* مواضع فراکسیون اقلیت با سکوت این فراکسیون در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی رئیسجمهور، متناقض به نظر میرسید. دلیل آن چه بود؟
** سکوت فراکسیون اقلیت با تصویب مجمع این فراکسیون بود و مخالفان و موافقانی داشت. بخشی از نمایندگان معتقد بودند که سکوت فراکسیون به منزله چوب لای چرخ نگذاشتن در کار دولت است و در آینده دولت اگر در روند کار خود دچار خطا و اشتباهی شود، این مساله به پای فراکسیون اقلیت نوشته نمیشود. در حال حاضر میبینیم متاسفانه برخی بدون اشاره به این که چه کسانی در برابر دولت سنگاندازی میکنند و یا پروندههای قضایی را مطرح میکنند، این سخنان را تکرار میکنند. به همین دلیل قرار شد هر نماینده خود، براساس وظیفه نمایندگی و به تنهایی تصمیم بگیرد.
* نظر شما چه بود؟
** من و جمعی از نمایندگان مجلس اعتقاد به این نظر نداشتیم. من اعتقاد دارم ما در جریانی هستیم که در درون نظام چارچوب مشخصی دارد و هیچگاه اختلاف نظر ما با تفکرات آقای احمدینژاد و جریان راست، به اتفاق نظر تبدیل نمیشود. ما باید نظر خود را بیان کنیم و به مردم بگوییم بخشی از نمایندگان مردم مانند اکثریت فکر نمیکنند. مردم باید بدانند که در مجلس تفکرات دیگری نیز هست. سکوت اقلیت به فعال بودن مجلس ضربه میزند. موضع اقلیت الزاما مخالفت نیست. به برخی از طرحها و لوایح منطقی باید رای مثبت داد.
سکوت اقلیت در جریان رای اعتماد به اعضای کابینه دولت، تصمیمی کاملا مقطعی است و در آینده چنین موضعی در پیش گرفته نخواهد بود.
* به نظر میرسد موضع سکوت اقلیت، موضعی سیاسی بود. با این فرض که در درون طیف اکثریت مخالفان جدی با برخی وزرای پیشنهادی وجود دارند که نظر فراکسیون اقلیت را تامین میکنند و نیازی به رویارویی سیاسی این دو فراکسیون نیست.
** این هم موضوعی است که به هر ذهنی خطور میکند. من این نظریه را کاملا تایید نمیکنم و رد هم نمیکنم. زیرا در نظر این گونه نبود، ولی در عمل این مساله اتفاق افتاد. ما دیدیم که در جناح اکثریت این وضعیت وجود دارد و نمایندگان فراکسیون اقلیت نیز نسبت به وزرای مربوط نظر مثبت نداشتند. به همین دلیل ابراز مخالفت نکردند تا مخالفتها از درون جبهه اکثریت شکل بگیرد. با وجود این من فکر میکنم باید همه فراکسیونها در مجلس فعال باشند و اعتقاد به سکوت ندارم تا از آن بهرهبرداری سیاسی شود؛ زیرا آثار کوتاهمدت آن ارزش آن را ندارد که آثار بلند مدت بیان واقعیتها را کنار بگذاریم.
* فراکسیون اقلیت در این دوره نسبت به دورههای گذشته، اقلیت منسجمی نیست، دلیل این عدم انسجام چیست؟
** نه، اتفاقا این فراکسیون منسجم است و نمونه آن همین اتخاذ موضع سکوت است که نتیجه هم گرفت. در مرحله اول با لابیهای گسترده توانستند مانع ورود 4 وزیر پیشنهادی به کابینه شوند، به دلیل این که سوابق اجرایی کمی داشتند. در مرحله دوم نیز این لابیها به استعفای وزیر پیشنهادی نفت منجر شد.
من باید به ویژگی ممتاز فراکسیون اقلیت اشاره کنم.
یک ویژگی ممتاز فراکسیون اقلیت آن است که چهرههای عضو آن از سوابق اجرایی و سیاسی و توان بالایی برخوردارند. در واقع اینها کارشناس و خبره مسائل مجلس هستند. در بسیاری از لوایح و طرحها با قدرت وارد شدند، اما رای نداشتند.
فراکسیون اقلیت تنها با ائتلاف اصولگرایان سنتی و یا آبادگران مجلس میتواند رای خود را موثر کند. که میبینیم گاهی اتفاق میافتد که جریانهای متفاوت در یک موضوع با هم همسو میشوند.
* تعامل این فراکسیون با دولت چگونه است؟
** دولت هیچ تعاملی با فراکسیون اقلیت نداشت. دولت میتوانست با تعاملی که با همه فراکسیونها برقرار میکرد، وضعیت مناسبتری در تنظیم روابط خود با مجلس داشته.