"حوزه" و "دانشگاه" دو نهاد با دو بنیاد مختلف هستند. حوزه، روییده از متن و فرهنگ دینی - اسلامی و بالیده با حال و هوای آموزههای شریعت و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بوده و دانشگاه، خاستگاهی جدید دارد که از تمدن بیگانه نشات گرفته است. البته، عمر دانشگاهها و مراکز علمی در ایران باستان و ایران پس از اسلام، بسیار ریشهدارتر از دانشگاههای دنیای متجدد غرب است اما دانشگاههای فعلی ما پس از چند قرن رکود در جامعه خودی و با تقلید از مدلهای بیگانه تولدی دوباره یافتند.
این دوگانگی و تباین، زمینهساز افتراق این دو نهاد نیز بوده و تربیت یافتگان آنها در عرصه تعامل، بازاندیشی و هماندیشی نتوانستهاند به سطح مطلوبی از همکاری و هماهنگی دست یازند. همین مساله بغرنج، همواره مصلحان و اندیشمندان مسلمان را به اندیشیدن در خصوص بازسازی حوزه و دانشگاه، به منظور ایجاد وحدت و کارایی میان آن دو واداشته است.
اجرای "سیاست بازسازی" در حوزه و دانشگاه، این دو نهاد آموزشی را در مسیر رشد و تعالی کلیت جامعه به یک خیز همه جانبه وا میدارد. رسالت حوزه و دانشگاه در این بازسازی عبارت است تربیت و ساخت کار در متخصص به عنوان پشتوانه تحقیق و تتبع در روند توسعه و پیشرفت کشور، بیتردید برنامهریزی توسعه در خط سیر عدالت اجتماعی نیازمند به پشتیبانی فقاهتی حوزههاست و جز با این تکیه گاه امکان بسیاری از سیاستها غیرمیسر میماند.
قلمرو بازسازی را باید تعیین کرد و اصول و فروغ را بازشناسی کرد. در گردونه اندیشهها باید کارآمدترینها را برگزید و برای حوزههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی و ساختارهای آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، نظام اداری و... طرحی نو در انداخت. بیتردید در اندیشه کارآمدی نظام جمهوری اسلامی و اجزای تئوریک و عملی این نظریه، دانشگاهیان و حوزویان نقشی بیبدیل ایفا میکنند. نظام اسلامی که برای تمام حوزهای سیاست، اجتماع، اقتصاد و... حرف و نظر دارد باید در وادی عمل نیز کارایی و توانمندی خود را به اثبات برساند و دانشگاهیان و حوزویان با تلفیق رویکردهای مختلف خود به جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی یک نگرش جامع و مانع و منطبق متعالی اندیشه دینی، تعالی و سعادت جامعه و فرد را در یک سیاستگذاری عینی و قابل اجرا تدوین و تنظیم کنند.
یکی از حوزههای اصلی که در این نوشتار بر آن تاکید میکنیم عبارت است از رفع عوارض تکنولوژی بر فرهنگ و اندیشه دینی که باید از سوی اهالی حوزه و دانشگاه مرتفع گردد. اهم این عوارض عبارتند از:
1- نسیان دیانت؛
2- آسیب نظام خانوادگی؛
3- شتاب مصرفگرایی؛
4- جایگاه ماشینی انسان؛
5- تغییر روابط انسانی؛
6- تخصصگرایی؛
از سویی دانشگاهها در فرآیند بازسازی و رشد تکنیکی، کار ویژههای متعدد را بر عهده دارند که انجام آنها، نقشی اساسی در پیشرفت تکنیک و صنعت کشور فراهم داشت. مواردی چون تربیت محقق و استاد و تربیت مدیران اداری و صنعتی زبده و ماهر جزو مهمترین کار ویژهها هستند. نکته پایانی اینکه حسن اجرای سیاست بازسازی را باید در نوسازی نظامی آموزشی جست.