* بالاخره دوران خونخواری شما به پایان رسید و هم اکنون در گوشه زندان به سر میبرید. در اینباره چه نظری دارید؟
** من خونخوار نبودهام و نیستم! من با مردم عراق و مخالفان حزب بعث مطابق ظرفیت خودشان برخورد کردم. از اقدامات گذشتهام به هیچ عنوان پشیمان نیستم. هر کس بخواهد در برابر یک حکومت بایستد فرجامی جز حذف از صحنه روزگار نباید داشته باشد. در این میانه به خودم افتخار میکنم که توانستم شجاعانه از ارکان قدرتم دفاع کنم.
* یعنی سرکوب انتفاضه شیعیان به بدترین نحو ممکن و بمباران حلبچه و کشتار کردها و ترکمنها از نظر شما قابل توجیه بودهاند؟
** بله، من عادت ندارم سخنم را دوبار تکرار کنم. اگر چه در زندان هستم ولی هنوز همان صدام حسین پرزیدنت کشورم هستم! در تمامی این اقدامات که من آنها را طبیعی و امثال شما آن را جنایتکارانه توصیف میکنید من با یک عمل شدم و آن حفظ حکومتم بود .....
* اما هیچ عقل سالمی چنین ترسیمی را نمیپذیرد؟
** این موضوع به خود من مربوط است. عقل من از عقل دیگران سالمتر است! یک سیاستمدار باید تنها به فکر حفظ حکومت و قدرت خود باشد و بهترین و سادهترین ابزار ممکن در این راه کشتار مردم است تنها با کشته شدن مخالفان و آن هم به نحوی که درس عبرتی برای دیگران باشد، حکومت قدرت خود را بروز میدهد. هم اکنون بسیار پشیمانم که چرا پس از برکناری «حسن البکر» از قدرت افراد بیشتری از شیعیان، کردها و ترکمنها را از بین نبردهام. البته شیعیان بدترین انسانها هستند شنیدن نام آنها برایم از بدترین شکنجهها دشوارتر است.
* شما که این قدر از قدرت سخن میگویید چرا در برابر نیروهای اشغالگر آمریکایی از حداکثر توان خود استفاده نکردید؟
** این موضوع به کسی ربط ندارد! بهتر است شما به عنوان یک خبرنگار حد خود را درک کنید. شما در برابر رییس جمهور یک کشور قرارگرفتهاید.
* اما شما دیگر رییس جمهور عراق نیستید؟
** چرا، هستم. اتفاقا از قبل قدرت بیشتری هم دارم. مردم عراق بیصبرانه در انتظار بازگشتن من هستند. افرادی مانند طالبانی و جعفری به درد اداره کردن یک پاسگاه هم نمیخورند. من واقعا درماندهام که چطور مردم نادان عراق به خود اجازه دادند علیرغم وجود من زیرسایه شیعیان قرار گیرند. واقعا برای مردمی که به شیعیان رای دادهاند متاسفم. آنها مستحق بدترین کیفرها هستند. در فهرست برنامههایم نوشتهام که پس از بازگشت به عراق همه آنها را در مقابل جوخه اعدام قرار دهم.
* به نظر شما بازگشتی درکار است؟ هم اکنون شیعیان قدرت را در دست گرفتهاند و اقبال مردم عراق روز به روز نسبت به آنها بیشتر میشود حتی دختر شما «رغد» هم نسبت به اوضاع و احوال پدرش بیتفاوت است .....
** دروغ میگویید شیعیان هیچ پایگاهی در بین مرام عراق ندارند. شهروندان عراقی در آرزوی بازگشت پرزیدنت صدامحسین شجاع و مقتدر خود هستند. بدون شک آنها برایم جشن باشکوهی خواهند گرفت.
در مورد «رغد» هم مایل به صحبت نیستم و مساله بیتفاوتی دخترم نسبت به من برایم بسیار بیاهمیتتر از آن چیزی است که شما فکر میکنید.
* در حال حاضر چه احساسی دارید؟ شما در کنار دیگر مستبدان تاریخ مانند محمدرضا پهلوی در ایران و پینوشه در شیلی محکوم به زوال گردیدهاند. زوالی از سیاست و قرار گرفتن دربرابر پرسشهای بیشمار از جنایاتتان .....
** برای من نطق نکنید. اسم من را در کنار محمدرضا پهلوی و پینوشه قرار ندهید. من بسیار بالاتر از آن چیزی هستم که شما فکر میکنید. مقایسه من با دیگران برای بنده حکم توهین را دارد. پرسشهای بیشمار هم برایم اهمیتی ندارد.
* ولی وجه اشتراک زیادی میان شما، پینوشه و میلسویچ وجود دارد. کشتار مردم بیگناه توسط شما، شناخته شدن هر سه شما به عنوان جلادان نظام بینالملل و در نهایت محاکمهای صوری و تشریفاتی که دست کاخ سفید در آن به وضوح دیده میشود.
** انتظار دارید به سوال شما پاسخ دهم! شما به دید منفی به من نگاه میکنید. اصلا گفتگو با شما را دوست ندارم. از همه کسانی که منطق قدرت را نمیفهمند متنفرم .....
* به سوال من پاسخ ندادید: دادگاه تشریفاتی ......
** این را از مقامات دادگاه سوال کنید. در هر حال من نباید در رابطه با هر مسالهای اظهار نظر کنم. تا الان هم که به سوالات شما کامل و بدون پرده پاسخ دادهام باید از بنده سپاسگذار باشید.
* در مورد جنگ تحمیلی سال 1981 و جنایات شما و سربازانتان در جریان جنگ با ایران بگویید.
** از ایرانیها متنفرم. امیدوارم جنگ دیگری به سرکردگی من علیه تهران صورت گیرد. در طول 8 سال جنگ ضربههای زیادی از ایران خوردیم. وجهه من به کلی در جهان عرب زیر سوال رفت.
اصلا باور نمیکردم که فارسیها این قدر در دفاع از سرزمین خود تعصب داشته باشند.
* فارسها به شما هنوز سخن گفتن به تکیه بر اصول امروزی نظام بینالملل را نمیدانید. مردم ایران خواهان انتقام خون از دست دهندگان و شهدای گرامی خود از شما و افرادی مانند علی شیمیایی و طارق عزیز هستند.
** به من ربطی ندارد. میخواستند انقلاب نکنند. من در آن زمان فکر خارج شدن کنترل خاورمیانه از دست اعراب را کردم. الان تهران به قدت اول منطقه تبدیل شده است و امثال جلال طالبانی در بغداد مثل موم در دست ایران هستند. این یعنی فاجعه. فاجعهای که جهان عرب باید بر آن گریه کند. این که فارس زبانها و غیراعراب نقش اصلی را در خاورمیانه ایفا کنند .....
* به نظر میرسد هنوز تهاجم در درون شما غوغا میکند؟
** بله. غوغا میکند عشق به اتحاد میان اعراب البته از اعراب هم متنفرم. نمیدانم اصلا چرا از این سوالات میکنید تا اعصاب مرا بر هم بریزید. مثل این که از جدل با من بدتان نمیآید! ...
* اما در جریان اشغال کویت و درگیری با تمامی کشورهای عربی ارادت خود را نسبت به اعراب هم به اثبات رساندید.
** خودم میدانم که چگونه باید ارادت خود را به اثبات برسانم. وقتی یک کشور عربی مثل کویت جرات میکند در برابر من زیادهگویی کند. باید نابود شود. باید. این الزام است. متوجه میشوید یا دوباره تکرار کنم. «الزام» .....
* مثل این که بسیار عصبانی هستید. بهتر است کمی بر خودتان مسلط باشید
** این برایم ننگ است که امثال شما به من درس تسلط بر خود را بیاموزند. به سوالاتت ادامه بده و در اموری که به شما مربوط نیست دخالت نکن!
* عراق زمان خودتان را با عراق امروزی چگونه مقایسه میکنید؟
** بغداد از بهشت تبدیل به جهنم شده است. مخالفان اگر میخواستند بیانیههای چرند منتشر کنند میتوانستند در خارج از مرزهای عراق این کار را انجام دهند... اما حالا افرادی مانند جعفری و طالبانی یاد گرفتهاند برای من از سیاست حرف بزنند. ننگ از این بدتر نمیشود.
* در جریان هستید که بوش پس از گرفتاری در عراق از «زلمای خلیلزاد» سفیر خود در بغداد خواسته است تا در جهت حل بحران امنیت از ایران کمک بگیرد؟
** ترجیح میدهم در این باره حرف نزنم. ایران و کشور من؟ ....
این ننگ را در خواب هم نمیدیدم. وقتی در زندان از قدرت تهران در خاورمیانه سخن به میان میآید دیوانه میشوم. دوست دارم ایرانیها را نابود کنم .....
* آینده خود را چگونه پیشبینی میکنید؟
** بسیار خوب. من بیگناه شناخته خواهم شد. به کشورم بازمیگردم و آزادی را برای مردمم به ارمغان میآورم. نمیگذارم ایران در خاورمیانه پیشرفت کند شیعیان را سرکوب میکنم و ترکمنها را تبعید، بسیار آینده روشنی را میبینم. در آن صورت به کاخ خود بازمیگردم و از شر سوالات انسانهایی مثل شما در امان هستم.
* این رویای شما بود یا ترسیم آینده شما؟
** این حقیقتی است که به آن اعتقاد دارم همان طور که به بقیه اعمال خودم در طول دوران قدرتم اعتقاد داشتهام.