سیاسی راد:
دوستان تحکیمی استراتژی دوری از قدرت را به مفهومی غیر قابل دفاع تبدیل کردند
سیدعلی رضا سیاسی راد در این میزگرد، با اشاره کوتاهی به رویکرد جنبش دانشجویی در آلمان، گفت: پرداختن به تحولات جنبش دانشجویی در آلمان و فرانسه میتواند ما را در تحلیل سیر تحولی که به اعتقاد من از اوایل دهه هفتاد به صورت یک تغییر، الگوی اساسی در جنبش دانشجویی ایران رخ داده است، یاری کند.
وی سپس با اشاره به توجه جدی به ضرورت بررسی مساله عینی شدن میزان توانایی انجمنهای اسلامی و واقعی شدن ظرفیتهای دفتر تحکیم وحدت در میان اعضای آن در دهه هفتاد، گفت: واقعیت این است که این اعتقاد که انجمنهای اسلامی، قدرت رهبری یک جنبش اجتماعی را دارند، به خیالپردازی میماند، چون هیچ نیروی سیاسی بیرون از دانشگاه که سالها انباشت تجربه و فعالیتهای تئوریک و مبارزات سیاسی انجام دادهاند، چنین توانی را ندارند و اگر دانشجویان تصور میکنند که چنین ظرفیتی دارند، باید دید که تصور آنها از کجا ریشه گرفته است.
سیاسی راد تصریح کرد: درک این محدودیت بیرونی باعث شد ما در داخل اتحادیه از پروژه حذف نیروهایی که میتوانند به انجمنها بپیوندند، جلوگیری کنیم. تعمیق مدلهای دموکراتیک در تشکیلات انجمنهای اسلامی یکی از کارهای بسیار خوبی بود که در دهه 70 انجام شد و یکی از انتقادهای من به دوستان دهه 80 دفتر تحکیم وحدت، معکوس شدن این روند در دوره آنهاست؛ یعنی به لحاظ تشکیلاتی در دهه 70 حرکت به سمت انتخابات بازتر، و آوردن کسانی که در حاشیه هستند به داخل متن، مورد توجه قرار گرفت.
البته بعدها این فرآیند باعث شد که تعداد حاشیه به قدری گسترده شود که حاشیه در دفتر تحکیم وحدت قصد بیرون کردن متن را داشت، در حالی که روند گسترده شدن و آمدن حاشیه به متن نباید به شکلی باشد که روند معکوسی اتفاق افتد و دفتر تحکیم انشعابهای مکرر و نهایتا بدنه داخلی تحکیم مضمحل شود. وی تصریح کرد: رویکرد گسترش تشکیلات به سمت حاشیه، در بیرون از دفتر تحکیم وحدت هم وجود داشت، به این معنا که دانشجویان خواستار حضور محذوفین جامعه در فرآیند تحولات جامعه بودند.
در این راستا ما از کسانی که به دلایل غیر حقوقی و قانونی، تحت فشار و حبس قرار میگرفتند، دفاع میکردیم، به این دلیل که معتقد بودیم، رویکردهای غالب، یک رویه مخذوف دارند که همان حاشیه است و ما برای این که بتوانیم رسالت تاریخیمان را انجام دهیم و به تعهدات سیاسیمان پایبند باشیم، کار ویژه خود را که جبران سرکوب نظرات انتقادی را، در دستور کار داشتیم. وی با اشاره به تنشهای موجود میان نظریه و عمل به عنوان یکی از چالشهای اساسی جنبش دانشجویی، گفت: جنبش دانشجویی همیشه بین دو قطب عملگرایی افراطی و درگیری در حوزههای نظری و علمی، درگیر بوده است.
دانشجویانی که صرفا وارد حوزه پژوهش نظری میشوند، معمولا از فعالیت سیاسی به دور هستند و آنهایی که به سمت فعالیت صرف میروند از وظیفه جنبش دانشجویی که روشنگری و نقد حوزه تئوری و نظریه است، باز میمانند و این عملگرایی در جنبش دانشجویی بسیار وحشتناک است. سیاسی راد با تاکید بر ضرورت حل مساله تعارض میان تعهد سیاسی و دغدغهها و فرصتهای شغلی از سوی جنبش دانشجویی، گفت: غالبا دانشجویانی که فعالیت سیاسی میکنند، در سالهای پایانی دوران دانشجویی هستند و همیشه بین این دو فضا مشکل دارند که تعهد سیاسی مهمتر است یا مساله اشتغال و آینده و نظایر آن؟
مساله امکان پرداخت هزینه سیاسی همواره از مسایل اساسی جنبش دانشجویی بوده و هست و اگر این امکان از دانشجویان گرفته شود، این جنبش عملا مزیتی نخواهد داشت. وی افزود: یکی از دلایلی که بسیاری از افراد در تحلیل علل پیوند ارگانیک جنبش دانشجویی با نظام سیاسی و احزاب سیاسی، به آن معتقدند، نگرانیهای شغلی است. چون این پیوند باعث میشود که این جنبش از درون پوک شود چرا که همه میخواهند از این طریق بالا بروند و این مساله ظرفیت پرداخت هزینه را از بین میبرد.
به همین دلیل هم در دورهای که تحکیم به قدرت نزدیک میشود، این ظرفیتها کاهش مییابد و مفاسدی ایجاد میکند و از روند ایدئولوژیک نظری و تابع نظر جمع خارج میشود و مشغول مصالح و منافع افراد یا باندها میشود. وی با تاکید بر این مطلب که جنبش دانشجویی باید در شرایط غیر انقلابی، هدفگذاری کند، اظهار داشت: پیشنهاد "هابر مارس" که برای ما هم بسیار مناسب است، این است که در شرایط غیر انقلابی، هدف اصلی جنبش دانشجویی روشنگری از طریق روشهای عقلانی و استدلالی و نه تحریک و توسل به خشونت است.
وی در ادامه با تشریح نظریه استفاده از روشهای منطقی و استدلالی "هابرماس"، گفت: ما ندانسته و ناآگاهانه در دهه 70 به خوبی به این کار پرداختیم و با استفاده از این روش، بسیاری از اقدامات انجام شد که در دهه 60 موارد مشابه آن دیده نمیشود؛ نمونه آن استفاده از سمبل تریبون آزاد، تابلوی آزاد، نشریات دانشجویی، شوراهای صنفی و کانونهای فوق برنامه بود که نوعی خلاقیت است. وی یادآور شد: حجم زیادی از حرکتهای دهه 70، نظیر تحصنهای دانشجویان در دانشگاه تهران و سایر دانشگاهها، سمبولیک بود.
روش مهمی که در شرایط فعلی میتوان به دوستان پیشنهاد کرد، مساله روشنگری از طریق روشهای عقلانی و استدلالی است. وی در خصوص بخشی از اظهارات ابراهیم شیخ، مبنی بر این که جنبش دانشجویی باید تکلیف خود را مشخص کند که میخواهد فعالیت علمی و عینی داشته باشد یا به مسایل تئوریک بپردازد، گفت: فعالیت و ورود به مسایل عینی جامعه، نیازمند داشتن تحلیل تئوریک است و اگر معتقد باشیم که نیازی به تئوری نیست، رفتار جنبش دانشجویی به دلیل ضعف تئوریک، به سمت اقدامات دلخواه هر یک از افراد پیش میرود و با کوچکترین مشکل، موضع جنبش تغییر میکند و به شدت به رفتارهای آنارشیستی نزدیک میشود.
وی با یادآوری نظرات "هابرماس" در مورد فعالیت جنبش دانشجویی آلمان مبنی بر فعالیت این جنبش با تصور راهاندازی انقلاب خیالی، گفت: اگر بخواهیم در ایران برخی از رفتارهای کودکانهای را که نه فقط در جنبش دانشجویی، بلکه در گروههای مختلف انجام میشود بررسی کنیم، شاهد حجم زیادی از توهم و خلط میان آرزو و واقعیت و امکانات خواهیم بود. اینکه وقتی نمیتوان یک جلسه معمولی ساده در دانشگاه برگزار کرد و ما خواستار تغییرات بنیادی در تمام عالم هستیم، ثابت میکند که یک جای کار میلنگد و توهمی وجود دارد.
وی افزود: ما میخواهیم اتفاقی بیفتد و از آنجا که در مورد آن انتزاعی فکر میکنیم، دائم استدلال میکنیم که این اتفاق در حال رخ دادن است. این رویکرد مشکلاتی را ایجاد میکند که نمیتوان آن را پایان داد؛ پدیده اعلام رفراندوم از سوی برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت، دقیقا مصداق این رویکرد بود. وی تصریح کرد: جنبش دانشجویی یک سازمان به معنای سازمانهای امروزی نیست، بلکه این جنبش محصول توافق جمعی از دانشجویانی است که در آن دوره در انجمن یا سازمان مربوطه فعالیت میکنند.
دلیل این وضعیت، سیال بودن این جنبش است. درست است که ما دوست داریم انجمن اسلامی به عنوان تشکیلاتی که زمانی در آن فعالیت کردهایم، آنگونه عمل کند که دلمان میخواهد، چون معتقدیم آنها با ما هم جهت هستند، در حالی که تحکیم وحدت دهه 70، تفاوت جدی با تحکیم وحدت سال 59 دارد و به لحاظ هویتی، یک گسست میان این دو دوره وجود دارد؛ جریانی که استراتژی آن فتح سنگرهای کلیدی استکبار جهانی، رفع ظلم از جهان، به هم زدن نظم جهانی و تشکیل حکومت عدل علوی بوده است، در دهه 70 کاملاً از این الگو فاصله گرفته است.
وی ابزار عقیده کرد: وقتی از هویت جنبش دانشجویی صحبت میکنیم باید توجه داشته باشیم که این هویت، مطلب نوشته شده و مدونی نیست، این گونه نیست که عدهای آن را نوشته باشند و تا ابد تمام اعضا به همان نوشته عمل کنند. اعضای انجمنهای اسلامی میتوانند تغییراتی را که خودشان در نظر دارند، در تشکیلات مستقر کنند و یا به دلایل تاکتیکی مستقر نکنند. خود ما در سالهای 76 و 75 قصد داشتیم که مرامنامه تحکیم را تغییر دهیم اما از آنجا که شاخصترین سند هویتی هر مجموعه، مرامنامه آن مجموعه است، این کار را نکردیم.
وی با اشاره به سیالیت جنبش دانشجویی و فعالان آن، گفت: دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی به دلیل این که بیرون از دانشگاه از آنها تقاضای فعالیت حرفهای وجود داشته، به سازمانهای سیاسی تبدیل شدهاند. جنبش دانشجویی جنبشی آماتور است نه حرفهای و دلیل اینکه این جنبش میتواند کاندیدا برای انتخابات مجلس معرفی کند و کاندیدایش رای بیاورد، فقدان احزاب قدرتمند است وگرنه در جامعهای که احزاب قدرتمند هستند، جنبش دانشجویی نمیتواند کسی را به مجلس بفرستد.
وی در توضیح این مطلب، اظهار داشت: رویکرد بیرون آمدن از ائتلاف گروههای جبهه دوم خرداد یا استراتژی دوری از قدرت که متاسفانه بسیار بد فهمیده شد و دوستان ما در تحکیم آن را به چیزی تبدیل کردند که دفاع از آن دشوار شده است، معنایش بازگشت به دانشگاه بود، یعنی دفتر تحکیم وحدت قادر نیست برای اداره مملکت برنامه ارایه کند.
وی تصریح کرد: اگر ما میخواهیم به نسل جدید تحکیم وحدت توصیهای کنیم باید با لحاظ واقعیت باشد؛ مثلا خود ما در دهه 70 بسیاری از کارهایمان را بر اساس تشخیصهایی انجام میدادیم که اگر الان آنجا بودیم این کارها را نمیکردیم. در واقع در جنبش دانشجویی یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن تئوری "غفلت" است. خیلی از اوقات اقدامات دانشجویان به خاطر این است که ابعاد مساله را نمیدانند، چرا یک نیروی حزبی و سیاسی شجاعت جریان دانشجویی را ندارد. به دلیل این که دانشجویان ابعاد کارهایی را که میکنند، نمیدانند.
ما به عنوان کسانی که دورهای در جنبش دانشجویی فعالیت کردهایم، نه تنها ابعاد شخصی برخی از کارها را نمیدانستیم بلکه تغییراتی را که کارمان ایجاد میکرد را هم نمیدانستیم. وی تاکید کرد: دوستانی که در جنبش دانشجویی هستند باید براساس ویژگیهای نسلی و سنی خود عمل کنند. انتقاد مابه دوستان تحکیم این بود که به مدت 10 سال مجموعه را به عنوان یک حزب اداره میکردند. انتقاد ما به شورای مرکزی قبلی دفتر تحکیم وحدت این بود که نمیتوان به عنوان سه یا چهار نفر شورای مرکزی در تحکیم، با کسی برخورد حذفی و ایدیولوژیک کرد و براساس معیارهای دوری و نزدیکی به خود گزینش کرد.
اصلا اعتقاد ما به برگزاری انتخابات آزاد انجمنهای اسلامی برای چیست؟ برای این است که ما دماسنج، اسلام سنجی در دانشگاه نداریم. فرض بر این است که عموم دانشجویان مسلمان هستند و میخواهند وارد انجمن اسلامی شوند و آنجا تمرین فعالیت سیاسی کنند. سیاسیراد با بیان این مطلب که باید میان دیپلماسی فعال در مجموعه دانشجویی با ارتباط با حاکمیت، تفاوت قائل شد، گفت: برنامه دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 به صورت دموکراتیک به تصویب میرسید و اجرا میشد، در حالی به متاسفانه در دو سه سال اخیر، واقعا در دفتر تحکیم وحدت، تصمیمگیری به این صورت دموکراتیک نبوده است.
وی در خصوص راهکارهای ایجاد وفاق در دفتر تحکیم وحدت در شرایط فعلی، گفت: دفتر تحکیم وحدت در شرایط فعلی تحت فشار است و اگر چند نکته را رعایت کند، میتواند به فعالیتش ادامه دهد. البته نمیتوان در مورد آینده اتحادیه پیشبینی کرد، چون واقعا نمیدانیم که میخواهند چگونه عمل کنند و تا به حال هم برنامه مکتوبی اعلام نکردهاند. سیاسی راد در تشریح نکاتی که اعضای دفتر تحکیم وحدت باید برای حفظ این اتحادیه رعایت کنند، گفت: اختلافات در دورانی که مجموعهای تحت فشار است، باید فریز شود.
این یک قاعده در تمام سازمانها و تشکیلات است که وقتی دشمن یا رقیب، قدرتمند است باید اختلافات را تا سرحد ممکن فریز کرد و اعضای اتحادیه باید سر حداقلها به اشتراک نظر برسند. از سوی دیگر باید از برخوردهای خصلتی و شخصیتی با یکدیگر به شدت پرهیز کرد، چرا که دفتر تحکیم وحدت یک سازمان آهنین نیست و دعوای دو نفر میتواند 5 سال این مجموعه را درگیر کند، همانطور که این اتفاق در تحکیم افتاده است.
اگر برخوردهای خصلتی در تحکیم وحدت به برخوردهای ایدئولوژیک و نظری که زمانی وجود داشت، غالب شود، دیگر حل نمیشود و طرفین تا حذف رقیب پیش خواهند رفت. این مشکل است که در دفتر تحکیم وحدت وجود داشته است و دوستان دفتر تحکیم وحدت باید از این برخوردهای خصلتی دوری کند.
ابراهیم شیخ:
فلسفی وجودی انجمنهای اسلامی دانشجویی دفاع از آزادی، عدالت و معنویت است
عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت، نیز در این میزگرد گفت: جنبش دانشجویی به معنای انجمنهای اسلامی باید به جای قهرمان پروری به کار گروهی بپردازد و نگاهش به جای بیرون، به درون مجموعه باشد و به جای تفاهم یا تضاد، به دنبال تعامل با حاکمیت باشد، ضمن این که استقلال خود را حفظ کند و به جای ایدهآلگرایی، به دنبال واقعگرایی باشد.
ابراهیم شیخ با تاکید بر ضرورت بهرهگیری جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت از نقدها و نظرات صاحب نظران در مورد فعالیتهای این جریان، به برگزاری سمیناری از سوی دفتر تحکیم وحدت در سال 81 اشاره کرد و گفت: در آن مقطع که حدود 23 سال از آغاز فعالیت دفتر تحکیم وحدت میگذاشت ما احساس میکردیم که نقد جامعی از فعالیت این اتحادیه لازم است.
به همین دلیل هم این سمینار را در تالار علامهامینی دانشگاه تهران با حضور و اظهار نظر حدود 30 نفر از صاحب نظران سیاسی و علمی از حداد عادل و امیر محبیان گرفته تا سعید حجاریان، ابراهیم اصغرزاده، هادی خانیکی و همچنین تقی رحمانی، هدی صابر و رضا علیجانی برگزار شد اما امروز که به خودم و جریان دانشجویی آن موقع نگاه میکنم، تاسف میخورم که چرا از تمام بحثهای انجام شده در آن روز هیچ ثمره ساختار یافته، منظم و منسجمی برای ادامه راه به دست نیامد.
وی ابراز تاسف کرد: اگر به واقع، آرمان ما ارتقای جریان دانشجویی و جاریسازی آرمانهای آن بود و دچار هیاهوی عصر خود و علاقهمندی به قهرمان شدن و در تیتر روزنامهها بودن، نشده بودیم، شاید وضعیت امروز جنبش دانشجویی اینگونه نبود. ما که امروز در این میزگرد به نقد جنبش دانشجویی پرداختهایم، در بخشی از مشکلات امروز جریان دانشجویی خود را مقصر میدانیم و نمیخواهیم دوستان امروزی را تنها متهمان این وضعیت بدانیم.
وی ابراز عقیده کرد: قصد ندارم با طرح این مسایل، دوستان را دچار مشکلات روحی کنم، بلکه طبیعت انسانها این است که در دوران جوانی دچار وضعیت این چنینی هستند. شیخ با اشاره به اینکه وضعیت جنبش دانشجویی را میتوان از سه بعد؛ معرفت شناسانه، ساختارگرایانه و کارکردگرایانه بررسی کرد، در تشریح بررسی معرفت شناسانه جنبش دانشجویی با طرح دو مساله "هویت" و "فلسفه و جودی"، گفت: انجمنهای اسلامی دانشجویان با هویتی مشخص و معین به وجود آمدهاند؛ زمانی که کسانی مثل بازرگان، طالقانی، چمران، شریعتی و نظایر آنها انجمنهای اسلامی را در دانشگاهها پایهگذاری کردند، این کار را با تعریف هویت خاصی انجام دادند و آن هویت دینی و اسلامی بود.
البته دینداری و اسلامی که ریشههای آن نه خشونت و تحجر، بلکه تعقل، مدرنیسم، نوگرایی، علمجویی و خدامحوری بوده است. شیخ، فلسفه وجودی انجمنهای اسلامی را دفاع از آزادی، عدالت و معنویت در دانشگاه و جامعه دانست و افزود: از همین منظر است که جنبش دانشجویی در دورههای گوناگون به استکبار ستیزی و مقابله با استبداد روی میآورد.
گذاری از این مباحث به وضعیت فعلی جنبش دانشجویی، نشان میدهد که جنبش دانشجویی میتواند برداشتهای متفاوتی از اصول معرفت شناسانه انجمنهای اسلامی داشته باشد اما نمیتواند اصل آنها را به چالش بکشد. به این معنا که این جنبش نمیتواند مانند آنچه اخیرا مطرح شده، بگوید که میخواهم تکلیفم را با اسلام یا اسلامی بودن و دینی بودن روشن کنم، چون هویت، آرمان و فلسفه وجودی تشکیلات این تفکر است، اما این جنبش حق دارد که بگوید من میخواهم برداشت جدیدی از دینداری و اسلامخواهی، عدالتخواهی، آزادیطلبی و معنویتجویی و کمالخواهی ارایه کنم.
وی تصریح کرد: چالش معرفت شناسانه جنبش دانشجویی این است که بتواند برداشت متناسب با زمان خود از هویت و فلسفه وجودی این تشکیلات ارائه کند. بدیهی است که پاک کردن اصل هویت و فلسفه وجودی منتهی به اضمحلال این تشکیلات خواهد شد. وی با تاکید برضرورت حفظ فلسفه وجودی دفتر تحکیم وحدت، گفت: فلسفه وجودی و هویت یک تشکیلات، ما قبل یک تشکیلات است.
این تشکیلات اگر چه میتواند پس از مدتی برداشت دیگری از مدل اولیه ارایه دهد ـ همان کاری که ما در دهه 70 انجام دادیم و گفتیم برداشت ما از اسلام، اسلام شریعتی، مطهری و اسلام نوگرایی دینی است و با این ابراز با اسلام تحجر و خشونت مقابله کردیم ـ اما نمیتواند بگوید که ما میخواهیم تکلیفمان را با اسلام روشن کنیم.
وی تصریح کرد: من نمیگویم اگر انجمنهای اسلامی مسلمانتر از بقیه دانشجویان نباشند، باید از بین بروند اما معتقدم میانگین مذهبی بودن انجمنهای اسلامی نباید از میانگین اسلامی بودن دانشجویان دانشگاهها پایینتر باشد. شیخ در بررسی چالشهای ساختارگرایانه دفتر تحکیم وحدت، ضمن اشاره به دو بعد "تشکیلات" و "روابط" اظهار داشت: در بعد تشکیلات، انجمنهای اسلامی باید عضوگیری خود را براساس آزادی در عمل در حداقلی از شرایط عضویت، انجام دهند و در حد امکان پرخوردی تساهل جویانه و آزاد منشانه داشته باشد اما افراد باید حداقلها را داشته باشند.
وی با تاکید بر لزوم دوری از قهرمانسازی و قهرمان پروری به عنوان عامل آسیب رساننده به تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، قهرمانسازی و قهرمان پروری همیشه به مجموعه تحکیم آسیب زده است، چون اصلا اقتضای سنی و تشکیلاتی این مجموعه، قهرمانسازی نیست. وجود این سنت نکوهیده موجب میشود که کار گروهی، کار تیمی، جوشش دورنی و آزادی تشکیلاتی که مهمترین مشخصههای یک تشکیلات پویای دانشجویی است، آسیب ببیند.
وی با بیان این که جنبش دانشجویی باید روابط خود را با احزاب، گروهها، مطبوعات و حاکمیت به طور دقیق مشخص کند، افزود: این رابطه باید تعاملی باشد. شیخ با بررسی کار کردگرایانه وضعیت دفتر تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی، تصریح کرد: شرایط محیطی و ظرفیتهای دورنی جنبش دانشجویی باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. اگر جنبش دانشجویی آرمانها و افقهای ایدهآلگرایانهای را مطرح کند که تحقق آنها امکانپذیر نیست، عدم تحقق آنها باعث سرخوردگی و انفعال خواهد شد.
وی در ادامه در تشریح ضرورت شناخت شرایط محیطی، گفت: متاسفانه هیچ یک از ما شناخت درستی از شرایط جامعه نداریم؛ مثلا کدام یک از ما تصور میکردیم که آقای احمدینژاد پیروز این انتخابات شود؟اصلا کدامیک از ما فکر میکرد که حدود سی میلیون نفر در انتخابات اخیر شرکت کنند؟ زمانی که جنبش دانشجویی در برج عاج نشسته است برخی از مردم مناطق محروم تهران و دیگر شهرها از حداقل شرایط معیشتی برخوردار نیستند، این نشان میدهد که جنبش دانشجویی در حال جدا شدن از شرایط محیطی است.
شیخ در تشریح چالشهای فعلی جنبشهای دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت، گفت: جنبش دانشجویی باید تکلیف خود را با چند مساله روشن کند و بگوید که میخواهد چه کند و انتخاب خود را از میان کار گروهی یا قهرمان پروری، نگاه به بیرون یا دورن، حرکت براساس ظرفیتهای ذاتی و جوهری یا موقعیتهای جامعه، تعامل و تفاهم یا تضاد با حکومت، حرکت واقعگرایانه یا ایدهآلگرایانه، حرکت تشکیلاتی یا روشنفکرانه، اخلاقگرایی یا سیاسی کاری، فعالیت در سطح جامعه یا تلاش در سطح دانشگاه، خروج از جبهه دوم خرداد یا هم جهتی با جبهه دوم خرداد، مشخص کند.
شیخ با تاکید بر ضرورت روی آوردن دفتر تحکیم وحدت به فعالیت تشکیلاتی به جای کار روشنفکرانه، هم بسته کردن تئوری و عمل، جایگزین کردن اخلاقگرایی به جای سیاسی کاری، روی آوردن به دانشگاه به جای تلاش برای اثرگذاری اجتماعی، حفظ رابطه تفاهمآمیز با احزاب هم جهت ضمن حفظ استقلال و تعمیق رابطه با جنبشهای اجتماعی و جامعه مدنی، این مولفهها را عوامل دستیابی این مجموعه به وفاق عنوان کرد.
علیرضا کفشکنان:
بحران هویت، عدم انسجام تشکیلاتی و همخوان نبودن اساسنامه و مرامنامه سه چالش اتحادیه است
علیرضا کفشکنان عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، نیز در این میزگرد گفت: خروج دفتر تحکیم وحدت از ائتلاف دوم خرداد یک اشتباه استراتژی بود و باعث شد که تا اثرگذاری دفتر تحکیم وحدت بر جریان اصلاحطلبی به حداقل برسد. علیرضا کفشکنان گفت: به اعتقاد من امروز جنبش دانشجویی مستقلتر و آزاد اندیشتر از گذشته شده است و برای پویاتر شدن باید ارتباط و تعامل بیشتری با احزاب و گروههای اصلاحطلب برقرار کند.
وی اظهار داشت: من مخالف ارتباط تحکیم با گروهها و جریانات مختلف سیاسی نیستم و این مساله را امری نسبی میدانم اما باید بررسی کرد که چرا این ارتباط روز به روز با احزاب قانونی کمرنگتر و با گروههای فرا قانونی بیشتر شده است. کفشکنان اظهار داشت: شاید مهمترین دلیل فاصله گرفتن تحکیم از احزاب و گروهها این بوده که در برخی دورهها بعضی از احزاب قصد داشتند از تحکیم به عنوان بازوی خود در دانشگاهها استفاده کنند، البته این نگرانی همیشه وجود داشته است.
معتقدم دفتر تحکیم وحدت ضمن ارتباط و تعامل با تمام احزاب و گروهها باید استقلال خود را نیز حفظ کند. وی با بیان این که شکاف بین جریان دانشجویی و حاکمیت موجب فشار بر این جریان شده و تحکیم از این رهگذار هزینههای سنگینی را میپردازد، گفت: درست است که استراتژی تحکیم دوری از قدرت است اما این به معنی اپوزیسیون شدن در جامعه نیست.
برخی فکر میکنند دوری از قدرت الزاما اتخاذ رویکرد اپوزیسیونی است. ما در گذشته به رغم بیمهریهایی که برخی ارکان حاکمیت نسبت به تحکیم روا داشتند هیچ زمان ارتباط و تعامل خود را با حاکمیت از بین نبردیم و در سختترین شرایط این ارتباط حفظ شد. عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، افزود: در گذشته جلسات متعددی با رهبری و روسای سه قوه و مسئولان دیگر داشتیم که حداقل فایده این جلسات این بود که بیواسطه حرفها به بخشهای مختلف حاکمیت میرسید، بسیاری از سوءظنها برطرف میشد و گاهی هم در تعدیل مواضع آنها به نفع جنبش دانشجویی موثر بود.
امروز این ارتباط به حد صفر رسیده است. کفشکنان تصریح کرد: همواره یکی از انتقادهای دفتر تحکیم وحدت به حاکمیت این بوده که نتوانسته با سایر کشورهای دنیا ارتباط مناسب برقرار کند، این در حالی است که خود تحکیم نیز دچار این ضعف هست. وی با اعتقاد به این که تحکیم باید ضمن اعتراض و انتقاد به عملکرد منفی حاکمیت، باید از عملکرد مثبت آن هم حمایت کند، گفت: تاکید بر نکات مثبت هم به تعمیق دموکراسی کمک کرده و هم موجب کم شدن فشار بر جنبش دانشجویی و اعضای انجمن اسلامی میشود. عدالت حکم میکند ما قسمت پر لیوان را هم ببینیم ولی تحکیم در این چند تنها نیمه خالی لیوان را دیده است.
کفشکنان با اشاره به استراتژی چند سال اخیر دفتر تحکیم وحدت یعنی دوری از قدرت به تحلیل این استراتژی پرداخت و گفت: بخشهای حاکمیت مانند شوراهای شهر یک نهاد مدنی هستند و دوری از این نهاد به معنی بیتوجهی به نهادهای مدنی است و ورود به آن به قدرت نیست. وی با تاکید بر این که دفتر تحکیم وحدت باید به نحوه ارتباط و تعامل خود با دانشجویان به عنوان عقبه تشکیلاتیش توجه ویژه کند، عمده مشکلات این تشکل را عدم توجه به نوع ارتباط با دانشجویان دانست و تصریح کرد: امروز دفتر تحکیم وحدت به مرور از عقبه خود یعنی دانشجویان فاصله میگیرد.
وی دلیل این فاصله را پرداختن به مسایل صرف سیاسی و عدم توجه به مسایل صنفی و فرهنگی عنوان کرد و اظهار داشت: شاهد هستیم که حضور دانشجویان در کانونهای فرهنگی و کانونهای شعر و موسیقی پررنگتر از انجمنهای اسلامی شده است و دلیل آن هم کارکرد صرف سیاسی دفتر تحکیم وحدت است. عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) بحران هویت، بحران عدم انسجام تشکیلاتی و بحران عدم همخوانی اساسنامه و مرامنامه با شرایط روز را سه چالش درون سازمانی دفتر تحکیم وحدت خواند و اظهار امیدواری کرد شورای مرکزی جدید و تمام فراکسیونهای موجود در دفتر تحکیم وحدت بتوانند این سه بحران تشکیلاتی را حل کنند.
کفشکنان با پرداختن به بحث بحران هویت،تصریح کرد: اصل تشکیل انجمنهای اسلامی دانشجویان، پرداختن به مسایل سیاسی با محوریت روشنفکری دینی بود، در دهه 20 و دورانی که احزاب غیر دینی و یا ضد دینی مانند حزب توده به فعالیت گسترده میپرداخت از سوی دانشجویان مسلمان خلائی در جامعه و دانشگاه احساس شد، به همین جهت در دهه 20 تصمیم به تاسیس انجمنهایی با محوریت دین گرفتند و نام آن را انجمنهای اسلامی دانشجویان گذاشتند. در اوایل انقلاب به دلیل آزاد بودن احزاب در داخل دانشگاه مجددا این خلاء احساس شد.
وی با اشاره به تغییر شرایط جامعه در دوران کنونی، اظهار داشت: امروز اولویت اول انجمنهای اسلامی؛ آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است و این تشکلها به کانون ائتلاف دموکراسیخواهان در دانشگاه تبدیل شده است.
کفشکنان با انتقاد از این نظریه که انجمنهای اسلامی باید فقط در اختیار دانشجویان مذهبی باشد، گفت: نمیتوان انتظار داشت این تشکل، هم نمایندگی کل دانشجویان را داشته باشد و هم اعضای آن محدود به مذهبیها باشد، وقتی در غیاب تشکلهای دیگر و پارلمانی دانشجویی ما صندوقهای رای را برای انتخاب اعضای شورای مرکزی به میان کل دانشجویان برده و انتظار مشارکت همه آنها را داریم، باید از حضورشان با هر فکر و عقیدهای در راس هرم تشکیلات استقبال کنیم.
عضو سابق دفتر تحکیم وحدت خطاب به فراکسیون سنتی و دموکراسیخواه دفتر تحکیم وحدت، تصریح کرد: این فراکسیونهای اتحادیه که دغدغه دینی دارد به جای طرح خروج دانشجویان غیر مذهبی از انجمنهای اسلامی، به طرح تقویت بنیه مذهبی آنها بپردازد. به نظر من بهترین مکان برای طرح بحث روشنفکری دینی همین انجمنهای اسلامی هستند.
کفشکنان افزود: تا زمانی که امکان ظهور تشکلهای دانشجویی با رویکردهای متفاوت و آزاد در دانشگاه فراهم نشود، طرح خروج دانشجویان غیر مذهبی از انجمنهای اسلامی بیمعنی است. البته من میپذیرم که تغییر در اساسنامه و مرامنامه دفتر تحکیم وحدت ضروری است. این اساسنامه و مرامنامه قدیمی، متعلق به 25 سال پیش است و متناسب با همان فضا تولید شده است.