تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۸۵۶۸۹

دولت نهم به کجا می‌رود؟

مقدمه: گروه سیاسی - امید سیاوش: محمود احمدی نژاد حتی در ماه‌های آغازین سال 1384 نیز هیچ گاه گمان نمی‌کرد بر عالی‌ترین مسند اجرایی حکومت ایران تکیه زند. اما او در کمال ناباوری و البته با یک برنامه ریزی پیچیده و چند لایه موفق شد رقیبان قدرتمندی چون محمد باقر قالیباف، اکبر هاشمی، مهدی کروبی و مصطفی معین را کنار بزند و خیلی زود پله‌های ترقی را از شهرداری تهران، تا ریاست جمهوری طی کند. احمدی نژاد مردی است ساده و ساده پوش. به نظر نمی‌رسد رئیس جمهور ایران شخصا انسانی پیچیده باشد. ظاهر و باطن او همین است که می‌بینیم. حتی در سخنرانی‌های رسمی نیز کمتر می‌تواند بر احساسات درونی‌اش غلبه کند و آنچه در دل دارد برون می‌ریزد. در حالی که اکثر مقامات ایرانی سعی می‌کنند خود را خاضع نشان دهند. گفته می‌شود رئیس جمهور از نزدیکان و مشاورانی برخوردار است که پیچیده عمل می‌کنند اما ظاهرا شخص رئیس جمهور آنچنان پیچیده نیست. به گونه‌ای که امروز اکثر رسانه‌های جهان می‌توانند مواضع او را درباره بیشتر مسائل بین المللی حدس بزنند و حتی ادبیات او آنقدر ساده است که نیازی چندانی به کنکاش ندارد. اما با گذشت یکصد روز از عمر دولت نهم،‌ برخی کارشناسان مسائل سیاسی و حتی اقتصادی افق روشنی پیش روی دولت نمی‌بینند. بی بهره بودن از تجربه و استفاده نکردن از نظر کارشناسان و جوزدگی سه اشکال عمده‌ای است که درباره دولت نهم ذکر می‌شود. هر چند هنوز هم برای قضاوت زود است. اما به نظر می‌رسد یا موتور دولت نهم روشن نشده یا روشن شده و مسیر را اشتباه می‌رود. در ذیل مقالات چند کارشناس مسائل سیاسی را می‌خوانیم:

هاله نور و احمدی نژاد و...
محمد علی ابطحی:
چند روزی بود می‌خواندم که رئیس جمهور ادعا کرده در موقع سخنرانی در سازمان ملل در هاله‌ای از نور بوده است. باور نمی‌کردم یا لااقل گمان می‌کردم مبالغه شده. دیشب (دوشنبه شب) در کمال ناباوری فیلم منتشر شده و مستند از ملاقات آقای احمدی نژاد و آیت الله جوادی آملی را در سایت بازتاب دیدم. دو نکته بیش از سایر مسایل برایم عجیب بود: اول ادعای یکی از اطرافیان ایشان که هاله‌ای از نور دور سر رئیس جمهور دیده شده است. اگر منظور از این نور امام زمان (عج) باشد که در روایات و آموزه‌های دینی این ادعاها مثل ادعای تعیین وقت ظهور و یا ارتباط مستقیم و مستمر با امام زمان مردود دانسته شده و مدعیان را دروغگو و فریب کار معرفی کرده‌اند. کاش آقای رئیس جمهور به جای شنیدن این حرف‌های توهم زا از اطرافیان و نقل آن برای انسان بزرگی مثل جوادی آملی مثل ابوذر غفاری بر دهان همراه متملق خود که ادعا کرده احمدی نژاد در هاله‌ای از نور بوده خاک می‌ریخت تا با این ادعاها هم رئیس جمهور محترم را دچار توهم نکند و هم اعتقادات مردم به امام زمان (عج)‌ را خدشه دار نکند. اگر به هر دلیلی رئیس جمهور مثل سایر روسای جمهور در اداره کشور دچار مشکلات عادی شد و کمبودی به وجود آمد با این نسبتی که بین آقای احمدی نژاد و امام زمان (عج)‌ می‌سازند اعتقاد به امام زمان را خدشه دار می‌نمایند. تا کی مقدسات دینی باید هزینه افراد شود. خدا را به مقدسات مردم رحم کنید. دوم آنکه طبعا رئیس جمهور کشور بزرگی مثل ایران و در شرایطی که همه دنیا منتظر شنیدن طرح جدید هسته‌ای ایران بودند مورد توجه قرار می‌گیرد و به سخنان رئیس جمهور گوش می‌دهند. این نیازی به قدرت معنوی ندارد امری کاملا طبیعی بوده ولی اینکه رئیس جمهور ایران این مطلب را شخصا برای مرجع تقلیدی با آب و تاب توضیح می‌دهد خلاف شان مردم ایران و ریاست جمهوری این کشور است.
چپ‌روی
امروز: «چپ روی» اصطلاحی است که در عرف ادبیات سیاسی به مفهوم نوعی تندروی ماجراجویانه است، به عکس «راست روی» نوعی کند روی محافظه کارانه است. چپ روی و راست روی از این منظر، قطب‌های رفتاری را تشکیل می‌دهند که می‌توان در برابر یک پدیده از افراد یا جریان‌ها سراغ کرد. با تعریف بالا این اصطلاحات کاملاً با معانی چپ و راست مصطلح در ادبیات سیاسی یا اقتصادی معروف متمایز است.
چپ روها و راست روها تفاوت‌های زیادی دارند ولی مهمترین نقطه اشتراک آنها را شاید بتوان در «عدم شفافیت» آنها دانست. شفافیت (Transparency) امری است که ماهیت هر دو سر این طیف را دگرگون می‌سازد و نوری است که تاریکی لازم برای رشد و نمو تند روی و کند روی را زایل می‌سازد.
مهمترین تفاوت نقطه افتراق آن دو را نیز شاید بتوان در محاسبه پذیری و یا عدم محاسبه پذیری آنها دانست. محاسبه پذیری (acountability) امری است که با شاکله وجودی چپ روها در تضاد است به عبارت دیگر چپ روها زنده به آنند که محاسبه پذیر نباشند و به همین معنا سر زدن امور خارق العاده از آنان، امری نه شگفت که البته عادی است! در حالی که راست روها چون اصولاً خیلی محتاطند در برابر هر تغییری به سختی مقاومت می‌کنند و در نتیجه محاسبه رفتار آنها در برابر پدیده‌های مختلف به سهولت صورت می‌گیرد. ولی این افتراق ظاهری، باطنی به این اندازه ناهماهنگ ندارد گو آنکه ماهیت هر دو آنها با عقلانیت معروف جامعه در تعارض است و محاسبه پذیری آنگاه واجد ارزش است که ریشه در عقلانیت داشته باشد. از این نگاه چپ روها و راست روها هر دو با اصلاح (reform) که تن دادن به آن عقلانیت است مخالف هستند، به بیانی دیگر اصلاحات نوشدارویی است که کالبد جامعه را از تند روی و کند روی باز می‌دارد و در عین حال پادزهری است که فضا را از تکثیر و ترویج سلول‌های تند روها و کند رو سترون می‌کند.
برخی پاره‌ای حرکت‌ها و پیامدهای دولت جدید را حامل مشخصاتی از چپ روی می‌دانند، آنجا که شفافیت برتابیده نمی‌شود و بین خبرنگاران و دولتمردان حائلی ایجاد می‌گردد، آنجا که به جای پست سخنگویی دولت،‌ مشاورانی منصوب می‌شوند که مشاوره آنها نه برای جامعه که صرفاً در چارچوبی بسته صورت می‌پذیرد، آنجا که گفته می‌شود «برای آزادی، حدودی «کوچک» قائلند»(!) و در عین حال فضا را برای فعالیت به قدری تنگ ترسیم می‌کنند که افقی تیره را می‌نمایاند و... در عین حال اگر غلبه دیدگاه‌های امنیتی نظامی را نیز به این تعاریف به یاد آوریم فضای تند روی‌های غیر شفاف قابل درک‌تر می‌شود.
حرکت‌های نمایان‌گر «محاسبه ناپذیری» نیز در طول ماه‌های گذشته کم نبوده است و شاید بتوان بهترین دغدغه‌های آن را در ترکیب و نحوه انتخاب وزرای کابینه یافت به نوعی که در پاره‌ای موارد تا ساعتی قبل از معرفی حتی افراد نزدیک از نام و مشخصات نامزد مزبور بی‌اطلاع بوده‌اند! نمودهای این نحله در عرصه‌های مختلف نیز بروز و ظهور داشته‌اند کما اینکه در عرصه خارجی؛ عزل همزمان سفرای مرتبط با پرونده هسته‌ای و در عرصه مدیریتی؛ تغییر شتابزده همه مدیران سابق ظرف مدتی کوتاه را شاهد بوده‌ایم و سایر عرصه‌ها نیز از این نمونه‌ها به وفور داشته‌اند.
این دیدگاه، «راست روی» رانیز در اردوگاه محافظه کاران قابل جست و جو می‌داند و آن را بر مشخصات افراد و جریان‌هایی منطبق می‌بیند که در گفت و گوهای خصوصی از اوضاع، به شدت ابراز نارضایتی می‌کنند ولی نه تنها حاضر نیستند شجاعانه در برابر ناهنجاری‌ها موضع بگیرند بلکه به خاطر حفظ منافع، خود را ناگریز می‌دانند که با جریان رود همراه شوند.
جامعه ما نیازمند تغییر و تحول است. این نیازها بارها و در جریان انتخابات مختلف در طول یک دهه گذشته تکرار و اثبات شده است ولی این تغییر خواهی و تحول طلبی با چپ روی و راست روی‌ها میسر نمی‌شود. جامعه رشید، عقلانیت رفتاری می‌طلبد، ضمن آنکه شرایط جهانی نیز امروز در برابر تند روی‌ها به شدت حساسیت‌ نشان می‌دهد. به میزانی که عقلانیت امکان مانور پیدا کند از حجم و ظرفیت تند روی و کند روی‌ها کاسته می‌شود و آنچه به عقلانیت دامن می‌زند بیش از هر چیز تن دادن به دموکراسی و لوازم آن است: مطبوعات آزاد و مستقل و دولت پاسخگو، انتخابات آزاد و عادلانه (free fare) و سالم، جامعه مدنی و تداول قدرت.
از شعار شایسته سالاری تا مدیریت باجناق‌ها
مصطفی بدر السادات: با روی کار آمدن احمدی نژاد، قرار بود اتفاقات تازه‌ای رخ دهد؛ اتفاقاتی که مردم را امیدوار کند و سنت‌های ناروای گذشته را به تاریخ بسپارد؛ دست کم خود احمدی نژاد چنین می‌گفت و 17/5 میلیون نفری هم که به او رأی دادند،‌ به امید تحقق این وعده، او را برای ریاست جمهوری خویش برگزیدند.
از جمله مهم‌ترین وعده‌های احمدی‌ نژاد،‌ این بود که در دولت او، انتصاب‌ها تنها و تنها بر پایه شایسته سالاری خواهد بود، در دولت عدالت گرای او، دیگر جایی برای فامیل بازی، تبار گرایی و پست و مقام دادن به دوستان و خویشان نخواهد بود. حتی احمدی نژاد، یکی از بندهای میثاق نامه‌اش با وزرای انتخابی را به این موضوع اختصاص داد و از آنان امضا گرفت که در انتصاب مدیران خویش، دور رابطه بازی را خط بکشند.
با این حال، دیری نپایید که خبرهای انتصاب «فامیل‌ها و دوستان»، یکی پس از دیگری از مجموعه‌های دولتی درز کرد و رفته رفته امیدهای تازه‌ متولد شده مردم، به ناامیدی بدل گشت. گفته می‌شود در سه ماه گذشته، باجناق‌ها، دامادها، خواهرزاده‌ها قوم و خویشان بسیاری، حکم آب و نان‌دار مدیریتی گرفتند با ثابت شود که قبیله گرایی در نظام سیاسی ایران، بسیار ریشه دارتر از آن است که احمدی نژاد بتواند یا بخواهد با یک میثاق نامه و چند برنامه تلویزیونی با آن مقابله کند.
البته شاید گفته شود که مگر فامیل کسی بودن، جرم است که به استناد این نسبت، افراد از تصدی پست‌های مهم دولتی محروم شوند؟
پاسخ این است که فامیل مسولان بودن، جرم نیست و حتی امکان دارد در میان اقوام مقامات، افراد شایسته و مدیری هم وجود داشته باشند، با توجه به این موضوع، امکان دارد با منع انتصابات فامیلی، کشور از آفت‌های مدیریتی‌، سیاسی و روانی فامیل گرایی مصون می‌ماند و ثانیا مدیران لایق دیگری خارج از دایره اقوام هم وجود دارند که می‌توانند در پست‌های مدیریتی، منشأ اثر باشند.
با این حال، چنین اتفاقی روی نداد و در حالی که هنوز برنامه‌های تبلیغاتی احمدی نژاد از یادها نرفته و سخنان عدالت گرایانه او هنوز در گوش مردم است، گفته می‌شود عده‌ای از مدیران از دبیر هیأت دولت گرفته تا تعدادی از وزرا و معاونان و مدیران دولت، در یک ماراتن فراگیر، فامیل‌های خود را به پست‌های مهم می‌گمارند!
جالب توجه اینجاست که گفته می‌شود تعدادی از مدیران رئیس جمهور، برای این که فامیل گرایی متهم نشوند، خویشان خود را به همکارانشان در وزارتخانه‌ها یا تشکیلات دولتی دیگر معرفی کرده‌اند و به این ترتیب، باجناق آقای X مدیریتی را در وزارتخانه تحت تصدی آقای Y گرفته و برادرزاده آقای Y هم مقام ارشد تشکیلات تحت مدیریت آقای X شده است!
در این میان، برخی از اعضای این جریان فامیل سالار، چنین استدلال کرده‌اند که به سبب شناخت نزدیک نسبت به خویشاوندان خویش، به آنان اعتماد دارند. این گفته اگر درست باشد، می‌توان آن را مبنایی برای ویران کردن بنای شایسته سالاری بدانیم و از این پس، چنین بگوییم که مسوولان، معتمدان خود را به پست‌های مهم بگمارند و چون خویشاوندان، بیش از دیگران مورد اعتماد هستند، پس مسوولان باید پدر و مادر، همسر، برادر، خواهر، عمو، خاله، پسر دایی، پسر خاله‌ها، باجناق، پدر زن، داماد، شوهر خاله، دختر عموی همسر، برادر زن و... خویش را به مدیریت‌های مهم بگمارند، چون علی القاعده هیچ کس به اندازه فامیل‌ها به انسان نزدیک و مورد اعتماد نیست!!
اما انتصابات فامیلی، تنها آفت موجود در عرصه انتصابات مدیران نیست و در کنار آن، آسیب بزرگ دیگری بر پیکره نظام مدیریتی کشور تحمیل شده است که نباید از کنار آن با بی‌اعتنایی گذشت.
مروری بر فهرست مدیران ارشد تازه منصوب شده، حاکی از آن است که بخش عمده‌ای از این افراد، سه خاستگاه اداری و تشکیلاتی داشته‌اند: تعدادی از آنان، مدیران سابق شهرداری‌اند، برخی از دانشگاه علم و صنعت آمده‌اند و البته بخش قابل توجهی نیز از سازمان زندان‌ها!
در این باره، شاید گفته شود که چون احمدی نژاد، شهردار تهران و استاد دانشگاه صنعتی «علم و صنعت» بوده، قطعا شناخت بیشتری به مدیران این دو مجموعه داشته و طبیعی است که تعدادی از مدیرانش در دولت نیز از مردان «شهرداری» و «علم و صنعت» باشند.
اگر این سخن را بپذیریم، آنگاه با معمای سازمان زندان‌ها روبه رو می‌شویم که مدیران رده‌های میانی آن حتی استانداری تعداد قابل توجهی از استان‌های مهم کشور را نیز فتح کرده‌اند.
گذشته از آن، آیا تنها مدیران شایسته و لایق، در این سه مجموعه یافت می‌شده‌اند؟ آیا مجموعه‌های عظیمی از نیروی انسانی در صدها و وزارتخانه، نهاد، سازمان مؤسسه و... دولتی وعمومی به اندازه این سه تشکیلات مدیر شایسته نداشته‌اند؟ آیا انتصاب مدیران عالی و میانی دولت، صرفا باید بر مبنای شناخت‌های شخصی باشد که شناخت شخصی احمدی نژاد، ملاک گزینش باشد یا آن که انتصاب‌های مهم، باید بر مبنای معیارهای تعریف شده صورت بگیرد؟
آفت دیگری که وجود دارد، مربوط به مدیران «چند شغلی» است.
احمدی نژاد، در دوران مبارزات انتخاباتی‌اش، از چند شغله بودن شماری از مدیران کشور انتقاد داشت و حتی همین اواخر نیز بخشی از منتقدان دولت خویش را افرادی دانست که در پانزده شرکت، عضو هیأت مدیره بوده‌اند و از هر کدام، ماهانه دو میلیون تومان می‌گیرند و اکنون که منافعشان به خطر افتاده است، علیه دولت جوسازی می‌کنند.
حال از ایشان می‌پرسیم، آیا تصدی چند شغل توسط برخی از نزدیکان وی در تضاد با شعارها و رویکردهای اعلامی‌اش نیست؟
برای مثال، سعیدلو پس از آن که از مجلس رأی اعتماد نگرفت و از وزارت نفت بازماند، کرسی‌های متعددی را در اختیار گرفت که از آن جمله می‌توان به معاونت اجرایی رئیس جمهور، ریاست هیأت مدیره مؤسسه «ایران» و ریاست هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس، اشاره کرد. راستی،‌ این عضویت‌های چند گانه در هیأت مدیره‌های مختلف و دولت، چه تفاوتی با عضویت‌های چند گانه افرادی که مورد انتقاد رئیس جمهور قرار گرفته‌اند، دارد؟!
آیا این امر، مصداق‌ «یک بام و دو هوا» نیست؟
در مجموع به نظر می‌رسد که لازم باشد، احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور که با شعار شایسته سالاری و مبارزه با فامیل گرایی و جناح بازی روی کار آمده است، هر چه سریع‌تر در قبال این وضعیت،‌ به اصلاحات زود هنگام بپردازند و علاوه بر تجدید نظر در برخی مدیریت‌ها، به برخورد قاطع با مدیرانی بپردازند که به طور گسترده‌ای از اصل فامیل گرایی در مجموعه‌های دولتی بهره می‌گیرند.
سخنی با آقای رئیس‌جمهور
علی شکوهی: آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری از برخی سایت‌های خبری اینترنتی که در جریان معرفی وزیر پیشنهادی نفت به اطلاع رسانی پرداخته و انتقاداتی متوجه محسن تسلطی کرده‌اند، به شدت انتقاد کرده و خواستار چاره جویی برای حل این مشکل شد.
به دنبال سخنان آقای احمدی نژاد، برخی گزارش‌های تایید نشده حاکی از تلاش دولت و یا برخی نهادها برای مقابله و یا دستکم کنترل سایت‌های خبری داخلی است.
در این زمینه موارد ذیل قابل ذکر است:
با گسترش اینترنت در جهان، تحول بزرگی در عرصه رسانه‌ای ایجاد شده و به تدریج سایت‌های خبری اینترنتی به رقیبی جدی برای رسانه‌های مکتوب و یا دیداری و شنیداری تبدیل شده‌اند. این اتفاق در ایران نیز در حال وقوع است و حتی به نظر می‌رسد سرعت رشد رسانه‌های اینترنتی و قدرت تاثیر گذاری آنها نسبت به مطبوعات و تلویزیون در ایران نسبت به سایر نقاط جهان بیشتر هم شده است.
سیاستگذاران فرهنگی و رسانه‌ای کشور باید به این مهم توجه داشته باشند که فضای رسانه‌ای در اینترنت با مطبوعات بسیار متفاوت است. از این رو چنانچه مقامات بخواهند چاره‌ای بیندیشند، این چاره اندیشی باید متناسب با کارکردها و ویژگی‌های خاص رسانه‌های اینترنتی بوده و با توجه به حضور رقبای زیاد و بعضا قدرتمند و دسترسی آسان به اینترنت، ساماندهی رسانه‌های خبری اینترنتی نسبت به مطبوعات به تحمل و مدارای بیشتری نیاز دارد.
آقای احمدی نژاد در سخنان خود در مجلس به انتقاد از برخی سایت‌های خبری پرداخته‌اند که اطلاعاتی در مورد سوابق وزیر پیشنهادی نفت ارائه کرده‌اند. به زعم آقای رئیس جمهور این سایتها اتهاماتی علیه آقای تسلطی مطرح کرده‌اند که بیشترین وقت را از وزیر پیشنهادی برای دفاع از خود گرفته است. ایشان تلویحا‌ فضای سنگین مجلس علیه وزیر پیشنهادی خود را به عملکرد سایت‌های خبری نسبت داده‌اند. آقای رئیس جمهور سه ماه پیش نیز هنگامی که مجلس به اولین وزیر پیشنهادی نفت رای نداد،‌ "مافیای نفتی" را عامل رای عدم اعتماد نمایندگان مجلس معرفی کرده بودند.
در دومین دور نیز، وزیر پیشنهادی ایشان آنچنان با معیارها و شعارهای رئیس جمهور و دولت فاصله داشت که فرد معرفی شده، تحت فشار افکار عمومی به ویژه طرفداران حیرت زده آقای احمدی نژاد، خود اعلام انصراف کرد.
در مورد سومین گزینه ایشان هم، آنچه برخی سایت‌های خبری مطرح کرده‌اند اطلاعاتی در مورد سوابق و توانمندی وی بوده و چنانچه این اطلاع رسانی، صرفا جو‌ سازی و دروغ و اتهام بود نباید مورد قبول بیش از دو سوم نمایندگان مجلس قرار می‌گرفت. حتی اگر بپذیریم که برخی سایت‌های خبری،‌ اتهامات بعضا بی‌اساسی را به وزیر پیشنهادی آقای احمدی نژاد وارد کرده‌اند، آیا نمایندگان مجلس که نماینده مردم و عصاره فضائل ملتند نیز در سخنان و نطق‌های خود صرفا به اتهام زنی علیه آقای تسلطی پرداخته‌اند؟ این نکته زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم وزیر پیشنهادی در جلسات فراکسیون‌ها و کمیسیون‌های مجلس، برخی از این "اتهامات" را تایید کرده، دربرابر بسیاری از این "اتهامات" سکوت اختیار کرده و تنها یک مورد از این "تهامات" را رد کرده است. وی همچنین در صحن علنی مجلس نیز حاضر به پاسخ صریح و شفاف به سوال‌ها و ابهام‌های موجود نشد.
آقای احمدی نژاد در جلسه روز چهارشنبه گذشته خواستار چاره جویی برای سایت‌های خبری شده است که در مورد وزیر پیشنهادی نفت اطلاع رسانی کرده‌اند. به اعتقاد ما، چاره جویی برای رفع بن بست به وجود آمده بر سر وزارت نفت،‌ بسیار ساده‌تر از این حرف‌هاست. فقط کافی است آقای رئیس جمهور کمی به انتقادات منصفانه "دوستان مشفق" خود توجه کنند. بی‌گمان اندکی "مشورت" با خیر خواهان و یا بزرگان کشور بزرگترین چاره جویی برای رفع مشکلات است.
به اعتقاد ما، حمایت از دولت احمدی نژاد چند روز پیش اعلام کردند که گوششان حتی برای شنیدن انتقادهای غیر منصفانه نیز باز است. از آقای احمدی نژاد انتظار می‌رود سایت‌های خبری داخلی که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند را به عنوان "منتقدان مشفق" خود بپذیرند و صرفا به شنیدن انتقادها اکتفا نکنند بلکه اندکی هم در مورد آنها تامل نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات