عباس وکیل
حضور نمایندگان ایران در اجلاس هنگ کنگ که در واقع اولین نشستی است که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران پس از پذیرفتن کشورمان به عنوان عضو ناظر در آن شرکت میکنند از ابعاد مختلف قابل تامل است.
نکته مهم و مثبت در این حضور را میتوان در سرپرستی و ریاست هیات ایرانی که شخص آقای میرکاظمی وزیر بازرگانی عهدهدار است و نیز رییس گروه پارلمانی که با آقای دکتر خوش چهره میباشد و از اقتصاددانها و اصولگرایان برجسته مجلس بشمار میآید، دانست که اگر در سطح پایینتری انجام میشد نمیتوانست قابل قبول و موثر باشد.
اما این حضور از آنجا که با حذف کارشناسان انجام گرفت که قطعا در کمیسیون ما آثار آن مشاهده خواهد شد و مورد انتقاد شدید آقای وهاجی معاون وزارت بازرگانی نیز واقع شد از نکات منفی آن است که در واقع، حضور در اجلاس هنگ کنگ را تضعیف نمود.
اما آنچه میتواند بعنوان یک فرآیند دیگر مورد بررسی قرار گیرد تحرکات و سخنانی است که از هنگام ورود به هنگ کنگ تا پایان اجلاس و در حاشیه اجلاس تا ترک هنگ کنگ احتمالا توسط نمایندگان ایران انجام و یا مطرح میگردد. مطالبی که میتواند به تسریع و گسترش همکاریهای سایر اعضا کمک کند و یا برعکس نقش باز دارنده داشته باشد.
آنچه بنظر معقولتر میرسد جمع بین این دو با یکدیگر است که نمایندگان قبول کنند، عضو ناظر سازمان تجارت جهانی هستند و حضور آنها در اجلاس هنگ کنگ گامی در جهت پذیرش عضویت ایران بشمار میرود بدیهی است در چنین شرایطی صرفا پرداختن به انتقادهای تند از سیاستهای سازمان تجارت جهانی بدون ذکر نکات مثبت آن نه تنها نمیتواند مفید به فایده باشد بلکه به عدم همکاری سایر کشورهای عضو برای ایجاد تسهیلات در عضویت ایران منجر خواهد گردید.
البته این به معنای سکوت در مقابل مواردی که با اصول فکری و ایدئولوژیک ما مغایرت دارد نیست بلکه ضرورت دارد بیان مطالب و نقدها به شکلی باشد که از آغاز راه تعداد مخالفین ایران را در سازمان تجارت جهانی افزایش نداده و راه را طولانیتر نسازد.
ضمن آنکه از انصاف در طرح نکات مثبت سازمان تجارت جهانی دور نشویم.
اساسا دیپلماسی همین معنا را دارد که بیهوده از دوستان و همراهان نکاهیم و بر دشمنان و مخالفان نیافزاییم ضمن اینکه با آنچه مغایر اصول ایدئولوژیک ماست همراهی ننمودهایم.
وقتی گفته میشود مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس حکمت، عزت و مصلحت پیریزی میشود، درست همین اندیشه را در هر دیپلماسی در پیش روی ما قرار میدهد و هر حرکت دیگری، مغایر اصول سیاست خارجی اعلام شده خواهد بود و مسئولیتهای سیاسی و اقتصادی آن بعهده کسانی است که اقدامات خود را نتوانستهاند و یا نخواستهاند با این اصول هماهنگ کنند با این توصیف نمیتوان پذیرفت که نمایندگان ایران در مقطع فعلی و با توجه به هدف سفر خود، از تظاهرات مخالفان جهانی شدن که در نزدیک محل برگزاری اجلاس انجام میگیرد حمایت کنند و یا در سخنان خود ساختار تغییر در ساختار سازمان تجارت جهانی گردند.
جمعی میگویند سازمان تجارت جهانی بجای اعمال عدالت در مبادلات اقتصادی جهان به عاملی برای دیکته کردن سیاستهای سرمایهداری غربی بر جهان تبدیل گردید، این سخن صحیحی است اما براستی در جایگاهی هستیم که قبل از ورود از تغییر ساختار سخن بگوییم؟
آیا با این تحرکات و سخنان اصلا فرصت ورود به ما خواهند داد؟ کدام راه موثرتر است و میتواند نقش عملیتری در گسترش عدالت در جهان که پرچمدار آن هستیم داشته باشد؟ مدارا همراه با پافشاری کردن بر حق یا سخن درشت گفتن از آغاز راه؟
اگر هنوز تردید وجود دارد باید بررسی دقیق داشته باشیم که منافع ملی ما و مصالح جمهوری اسلامی ایران با قرار گرفتن پشت درهای بسته سازمان تجارت جهانی و پذیرفتن تمام تبعات منفی اقتصادی آن بویژه در آینده و پیوستن به صف تظاهر کنندگان مخالف جهانی سازی تامین میگردد و یا بکار بستن تمام توان خود پس از عضویت کامل، در جهت گسترش عدالت در مبادلات اقتصادی جهان.
اگر نمایندگان در نشست هنگ کنگ قبلا به این سئوال پاسخ کارشناسانه میدادند سیاستهای اجرایی آنها قبل و بعد از اجلاس و حتی در حین نشست هنگ کنگ دقیقتر قابل تنظیم بود.
ضمن اینکه پاسخ به این سئوال که برای چه هدفی در اولین نشست سازمان تجارت جهانی پس از پذیرفته شدن بعنوان ناظر حضور پیدا کردهایم، سیاستهای راهبردی حضور نمایندگان را بیشتر روشن مینمود.