران بسیاری از قبایل بومی تحریم گردید؛ اما با حضور سران پنج قبیله کانون ارائه مباحثی بود که بیش از پیش وضعیت ناگوار آنان را باز مینماید. سران این قبایل، از دولت میخواستند در ازای رای اقوام بومی، حداقلهای یک زندگی عادی را برای آنها مهیا کند؛ این حداقلها، داشتن بهداشت، شغل و مسکن بود. شگفت اینجاست که دولت اوتاوا در حالی که سرزمین این اقوام را تصاحب کرده و جمع کثیری از آنها را با نسل کشیهای پی در پی از بین برده است هنوز از اعطای این حداقلهای زیستی طفره میرود.
چهارم) وعدهها
پل مارتین نخست وزیر کانادا در این نشست که در بریتیش کلمبیا برگزار شد وعده داد طی 10 سال آینده مبلغ 5 میلیارد دلار کانادا معادل 4 میلیارد و 300 میلیون دلار آمریکا از بودجه دولت به مصرف بهبود وضعیت مسکن، خدمات بهداشتی، آموزش و توسعه اقتصادی سرخپوستان و سایر اقوام بومی کانادا اعطا کند.
فیلیپ فونتن رئیس انجمن ملتهای کهن، یکی از سازمانهای سرخپوستان کانادا نیز گفت: «میدانم عدهای از بومیان فکر میکنند روند وعدههای دولت شکست خواهد خورد.»
وی تصریح کرد که چارهای جز اعتماد به دولت نیست. این نشست در حالی با استقبال اندک بومیان برگزار شد اما بسیاری از گروههای بومی با اعتراض به محتوای مذاکرات اعلام کردند: «دولت طرح جدیدی را پیگیری میکند تا بومیانی که در کمپهای مورد نظر سکونت ندارند، از این مزایا بهرهمند نخواهند شد.»
پنجم) وضع اسفبار
بومیان با معضلاتی نظیر کمبود مسکن، میزان بالاتر حاملگی نوجوانان و خودکشی، پایینتر بودن امید به زندگی و دانشآموختگی نسبت به غیر بومیان مواجه هستند. این دولت نه تنها مشروعیت بلکه توان اداره اهالی این سرزمین را ندارد و نهادهای بینالمللی و مدعی حقوق بشر اگر واقعا حامی جوامع انسانی هستند باید در اندیشه بهبود اوضاع جامعه سرخپوستان و صاحبان اصلی این سرزمین باشند. بیگمان اگر دولت اوتاوا با نظارت نهادهای بینالمللی ملزم به رعایت حقوق صاحبان این سرزمین نباشد مانند قرنهای گذشته شاهد تداوم نسلکشی و انهدام این اقوام در کانادا خواهیم بود.