تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۸۵۷۲۱

نگاهی به آغاز تهاجم عراق به ایران


حمله عراق به ایران، نه طرحی خودسرانه و عجولانه، که برنامه‌ای منظم با هماهنگی دشمنان انقلاب اسلامی بود که به قصد براندازی حکومت اسلامی طراحی گردیده بود ولی با وجود حمایت همه قدرتهای استکباری، با شکست کامل روبه‌رو شد.
در تاریخ 31 شهریور 1359 ارتش عراق در قالب دوازده لشکر زرهی، مکانیزه و پیاده و پیاده حمله سراسری‌اش را علیه کشورمان آغاز کرد، و همزمان هواپیماهای جنگی خود را بر فراز فرودگاهها و تاسیسات نظامی و اقتصادی میهن‌مان به پرواز درآورد و حمله ناجوانمردانه را به ما تحمیل نمود.
دشمن آمده بود تا با خیال خام خود بر رویاهای باطلش، صحه گذارد. رویاهایی همچون پیروزی هفت روزه و الحاق استانهای جنوبی و غربی کشورمان به خصوص خوزستان به عراق، چه، اینان حتی پیش از شروع رسمی جنگ نقشه جغرافیایی تازه‌ای را مطابق میل خویش از نواحی جنوبی کشورمان ترسیم و در مقیاس وسیعی چاپ و توزیع کرده بودند.
رژیم بعثی عراق، هنگامی به کشورمان یورش آورد که ایران اسلامی به شدت درگیر مسایل ناشی از دگرگونی‌های عمیق خود به سبب واقعه شکوهمند انقلاب اسلامی بود. کشور ما با مشکلات مختلف و فشارهای داخلی و خارجی متنوعی دست و پنجه نرم می‌کرد و از همه مهمتر اینکه امنیت داخلی ایران با بروز ناآرامی‌های مسلحانه در پاره‌ای مناطق در معرض تهدید جدید واقع گردیده بود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور مداوم درگیر با ضد انقلاب داخلی بود و فرصت نفس کشیدن نداشت. ارتش نیز که بازوی مسلح ناظم اسلامی برای حفظ و تامین امنیت ملی در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی به شمار می‌آمد، در حال تجدید سازمان در شرایط منطبق به ویژگی‌های خاص انقلاب اسلامی قرار داشت و شدیدا با فشار گروهک‌های ضد انقلاب وابسته به بیگانه مواجه گردیده بود.
از سوی دیگر رویگردانی مردم از نظام شاهنشاهی باعث شده بود تا ابرقدرت‌های شرق و غرب که جهت تسلط بر منطقه خلیج فارس در کشمکش و رقابت دایمی با یکدیگر به سر می‌بردند بر تلاش خود بیفزایند و با افزایش نفوذ خود بر این ناحیه، موضع برتری را نسبت به یکدیگر به دست آورند که البته در این میان آمریکا با تسلطی که بر ایران و سایر کشورهای خلیج فارس داشت (قبل از انقلاب) از موضع برتری برخوردار بود که آن هم با وقوع انقلابی مردمی، متزلزل می‌نمود.
این تزلزل، که به خطر افتادن منافع اقتصادی آمریکا در خلیج فارس و خاورمیانه، بر هم خوردن موازنه قوا و احتمال الگوگیری کشورهای اسلامی از انقلاب ایران را می‌توانست در پی داشته باشد، غرب را ناگزیر به درگیری با انقلاب ایران می‌کرد.
بدین‌سان چالشهایی که در روابط ایران با غرب و به ویژه آمریکا به وجود آمده بود به انضمام موارد پیش گفته فوق، همه موجب فزونی انگیزه حکومت بعثی عراق برای حمله به ایران شد. ضمن اینکه باید به این نکته اذعان کنیم، خصومت و عداوت حکام بعثی عراق با انقلاب اسلامی از همان ابتدای خیزش مردمی کشورمان آشکار بود و در جریان خروج اجباری حضرت امام(ره) از این کشور و عزیمنت شان به فرانسه به شکل بارزی نمایان شد.
سرانجام عراق که در اندیشه ژاندارمی منطقه بود با هدف دستیابی به این موقعیت و نیز تصرف بخشی از سرزمینهای ایران، عهدنامه 1975 الجزایر را بهانه قرار داد و دست به حمله نظامی همه‌جانبه زد که البته با اعتراف مسئولین بلندپایه این رژیم جنایتکار، هدف اصلی ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود زیرا تهدیدی برای امنیت منطقه محسوب می‌شد.
تنها پنجاه روز از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گذشته بود که هنگ ژاندارمری ایلام گزارش داد: در ساعت یازده صبح امروز یک فروند هلی‌کوپتر عراقی در حوزه استحفاظی مرزبانی شهر مریوان در سطح پایین به پرواز درآمد و پس از پرواز بر فراز شهر و پاسگاه گمرک بهرام‌آباد حریم هوایی ایران را ترک کرد.
چند روز بعد یعنی چهاردهم اردیبهشت 1358 عراقی‌ها بر روی چوپانانی که در حال چراندن گوسفندان خود در خاک کشورمان بودند، تیراندازی کردند. در خرداد ماه همان سال با اوج گرفتن درگیری‌های داخلی در خوزستان، دولت عراق ضمن دخالت مستقیم در تسلیح و تشویق گروههای تجزیه‌طلب، در مرزها نیز به تحرکاتی دست زد و به تدریج اوضاع برای حمله رسمی آن رژیم جنایتکار آماده شد. تهاجمی که ماهیت و باطنی فراتر از قدرت‌طلبی یک کشور داشت. چرا که در همان ایام "مک گاورن" یکی از سناتورهای آمریکایی طی سخنانش گفته بود: "در کشوری که دیپلمات‌ها (جاسوس‌ها) را دستگیر می‌کنند باید دخالت نظامی کنیم."
شش هزار چترباز آمریکایی در بحرین پیاده شده بودند و با استقرار ناو هواپیمابر "کیتی‌هاک" در نزدیکی خلیج فارس، تعداد ناوهای جنگی خلیج فارس در این منطقه به بیست و یک رسیده بود.
صبح سی و یکم شهریور هواپیماهای عراقی با حمله به ساختمان اداره آموزش و پرورش آبادان بیش از سی نفر از فرهنگیان این شهر را به شهادت رساندند. این حمله سپس لحظه به لحظه فزونی گرفت و مردم شهرهای آبادان و خرمشهر را که غافلگیر شده بودند به خاک و خون کشاند و روزهایی این‌گونه مظلومانه گذشت.
اما بسیار سریع دلاوران جنوبی آن دیار سازمان یافتند و حماسه‌ها و فدارکاری‌ها از همان روزها شروع شد.
طراحی کلی مانور ارتش عراق
عراق، متناسب با راهبرد جنگ سریع و بر اساس وضعیت جغرافیایی نوار مرزی و اولویت‌بندی اهداف ارضی، مانور گسترده‌ای را تدارک دیده بود. در گام نخست، مرز ایران و عراق در طراحی مانور به بخشهای مشخص تقسیم شده بود که عبارتند از:
1- جبهه جنوبی: از جنوب منطقه مهران شروع شده تا آبادان و راس‌البیشه ادامه می‌یافت.
2- جبهه میانی: از جنوب منطقه مهران شروع شده تا جنوب دربندیخان ادامه می‌یافت.
جبهه شمالی: از حد فاصل جنوب دربندیخان شروع شده و تا اشنویه ادامه می‌یافت.
شرح کلی جبهه‌های سه‌گانه
1- جبهه جنوبی: تلاش اصلی عراق در جبهه جنوبی بود و اهداف مهمی چون دزفول، اندیمشک، اهواز، سوسنگرد، خرمشهر و آبادان در آن قرار داشت. در حقیقت هدف اصلی صدام و غرب برای جداسازی خوزستان از ایران، در این جبهه دنبال می‌شد.
2- جبهه میانی: شامل استانهای ایلام و کرمانشاه بود و معبر وصول مهم قصرشیرین، پل ذهاب، کرمانشاه در آن قرار داشت دستیابی عراق به ارتفاعات سرکوب این منطقه، خط دفاعی مطمئن برای بغداد بود. شاید بتوان گفت که هدف عراق در این جبهه تسلط بر خطوطی بود ک دفاع بهتر از بغداد را به دنبال داشته باشد. همچنین گسترش و عمق بخشیدن به مناطق تعرضی و تسلط بر نقاط حساس، هدف دیگر عراق در جبهه میانی بود. صدام در اردیبهشت سال 1361 اهمیت این منطقه را چنین تشریح کرد: "مسافت مستقیم (هوایی) میان بغداد و مرز در حدود 120 کیلومتر است. بنابراین سستی ما که باعث پیشروی آنها می‌شود بغداد را در تیررس توپخانه ایران قرار خواهد داد".
3- جبهه شمالی: این جبهه شامل نوار مرزی کردستان و قسمتی از آذربایجان غربی می‌شد. با توجه به وضع کردستان ایران، عراق نیازی به نفوذ در این منطقه نداشت ولی به دلایلی که به آن اشاره خواهد شد ناچار گردید این جبهه را ایجاد نماید.
در هر صورت بخش قابل توجهی (سپاه اول) از نیروهای عراق در این جبهه مستقر بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات