شهاب کاشفی
هفته گذشته محمود احمدینژاد رئیسجمهور در شرایطی در جمع ائمه جمعه سراسر کشور سخنرانی کرد که خبرنگاران به این جلسه سخنرانی راهی نداشتند. رئیسجمهور ترجیح داده بود سخنان خود را بدون حضور خبرنگاران ایراد کند. این نشانه مناسبی نیست. آقای احمدینژاد به چه دلیل خبرنگاران را نامحرم تلقی کرد و حاضر نشد سخنان خود را در شرایطی ایراد کند که خبرنگاران در جلسه حضور ندارند؟ آیا این موضوع را نمیتوان نشاندهنده عمق بیاعتمادی رئیسجمهور به خبرنگاران و بیتوجهی به شان بالای اصحاب مطبوعات که به عنوان رکن چهارم دموکراسی محسوب میشوند قلمداد کرد؟ البته شاید رئیسجمهور محترم قصد داشته درباره مفاسد اقتصادی سخن بگوید اما چون برخی از رفیقان شفیق به ایشان تذکر دادهاند که به مفسدان اقتصادی کاری نداشته باشد و کار خود را انجام دهد، ترجیح داده در جمعی غیر علنی درباره مفسدان اقتصادی سخن بگوید. با این وجود این پرسش همچنان ذهن افکار عمومی را به خود مشغول کرده که چرا احمدینژاد مصلحتاندیشی میکند و تمایلی به ذکر اسامی مفسدان اقتصادی ندارد؟ آیا با اظهارات مبهم و دوپهلو، زمینه برای مقابله با مفاسد اقتصادی و برخورد با مفسدان اقتصادی فراهم میشود؟ انتظار میرود آقای احمدینژاد زمینه برخورد با مفسدان اقتصادی را با اعلام صریح و آشکار اسامی آنان آغاز کند و عمل را به حرف ترجیح دهد که به قول قدما «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست»
البته اظهارات آقای احمدینژاد در جمع ائمه جمعه که صبح روز چهارشنبه گذشته ایراد شد و به دلیل عدم حضور خبرنگاران و غیر علنی بودن جلسه، متن سخنرانی به صورت تنظیم شده ساعتها پس از مراسم به رسانهها نمابر شد از جنبه دیگری نیز قابل بررسی است.
آقای احمدینژاد که در دوران تبلیغات انتخاباتی نشان داده به سخنرانیهای عامهپسند و به زبان آوردن حرفهایی که توجه عموم مردم را به خود جلب کند علاقه خاصی دارد، در سخنان خود در جمع ائمه جمعه نیز این رویه را ادامه داد و بدون ذکر نام و منصب از افرادی سخن گفت که در هیات مدیرههای متعدد عضویت دارند و از هر یک به طور مستقل حقوق میگیرند.
علاوه بر آنکه انتقاد پیشین از آقای احمدینژاد پابرجاست که چرا باز هم مبهمگویی و در لفافه سخن گفتن را انتخاب کردهاند، ذکر یک نکته نیز ضروری به نظر میرسد و آن اینکه، آقای احمدینژاد برای مقابله با چنین افراد چند مشغلهای که از هر یک به طور مستقل حقوق میگیرند باید از اطرافیان خود آغاز کند. نمونهای از اطرافیان رئیسجمهور که اتفاقا از افراد معتمد آقای احمدینژاد محسوب میشود قرار بود مسئولیت وزارت نفت را بر عهده بگیرد علی سعیدلو است. سعیدلو اگر چه به وزارت نفت نرسید، اما گویی برای دلداری از او مناصب دیگری به او سپرده شده که در جای خود قابل تامل است.
آقای سعیدلو هماکنون رئیس هیات مدیره موسسه مطبوعاتی ایران و همزمان، رئیس هیات مدیره باشگاه فرهنگی ـ ورزشی پرسپولیس است. علاوه بر آن، در دولت جدید شاهد دایر ساختن دو پست جدید هستیم که اتفاقا مسئولیت هر دو بر عهده آقای سعیدلو گذاشته شده است. آقای سعیدلو به عنوان معاون اجرایی رئیسجمهور انتخاب شده است. معاونت اجرایی رئیسجمهور منصبی است که در دوره ریاست جمهوری خاتمی، برای جلوگیری از تداخل وظایف با معاون اول رئیسجمهور حذف شده بود، اما اکنون شاهد دایر ساختن مجدد این منصب هستیم، آن هم در شرایطی که نه تنها شرح وظایف معاون اجرایی رئیسجمهور مشخص نیست، بلکه هیچ تفکیکی بین وظایف معاون اجرایی و معاون اول رئیسجمهور صورت نگرفته است.
از سوی دیگر آقای احمدینژاد یک سمت کاملا جدید به عنوان رئیس ستاد راهبردی آفریقا در دولت ایجاد کرده که مسئولیت آن نیز به آقای سعیدلو سپرده شده است. در حالی که شرح وظایف این مسئولیت جدید نیز به هیچوجه مشخص نیست.
البته با توجه به اعتماد بالایی که آقای احمدینژاد به آقای سعیدلو دارد این احتمال وجود دارد که طی روزها و هفتههای آینده باز هم شاهد سپردن مسئولیت یا مسئولیتهای تازهای به آقای سعیدلو باشیم.
حال پرسش اینجاست که آیا آقای احمدینژاد از نزدیکان خود غافل شده و تنها افراد دیگری را که چند شغل دارند میبیند؟ انتظار میرود رئیسجمهور محترم عمل به شعارها و وعدههای خود را از اطرافیانش آغاز کند و ایستادن در بلندی و تماشای دور دست مانع نشود رئیسجمهور از دو قدمی خود غافل شود.