رسانههای جمعی عراق در دورۀ حاکمیت رژیم بعث، ابزار تبلیغات رسمی دولت و حکومت صدام حسین به شمار میرفتند. برای حدود 23 میلیون جمعیت کشور عراق، فقط 5 روزنامه منتشر میشد. «الثوره» ارگان حزب بعث، «الجمهوریه» روزنامه دولت عراق، «القادسیه» ارگان ارتش و نیروهای مسلح، «العراق» ارگان احزاب کرد دست نشانده رژیم بعث و «بابل» روزنامه وابسته به «عدی» فرزند ارشد صدام. 4 روزنامه نخست یک صدا رژیم بعث و صدام حسین را تبلیغ و تمجید میکردند و تنها تفاوت آنها اسامی و لوگوهایی بود که بر پیشانی آنها حک شده بود. کمیته ویژهای در دفتر صدام، وظیفه سیاستگذاری و تعیین خطمشی این روزنامهها را برعهده داشت. بابل به دلیل حضور عدی در مدیریت آن، مجاز به انتشار اخباری بود که سایر روزنامهها مجاز به انتشار آن نبودند.
در اواخر رژیم بعث به تدریج بهای روزنامهها افزایش و تیراژ آنها پایین آمد. یکی از دلایل این امر، تشدید تحریمهای اقتصادی علیه عراق بود. از سال 1997 بهای هر نسخه روزنامه که 5 دینار عراقی بود به 25 دینار و سپس 100 دینار و در نهایت به 250 دینار رسید. تیراژ روزنامه الجمهوریه از 150 هزار به 20 هزار نسخه و الثوره از 200 هزار نسخه به 25 هزار نسخه رسید.
در عرصۀ رسانههای سمعی و بصری، رادیوی خصوصی و غیردولتی وجود نداشت و شبکههای تلویزیونی نیز فقط شبکه رسمی دولت و شبکه الشباب وابسته به عدی فرزند صدام بودند.
رسانههای جمعی پس از سقوط رژیم بعث
مردم عراق روز 10 آوریل 2003 (فروردین 1384) با یک وضعیت عجیب در دکههای روزنامهفروشی بغداد روبهرو شدند. اولین روزنامهای که یک روز بعد از سقوط رژیم بعث منتشر شد، «طریق الشعب» (راه مردم) بود که به طور رایگان توزیع شد. طریق الشعب ارگان رسمی حزب کمونیست عراق بود که بیش از چهار دهه ممنوع الفعالیت بود و بیشتر اعضای آن به دست ماموران رژیم بعث سرکوب شده بودند.
زمانی که توزیعکنندگان روزنامه «طریقالشعب» در حال پخش روزنامه بودند بسیاری از مردم که هنوز از فضای بسته استبدادی صدام در وحشت قرار داشتند از ترس نگاهی به روزنامه میانداختند و رد میشدند. مسئول یکی از دکههای روزنامهفروشی خیابان «ابو نواس» بغداد که مرکز فروش بسیاری از نشریات جدیدالتاسیس عراق هستند درباره روز 10 آوریل (روز بعد از سقوط صدام) و واکنش مردم به روزنامه طریق الشعب میگوید: «افراد مطابق عادت به دکه روزنامهفروشی نزدیک میشدند اما به محض آن که چشمشان به تصاویر اول روزنامه میافتاد که در آن از مجسمه سرنگون شده صدام و از جنایات او تصاویری منتشر شده است، در ابتدا کنجکاو میشدند اما از آنجایی که هنوز به فضای جدید عادت نداشتند از ترس احتمال بازداشت از سوی ماموران صدام به سرعت محل را ترک میکردند.»
انفجار رسانهای
دکههای روزنامهفروشی در عراق، هر روز شاهد انتشار روزنامه و یا هفتهنامه جدیدی هستند. سردبیرانی که پیش از جنگ در روزنامههای وابسته به حزب بعث یا دولت صدام کار میکردند، اکنون خود تحت عناوین تازه روزنامه و هفتهنامه منتشر میکنند و هر چند اکثر آنها ادعای مستقل بودن دارند اما بسیاری از آنها به شکل آشکار یا پنهانی به احزاب و جریانهای سیاسی وابسته هستند. گروههای مذهبی نیز اقدام به انتشار نشریات خاص خود نمودهاند. الجوزه، الفتوی و الکوثر از این جملهاند که دیدگاههای علمای شیعه و سنی و آراء و عقاید آنها را منتشر میکنند.
نهادهای غیردولتی و NGOها نیز هر یک با توجه به امکانات مالی و توان خویش درصدد انتشار نشریه برآمدهاند. اتحادیه شعرای عراق نشریه «بلادی» را منتشر میکنند، انجمن رایانهای عراق «بغداد آنلاین» را و زندانیان سیاسی دوران صدام، نشریه «نهم آوریل» (روز سقوط صدام) را منتشر میکنند. بسیاری از عناوین روزنامهها و نشریات، منعکسکننده امیدواریها و خوشبینیها به شروع دورهای تازه از آزادیها و پیشرفت در دوره بعد از سقوط رژیم بعث است. العهد جدید، فجر بغداد، الحیه الاولی و العراق الجدید از این جملهاند.
در بخش کردنشین شمال کشور، از پیش از سقوط صدام و از سال 1992 به بعد نوعی حاکمیت محلی وجود داشت، رسانهها فعال بودند اما در مناطق عربنشین که بخش عمده خاک عراق را تشکیل میدهند، پس از سقوط رژیم بعث، خلاء اطلاعرسانی بزرگی به وجود آمد که این خلاء را به تدریج روزنامهها و نشریات جدیدالتاسیسی پر کردند که به یکباره از گوشه و کنار شهر بغداد و دیگر شهرهای عراق سر برآوردند.
در اوایلی که عراق به اشغال نیروهای آمریکایی و متحدان آن درآمده بود و به علت قطع پی درپی برق دسترسی مردم به شبکههای ماهوارهای کمتر امکانپذیر بود و مردم برای دسترسی به اخبار تنها به نشریاتی که تازه انتشار خود را آغاز کرده بودند، رجوع میکردند و این نشریات گزارشها و اخبار تحولات کشور را در اختیار مردم قرار میدادند و شمار خوانندگان روزنامهها و نشریات به سرعت افزایش پیدا میکرد، اگرچه به مرور زمان برخی روزنامهها دست به چاپ گزارشهایی زدند که پایه و اساس چندانی نداشت و صرفاً برای جذب خوانندگان چاپ میشدن و به همین دلیل نشریات مذکور، شمار زیادی از خوانندگان خود را از دست دادند.
حاصل ورود یکباره نشریات نورس به خیابانها، پدیدهای بود که آن را انفجار رسانهای توصیف میکنند. به دلیل این که هنوز نشریات از نظام و سازمان مطلوبی برخوردار نیستند، آمار دقیقی از تعداد نشریات در حال انتشار و شمارگان آنها در دست نیست اما دستاندرکاران رسانهها در عراق برآورد میکنند که هماکنون بین 300 تا 350 نشریه در این کشور به صورت روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه و فصلنامه منتشر میشوند. در شرایط کنونی هر شهروند عراقی بدون آن که نیازمند کسب اجازه از نهاد خاصی باشد میتواند نشریه منتشر کند. مرجعی برای اعطای اجازه نشر وجود ندارد، اکنون وزارت فرهنگ در حال تدوین مقررات مربوط به رسانههای جمعی است. پیش از تشکیل دولت موقت، خط قرمزی که آمریکاییها برای نشریات تعیین کرده بودند، عدم تحریک مردم به مبارزه مسلحانه علیه نیروهای خارجی حاضر در عراق بود. امکان انتقاد از تشکیلات آمریکایی تحت رهبری پل برمر وجود نداشت و برمر دستورالعملی صادر کرده بود که طبق آن هر روزنامهنگار یا نویسندهای که مردم را تحریک به کشتار و خونریزی میکرد، بازداشت میشد و مورد بازخواست قرار میگرفت، در حالی که خود سربازان آمریکایی از مصونیت قضایی برخوردار بوده و هستند. در یک مورد روزنامهنگاری که سردبیر یکی از نشریات عراقی بود قصد داشت وارد محلی شود که در آن جلسه اعضای شورای حکومتی موقت عراق برقرار بود که سربازان آمریکایی جلوی او را گرفتند و هنگامی که با یکی از سربازان قدری به تندی صحبت کرد، به او دستبند زدند و او را روی زمین انداختند و ساعتی وی را به همین حال رها کردند.
سوژههای مورد توجۀ رسانههای جمعی
در کنار تشریح دیدگاهها و مواضع حزبی و سیاسی، گروهها و احزاب، مهمترین سوژههای مورد توجه رسانههای جمعی سمعی و بصری و مکتوب در عراق پس از صدام را میتوان به شرح ذیل دستهبندی کرد:
1ـ اخبار درگیریهای نظامی و ناامنیها: با توجه به اینکه بمبگذاریها، ترور و آدمربایی و حملات مسلحانه تروریستها، مساله اول روز عراق است، بخش عمدهای از اخبار و گزارشهای خبری و تحلیلهای رسانههای جمعی به بازتاب این حوادث اختصاص دارد. اخبار مذکور هم از نظر حجم، بخش قابل ملاحظهای از اخبار رسانهها را تشکیل میدهند و از نظر اولویت، در رده نخست قرار میگیرند. این ویژگی نه تنها در مورد رسانههای عراقی بلکه در مورد رسانههای منطقهای و بینالمللی نیز که اخبار عراق را بازتاب میدهند، صدق میکند.
2ـ افشای جنایات و ستمهای دوران حاکمیت بعثیها: افشای اخبار جنایات رژیم بعث به ویژه در مورد اعلام و شکنجه مخالفان، از جمله کشف گورهای دسته جمعی بخش دیگری از اخبار جذاب و پرخوانندۀ روزنامههای عراق پس از سقوط صدام را تشکیل میدهد. انتشار اخبار و گزارش در مورد وضعیت زندگی اشرافی مقامات رژیم پیشین نیز از جمله اخبار جذابی است که طی ماههای اخیر در رسانههای جمعی عراق به ویژه روزنامهها و رسانههای مکتوب دیده میشود.
3ـ نقد دولت و فرآیند بازسازی: اکثر روزنامهها و رسانهها اخبار تلاشها و اقدامات دولت در عرصۀ بازسازی اقتصاد و زیرساختهای اجتماعی ـ اقتصادی را منتشر میکنند اما از نقد دولت در این عرصه بازنماندهاند. بسیاری از ستونهای روزنامهها به نگرانیهای روزمرۀ مردم از جمله کمبود آب، جاری شدن فاضلاب در سطح خیابانها، مشکلات مربوط به توزیع مواد غذایی و قطع پی در پی برق میپردازند.
بیکاری و اعتراض به روند افزایش خیل بیکاران نیز از چشمان تیزبین خبرنگاران پنهان نمانده است و مقالات و برنامههای تلویزیونی بسیاری حول محور اشتغال و مبارزه با بیکاری به چشم میخورد. این در حالی است که نشریات طرفدار دولت مرکزی در بغداد درصدد انتشار گزارشهایی درباره اقدامات دولت هستند. در اربیل و سلیمانیه نیز روزنامهها و شبکههای ماهوارهای به طور روزمره، اخبار طرحهای عمرانی انجام شده از سوی دولتهای محلی کردها در اربیل و سلیمانیه را منتشر و تبلیغ میکنند.
4ـ احساسات ضدآمریکایی، برخلاف رسانههای جمعی کردی که انتقاد چندانی از آمریکاییها در آنها دیده نمیشود، برخی نشریات وابسته به شیعیان نظیرالعداله سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، به انتقادات خود از آمریکاییها و مسئولیت آنان در قبال ناامنیها و اوضاع کنونی عراق میپردازند. اگرچه از ترغیب شیعیان به مبارزه مسلحانه خودداری میکنند و افکار تندتر شیعیان را نشریات و رسانههای وابسته به جریان مقتدی صدر از جمله شبکه تلویزیونی الفیحاء نمایندگی میکنند، انتقاد از آمریکاییها در نشریات وابسته به اعراب سنی، صریحتر و تندتر است که از جمله آنان میتوان به نشریه دارالسلام وابسته به حزب اسلامی عراق به رهبری محسن عبدالحمید اشاره کرد.
چالشهای رویاروی رسانههای جمعی عراق
روزنامهها و سایر رسانههای جمعی عراق علاوه بر مشکلات مالی و سختافزاری که نوعی چالش عمومی است، از چالشهای ویژهای نیز برخوردارند:
1ـ ناامنی و تهدیدات علیه روزنامهنگاران و روزنامهها و اصحاب رسانههای جمعی: یکی از مهمترین چالشها علیه رسانههای جمعی عراق در شرایط کنونی، افزایش ناامنی و بیثباتی و تهدیدات موجود علیه صاحبان رسانهها و ارباب جراید، خبرنگاران، روزنامهنگاران و مفسران و تحلیلگران رسانههاست. بسیاری از خبرنگاران به دلایل سیاسی، هدف ترورهای مسلحانه و بمب گذاریها و حملات نظامی به دفاتر رسانهها قرار گرفته و کشته و یا زخمی شدهاند. ساختمانها و اماکنی نیز که رسانهها در آن مستقر هستند، از این حملات در امان نیستند. نگارنده طی بازدیدی که در تیرماه 1384 از شهر اربیل در شمال عراق به عمل آرد با بلوکهای سیمانی به ارتفاع 4 متر روبهرو شد که دور تا دور ساختمان روزنامه «خبات» چیده شده بود و هدف از آن جلوگیری از انجام حملات انتحاری مرگبار با اتومبیلهای حاوی مواد منفجره بود.
2 ـ فشارهای حزبی: رسانههای جمعی به دلیل گرایشات حزبی و سیاسی خویش از عملکرد حرفهای خویش فاصله گرفته و به ابزارهای تبلیغاتی تبدیل شدهاند. حاکمیت دیدگاههای حزبی باعث شده که حجم عمدهای از اخبار و گزارشهای رسانههای مذکور به انعکاس اخبار درون حزبی از جمله ملاقاتها و نشستها و سخنرانیهای سران احزاب و کادرهای ارشد آنان اختصاص یابد. اخبار مذکور به طور عمده با وضعیت مبالغهآمیز تشریفاتی منعکس شده و از جنبههای حرفهای تولید و انتشار اخبار فاصله دارد. به همین دلیل وظیفه اطلاعرسانی به شکل محدود و در چارچوب سیاستگذاریهای حزبی صورت میگیرد و نشریات و رسانههای هر جریان خاص وظیفه «نقد» در کنار وظیفه «اطلاعرسانی» به شکل محدودی برعهده میگیرند و نقدهای درون گروهی به ندرت دیده میشود.
در حال حاضر پر فروشترین نشریات عراق، نشریات حزبی و سیاسی هستند.
3ـ کمبود نیروی انسانی ماهر و آموزش دیده: به دلیل سلطه طولانی و 35 ساله رژیم بعث، خبرنگاران و روزنامهنگاران عراقی از فرصت لازم برای برخورداری از عرصه آزاد اطلاعرسانی محروم بودهاند و اکنون که تعداد روزنامههای عراق از 5 روزنامه در دوران صدام به بیش از 100 روزنامه و هفتهنامه در دوره کنونی افزایش یافته و شبکههای تلویزیونی آن نیز از دو شبکه دوره صدام به چندین شبکه متنوع گسترش یافته، یکی از مهمتری چالشهای رویارو، کمبود نیروی انسانی و ماهر میباشد به نحوی که نحوه نگارش اخبار در روزنامهها و یا نحوه کارگردانی و پخش برنامههای تلویزیونی از اشکالات حرفهای بسیاری برخوردار است. بالا رفتن کمیت نشریات باعث افت کیفیت آنها شده است. روزنامهنگارانی که در عراق تحت سلطه صدام فعالیت میکردند، تا پیش از سقوط رژیم بعث، بیشتر از آنکه روزنامهنگار باشند، کارمند حزب، ارتش و یا دولت به شمار میرفتند و در راستای سیاستهای حکومت قلم میزدند و اکنون از میان آنها تعداد اندکی که دارای تخصص بالا و صاحب قلم بودند، به روزنامههای کنونی دعوت شدهاند و بسیاری از نشریات با سطح کیفی پایین و با محتوایی که در بسیاری از موارد به دور از معیارهای حرفهای روزنامهنگاری است، منتشر میشوند.
4ـ کمبود برق و مشکل رسانههای تصویری:
یکی از مشکلات اساسی بر سر راه شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای در عراق کنونی، کمبود شدید برق است. نیروگاههای مولد برق در جریان حملات آمریکا به شدت آسیب دیده و تجهیزات آنها به غارت رفته است و معدود نیروگاههایی نیز که فعال هستند، با قطعات فرسوده مشغول به کار هستند و به دلیل سرقتها و خرابکاریهایی که در شبکه انتقال و توزیع صورت میگیرد، امکان انتقال و توزیع برق در سراسر کشور محدود است و به همین دلیل تعداد شهروندانی که امکان استفاده از تلویزیون و ماهواره را دارند، محدود است. اگرچه نسبت چنین شهروندانی در مناطق کردنشین که از امنیت بالایی برخوردار است، از مناطق عربنشین عراق بیشتر است، لذا نشریات و مهمتر از آنها رادیو، رسانهای فراگیرتر در عراق به شمار میرود و مخاطبان بیشتری دارد.
خبرگزاری رسمی عراق
(وکاله النباء العراقیه) INA
خبرگزاری رسمی عراق INA، پس از سقوط رژیم بعث فعالیت خود را از سرگرفته است ولی هنوز از گستردگی و نفوذ رسانهای لازم برای تحتالشعاع قرار دادن رسانههای مکتوب و سمعی و بصری احزاب و جناحهای سیاسی کشور برخوردار نیست. یکی از دلایل عدم تحرک کافی رسانههای دولتی از جمله خبرگزاری عراق، اختلافات موجود بین اکراد شیعیان و اعراب سنی در مورد سیاستگذاری و برنامهریزی راهبردی برای این رسانههاست به ویژه آنکه در پی تغییر و تحولات مکرر اعضای دولت و وزرا، مدیران ارشد نهادهای رسانهای نیز به طور سریع تغییر مییابند و ثبات مدیریتی وجود ندارد.
وضعیت رسانههای ایرانی در عراق
پس از سقوط رژیم بعث یکی از اولین شبکههای ماهوارهای که موفق گردید خود را از طریق گیرندههای عادی منازل به مردم عراق عرضه کند، شبکه العالم ایران بود. این شبکه تلویزیونی و ماهوارهای که به زبان عربی برنامه پخش میکند، با هدف تاثیرگذاری بر مخاطبان عرب زبان در خاورمیانه آغاز به کارکرد اما هنگام حمله آمریکا به عراق به مهمترین شبکه خبری منعکسکننده تحولات عراق تبدیل شد. نکته مهم آنکه آمریکاییها برای مقابله با نفوذ خبری العالم تلاش کردند تا با راهاندازی امکانات پخش برنامههای ماهوارهای در دورن یک فروند هواپیمای بوئینگ، به مقابله با العالم بپردازند که موفقیت چندانی در این عرصه به دست نیاوردند. شبکه بینالمللی سحر نیز در عراق و از طریق گیرندههای منازل قابل دریافت است. طی ماههای گذشته خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) و واحد مرکزی خبر نیز نمایندگان و دفاتر خود را در بغداد مستقر کردهاند.
وضعیت ویژه شبکههای الجزیره و العربیه
قبل از حمله آمریکا، حین حمله و در شرایط سه ساله پس از آن، دو شبکه تلویزیونی و ماهوارهای الجزیره و العربیه موقعیت ویژهای در فضای رسانهای عراق داشتهاند. الجزیره والعربیه قبل از حمله، فضای تند ضدآمریکایی جهان عرب را پوشش میدادند و در جریان حمله آمریکا به عراق نیز با نشان دادن خسارات جانی و مالی حمله، نقش عمدهای در تحریک افکار عمومی جهان عرب و اسلام علیه نیروهای آمریکایی ایفا کردند به نحوی که خبرنگاران و تصویربرداران آنها به کرات با حملات فیزیکی آمریکاییها روبهرو شده و دفاتر آنها چندین بار مورد بازرسی و تفتیش قرار گرفت و حتی تصویربردار الجزیره در حمله نظامی آمریکا کشته شد.
پس از استقرار تشکیلات موقت آمریکاییها در عراق و سپس آغاز به کار شورای حکومتی موقت، دولت انتقالی ایاد علاوی و اکنون دولت ابراهیم جعفری، همواره کردها و شیعیان شبکههای الجزیره و العربیه را متهم کردهاند که به تحیک خشونت در عراق دامن میزنند به گونهای که دفترهای این دو شبکه در مواردی تعطیل شده است. نیروهای آمریکایی نیز مدعی هستند که شبکههای الجزیره و العربیه در مسائل عراق و فلسطین، به تحریک افکار عمومی وتشویق عملیات انتحاری مبادرت میورزند.
شبکه الجزیره در عراق از سوی آمریکاییها به ارتباط با شبکهها و گروههای گروگانگیری اتباع خارجی نیز متهم شده است و حتی با افشای سندی معلوم گردید که بوش قصد بمباران دفتر الجزیره را داشته است.