تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۸۵۶۶۷

وحدت استراتژیک حوزه و دانشگاه


حبیب ساسانی
حوزه و دانشگاه دو نهاد اصلی تولیدکننده «علم» در کشور به حساب می‌آیند. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به دلیل عدم تمایل حاکمان به پیوند و نزدیکی ایندو با یکدیگر، آنچنان که باید و شاید به تاثیرگذاری نهاد حوزه و دانشگاه بر تکامل علمی و معنوی جامعه پرداخته نشد. اما بعد از پیروزی انقلاب از آنجایی که ستون اصلی انقلاب را روحانیون پیشرو در شکل‌گیری انقلاب تشکیل می‌دادند در یک سیر طبیعی حضور این قشر در جامعه و همچنین میان دانشگاهیان آشکارتر گردید.
در این خصوص باید اذعان کرد که به تناسب افزایش نیازهای علمی و گسترش شبهات در حوزه‌های مختلف و ضرورت پاسخ‌گویی به آنها، حوزه‌های علمیه به نیاز سنجش پرداخته و با تشویق طلاب به تحصیل در برخی از علوم دانشگاهی در کنار تحصیل علوم حوزوی به مقدار زیادی توانسته از عهده چالش‌های پیش رو برآیند. دانشگاهیان نیز بیش از پیش علاقه‌مند به فراگیری علوم دانشگاهی از سوی حوزویان بودند. زیرا درگیری جامعه دانشگاهی با بسیاری از مسائل مستحدثه ایجاب می‌کرد تا رویکرد دینی نیز نسبت به آنها در نظر گرفته شود؛ به گونه‌ای که حداقل انتظار دانشگاهیان برآورده گردد.
این امر میسر نمی‌شد مگر با آشنایی حوزویان با برخی از علوم امروزی. از این رو ضرورت نزدیکی و قرابت معنوی ایندو با هدف شکل‌دهی به جنبش نرم‌افزاری تولید علوم احساس می‌گردید که با تدابیر عاقلانه عالمان حوزوی و دانشگاهی این مهم در حال به وقوع پیوستن است.
تداوم همیاری میان این دو نهاد به عواملی بستگی دارد. مهمترین عامل آن به اتخاذ نوع سیاست و به تعبیر دیگر راهبردی برمی‌گردد که دو نهاد حوزه و دانشگاه در قبال یکدیگر اتخاذ می‌کنند. انکار متقابل یکدیگر از سوی هر یک از ایندو نه تنها زمینه همگرایی میان آنها را فراهم نخواهد کرد، بلکه موانعی را ایجاد می‌کند که جنبش نهضت نرم‌افزاری تولید علم با مشکل مواجه شود.
عامل دوم به افزایش میزان تحمل (tolerance) برمی‌گردد. ازیک سو دانشگاه نباید حوزویان را به تحجر و جمود فکری متهم نماید و از سوی دیگر حوزویان نیز نباید به دفع دانشگاهیان با اتهام  بی‌دینی و سکولارگرایی بپردازند. چه اینکه امروزه میان برخی از افراد حوزوی گرایش‌های سکولاریستی وجود دارد و همچنین در بین دانشگاهیان نیز جزم‌اندیشی و تعصب نسبت به پاره‌ای از علوم که منشاء و خاستگاهشان مغرب زمین می‌باشد مانع از بازبینی و نقد علوم غربی است. بنابراین بوجود آوردن اجماعی که در سایه آن بتوان به هدف تولید علم دست یافت، می‌بایستی به عنوان یک راهبرد از سوی حوزه و دانشگاه مدنظر قرار گیرد و خود حوزویان و دانشگاهیان به انزوای کسانی بپردازند که عمده تلاششان در از میان بردن این اجماع است.
در این خصوص امام بزرگوار(ره) بیش از همه نگران تاثیرات نامیمون و مخرب جدایی این دو نهاد از یکدیگر بودند و هم اکنون نیز رهبر فرزانه انقلاب که به حق می‌توان ایشان را در زمره چهره‌های حوزوی آشنا به مسائل دانشگاهی دانست و دغدغه اصلی و درونی‌شان پیوند این دو به یکدیگر می‌باشد و در دیدارهایشان با اساتید دانشگاهی و طلاب بر این امر صحه می‌گذارند. از این رو حوزه و دانشگاه نیازمند به یک «وحدت استراتژیک» برای رسیدن به اجماع مورد نظر می‌باشند. امید است وحدت عملی حوزه و دانشگاه تحقق‌بخش جنبش نرم‌افزاری تولید علم باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات