گروه سیاسی: همایش «آکادمی علوم انسانی» دیروز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با سخنرانی دکتر حاتم قادری، دکتر جمشیدیها، ابراهیم فیاض، موسی غنینژاد و ارایه مقالهیی از عبدالکریم سروش برگزار شد. در این همایش روشنفکران ایرانی به تبیین موانع سد راه آزادیهای آکادمیک پرداختند و با نقد فضای فعلی تولید علوم انسانی در کشور، راهکارهای لازم را در این زمینه تا حدودی ارایه کردند.
هر کدام از سخنرانان در این همایش از منظر رشته تخصصی خود به تبیین موانع سد راه رشد علوم انسانی در کشور پرداختند. دکتر حاتم قادری که متخصص اندیشههای سیاسی است از دیدگاه نقد اندیشههای سیاسی ایرانیان به موضوع نگریست. دکتر جمشیدیها از منظر علوم اجتماعی، موضوع علوم انسانی را مورد بررسی قرارداد و دکتر موسی غنینژاد نیز از دیدگاه اقتصاد توسعهگرا به تبیین آزادیهای آکادمیک در علوم انسانی نگاه کرد. دکتر عبدالکریم سروش نیز از موضع فلسفه، آزادی دانشگاهها را در تولید علم و دانش تبیین کرد. دکتر «حاتم قادری» استاد علوم سیاسی دانشگاههای تهران و تربیت مدرس به عنوان اولین سخنران در این همایش درباره «اصالت آکادمیک»، گفت: خوی ملی ما در دانشگاه نیز جاری است و دانشگاهها بیشتر در خدمت این قرار میگیرند که برای نخبگان پایگاه اجتماعی ایجاد کنند تا در آن از چارچوبهای امنیتبخش خود دفاع کنند. قادری با تاکید بر اینکه «کلیت دانشگاه از ابتدا محافظهکار بوده است»، گفت: در ابتدا دانشگاه سعی میکرد با سرعت زیاد مدرنیزاسیون را البته در لایههای محدودی توسعه دهد. به نظر من پس از انقلاب روند مدرنیزاسیون کندتر شد اما محدوده مخاطبان آن گسترش پیدا کرد، به همین دلیل خوی ملی ما وارد دانشگاه شد. وی در ادامه بیان داشت: به دلیل خوی ملی امنیت طلبی، عموم اساتید ما محافظهکار هستند. از حکم اعدام آقاجری تا ضرب و شتم رییس دانشگاه علم و صنعت، اساتید فعالیت کمتری داشتند. قادری همچنین اضافه کرد: محافظهکاری برای اساتید چارچوبهای مادی امنیتی فراهم میکند. وی اضافه کرد: دانشگاه مفاهیم مدرن را به ما آموزش میدهد اما خوی ملی ما مقابل این مفاهیم مقاومت میکند.
سپس دکتر جمشیدیها رییس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به ایراد سخن در مورد تحولات حوزه و دانشگاه در تمدن اسلامی پرداخت و گفت: در قرن هفتم هجری برخی دانشگاهها از جمله دانشگاه بغداد امکانات بسیار زیادی را در اختیار دانشجویان میگذاشتند که این دانشگاه در مقایسه با دانشگاههای هم عصد خود وضعیت خیلی بهتری داشتند. آنچه که امروز ما به عنوان حوزه علمیه قلمداد میکنیم دنباله همان دانشگاههاست که به نسل ما رسیده است.
جمشیدیها با بیان اینکه «با تحولات پس از انقلاب همگرایی بین حوزه و دانشگاه زیاد شد»، افزود: حضرت امام(ره) بسیار بر این همگرایی تاکید کرده، همچنین حوزه نیز علاقهمند بود علوم خود را در دانشگاه وارد کند و آن را اسلامی کند. لذا حوزه قدمهای زیادی را در نزدیکی به دانشگاه برداشت اما دانشگاه قدمهای بسیار کمی را برداشتند.
دکتر ابراهیم فیاض در این همایش درباره بومی شدن علوم انسانی با اشاره به دو شاخص بومی بودن یعنی زمان و مکان، اظهار داشت: زمان را در تاریخ مطالعه کرده و مکان را در جغرافیا جستوجو میکنیم. جهانی شدن بحث آمریکایی و بومی شدن بحث اروپاییهاست. زمانی که بخواهیم زمانیت را بحث کنیم باید تاریخ فرهنگ را بررسی کنیم. وی همچنین با بیان اینکه «تاریخ سنجیدن ذهنیت و افکار است»، گفت: امروز بحث مهمی مطرح میشود که آن هرمنوتیک فرهنگی است و براساس تعامل و هرمنوتیک فرهنگی میتوانیم در آینده به نوعی قانون فرهنگی برسیم. وی قرائت سنتی از تاریخ و جغرافیا و شرقشناسی زدگی را موانعی برای بومیسازی خواند و گفت: مبانی معرفتی که براساس آن میتوانیم علوم انسانی را بومی کنیم تنها علوم انسانی است و امروز چون مفهوم فرهنگ به جای جامعه نشسته مردمشناسی نیز جای جامعهشناسی را گرفته است.
همچنین دکتر «موسی غنینژاد» به عنوان سخنران بعدی این همایش سخنرانی خود با عنوان خصوصیسازی دانشگاهها با اشاره به هدف خصوصیسازی دانشگاهها و عدم به وجود آمدن آن در ایران گفت: اینکه در رژیم سابق چرا دانشگاههای غیر دولتی به دولتی تبدیل میشدند گرایش رژیم شاه بود که با افزایش درآمدهای نفتی از نظر اقتصادی و سیاسی تمرکز زیادی پیدا میکرد تا از طرق تطمیع فضای دانشگاهها دانشجویان را مطیع ایدئولوژی حاکم کنند. پس از انقلاب بحث عدالتخواهی در توزیع آموش مورد تاکید قرار گرفت و آن را به عنوان یک حق در قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح کردند اما بلافاصله با تجربه افزایش هجوم جمعیت به دانشگاهها مواجه شدیم لذا دانشگاه آزاد به وجود آمد که از هیچ نظری آزاد نبود، به جز از لحاظ بودجه.
وی همچنین عدم وجود دانشگاههای خصوصی را به دلیل کنترل سیاسی دولت دانست و گفت: کنترل ایدئولوژیک اساسی کتابها و دانشگاهها بسیار مهم جلوه میکند، اما دانشگاههای دولتی بشدت از نظر اقتصادی و مدیریتی ناکارآمد هستند و اتلاف منابع گسترده و بازدهی پایین در آن صورت میگیرد، وجود یک دانشگاه خصوصی این نوع کارآمدی را بیشتر آشکار میکند؛ دانشگاهی که برنامه آموزشی آن مانند یک دانشگاه غیر دولتی باشد. غنینژاد گفت: دانشگاهی که مستقل از نظارت دولتی باشد در ایران وجود ندارد، در حالی که آموزش آزاد یکی از بندهای جهانی شدن است و اینکه چرا از چپ و راست با این موضوع مخالفت میشود به این دلیل است که منافع حرف اول را میزند.
اگر آموزش عالی خصوصی شکل بگیرد مدیریتهای ناکارآمد و بسیاری از ریخت و پاشها از بین خواهد رفت. وی همچنین با اشاره به روز وحدت حوزه و دانشگاه، گفت: در اروپا دانشگاهها از دل حوزهها بیرون آمده و متحول شده و تبدیل به دانشگاه شدهاند، اما اینکه چرا در ایران این اتفاق نیفتاده مسالهیی است که ابتدا باید مطرح شود بعد بگوییم وحدت؛ وحدت از بیرون شکل نمیگیرد. در ایران یک دانشگاه دولتی در کنار حوزه ایجاد کردهاند و اینکه برخی قصد دارند که حوزه را نیز دولتی کنند؛ یعنی دولتی کردن تمام مکانهای آموزشی که این خطر بزرگی برای آزادی افراد است.
در این همایش عبدالکریم سروش به تفاوت آزادی حقیقت و حقیقت آزادی پرداخت. عبدالکریم سروش که چند سال است، به تدریس فلسفه تاریخ و ادبیات ایران در دانشگاههای نیویورک و هاروارد اشتغال دارد، هماکنون به دعوت یک موسسه پژوهشی در برلین نیز به تدریس میپردازد. وی در مقاله خود با اشاره به گفته یکی از اساتید فلسفه در مورد اینکه «هر کس آزاد است که حق را بگوید» به نقد این سخن پرداخته و از اینکه کسی معیار و مصداق حق بودن را معین کند، انتقاد کرده است.
در ادامه این مقاله که توسط فرزند سروش در همایش «آکادمی علوم انسانی» قرائت شده آمده است: «همه کس آزاد است که حق را بجوید» و آنچه مطلوب ما است آزادی در جستوجوی حقیقت است. عبدالکریم سروش در ادامه بحث دانشگاه برای جستوجوی حقیقت دو راه تقلید و تحقیق را پیشنهاد میکند و با نقد روش تقلید آن را برابر با فروختن عقل و آزادی خود به دیگران میداند.
سروش در ادامه با تمجید از تحقیق، آن را برازنده آزادی ذکر میکند و روششناسی را علاوه بر ذهن و نیت پاک لازمه آن ذکر میکند و بر مکمل بودن حقیقت و آزادی تاکید میکند.
عبدالکریم سروش سخن «حقیقت ما را آزاد خواهد کرد» را ناتمام میشمارد و اظهار میکند که این سخن وقتی کامل خواهد شد که اضافه کنیم «آزادی ما را به حقیقت خواهد رساند.»
وی در ادامه با تاکید بر این نکته «همه کس آزاد است که خطا کند»، جواز حقیقتطلبی را عین جواز لغزش کاری قلمداد میکند.
وی در ادامه دانشگاه را جستوجوگاه حقیقت مینامد و از آنجا که حقیقتجویی با آزادی ملازمه دارد آزادی آکادمیک را از این طریق معنی میکند.»
عبدالکریم سروش در پایان شعار دانشگاهیان را چنین ذکر میکند؛ جرات دانستن داشته باش، آزادی ما را به حقیقت خواهد رساند. آزادیستیزی عین حقیقتستیزی است و نقد کردن بهترین راه فهمیدن.