حسن فتحی
گروه بینالملل
تروریسم در لبنان در حال شکلگیری است و و اوضاع در این کشور به دلیل ترورها روز به روز بحرانیتر میشود. اگر این روند ادامه یابد و تروریسم در لبنان نهادینه شود این کشور عقبگرد کرده و به دوران جنگ و ناآرامی باز خواهد گشت.
لبنان از سال 1975 پس از درگیری میان فلسطینیها و فالانژها شاهد جنگ داخلی ویرانگری بود که این کشور را به ویرانهای تبدیل کرده و استقلال آن را از بین برد به طوری که علاوه بر نیروهای شبهنظامی که آزادانه در این کشور جولان میدادند اسراییل و سوریه نیز از فرصت استفاده کرده و هر یک به اشغال بخشهایی از آن اقدام کرده و دست به ایجاد و تقویت گروههایی زدند که حافظ منافع آنها شدند.
اگرچه جنگ داخلی در پی توافقهای طائف پایان یافته و اقوام و گروهها آرام گرفتند ولی از نفوذ سوریه و اسراییل در این کشور کاسته نشد. هر چند اسراییل در زمان نخستوزیری باراک اقدام به تخلیه مناطق اشغالی جنوب کرد اما سوریه از فرصت استفاده کرده و دامنه نفوذ خود را به سرتاسر این کشور گسترده و اجازه نداد استقلال واقعی به لبنان بازگردد. ولی در زمانی که حضور سوریه بر لبنان سایه انداخته بود گامهایی در راه سازندگی برداشته شد که این اقدامات را لبنانیها مدیون رفیق حریری نخستوزیر پیشین این کشور هستند. ولی از روزی که جنگ داخلی به پایان رسید یک مساله مردم این سرزمین را آزار میداد و آن سلطه نظامی، سیاسی و امنیتی سوریه بود به طوری که مسئولین لبنانی باید به تایید سوریه رسیده و تابع سیاستهایی باشند که در دمشق تدوین میشد.
روندی که در لبنان پیش گرفته شده بود با مخالفتهایی در داخل و خارج این کشور همراه بود. در داخل لبنان احزاب و شخصیتهای مستقل و مردم مخالف حضور اشغالگرانه سوریه بودند این مخالفتها زمانی حاد شد که رفیق حریری در اعتراض به دخالتها از دولت استعفا داده و مخالفتهای خود را با این اقدامات علنیتر کرد. پس از آن نیز زمانی که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 1559 را درباره خروج بلادرنگ سوریه از لبنان و خلع سلاح گروههای شبهنظامی تصویب کرد و شرایط در لبنان تغییر یافت برخی برخوردهای قهرآمیز صورت گرفت که ترور رفیق حریری از آن جمله بود.
ترور رفیق حریری و اطرافیانش که شرایط را در لبنان کاملاً دگرگون کرده و به سلطه سوریه بر این کشور خاتمه داد نخستین ترور حساس و تاثیرگذار در لبنان پس از جنگ داخلی بود آثار بینالمللی یافت به گونهای که سازمان ملل با تعیین هیاتی به پیگیری ماجرا پرداخته و گزارشاتی در این ارتباط تهیه شد که در آنها علاوه بر سوریه، عوامل لبنانی این کشور نیز متهم به دخالت در ترور حریری شدند.
ولی مسایل لبنان به ترور حریری و حوادث پس از آن که مهمترینشان خروج بلادرنگ نظامی و امنیتی سوریه از این کشور بود محدود نشد. بلکه پس از آن نیز شاهد برخوردها و اقدامات تروریستی بودیم که میتواند اوضاع را در لبنان آشفته سازد. زیرا یکی از اهداف دشمنان مردم لبنان این است که با دامن زدن به ناآرامیها و اختلافات قومی و قبیلهای و حتی مسلکی نشان دهند که آنها نیاز به قیم دارند و باید توسط دیگران کنترل و اداره شوند.
اما مردم لبنان باید با حفظ اتحاد و همبستگی نشان بدهند که قادرند صلح و آرامش را حفظ کرده و اجازه ندهند عوامل بیگانه اوضاع را آشفته سازند.
تروریستی که در لبنان در حال بروز و ظهور است تروریسم هدفداری است که میداند چه کسانی را هدف قرار داده و از چه حربههایی استفاده کند. این تروریسم دارای تفاوت اساسی با اقدامات القاعده است. آنها تروریسم کوری را هدایت میکنند که هدفش فقط ایجاد رعب و وحشت است.
آخرین اقدام تروریستی در لبنان که این بار نیز افکار و نگاهها را به سوریه متوجه کرد ترور سردبیر روزنامه النهار و نماینده پارلمان این کشور بود. در این حادثه جبران توینی سردبیر روزنامه النهار و 3 تن دیگر جان خود را از دست داده و حدود 10 نفر مجروح شدند. توینی یکی از اعضای پارلمان لبنان و از بزرگترین مخالفان سوریه در لبنان به شمار میرفت که به دلایل امنیتی در پاریس به سر میبرد ولی به محض بازگشت به کشورش هدف اقدام تروریستی قرار گرفته و جان باخت اگرچه مسئولیت این حادثه را گروهی به نام «مبارزان دستیابی به یکپارچگی و آزادی در سرزمین شام» برعهده گرفت که هدفش از بین رفتن استقلال لبنان و ادغام این کشور در سوریه است. در بیانیه این گروه در توجیه ترور سردبیر النهار آمده بود که سرنوشت قصیر و توینی سرنوشت کسی است که لبنان را به بهای اندکی میفروشد.
توینی دومین روزنامهنگار از روزنامه النهار است که بعد از 6 ماه از ترور سمیر قصیر همکار خود ترور میشود.
در پی این حادثه لبنانیها خواستار تحقیق بینالمللی شدند مشابه آنچه در ارتباط با حریری شاهد بودیم زیرا آنها به این واقعیت معتقدند که هنوز امنیتیهای سوریه در ارکان مختلف لبنان حضور دارند و اجازه نمیدهند تحقیقات مستقلی صورت بگیرد.
هرچند دیدگاههای مختلفی درباره عوامل این ترورها مطرح شده ولی ولید جمبلاط رهبر دروزیها سوریه را در این ترور دخیل دانست در حالی که یکی از وزاری پیشین این کشور از اسراییل به عنوان متهم اصلی نام برد.
لیکن آنچه در این مقطع حساس اهمیت دارد این نیست که سوریه یا اسراییل و یا چه گروه و کشوری در پشت این اقدامات قرار دارند بلکه مساله اصلی این است که تروریستها چه اهدافی را پی میگیرند؟ نگاهی به تاریخ لبنان در عصر حاضر بیانگر این واقعیت است که هرگاه بیگانگان درصدد رسوخ و نفوذ در این کشور بودهاند از چنین حربههایی بهره گرفتهاند زیرا لبنان دارای موقعیت خاص و استراتژیکی بوده و استقلال و آزادی آن به نفع برخی از کشورهای همسایه از جمله اسراییل و سوریه نیست. اگر چه افکار عمومی مردم جهان و لبنان به هیچوجه از تجزیه و یا ادغام آن در یکی از کشورهای بزرگ همسایه حمایت و پشتیبانی نمیکند و طرفداران سوریه و شام بزرک هم از این مساله بسیار عصبانی و ناراحت هستند اما اگر این روند ادامه یابد اوضاع روز به روز وخیمتر شده و زمینه مساعدی برای تشدید اختلافات و درگیریها به وجود خواهد آمد.
این اقدام تروریستی از جانب سوریه هم محکوم شد اما مسایلی که از جانب وزیر اطلاعرسانی سوریه بیان شد سوالبرانگیز بوده و میتواند این ذهنیت را قوت ببخشد که کسانی که درصدد دامن زدن به ناآرامیها هستند از طریق دمشق تقویت میشوند زیرا وی دشمنان لبنان شامل آمریکا و غرب را به دست داشتن در این حوادث متهم میکند و صراحتاً بر این مساله تاکید میورزد که اوضاع لبنان در زمان حضور نیروهای سوری در آن مستحکم و باثبات بوده اما پس از عقبنشینی نیروهای سوریه مختل شده است.
آنچه از جانب وزیر اطلاعرسانی سوریه عنوان شده هر چند ممکن است صحت داشته باشد اما نمیتواند توجیهکننده اشغال لبنان توسط سوریها بوده و یا موید این موضوع باشد که خروج سوریه از لبنان به ناامنیها دامن زده و اوضاع را آشفته کرده است زیرا در سوی دیگر این سوال مطرح است و باید مقامات سوری پاسخ آن را بدهند که به چه دلیل نوک تیز این اقدامات متوجه مخالفین سوریه در لبنان بوده و این افراد آماج اقدامات تروریستی قرار میگیرند؟
ترورهای سیاسی در لبنان ریشهدار است و اولین آنها در سال 1975 صورت گرفت اما ترورهای سیاسی عمدهای که در این سالها شاهد بودیم و جان بسیاری از سیاستمداران لبنانی را گرفت را در سالهای 1977 تا مقطع کنونی مشاهده میکنیم که طی آن دهها سیاستمدار، وزیر، نخستوزیر و حتی رییسجمهوری لبنان جان باختهاند که از جمله آنها میتوان به کمال جمبلاط، رنه معوض، شیخ حسن خالد و بشیر جمایل اشاره کرد. به همین دلیل این سوال مطرح است که این ترورها تاکی ادامه یافته و چه عواملی را باید به کار گرفت تا جلوی رشد آن را بگیرد؟ آیا هدف تروریستها از بین بردن استقلال لبنان و دامن زدن به اختلافات قومی و مسلکی است یا آن که آنها میخواهند بار دیگر جنگ داخلی را در این کشور به راه بیندازند؟ باید در انتظار روزهای آتی بود تا پاسخ این سوال را دریافت.