تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۸۵۶۲۸

دفتر تحکیم وحدت و استراتژی آینده


مهدی بستان‌آبادی
دانشجویان و جنبش‌های دانشجویی، در قرن حاضر همواره نقشی فعال، موثر و مثمرثمر در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایفا کرده‌اند. این جنبش پاک، مومن، معتقد به مبانی دینی اسلام، همواره تلاش نموده است که در برابر ظلم و نابرابری واقعی که از سوی نظام حاکمه و عوامل آن بر مردم و عرصه عمومی جامعه روا داشته شده، قد علم کرده و با توجه به شرایط حاکم در هر دوران، به مبارزه‌ای متناسب با شرایط دست زند.
اما نگاه ما به جنبش دانشجویی، ناظر به سال‌های پس از دوم خرداد 76 و بالاخص اهداف و سیاست‌های دفتر تحکیم وحدت که یکی از فعالان جنبش دانشجویی است، می‌باشد. این دفتر، نمایندگی تمامی گروه‌های دانشجویی مدافع دوم خرداد را در چند سال اخیر به عهده داشته و تقریبا اهداف و سیاست‌های موردنظر دیگر گروه‌های دانشجویی دوم خردادی توسط این دفتر تعیین، تبیین و پیگیری شده است.
این دفتر پس از گذشت اندک زمانی از تشکیل دولت و مجلس مدعی اصلاحات، با الهام از گروه‌های سیاسی افراطی‌ای همچون جبهه مشارکت (که خواهان پیاده شدن آقای خاتمی از قظار اصلاحات توسط آقای حجاریان شده بودند) و سازمان مجاهدین، وظیفه و هدف اصلی و دایمی خود که نقد واقع‌بینانه و منطقی عملکرد حکومت و ارایه خواسته‌های عموم مردم که در چارچوب آموزه‌های شرع مقدس باشد را به فراموشی سپرده و هدف و اولویت اول خویش را "ایجاد و رهبری یک جنبش عمومی و اصیل‌تر از جنبش دوم خرداد" قرار داد. "فعالان مذکور در شرایطی به دنبال هدایت یک جنبش عمومی (به قصد اصلاحات بنیادی و ساختاری در جامعه سیاسی) بودند که اساسا گسترش چنین جنبشی توسط فعالان سایر اقشار اجتماعی دولت حمایت نمی‌شد. ... دو علامت در سال‌های اخیر، ‌به خوبی این جابجایی در اهداف را در سال‌های اخیر نشان می‌دهد. علامت اول در حرکت بخشی از فعالان دانشجویی در نقد جنبش دوم خرداد، عبور از خاتمی و نهایتا دفاع از رفراندوم قانون اساسی در سایت "شصت میلیون دات کام" قابل مشاهده است... علامت دوم اینکه وضعیت فعالان آن به جایی رسید که حتی برای انجام جلسات تشکیلاتی خود (مثل جلسات انخاباتی دفتر تحکیم) در محیط دانشگاه‌ها با مشکل روبه‌رو شدند"(1)
امید آن می‌رفت که پس از شکست‌های پیاپی الگوها، پس از سال 82 آن دسته از فعالان دانشجویی که الگوهای خویش را شکست‌ناپذیر و محبوب مردم می‌شمردند، به خود آمده و با درک صحیح شعارها و نیازهای واقعی مردم، اقدام به بازنگری، ایجاد اصلاحات بنیادین در اهداف و سیاست‌های متخذه خویش در طی سال‌های اخیر نموده و جایگاه واقعی خویش در جامعه و وظیفه اصلی خویش که همانا نقد معقول، منطقی، منصفانه امور حاکم بر کشور می‌باشد را شناخته و فصلی جدید در حیات سیاسی ـ اجتماعی خویش آغاز نمایند.
حال پس از بروز تنش‌ها و فعل و انفعالات فراوان در این قشر فعالان دانشجویی، شاهد انتشارات استراتژی یک ساله دفتر تحکیم وحدت، آن هم فقط طیف علامه این دفتر در اوایل آذرماه بودیم. ایشان مدعی گشته‌اند که: "اهداف مجموعه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت،‌ چیزی جز خواسته‌های به حق ملت بزرگ ایران نیست... دفتر تحکیم وحدت، کار ویژه اصلی خود را سخنگویی مطالبات مردم قرار داده است."(2)
این فعالان دانشجویی، آرمان‌های این جنبش را، "دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، عدالت و منافع ملی" معرفی کرده و عنوان داشته‌اند: "جنبش دانشجویی ایران، آزادی را اعم از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، سنگ بنای تحقق جامعه‌ای آزاد و انسانی می‌داند... دموکراسی را نمی‌توان صرفا در لفظ پذیرفت، باید همراه با اعلام آن، اعمال دموکراسی و عمل به لوازم آن سرلوحه فعالیت‌های هر مجموعه دوکراتیکی باشد."
با توجه به تحولات ریشه‌ای و بنیادینی که در نوع تفکر این قشر از فعالان دانشجویی در طی چندین سال اخیر رخ داده است و با توجه به مبهم بودن و عدم تبیین خاستگاه و آبشخور نظری این گروه، آرمان‌های ایشان من جمله دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و عدالت از حیث مفهومی، تا حدودی نامعلوم و در هاله‌ای از ابهام می‌باشد.
حداقل دو تعریف برای آرمان‌های فوق می‌توان در نظر گرفت:
1ـ تعاریفی در چارچوب و معیارهای مورد نظر اسلام: در این قالب، دموکراسی، به مردم‌سالاری دینی با مدل ولایت فقیه معنا می‌شود و حقوق بشر، همان حقوق بشر اسلامی است یعنی حقوقی که دین اسلام برای ابنای بشر لحاظ نموده است، از جمله آزادی‌های مشروع و همچنین عدالت به تساوی حقوق و نه لزوما تشابه حققو افراد و بالاخص زن و مرد تعریف می‌شود.
2ـ تعاریفی در چارچوب و معیارهای لیبرال دموکراسی: در این قالب فکری، دموکراسی کاملا سکولاریزه شده، از اصول، چارچوب‌ها و مولفه‌های دینی در آن خبری نیست. در نهایت این نوع دموکراسی،‌ منجر به فئودالیته احزاب و استبداد اکثریت بر اقلیت می‌گردد. در این شکل دموکراسی، مشروعیت حکومت از رای مردم به دست آمده و مشروعیت و مقبولیت، یکی می‌باشند، دقیقا برخلاف مردم‌سالاری دینی که مشروعیت حکومت از شارع مقدس و مقبولیت حکومت که شرط تشکیل آن می‌باشد از آرای مردم حاصل می‌شود. در این قالب،‌همچنین، مفاهیم آزادی، حقوق بشر و عدالت نیز کاملا سکولاریزه شده، نسبت به چارچوب‌ها و خط قرمزهای مورد نظر دین خنثی می‌گردند. به عنوان مثال، حقوق بشر در آن، مساوی با مندرجات منشور حقوق بشر سازمان ملل است که در بسیاری موارد با آموزه‌های دینی ادیان مختلف چون اسلام در تعارض می‌باشد.
نیز عدالت، به تشابه حقوق افراد بالاخص زن و مرد تعریف می‌شود.
حال، دفتر تحکیم وحدت و طرفداران ایشان، باید با هدف تنویر افکار عمومی و شفاف‌سازی اهداف و آرمان‌های خویش، دقیقا مشخص نمایند که چه تعریفی از مفاهیم ارایه شده در استراتژی یکساله خود در نظر دارند.
ضمنا در انتهای این نوشتار لازم است جهت اثبات دیدگاه منطقی این دفتر، به مغالطه‌ای که در استراتژی یکساله مزبور از آن استفاده شده است اشاره نماییم. این دفتر مدعی شده است که اهداف این مجموعه "چیزی جز خواسته‌های به حق ملت بزرگ ایران نیست." ایشان با منحصر نمودن و مساوی قرار دادن اهداف گروهی و حزبی خویش با اهداف و خواسته‌های مردم و طرد دیگر احتمالات، همچون احتمال عدم تساوی کامل خواسته‌های مردم با خواسته‌های تعدادی معدود از منحصر در احزاب چند صد نفری یا حداکثر چند هزار نفری است، مرتکب مغالطه طرد شقوق دیگر شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات