تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۸۵۷۳۶

بازی روس‌ها در پرونده هسته‌ای


قبل از برگزاری نشست پائیزی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ما با چند خبر مواجه بودیم. نخست فاش شدن محتویات لب تاپ حاوی اطلاعات ماهواره‌ای و میدانی در فعالیت‌های مستند هسته‌ای ایران توسط عوامل اطلاعاتی CIA بود که آن را به مدیر کل آژانس تحویل داده بودند و مدیر کل و یک تیم ویژه، در خصوص ماهیت و ارزش اطلاعاتی آن سرگرم به اصطلاح «راستی آزمایی» کلینیکی است. مورد دوم افشای محتویات نامه دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران خطاب به سه کشور اروپایی و دعوت به مذاکره مجدد بود که بعضی از سایت‌ها و رسانه‌ها از قول جک استراو پیشنهاد مسوولان ایران را در نامه‌ فوق‌الاشاره مخابره کردند مبنی بر اینکه ایران آماده است فعالیت‌هایUCF اصفهان را به تعلیق در آورد به شرط آنکه تعلیق علنی و فاش نشود و به دهان رسانه‌ها و مطبوعات نیفتد و سوم احتمال واگذاری هفتاد درصد معدن طلای ایران به مدت 25 سال به دولت انگلیس بود که وزیر صنایع و معادن ایران در مصاحبه‌ای اعلام کرد در حال بررسی این قرارداد هستیم و آخر آنکه محکوم کردن وضعیت حقوق بشر و نقض آزادی و اعتراض به محاکمات فرمایشی که دولت انگلیس به عنوان رئیس اتحادیه اروپا در تهران بیانیه آن را صادر کرد و چندی پیش در سازمان ملل کارنامه حقوق بشر ایران محکوم شد. مضافا به آنکه تا کنون اتحادیه اروپا به درخواست و نامه ایران مبنی بر درخواست مذاکره هنوز پاسخی نداده است.
ذکر چند نکته در مورد عارضه خیالوارگی افراطی بعضی از عناصر که در «اتاق فرمان» بعضی جریانات نشسته و هنوز در هوای تابوی «در یک خط کردن» جهان به سر می‌برند، الزامی است.
تمام دانشجویانی که در دانشگاه بروکسل بلژیک در سال 1990 استاد مهمان «حکومت» را به خاطر دارند همگی تصدیق می‌کنند که کاندولیزا رایس به عنوان رئیس رادیو آمریکا که برای شوروی سابق برنامه پخش می‌کرد و متخصص مسایل روسیه بود در کلاس درس همواره نسبت به «استفاده از کاتالیزور روسیه در معادلات جهانی هشدار می‌داد که: وارد کردن روسیه به منظور کمک برای پیشبرد صلح و یا حل معضلات جهانی به مثابه رها کردن میشی در مغازه چینی فروشی است.» اگر امروز در یک اجماع اروپایی- آمریکایی با سکوت مشکوک شورای حکام به ایران فرصت داده تا پیشنهاد غنی‌سازی اورانیوم ایران در روسیه را تا جلسه اسفند ماه بررسی کند ریشه در بینش آن استاد 35 ساله که مدیر دانشگاه استانفورد شد دارد. رایس به خوبی می‌داند اولا روسیه امکانات فنی و تجربه طراحی انتقال و امنیت سیستم تولید و ظرفیت همکاری غنی‌سازی هسته‌ای در بلند مدت را نداشته و ندارد و نمونه‌اش فاجعه هسته‌ای چرنوبیل بود و مضافا آنکه با کوچکترین اختلافات سیاسی و بحران مرزی به خصوص در مورد مساله دریای خزر، روسیه می‌تواند سیاست بهانه‌گیری و شل کن - سفت کن و در نتیجه فشار سیاسی و گرانفروشی را به اجرا بگذارد و از غنی‌سازی انحصاری اورانیوم ایران در خاکش سوء استفاده و بهره‌برداری سیاسی کند و در خصوص رژیم حقوقی و خطوط مرزی و تقسیم منابع دریای خزر بر ایران فشار پرس گونه وارد کند.
از سوی دیگر ایران هم به دلیل امنیتی و نیز به دلیل آنکه این طرح به لحاظ اقتصادی فوق‌العاده گران تمام می‌شود به این همکاری تن نخواهد داد. یک گرم اورانیوم غنی‌سازی شده در مقابل چند تن نفت؟
اساسا کشوری که گاز و نفت دارد می‌داند که این کار با برق یا انرژی‌های مشابه خیلی ارزان‌تر است. اساسا طرف اروپایی و آمریکایی به خوبی می‌دانند ایران در درون دچار مشکلات اقتصادی کمرشکنی است. آنها مدعی هستند که درآمد نفتی ایران 44 میلیارد دلار در سال است، 26 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد و اگر بخواهد با محاسبه خوشبینانه یک سوم در آمد نفتی خود را برای غنی‌سازی اورانیوم در روسیه اختصاص دهد، شیرازه اقتصاد از هم می‌پاشد و آنها هم می‌دانند طرح غنی‌سازی در روسیه حداقل 6 الی 7 برابر نسبت به غنی‌سازی در خاک ایران هزینه دارد و خیلی زیرکانه و هدفدار می‌خواهند برای جلب رای و اعتماد روسیه در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، روسیه را در مقابل ایران قرار دهند.
اروپا و آمریکا روی دو شق متفاوت برنامه‌ریزی کرده‌اند:
الف: اگر ایران بر خلاف منافع ملی و مصالح امنیتی‌اش تن به غنی‌سازی اورانیوم در خاک روسیه بدهد که اروپا برنده است، ایران صاحب فن‌آوری و این تکنولوژی نمی‌شود و چون آنها اعتقاد دارند ایران به دنبال سلاح هسته‌ای در مقابل فشار‌هاست لذا همواره در مقابل فشارها و آسیب‌ها و برخورد منافع، شکننده و محتاج باقی می‌ماند و این یعنی قرار دادن روباه در لانه مرغ.
ب: ایران موافقت نمی‌کند. آن موقع روسیه باج‌خور در خصوص ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و اعمال تحریم‌های دیپلماتیک و اقتصادی کمرشکن به اروپا و آمریکا می‌پیوندد. البته دلایل و مستندات بسیار مهم و مفصل جهانی دیگری در این خصوص وجود دارد که به زودی به صورت مشروح توضیح می‌دهیم.
این در واقع همان شیوه پاس دادن رو به عقب برای بازکردن دفاع حریف برای ضد حمله و آرامش قبل از طوفان است. به خاطر داشته باشیم که کاندولیزا رایس هفته پیش در تهدیدی آشکار چنین گفت: « واشنگتن هر زمانی که بخواهد پرونده هسته‌ای ایران را به شورای امنیت ارجاع خواهد داد و آمریکا هر زمانی را که انتخاب کند می‌تواند ایران به شورای امنیت بسپارد.»
ضمنا به کسانی که مبتلا به خیال ‌اندیشی و رویاهای ساده اندیش خود هستند می‌گویم: خوشبینی و دلخوشی و بی‌برنامگی کافی است. چون: 1- هنگامی که پادشاه عربستان سعودی به مناسبت 12 نوامبر جشن تولد رایس، وی را به عربستان دعوت کرد و میهمانی مفصلی با حضور سران بعضی کشورها داد، او در مراسم جشن تولدش در عربستان گفت: شورای حکام به ایران می‌گوید پروتکل الحاقی باید در مجلس ایران تصویب شود.
مجلس ایران بیانیه می‌دهد اگر پرونده به شورای امنیت برود دیگر همکاری نمی‌کند. من به شما می‌گویم بسیار مهم است که تعادلی بین ابزارهای نظامی، سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی‌مان به وجود آوریم.
اگر شما یک چکش داشته باشید همه چیز برای شما در حکم یک میخ خواهد بود.
فکر می‌کنم ما در حال ایجاد موازنه بین ابزارهایمان هستیم، چکش در دست من است!
2- هنگامی که از نماینده انگلیس در شورای حکام پرسیده شد آیا نرمش غرب به دلیل فشار محمد البرادعی که به دلیل آنکه در آستانه اعطای جایزه صلح نوبل است و نمی‌خواهد رفتن پرونده ایران به شورای امنیت، آن را تحت‌الشعاع قرار دهد نماینده بریتانیا گفت: نباید از خودداری آژانس از ارجاع پرونده‌اش به شورای امنیت در شرایط کنونی دچار سوء تفاهم شود، پنجره فرصت در هر شرایطی باز نیست.
تمام شواهد و قرائن موید همان فرمول رایس در کلاس درس دانشگاه بروکسل است: «انتخاب روسیه برای مهار بحران‌ها، رها کردن میش در مغازه چینی فروشی است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات