مراد ویسی
موضع ایران در برابر طرح روسیه، همان موضعی بود که انتظار میرفت. تهران نه طرح روسها را پذیرفته و نه آن را رد کرده است. طرح را نپذیرفته چون حاضر به گذشتن از حق خود مبنی بر غنیسازی اورانیوم در داخل کشور نیست و رد نکرده زیرا نمیخواهد روسیه را به سمت اجماع با آمریکا و اروپا علیه خود سوق دهد.
موضع تهران، به لحاظ تاکتیکی، طولانیتر کردن مذاکرات با روسیه و به لحاظ راهبردی، تمرکز بر روی غنیسازی همزمان در داخل و روسیه است. آن گونه که متکی اعلام کرده و وعیدی نیز رد نکرده، غنیسازی مشترک در روسیه میتواند یک گزینه در کنار غنیشازی در داخل باشد.
رد نکردن طرح روسیه و روی میز گذاشتن طرح جدید ایران مبنی بر غنیسازی همزمان در داخل و روسیه، چند فایده دارد.
نخست آن که بازی آن گونه که آمریکا میخواهد به ضرر ایران به بنبست نمیرسد. آمریکاییها با خرسندی از ارایه طرح روسیه امیدوار بودند که یا ایران طرح مسکو را رد کند و روسیه مجبور به اجماع با آمریکا و اروپا علیه ایران شود و یا طرح روسیه را بپذیرد و از موضع خود یعنی غنیسازی در داخل عقبنشینی کند. حالا با بازی جدید ایران، گزینه سومی به میدان آمده که علیالظاهر ایران را در بنبست مورد انتظار آمریکا قرار نمیدهد.
دوم آن که، رد نکردن طرح روسیه، به تهران امکان میدهد که با اعلام بررسی فنی و اقتصادی پیشنهاد روسیه، زمان لازم برای تطبیق دادن خود با شرایط جدید را به دست آورد.
همچنین، تهران با رد نکردن طرح روسیه، روابط راهبردی خود را با مسکو حفظ کرد، به ویژه آن که روسها نیز همین را میخواهند و قصد دارند همانند 27 سال گذشته با ایستادن بین ایران و اروپا و آمریکا، امتیاز جمعآوری کنند و کیسه خود را بدوزند.
سوم آن که روسیه انتظار دارد معادلات هستهایاش با ایران در مسیری پیش رود که هم منافع روسیه و ملاحظاتش در روابط با آمریکا و اروپا حفظ شود، هم روابط گسترده به ویژه روابط و قراردادهای اقتصادی با ایران را از دست ندهد. شروع مذاکرات فنی و اقتصادی بر سر بررسی پیشنهاد روسیه، چنین امکانی را به تهران و مسکو میدهد.
چهارم آن که، غنیسازی همزمان در داخل و روسیه، صرفنظر از مقدار و میزان و چگونگی هر یک از آنها، به تهران نیز فرصت میدهد تا هم در برابر افکار عمومی ایرانیها خود را سربلند نشان دهد و هم با روسیه به عنوان شریک راهبردی خود وارد چالش نشود و هم به نوعی آمریکا و اروپا را به طولانیتر شدن بازی وادار کند.
سخنان دیروز وعیدی نیز نشان داد که مسیری که تهران درصدد پیمودن آن است، همین تز غنیسازی همزمان در داخل و روسیه است.
تنها نکتهای که در این میان باقی میماند و از قضا مهمترین مساله موجود است، میزان پذیرش چنین معادلهای از سوی آمریکا و اروپاست. اگر کماکان، آمریکا و اروپا بر انتقال کامل غنیسازی به خارج از ایران اصرار ورزند و از طرف مقابل، ایران نیز بر انجام بخشی از غنیسازی در داخل اصرار ورزد، مسکو و تهران مجبور به موضعگیری شفاف و انتخابی ناگزیر خواهند شد. البته هنوز تا رسیدن به این دو راهی دشوار زمان باقی است. روسها و ایرانیها، برای تصمیمگیری سریع و محدود کردن دایره انتخابهای خود، عجلهای ندارند، لذا مذاکرات طولانی خواهد شد، به ویژه آن که ماهیت مذاکرات فنی و اقتصادی هستهای نیز پیچیده و زمانبر است و روسها نیز نمیخواهند ایران را به سمت جواب منفی دادن سوق دهند و ایران نیز نمیخواهد قدرت مانور و سطحبازی خود را محدود کند. از سوی دیگر، علیرغم آن که آمریکا و اروپا نیز درصدد مجبور کردن ایران به پذیرش دیدگاههای خود و یا وارد کردن روسیه به اجماع علیه ایران هستند ولی آنها نیز در مجموع عجلهای ندارند زیرا در یک فرآیند درازمدت در پی ایجاد اجماع محکم و پایدار علیه ایران هستند. بناببراین، به نظر میرسد، هیچ کس عجلهای ندارد، نه ما، نه روسیه، نه اروپا و نه آمریکا.