گروه سیاسی - امید سیاوش: محمود احمدینژاد خیلی دیر به عرصه سیاستمداران مشهور وارد شد. حتی زمانی که به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری وارد صحنه سیاست شد، کمتر کسی شناخت دقیقی از مواضع او داشت. چرا که تنها سمت مهم وی شهرداری تهران بود که به نظر نمیرسید. حضور کوتاه مدت در این منصب فرصت مناسبی برای شناخت دقیق از افکار، عقاید و تواناییهای یک فرد باشد. اما به هر حال سرنوشت انتخابات این گونه رقم خورد که نام محمود احمدینژاد به عنوان پیروز نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری خوانده شد. این انتخابات و نتیجه آن به گونهای بود که هنوز پس از گذشت مدتها بسیاری از کارشناسان مشغول تحلیل چگونگی آن هستند ولی پاسخی که مورد اجماع باشد به دست نیامده و لذا میتوان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری را رمزآلودترین انتخابات پس از انقلاب اسلامی نامید. انتخاباتی که به گفته قائم مقام کنونی وزارت کشور و از چهرههای مطرح نظامی با یک برنامهریزی پیچیده و چند لایه از سوی طیف خاصی از محافظهکاران همراه بود.
هر چند با قاطعیت میتوان ادعا کرد محمود احمدینژاد سیاستمدار پیچیدهای نیست. اما به نظر میرسد افراد و گروههایی که در پیروزی شگفتانگیز وی نقش موثری ایفا کردند بعضاً پیچیده و مرموز هستند. به گونهای که از برخی نزدیکان موثر رئیسجمهور هنوز عکس و یا فیلمی منتشر نشده. کسی صدای آنان و تصویرشان را نمیشناسد، مصاحبه نمیکنند و خلاصه به معنی کامل کلمه "مردان پشت پرده" هستند.
گرچه این مردان سیاستمدار برای مردم و حتی خیلی از کارشناسان امور سیاسی ناشناختهاند و کسی از طرز تفکر دقیق آنها خبر ندارد، اما اگر رئیسجمهور احمدینژاد را به عنوان ویترین این جریان فکری در نظر بگیریم میتوانیم به خیلی از تفکرات نه چندان پیچیده آنان پی ببریم.
گفته میشود رهبری فکری و عقیدتی این جریان با آیتالله مصباح یزدی مدرس مشهور حوزه علمیه قم. مردی که با سخنرانیهای مشهورش به عنوان ناطق پیش از خطبههای نماز جمعه تهران از شهرت دو چندانی برخوردار شد و فرصت پیدا کرد تا افکارش را از طریق این تریبون، صدا و سیما و برخی رسانههای وابسته به جناح راست منتشر کند.
او پس از مدت کوتاهی موفق شد تا بر محبوبیت خود نزد جوانان دوستدار جناح راست بیفزاید و به عنوان پای ثابت مباحث فکری، عقیدتی، جلسات، سمینارها و همایشهای جناح راست درآید، به گونهای که از آیتالله مصباح یزدی دعوت به عمل میآمد تا در شهرستانها سخنرانی کند.
پس از این سخنرانیها، کم کم در شهرستانها طیف جدیدی از جناح راست بوجود آمد که تفکرات آنان الهام گرفته از تفکرات آیتالله مصباح بود. این تفکرات مورد انتقاد شدید اصلاحطلبان قرار گرفت و حتی برخی نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم و خیلی از اصلاحطلبان از رسانه ملی به خاطر پخش سخنرانیهای این استاد حوزه علمیه قم انتقاد کردند.
به هر حال تقریباًًً از چند سال پیش طیف فکری مصباح نفوذ خود را در میان محافظهکاران افزایش داد. به گونهای که برخی معتقدند آبادگران محصول حلقه معروف به "پرتو سخن" هستند. از نفوذ بالا، امنیت و امکانات غیرقابل مقایسه برخوردار بودند و مورد حمایت همه محافظهکاران قرار داشتند.
اما پس از مدتها اختلافاتی میان خود محافظهکاران با یکدیگر رخ داد. این اختلافات هر چند فکری و مبنایی بود اما فرصت نمایان شدن پیدا نکرد. تا اینکه در انتخابات شورای شهر دوم حلقه پرتو موفق شد برخی یاران خود را تحت عنوان "آبادگران" راهی شوراهای شهر کند. در حالی که کمتر کسی به پیچیده بودن حامیان تفکرات حلقه پرتو فکر میکرد، این انتخابات نشان داد که خیلی زرنگ و تیزهوش هستند.
آنان با استمرار همان سیاستها و با گوشزد کردن خطر ورود مجدد اصلاحطلبان به مجلس، زمینه ورود خود را به مجلس هفتم فراهم کردند. اما در انتخابات بزرگ و پیچیدهای مثل انتخابات مجلس که فاکتورهای زیادی در پیروزی نامزدها موثر است نتوانستند آن انسجام واقعی لازم را حفظ کنند و لذا مجلس هفتم ترکیبی است از همه طیفهای محافظهکاران به علاوه اقلیت اصلاحطلب.
هر چند این عدم انسجام هم تا چندی پیش روشن نشده بود. اما در انتخابات ریاست جمهوری گامی اساسی بود که با یک برنامهریزی پیچیده و چند لایه وارد این عرصه شد. عرصهای که طیفهای قدیمی و سیاستمداران سنتی جناح راست هم از حل معادلات چند وجهی آن عاجز مانده بودند و حتی بارها از خود میپرسیدند: آنچه میبینیم واقعیت دارد؟ انتخابات نهم ریاست جمهوری برای طیف سنتی جناح راس تبدیل به یک کابوس بد شده بود. کابوسی که راهحلی برای آن وجود نداشت. گفته میشد در جلسات داخلی سنتیها خیلی عصبی شدهاند. آنها که از نامزدی علی لاریجانی دفاع میکردند "آبادگران" را تنها یک تابلو خواندند و گفتند اگر شورای شهر و شهرداری تهران توانسته موفقیتی کسب کند مدیون سنتیهاست.
آنها گفتند این صدا و سیمای تحت مدیریت لاریجانی بود که عملکرد شهردار تهران را در بوق و کرنا کرد و این تریبونهای متعلق به جناج سنتی در سراسر کشور بود که شهردار تهران را به عنوان الگوی مدیریت موفق اسلامی معرفی کردند. اما این سخنان بیش از آنکه جنبه تحقیر و تضعیف طرف مقابل را داشته باشد، بیانگر عصبانیت و حتی گاهی التماس سنتیها به جدیدها بود.
سنتیها با این سخنان میخواستند احساسات و عواطف طیف جدید را تحریک کنند تا دست از این بازی بردارند. اما برای جدیدها این بازی باید پایان میگرفت. این بار بحث یک تفکر بود. طیف جدید معتقد بود میتواند الگوی مدیریت نوین اسلامی را به معرض نمایش بگذارد و عدالت را در عرصه جامعه جاری کند و حتی بالاتر از این با به نمایش گذاردن مدیریت موفق اسلامی به جنگ مدیریت و تفکرات غربیها برود و در نهایت خود را به جهان عرضه کند و... آنها معتقد بودند طیف سنتی از عهده این کار بر نمیآید.
از سوی دیگر برخی حامیان هاشمی، عدهای از هواداران طیف جدید راست را متهم به تخریب چهره رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام میکردند. در این انتخابات کار به جایی رسیده بود که هیچ یک از چهرههای با نفوذ و نامزدهای مطرح جناح محافظهکار از انتقادات تند و بیامان این طیف در امان نبودند.
بالاخره احمدینژاد به پیروزی رسید و بسیاری از نیروهای وابسته به این طیف وارد دولت شدند. اما اوضاع آن گونه که جوانان دوستدار آنها میخواستند پیش نرفت. به ویژه برخی انتصابات سبب نارضایتی این جوانان شد و حتی برخی گروهها نظیر انصار حزبالله نیز به انتقاد شدید از دولت پرداختند و در نشریه ارگان خود به نوعی اعلام کردند که با این اتفاقات دیگر از همه چیز ناامید شدهاند.
ضمن اینکه از این فرصتها و برخی ناکارآمدیهای دولت نهم و راست سنتی نیز استفاده کرد و به شدت به انتقاد از دولت پرداخت. راست سنتی که به دلیل ملاحظات سیاسی از انتقادات صریح و روشن در نشریات رسمی خود، دوری میگزیند اقدام به راهاندازی تعدادی سایت اینترنتی کرده و از طریق آنها اخبار مربوط به ناکارآمدیهای دولت نهم را منتشر میکند.
گفته میشود دولت نیز قصد دارد با این سایتها و یا به قول خودشان کمیته تخریب رئیسجمهور مقابله کند. اما موضوع به این سادگیها نیست. راست سنتیها میخواهند به قدرت باز گردند و به جوانان راست بگویند که سادگی کرده و اشتباه استراتژیک مرتکب شدهاند.
در این میان برخی صاحبنظران سیاسی بر این باورند اظهارات رئیسجمهور احمدینژاد در خصوص اسرائیل و موج اعتراضات کشورهای اروپایی به این سخنان میتواند ضمن سرپوش گذاردن بر عملکرد داخلی دولت نهم، راست سنتی را وادار کند به خاطر مسائل بینالمللی و هجمه تبلیغاتی غربیها، دست از تخریب و تضعیف دولت و رئیسجمهور بردارند و در کنار کسب این امتیازات بزرگ، کامیابیهای دولت سابق در عرصه بینالمللی را ناشی از مصالحه و سازشکاری معرفی کند و دوباره همه طیفهای محافظهکار را علیه خطر بازگشت به قدرت اصلاحطلبان متحد کند.
در این فرصت به دست آمده نیز، شاید روزنههای امیدی برای بهبود وضعیت معیشت مردم باز شود و دوباره...
آری، خیلی از کارشناسان امور سیاسی معتقدند گام مهم، اساسی و بزرگ محافظهکاران جوان در انتخابات خبرگان رهبری برداشته میشود. حذف چهرههایی نظیر هاشمی رفسنجانی و طیف معتدل جناح راست که اکنون در خبرگان رهبری حاضر هستند و به شخص هاشمی علاقهمند هستند، از جمله اهداف این طیف خوانده میشود. در عوض به نظر میرسد برنامهریزی برای ورود روحانیون جوان، به خبرگان رهبری آغاز شده است. انتخاباتی که بعید به نظر میرسد اصلاحطلبان قادر به حضور در آن باشند و میتواند جنگ قدرت میان طیفهای سنتی و جدید راست را شعلهور کند.
دولت نهم به وقت بیشتری نیاز دارد و سخنرانیهای خبرساز رئیسجمهور، انتقادهای داخلی به عملکرد دولت را به تاخیر میاندازد.
البته برخی مواضع رئیسجمهور در مورد اسرائیل از نظر ماهوی نه تنها اشکال ندارد بلکه ممکن است صحیح باشد.
در همین زمینه محمدعلی ابطحی که سالها در لبنان زندگی کرده و زمانی مشاور و معاون سیدمحمد خاتمی بوده است مینویسد: "چندی پیش سفر کوتاهی به یکی از کشورهای عربی داشتم. راننده تاکسی جوان پرشوری بود تا فهمید از ایرانم شروع کرد از مواضع ضد صهیونیستی آقای احمدینژاد تعریف کردن. قصد بدی نداشتم گفتم که آقای فلانی رئیس کشور شما هم میتواند چنین مواضعی داشته باشد؟ گفت نه. ما کشورمان تازه دارد از نظر اقتصادی پیشرفت میکند.
اگر رئیس کشور ما از این حرفها بزند آسیب میبینیم. به همین دلیل به خوبی میتوان فهمید که جوانان مسلمان عرب و بعضی نقاط جهان اسلام که از نزدیک شاهد جنایات اسرائیل بودهاند و شاهد آوارگی مردم مظلوم فلسطین بودهاند از هر سخن ضد اسرائیلی استقبال میکنند. اما به شرط آنکه رهبران کشورهای دیگر بگویند و به روند رشد اقتصادی و سیاسی کشورهای آنان آسیب وارد نشود.»
برخی گروهها به حمایت از سخنان احمدینژاد پرداختهاند. از جمله حامیان این اظهارات نئونازیها هستند که از اظهارات رئیسجمهور ایران حمایت کردهاند. هر چند مرتضی تمدن عضو هیات رئیسه فراکسیون اکثریت مجلس هفتم گفته: ما نئونازیها و نازیها را مشروع نمیدانیم و مشروعیتی برای تفکر نازیسم قائل نیستیم. حالا اگر آنها از حرف حق ما به هر دلیل حمایت میکنند دلیلی نمیشود که ما حرف نئونازیسمها را زدهایم.
تمدن تاکید کرد: خیلی مواقع مسائلی را میگوییم که ممکن است دشمنان ما خوششان آید اما مفهوم این نیست که حرف ما حرف آنهاست. عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان گفت: ما نازیسم و نئونازیسم را فاقد اعتبار و مشروعیت میدانیم.
در همین حال نماینده کلیمیان در مجلس نیز گفته است: یک تراژدی بزرگ تاریخی را که طی آن شش میلیون انسان بیگناه روانه کورههای آدمسوزی شدند و هزار عکس و قطعههای فیلم از آن به ثبت رسیده به راحتی نمیتوان انکار کرد.