استیضاح حقی است که نمایندگان مجلس بر اساس آن میتوانند وزیری را در رابطه با موضوع و اتفاق خاصی مورد سئوال قرار دهند و به نسبت اهمیت و مراتب آن تصمیم بگیرند. استیضاح اگر چه در اصطلاح به مسایل بین دولت و مجلس ارتباط دارد، ولی در مبنا و مفهوم گستره وسیعتری را در بر میگیرد که شامل قوه قضاییه، نهادهای تحت نظارت رهبری و سایر سطوح و سلسله مراتب نهادهای اجرایی میشود یعنی استیضاح زمانی مفید و موثر میباشد که :
الف- گسترده و عام و همهجایی شود.
ب- پرسش و پاسخ و رفع ابهام از هر کجا به نحوی با حقوق بیتالمال ارتباط دارد، عمومی و مستمر و نهادینه شده و به امری مقبول و مورد استقبال تبدیل شود.
ج- به آرامش عمومی و افکار و امنیت روانی جامعه کمک کند.
د- اعتماد عمومی را بین مردم و مسئولین و مسئولین را با یکدیگر تقویت نماید.
و- از منظر آسیبشناسی اجتماعی کمترین آسیبها را بدنبال داشته باشد.
زمانی که مردم به مسئولین اعتماد میکنند و به شکل مرسوم دنیا در قالب نظام رایگیری مقبول این اعتماد را به افراد یا گروهها و یا جریانهایی با واگذاری مسئولیت میسپارند، بدیهی است به آنها این اجازه را میدهند همانگونه که این اجازه در بسیاری موارد قانونی شده است، پرسش و پاسخ از افراد و نهادهای مسئول داشته باشند.
نکته حائز اهمیت این است که این حق و حقوق نباید به نحوی بهانه و یا مورد استفاده قرار گیرد که برخلاف موارد مفید مذکور مایه کدورت و ناراحتی و نگرانی و تشویق افکار عمومی شده و برخی را نسبت به رایای که به اشخاص دادهاند، پشیمان سازد و آن دسته که در انتظار عملکرد مثبت برای تقویت تمایلات و گرایشات خویش بوده و رای ندادهاند، ولی بر سر دو راهی بین ابراز تمایل یا عدم تمایل قرار گرفتهاند، حداقل ذهنیت مثبتشان منفی شود.
در جریان استیضاح بعضی مواقع ممکن است اطلاعرسانی کافی نبوده و یا بنا به مصالحی همه اطلاعات منتشر نشود و از این طریق لایههایی از افکار عمومی قانع نشوند ولی از نظر منطقی ارتباط مجموعه عملکرد مسئولین و یا نمایندگان این نقص را جبران میکند و این زمانی است که باید بپذیریم در جامعه آگاه و زنده ما نخبگان بیشماری وجود دارند که در تجربه و تحلیل مسایل و رویدادها کمتر دچار اشتباه میشوند هر چند که دیدگاه آنها منتشر نشده باشد.
در سالهای گذشته اتفاقات زیادی در جامعه ما روی داده که بعضی از نمایندگان عزیز به دلایلی از کنار آنها گذشته و آنجاها که باید استیضاح انجام میگرفت، اقدام نشد ولی بر عکس این هم صادق بود.
در حادثه تاسفانگیز هواپیمایی اخیر تعدادی از نمایندگان محترم جریان اقلیت اقدام به طرح استیضاح وزیر محترم دفاع نمودند که نکات چندی قابل ذکر است؟
1- اینکه موضوع استیضاح تا چه میزان از نظر قانونی با وزیر مذکور ارتباط داشته باشد، جای بحث است ولی برای دولتی که قریب سه ماه شروع بکار نموده و هنوز بسیاری از مسئولین اجرایی از همفکران جریان اقلیت استیضاح کننده است، این اقدام با کدام انگیزه است؟
2- اگر استیضاح منجر به نتیجهای شود، حتی اگر آن نتیجه ادای فقط تکلیف شرعی باشد، باز هم مفید است ولی اگر چارچوب منطق حاکم بر استیضاح نتیجه را پیشبینی نماید، چه محلی دارد؟
3- اگر غرض استیضاحکنندهها تحرک سیاسی و شور و نشاط سیاسی بخشیدن به جریان اقلیت مجلس و حضور در صحنه افکار عمومی است، این بهانه برای مردمی که در ماتم از دست دادن نیروهای خدوم و نخبه خویش متاثر هستند، هیچ هدیه سیاسی برای یک جریان را قابل قبول نمیدانند زیرا دلیلی ندارد که از این موضوع بهرهبرداری سیاسی بشود.
4- آن استیضاحی که مقدمه و مؤخره آن گرهی از مشکلات عمومی جامعه را باز نکند و در وقت و زمان لازم انجام نشود و نیت طراحان آن بطور آشکار توام با شبهه باشد، بهتر است به موضوع دیگر و به زمان دیگری موکول شود.
5- در نهایت استیضاح ضروری آن است که نتایج آن هر چه باشد، با منافع عمومی جامعه مرتبط باشد و آحاد جامعه این تلقی و درک را از منافع ملموس آن داشته باشند.