غلامرضا وکیلی
بسیاری معتقدند افشاگریهای اخیر عبدالحلیم خدام معاون سابق رئیس جمهوری سوریه در خصوص تحولات این کشور عربی بدون شک میتواند به مسایلی همچون تحولات عراق و تحولات سیاسی در اسرائیل مرتبط باشد.
طرفداران این نظریه زمان و مکان اظهارات خدام که 35 سال در ساختار تصمیمسازی سوریه نقش داشته را مصداقی بر مدعای خود میدانند.
در عراق به رغم تلاشهای آمریکا و غرب، شیعیان این کشور پیروز مطلق انتخابات پارلمانی بودند امری که هدف مورد انتظار طراحان سیاست خارجی دولت جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا نبوده است.
در اسرائیل نیز پس از وقوع بحرانهای حزبی ناشی از خروج این رژیم از نوار غزه و همچنین مواضع جدید رئیس جمهوری ایران در خصوص مسایلی همچون جهان بدون صهیونیسم، موضوع هولوکاست و اخیرا نیز پیشنهاد تاسیس دولت یهودی در قلب اروپا این رژیم را با مشکلات عدیدهای به ویژه در سطح منطقهای و بینالمللی مواجه کرده بود.
بروز چنین بحرانهای ریشهداری برای آمریکا و اسرائیل نیاز به ابزاری داشت تا نگاههای ریزبین تحلیلگران و نخبگان سیاسی دولتها و ملتهای منطقه و بینالمللی را به کانون بحران دیگری رهنمون سازد و از دقت در جزییات بحرانهای به وجود آمده که میتوانست سرآغاز استراتژیهایی برای تضعیف پایههای آنان تلقی شود، بکاهد.
بدون شک توجه افکار عمومی به تحولات لبنان و سوریه در شرایط حاضر بهترین ابزار برای تحقق اهداف بالا بود به ویژه که شرایط درونی لبنان پتانسیل سودبری از هرگونه سوءاستفادههایی بدون گذاشتن ردپایی از توطئه را داراست.
تنوع دیدگاهها در لبنان پس از ترور رفیق حریری در خصوص مسایلی همچون خروج سوریه از لبنان، خلع سلاحهای تمامی گروههای لبنانی و غیرلبنانی (مشخصا حزبالله و گروههای فلسطینی ساکن در اردوگاههای آوارگان این کشور) و تقویت جایگاه ارتش در مرزهای لبنان، پتانسیل دخالت بازیگران خارجی در لبنان برای پیشبرد اهداف معلومشان ارزیابی میشود.
بر این اساس آمریکا و فرانسه در مقاطع مختلف برای تسلیم دمشق در برابر خواستههایشان پس از پروژه ترور حریری این کشور را تحت شدیدترین فشارهای دیپلماتیک و روانی قرار دادند.
گزارش مهلیس مبنی بر دست داشتن سوریه در ترور حریری آغاز فاز دوم پروژه بالا بود.
اما پس از رسوایی در مورد اعترافات کذب یک تبعه سوری علیه دولتمردان دمشق در گزارش مهلیس، فشار آمریکا و فرانسه تا حدودی کاهش یافت و مصداقیت گزارش بیطرفانه این قاضی آلمانی که به نمایندگی از سازمان ملل عهدهدار ریاست پرونده تحقیق در مورد دلایل این ترور بود، با تردید جامعه جهانی روبهرو شد.
از دیگر سو جدا از آمریکا و فرانسه، عربستان نیز به واسطه نزدیکی با شخصیت کاریزهای حریری تحولات لبنان را از نزدیک پیگیری میکرد و به عبارتی از ترور او عصبانی بود.
ریاض طی تماسهایی با دولتمردان سوری تقریبا متقاعد شد که ترور حریری نمیتوانست کار دمشق باشد و در این رابطه نیز تماسهای ممتدی میان مقامهای سوریه و عربستان پس از ترور حریری برقرار شد.
این ارتباطات محکم میان مقامهای ریاض و دمشق همچنان ادامه داشت تا اینکه موقعیت سوریه در سطح منطقهای و بینالمللی به واسطه رسوایی گزارش مهلیس تقویت یافت.
تقویت موقعیت دمشق آن هم پس از یک دوره طولانی فشار و جنگ روانی علیه او به همراه مسایلی همچون بحرانهای حزبی در اسرائیل زا جمله خروج آریل شارون پس از 30 سال از حزب لیکود و اختلاف در درون این حزب افراطی، اظهارات رئیس جمهوری ایران در مورد هولوکاست، انتقال اسرائیل از فلسطین به اروپا و سپس وضعیت دشوار آمریکا در عراق باعث شد تا بار دیگر برای انحراف افکار عمومی از تحولات یاد شده کانون تنش دیگری خلق شود که زمینه مناسبی برای بهرهبرداریهای سیاسی نیز داشته باشد.
بر این اساس جریانی خارج از اراده سوریه و همه جریانهای ذینفوذ در لبنان در این هرج و مرج قصد دارد ارتباط سوریه را با همه در وضعیتی بحرانی قرار دهد حتی با عربستان سعودی.
لبنان و ترور جبران توینی روزنامهنگار توانمند این کشور که اخیرا مطالبی در نقد جنبش حزبالله نوشته بود ایستگاه نخست این پروژه بازیگران خارجی منطقه تلقی شد. ترور او بدون شک میتواند اینگونه القا کند که از سوی جنبش حزبالله مورد هدف قرار گرفته است و به این ترتیب ضمن آنکه میتوانست افکار عمومی را از بحرانهای اسرائیل و آمریکا به لبنان معطوف کند همزمان یکبار دیگر نظریه خلع سلاح حزبالله را که پس از رسوایی گزارش مهلیس به محاق رفته بود، احیا کرد.
احیای نظریه خلع سلاح حزبالله در واقع به معنای اعمال فشارهای بیشتر به سوریه است. فشارهایی که اینک با افشاگریهای جدید عبدالحلیم خدام عضو ارشد حزب بعث سوریه در منزلش در پاریس بعد تازهتری به خود خواهد گرفت.
از این رو آنچه که بسیار مهم به نظر میرسد آینده تحولات در لبنان است. بدون شک با هدایت این پروژه توسط آمریکا و اسرائیل به درون خاک لبنان این کشور میتواند در صورت غفلت گروههای مختلف هدف وقایع مهمتری قرار گیرد. نظیر ترور شخصیتهای سرشناسی که در اظهارات خدام از آنها به عنوان مخالفان سوریه یاد شد و به این ترتیب اینگونه القا شود که سوریه و یا احیانا حزبالله مسبب این ترورها هستند.
به این ترتیب طراحان این پروژه هدفمند ضمن آنکه توجه افکار عمومی منطقه و جهان را از چالشهای تازه آمریکا و اسرائیل در منطقه به نقطه دیگری هدایت کردند سوریه و حزبالله لبنان بار دیگر بر صدر اخبار و توجهات جهانی قرار گرفتند امری که بدون شک تبعات خاص خود را در پی خواهد داشت.