تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۸۵۷۴۲

اعضای کمیته خرابکاری چه کسانی هستند؟

امید سیاوش مقدمه: گروه سیاسی ـ هفته گذشته نیز مانند هفته‌های داغ تابستان و سرد پائیز، محافظه‌کاران مهم‌ترین اخبار را به خود اختصاص دادند. هر چند در میان این خبرهای مهم، موضوعاتی که برای مردم امیدوارکننده باشد یافت نمی‌شود اما به هر حال این محافظه‌کاران هستند که قدرت را به صورت کامل در اختیار دارند و گفتار و کردار آنان در سرنوشت ایران و ایرانی تأثیرگذار است. لذا مطابق یکشنبه‌های هر هفته به مرور و تحلیل اخبار مهم هفته گذشته می‌پردازیم:

کی به کی گل می‌زنه؟
محافظه‌کاران که سالها به اطاعت محض از فرامین بزرگان سنتی خود عادت کرده، از این بابت شهره عام و خاص شده بودند این روزها حال و روز خوشی ندارند. از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اختلافات درونی این جناح مشکل علنی شد. به گونه‌ای که علی‌رغم پیش‌بینی بسیاری از کارشناسان سیاسی، نتوانستند با نامزدی واحد وارد عرصه انتخابات شوند.
البته بروز این اختلافات درون جبهه‌های سیاسی ایران از دیدگاه علمی کاملاً طبیعی است. چرا که افراد یک جبهه بیش از آنکه به دلیل تفکرات مشابه و برنامه‌های واحد به یکدیگر نزدیک شده باشند، بر اساس پیشینه رفاقت، فامیلی، محلی و یا منافع مشترک دور یکدیگر جمع شده‌اند. لذا کاملا طبیعی است با گذر زمان و کم رنگ شدن رفاقت میان فرزندان و مریدان، بزرگان یک جبهه تنها منافع مشترک است که می‌تواند این افراد را دور یکدیگر جمع کند. اما در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری منافع مشترکی میان طیفهای مختلف جبهه محافظه‌کاران یافت نمی‌شد و لذا چاره‌ای جز ورود مستقل هر کدام به عرصه انتخابات باقی نماند.
حال این منافع مشترک چه بود و چرا محافظه‌کاران نتوانستند با هم کنار بیایند؟ واقعیت این است که در درون محافظه‌کاران برخی افراد تحصیلکرده وجود داشتند که پس از خروج از دانشگاه و مطالعه علوم جامعه‌شناسی و سیاسی روز، نگاه متفاوتی نسبت به سنتی‌ها پیدا کردند. این طیف دانشگاه رفته ضمن محترم شمردن اصول مشترک محافظه‌کاران، راههای حفظ و پر رنگ کردن این اصول را متفاوت از راههای همیشگی سنتی‌ها می‌دانستند. این طیف پس از تحصیل در دانشگاه با علوم جدید انسانی و یافته‌های بشری آشنا شدند که استفاده نکردن از این یافته‌های ارزشمند را نادرست ارزیابی کردند. هر چند این طیف معتقد به بومی کردن دستاوردهای بشری است اما برعکس سنتی‌ها همواره بر ادامه همان روشهای کهنه و قدیمی پای می‌فشرند که از دیدگاه محافظه‌کاران تحصیل کرده پاسخگوی نیازهای امروز ایران نیست و حداقل با این روشها نمی‌توان اصول مشترک محافظه‌کاران را حفظ کرد. البته طیف‌های جدید و سنتی محافظه‌کاران از توان یکسانی برخوردار نبودند لذا هیچگاه نتوانسته بودند فرصت عرض اندام پیدا کنند. اما شکست‌های پی در پی این جناح در چند انتخابات مهم سنتی‌ها را وادار کرد در دومین دوره انتخابات شورای شهر به طیف جدید فرصت دهند. البته قرار این بودکه این طیف فقط یک ویترین و تابلو باشد و نه بیش از این. قرار بود سنتی‌ها در عمل همه کاره باشند. سنتی‌ها با توجه به سابقه اطاعت طیف جدید، هیچگاه فکر نمی‌کردند چیزی جز این نقشه طراحی شده به اجرا درآید. انتخابات دومین دوره شورای شهر به خوبی و خوشی تمام شد. مردم در انتخابات شرکت نکردند و لیست آبادگران به صورت کامل رأی آورد. محمود احمدی‌نژاد استاندار سابق اردبیل نیز منتخب این شورا برای شهرداری تهران بود. با ورود احمدی‌نژاد به شهرداری راه ورود طیف نومحافظه‌کاران به عرصه اجرایی باز شد. به گونه‌ای که معاونان، مدیران و مشاوران شهرداری تهران به صورت یکدست از طیف جدید بودند. با این وجود سنتی‌ها که فکر می‌کردند هنوز پدال ترمز پای آنان است با خیال راحت و به امید دو انتخابات مهم مجلس و ریاست جمهوری به آنها پرو بال دادند. صدا و سیمای تحت مدیریت علی لاریجانی از مهمترین حامیان شهردار تهران بود. برخی تریبونهای مهم در شهرستانها نیز به حمایت از عملکرد شورای شهر و شهردار تهران پرداختند. آنان تصمیم داشتند با حمایت از نحوه مدیریت احمدی‌نژاد و کمک زیاد و همه جانبه به او سعی کنند توانمندی‌ مدیریت محافظه‌کاران را نشان دهند. لذا همه محافظه‌کاران با هم بسیج شدند تا شهرداری تهران موفق شود. همه ارگانها و نهادهایی که به نحوی به محافظه‌کاران نزدیک بودند برای موفقیت شهردار تهران تلاش کردند. بحث بر سر شخص احمدی‌‌نژاد نبود. بحث اصلی موفقیت محافظه‌کاران در مدیریت بود. لذا پای حیثیت مجموعه محافظه‌کاران در کار بود. بعد نوبت به انتخابات مجلس هفتم رسید.
باز هم سنتی‌ها به نفع جدید‌ها کنار رفتند. هر چند یک سنتی با نفوذ و زرنگ به نام محمدرضا باهنر از حوزه انتخابیه کرمان وارد مجلس شد اما بقیه سنتی‌ها پشت درب مجلس ماندند و صندلی‌های سرخ و سپس سبز پارلمان را به جدیدها هدیه دادند. تا این جای کار هیچ مشکلی نبود. مجلس و شورای شهر و در مجموع طیف‌های جدید و سنتی محافظه‌کاران یک رقیب جدی و خطرناک داشتند به نام "اصلاح‌طلبان" پس باید اتحاد حفظ می‌شد. تا اینکه نوبت انتخابات سرنوشت‌ساز ریاست جمهوری فرا رسید. سنتی‌ها با خیال راحت پشت درهای بسته نشستند و نامزد خود را انتخاب کردند. آنها تصمیم نداشتند کوچکترها را وارد بازی کنند. اما کوچکترها با در اختیار داشتن مجلس و شورای شهر احساس بزرگی می‌کردند. تازه سنتی‌ها فهمیدند که اوضاع آن جوری که می‌خواستند پیش نمی‌رود. سعی خود را کردند کوچکترها را با یک سهم اندک از کابینه وارد بازی کنند.
اما کوچکترها فقط می‌خواستند رئیس باشند. همین و بس. اینجا بود که اختلافات فکری دو طیف سنتی و جدید بروز پیدا کرد. سنتی‌ها با نامزد واحد خود علی لاریجانی وارد عرصه شدند. جدیدها حاضر نبودند هوای آزاد و جذابیت‌های آشیانه قدرت را به دیگری واگذار کنند و هر کدام به تنهایی وارد عرصه انتخابات شدند. همه از خود می‌پرسیدند پیروز انتخابات چه کسی است؟ هر کس که بنا به شهرت و امکانات ظاهری نظر می‌داد سخت در اشتباه بود. پیروز انتخابات کسی بود که بیشترین نزدیکی را با جریان خزنده جناح محافظه‌کار داشت. جریانی که از مدتها پیش تئوریسین خود را رهسپار این شهر و آن شهر کرده بود و توانسته بود طیف وسیعی از محافظه‌کاران جوان را به نفع تفکرات خود بسیج کند. جریانی که هرگز عملیات ظاهری نداشت بلکه برخلاف دوران جوانی خود سعی داشت پیچیده و چند لایه عمل کند و البته امکانات آنرا داشت هر چند علنی نبود. لذا محمود احمدی‌نژاد پیروز انتخابات ریاست جمهوری شد. سنتی‌ها با اکراه تبریک گفتند و سعی کردند حداقل سهم خود را در کابینه حفظ کنند. طیف جدید نیز سعی کرد با نزدیکی بیشتر به احمدی‌نژاد از این فرصت تاریخی استفاده کند. نمایندگان مجلس هفتم به عنوان مهم‌ترین حامیان رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد خوانده می‌شدند. رئیس جمهور نیز با خیال راحت از مجلس خواست دولتش را نقد کند.
روزهای گرم تیر و مرداد 84 به آرامی سپری شد. اما از شهریور 84 طوفان اختلافات میان محافظه‌کاران وزیدن گرفت. محمود احمدی‌نژاد بدون مشورت با دوستان مجلسی‌اش و تنها با نظر مشاوران نزدیکش اعضای کابینه را معرفی کرد. مجلس هم در اقدامی بی‌سابقه چهار وزیر مهم دولت نهم را با رأی عدم اعتماد مواجه کرد و چند وزیر هم با رأی ناپلئونی از مجلس رأی گرفتند. نکته جالب در این میان حمایت تعجب برانگیز محمدرضا باهنر از دولت جدید و انتقاد اکثر نمایندگان متعلق به طیف جدید و انتقاد اکثر نمایندگان متعلق به طیف جدید از کابینه نهم بود. هر چند بعدها مشخص شد حمایت باهنر از دولت احمدی‌نژاد یک موضع تشکیلاتی نیست و ارشدترین مشاور رئیس جمهور خواهرزاده باهنر است و حتی شنیده شده که مجتبی هاشمی ثمره اصلی‌ترین نقش را در تعیین اعضای کابینه و حتی معاونان وزرا و استانداران دارد. لذا می‌توان گفت هر دو طیف جدید و سنتی محافظه‌کاران تبدیل به منتقدین اصلی کابینه شدند. این در حالی بود که اصلاح‌طلبان استراتژی سکوت و نظاره را در پیش گرفته بودند. با این حال محمود احمدی‌نژاد منتقدان دولتش را کسانی خواند که از اجرای عدالت متضرر می‌شوند، آیا منظور احمدی‌نژاد جناح محافظه‌کار بود؟ قاعدتاً باید چنین باشد چون اصلا اصلاح‌طلبان به کار دولت احمدی‌نژاد نداشتند. اما رئیس جمهور تصمیم گرفت برای مدت سه ماه وزارتخانه‌های کلیدی خود را با سرپرست اداره کند. این در حالی بود که رئیس جمهور پیشتر ادعا کرده بود برای هر کدام از وزارتخانه‌ها چندین گزینه مدنظر دارد. اما پس از مدتها احمدی‌نژاد چهار وزیر جدید پیشنهاد کرد که اگر نبود مصلحت‌سنجی نمایندگان شاید هیچکدام از آنها رأی نمی‌آوردند. ولی وزیر نفت پولداری که احمدی‌نژاد معرفی کرده بود تهدید شد پرونده‌اش در کمیسیون اصل نود به جریان می‌افتد. پرونده‌ای که به گفته یکی از اعضای کمیسیون اصل نود مجلس پرونده‌ای میلیاردی است. احمدی‌نژاد که با شعار ساده زیستی وارد کاخ ریاست جمهوری شده بود با انتقاد شدید آبادگران مجلسی مواجه شد. کسانی که با انتشار عکس‌هایی از منزل وزیر پیشنهادی نفت که گفته می‌شد بالغ بر میلیاردها تومان ارزش دارد به شدت رئیس جمهور را مورد انتقاد قرار دادند. وزیر نفت انصراف داد و احمدی‌نژاد پس از مدتی سیدمحسن تسلطی را معرفی کرد. این بار گرایش‌های سیاسی فرزندان و اعضای خانواده وزیر پیشنهادی بلای جان شد و تسلطی نیز موفق به کسب رأی اعتماد نشد و لذا بحران‌ جدی میان محافظه‌کاران آغاز شد.
از آن پس سایتهای وابسته به هر کدام از طیفهای محافظه‌کاران به افشاگری علیه یکدیگر پرداختند. بیشتر سایتهای محافظه‌کاران به افشاگری درباره رشد فزاینده انتصاب فامیل‌ها در دولت احمدی‌نژاد پرداختند و دولت نهم را متهم به فامیل‌گرایی و کنار گذاشتن شعار شایسته‌سالاری کردند. اما نزدیگان رئیس جمهور که در پیاده کردن شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور نتوانسته بودند موفقیت چندانی کسب کند و فشار شدید افکار عمومی را برای محقق کردن وعده‌ها به خوبی احساس می‌کردند ناگهان سخن از کمیته تخریب به میان آوردند. کمیته‌ای که توانسته ذهن نمایندگان مجلس و افکار عمومی را علیه دولت احمدی‌نژاد بسیج کند. هر چند تقریباً مشخص است که چنین کمیته‌ای وجود خارجی ندارد. چرا که اصلاح‌طلبان هم سکوت کرده‌اند و هم فاقد وسایل ارتباطی هستند. سایتهایشان فیلتر شده و روزنامه‌هایشان کاری به جز انتشار نظرات طیفهای مختلف محافظه‌کاران از جمله نمایندگان مجلس نمی‌کنند. پس این کمیته خرابکاری چه کسانی هستند؟ آیا نمایندگان منتقد احمدی‌نژاد که در زمان رأی اعتماد به کابینه مدعی شده بودند از جانب برخی افراد تهدید شده‌اند دچار مشکل پرونده‌سازی شده‌اند و یا طبق معمول دیواری کوتاه‌تر از اصلاح‌طلبان پیدا نمی‌شود. اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که دولت باید اختلافات جدی موجود میان محافظه‌کاران را بپذیرد. واقعیت این است که اختلافات موجود میان محافظه‌کاران جدی است، کسی غضنفر نشده. وقتی می‌توان افراد حاضر در طیفهای مقابل را متهم به غضنفر بودن کرد که هیچ اختلاف فکر مبنایی وجود نداشته باشد اما اکنون واقعاً اختلافات مبنایی است و دولت باید به جای تشکیل "کمیته ضد خرابکاری" واقعیت‌ها را بپذیرد و با برنامه مدون به تحقق شعارهای انتخاباتی بیندیشد. بعید است با شعارهای رئیس جمهور مخالف باشد و لذا بعید است کسی بخواهد در راه تحقق این شعارها مانع تراشی کند و اصولاً بعید است کسی بتواند چنین کاری کند. پس بهتر است به جای فرافکنی فقط کار کرد و کار کرد و کار. اما با درایت، تدبیر، تعامل و استفاده از تجربه و عقلانیت.
و اما در مورد اختلافات موجود در میان محافظه‌کاران یک روزنامه‌نگار معتقد است: "در [جناح محافظه‌کار] چه می‌گذرد؟ از یک طرف سایت بازتاب وابسته به یکی از چهره‌های متنفذ جناح محافظه‌کار به گفته بی‌بی‌سی به "انتشار مناقشه برانگیزترین قسمت‌های سخنان آقای احمدی‌نژاد " در دیدار با آقای جوادی آملی دست می‌زند، از طرف دیگر شخص سردار محسن رضایی در نامه‌ای به آقای رئیس جمهور، سامان گرفتن "پرونده اتمی" را مرهون ابتکارات وی می‌خواند. از یک سوی، رئیس جمهور "رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک" را تعیین می‌کند، اما از سوی دیگر وقتی رئیس مزبور با حکم احمدی‌نژاد، قصد ورود به دفتر کارش را دارد، او را به "کتابخانه" راهنمایی می‌کنند. خبرها را هم "سایت‌‌های ضد انقلاب" و یا کمیته‌های تخریب رئیس جمهور" نمی‌دهند؛ هر چه هست ریشه در منابع داخلی، و اتفاقا "منابع اصولگرایان" دارد. راستی چه خبر است؟
همان موقع که سایت بازتاب گزارش دیدار احمدی‌نژاد با آیت‌ا... جوادی آملی را می‌نوشت، علیرضا ذاکر اصفهانی، حکم رئیس جمهور در جیب، و در پی "مراجعه برای تحویل مکان استقرار مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری و امکانات و آرشیو این مرکز" بر اثر "ممانعت نیروهای مرکز بررسی‌های استراتژیک" به نوشته سایت عارف نیوز، و به نقل از سایت بازتاب "به محل کتابخانه مرکز هدایت و از آغاز فعالیت وی ممانعت به عمل" می‌آمد. پیگیری‌های وی برای "حل مساله از طریق دفتر رئیس جمهور نیز بدون نتیجه" بود.
در همان روز همچنین در حالی که "با روی کار آمدن دولت جدید این امیدواری ایجاد شد که جلوی حیف و میل بیت‌المال گرفته شده و بودجه و اعتبارات صرف کارهای زیربنایی و عمرانی کشور" شود، به گزارش سایت عارف نیوز، مدیر کل "یک سازمان فرهنگی استان خراسان شمالی،‌ به تبعیت از رئیس سابق خود در تهران، اعتبار جاری یک سال سازمان خود را صرف خرید یک منزل مسکونی با 400 متر زیربنا برای این اداره کرده و به همراه خانواده خود در این منزل سکونت یافته" بود. "این مدیر کل مبلغ یک میلیارد و سیصد و شصت میلیون ریال را به خرید این منزل اختصاص داده و بیش از 60 میلیون ریال، صرف تزئینات منزل از قبیل مبل، لوستر، پرده و غیره" کرده است. البته "دیوان محاسبات در نامه‌ای از این اداره کل خواستار ارایه مستندات قانونی و دلایل انجام پرداخت مبلغ مذکور بابت خرید ساختمان ویلایی شده است." اما تا نامه "دیوان محاسبات" به استان خراسان شمالی برسد و برگردد، به گزارش سایت فردا یک وزیر کابینه احمدی‌نژاد "در بدو ورود به این وزارتخانه سه تن از نزدیک‌ترین خویشاوندانش را در دفتر خود به کار" گمارد. او "همسرش را به عنوان منشی خود استخدام" کرد و "دو فرزندش" را در دفتر وزارتی به کار گرفت. واقعا وقتی کسی "کار" می‌کند، چه ایرادی می‌توان به او گرفت؟ ایراد آنجاست که: "ح"، یکی از مدیران کل وزارت [...] که نقش اصلی در افشا و فروش سوالات آزمون دستیاری، کارشناسی ارشد و دوره دکتری وزارت [...] داشته است، همچنان به فعالیت خود در این وزارتخانه ادامه می‌دهد." بازتاب که این گزارش را داده، اضافه می‌کند: "آقای مدیر کل که دریافت رشوه به میزان 3/4 میلیارد ریال توسط وی قطعی است و خریداران سوال به چگونگی پرداخت این مبلغ به "ح" اعتراف کرده‌اند، از سال 79 تا 83، اقدام به فروش سوالات کنکورهای وزارت [...]‌ می‌کرده و طی این مدت، سوالات 22 دوره از کنکورهای مختلف وزارت [...] را به فروش رسانده است. "او هفته گذشته" برای بخش کوچکی از تخلفات خود از سوی دادگاه به سه سال حبس تعزیری و سی میلیون تومان جریمه محکوم شد، اما در هفته جاری در کمال شگفتی، در بخش دیگری از تخلفات خود تبرئه شده است." این مدیر کل نیز" در کمال شگفتی" تنها با "کمتر از 10 درصد از پول ناشی از فروش سؤالات کنکور، اقدام به خرید سی خط موبایل و اتومبیل پرشیا کرده که البته قرار است این اموال نیز به وی بازگردانده شود." و جالب موضع‌گیری وزیر [...] دولت جدید است که "طی اقدام ابهام‌آمیزی" از برخورد با متخلفان خودداری کرده است. اما حسن قضیه این است که سایت بازتاب هست و "در صورت ادامه حضور متخلفان در وزارت [...]، در گزارش‌های آینده خود، به افشای اطلاعات جدیدی" خواهد پرداخت. زیرا از دید این سایت، اصول، اصول است و نباید آن را نادیده گرفت، همان‌کاری که "معاونت مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ" می‌کند. این معاونت نیز به نوشته سایت بازتاب "با چسباندن اطلاعیه‌هایی بر روی دیوار این معاونت، از مأموران و پرسنل خود خواسته است تا از اقامه نماز در این محل جداً خودداری کنند". چرا؟ به دلیل اینکه "این ساختمان متعلق به یک فرد حقیقی است که خواستار تخلیه ساختمان شده و نیروی انتظامی در حال حاضر با خودداری از تخلیه، به دلیل غصبی بودن مکان از افراد شاغل در این محل خودداری کرده و نماز را در محل دیگری اقامه کنند." به هر حال این معاونت به وظیفه دینی خود عمل می‌کند. در همین حال "هواپیمای تشریفاتی دولت" نیز عرضه شد: "هزینه خرید هواپیمای مذکور قریب به 60 میلیون دلار بوده است "که" 20 میلیون دلار از قیمت این هواپیما ایرباس 321 یک هواپیمای تشریفاتی و دارای تمامی امکانات هواپیماهای پیشرفته است، ولی از لحاظ چیدمان دارای امکاناتی است که آن را از دیگر هواپیماها متمایز می‌کند. "این را آقای الهام سخنگوی دولت می‌گوید به وقت تحویل گرفتن هواپیما، ولی این را نیز ناگفته نمی‌گذارد که: "توجه به شعارهای آقای احمدی‌نژاد بعید به نظر می‌رسد ایشان از این هواپیما استفاده کند." و بازتاب هم می‌نویسد: "با نظر برخی از مقامات دولتی، احتمال تخریب و برچیدن تجهیزات داخلی هواپیمای تشریفاتی جدی دولت که حدود 24 میلیارد تومان برای آن هزینه شده، افزایش یافته است." به همین سادگی. و چون قضیه ساده است و انگار روزمره "به رغم وعده سخنگوی دولت مبنی بر اجازه ورود خبرنگاران، عکاسان و فیلمبرداران رسانه‌ها به درون هواپیمای تشریفاتی" حراست هواپیمای جمهوری اسلامی "از ورود اصحاب رسانه‌ها به هواپیمای مذکور جلوگیری" می‌کند و درست همان موقع که خبرنگاران در فرودگاه با ماموران حراست بحث و جدل می‌کردند،‌صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز، با احمد خادم المله،‌ مسوول خبرگزاری جمهوری اسلامی، که ظاهرا از همرزمان است، در حال "جدال" بود. زیرا به نوشته خبرگزاری انتخاب: "اختلاف بر سر اداره موسسه مطبوعاتی ایران میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنان پابرجاست."
سردار نقدی نیز به نقل از خبرگزاری انتخاب "با چهره تازه‌ای در مقابل خبرنگاران ظاهر شده" و سخن از این می‌گوید که: "ما نه فقط حاضریم تیم مقابل را تشویق کنیم، بلکه در میدان به خودمان هم گل می‌زنیم." یک حرف کاملا درست که گزارش آن به بازتاب هم رسیده، زیرا در زمان توقیف این سایت "سایت‌های ضد انقلاب و اپوزیسیون جمهوری اسلامی" جایگاه این "مهم‌ترین و گاه تنها منبع خبری محافل ایرانیان خارج از کشور در اینترنت" را "تصاحب کردند"! راستی در جناح محافظه‌کار، چه کسی به چه کسی گل" می‌زند؟
از تمام دنیا برای حل مشکلاتشان با ما تماس می‌گیرند
در حالی که اختلافات جدی در میان حافظه‌کاران سبب نگرانی مردم شده، رئیس جمهور محمود احمدی‌نزاد [احمدی‌نژاد] مدعی شد از تمام دنیا برای حل مشکلاتشان با ما تماس می‌گیرند. این گفته رئیس جمهور شاید باعث شود توقع مردم از دولت نهم بیش از پیش شود. چرا که مردم انتظار دارند دولتی که توانایی حل مشکلات تمام دنیا را دارد، حل مشکلات مردم ایران را در اولویت قرار دهد و با بهره‌گیری از دانشمندان هر چه سریعتر به رفع گره از کار مردم همت گمارد: بی‌شک با توجه به خزانه پر دولت نهم و یکدستی حاکمیت این توقع بی‌جا نیست. هر چند مردم هم می‌دانند برای رفع مشکلات باید به دولت فرصت دهند اما شرطش این است که ببینند دولت وارد مسیر درستی شده. اگر مسیر انتخاب شده ناصحیح باشد اعطای فرصت بیشتر به دولت نهم هیچ فایده‌ای برای نظام و مردم ندارد. امید است دولت نهم در اسرع وقت و با بهره‌گیری از زمان و امکانات و دانش و تجربه حداقل مشکلات معیشتی مردم را رفع کند یا گامی بردارد که مردم احساس کنند دولت وارد مسیر حل مشکلات شده است. به عنوان نمونه امروز اشتغال، ازدواج و مسکن از مشکلات جدی مردم است. اما تاکنون گام مهمی در این زمینه برداشته نشده است. در زمینه مسکن سیاستهای پیشین ادامه دارد و بخش اعظم درآمد مردم صرف اجاره مسکن می‌شود. حتی استمرار این روند سبب می‌شود دو شغله‌ها تمام حقوق یک شغل و بخش مهم شغل دیگر خود را صرف اجاره بهای منزل کنند. اما در زمینه اساسی‌ترین مشکل مردم هنوز هیچ راه‌حلی ارائه نشده است. در حالی که یکی از وعده‌های رئیس جمهور حل مشکل مسکن بود. یکی دیگر از مشکلات اشتغال است که به نظر نمی‌رسد با این سیاستهای مبهم اقتصادی و با این وضع فرار سرمایه از کشور دولت برنامه مدون و مناسبی برای این امر در نظر گرفته باشد. آیا بهتر نیست رئیس جمهور احمدی‌نژاد درخواست کشورهای دنیا برای حل مشکلاتشان را برای مدتی و موقتاً بی‌پاسخ بگذارد و به حل مشکلات جدی مردم ایران همت گمارد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات