تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۸۵۷۵۳

بحران آفرینان از دولت خاتمی تا احمدی‌نژاد


سجاد سالک
مردان کابینه احمدی‌نژاد خیلی اصرار دارند تا بگویند منتقدان در کار دولت کارشکنی کرده و مانع انجام برنامه‌های عدالت طلبانه می‌شوند. دولتمردان تازه به قدرت رسیده هر گاه که تریبونی به دست می‌آورند و مجالی برای صحبت کردن می‌یابند بی‌مقدمه از مخالفانی گلایه می‌کنند که در کار دولت مانع تراشی کرده و می‌خواهند بگذارند عدالت در کشور پیاده شود.
احمدی‌نژاد و مردانش در سه ماه گذشته بارها گروه‌های رقیب را متهم کرده‌اند به این که نمی‌گذارند دولت کار خودش را انجام دهد.
در ادامه هم رییس جمهور و هم دیگر اعضای کابینه به این روند ادامه داده و منتقدین دولت را کسانی معرفی کردند که نمی‌خواهند بگذارند وعده‌های انتخاباتی احمدی‌نژاد تحقق پیدا بکند.
نظیر چنین مباحثی 8 سال پیش هم مطرح بود. گذشته را که مرور می‌کنیم می‌بینیم سیدمحمد خاتمی و مردان اصلاح‌طلبش هم از بحران سازی مخالفان می‌نالیدند و نسبت به کارشکنی جناح محافظه‌کار گلایه داشتند.
خاتمی حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و در همایش هیات پیگیری و نظارت بر قانون اساسی گفت که برای دولتش هر 9 روز یک بار بحران آفریده‌اند.
بدین رو هر دو دولتی که با امیدهای بسیار از سوی هوادارانشان به عرصه آمده بودند در میانه کار لب به شکوه گشوده و تقصیر را به گردن گروه‌های رقیب انداختند.
هر دو دولت البته در یک ویژگی دیگر نیز مشترکند. چنان که خاتمی بارها مخاطبان را با وعده افشای نام کارشکنان تا سر چشمه برد و تشنه برگرداند و اکنون نیز احمدی‌نژاد وعده می‌دهد که قصد دارد نام آنهایی که برای دولت مانع‌تراشی کنند را افشا کند.
خاتمی البته هیچ گاه افشاگری را در دستور کار قرار نداد و تنها در روزهای آخر از مسائلی تحت عنوان ناگفته‌ها سخن گفت که در حقیقت برای بسیاری از ناظران و فعالان سیاسی حرف تازه‌ای دربرنداشت. احمدی‌نژاد اما آنچنان که علاقه دارد در منظر عمومی صریح‌اللهجه جلوه کند بدش نمی‌آید تا روزی در یک برنامه زنده تلویزیونی حین ارائه گزارش عملکردش نامی هم از کارشکنان رو کند و به این وسیله موجب جدید نیز به راه اندازد.
با همه اینها برای ناظران این مساله مطرح است که هر دو دولت اصلاح‌طلب و نومحافظه‌کار چگونه منتقدین و مخالفینی داشتند که مانع از انجام برنامه‌های‌شان شده و می‌شوند. گرچه نمی‌توان تردید کرد که هر دو دولت منتقدین خاص خود را داشته‌اند ولی مقایسه میان آن دو اساسا ناممکن است چرا که نوع مخالفت‌ها و انتقادهایی که بر دولت اصلاح‌طلب وارد می‌شد به هیچ وجه با اظهارنظرهایی که در مقطع فعلی انجام می‌شود قابل مقایسه نیست. نکته جالب در این میان این که اصلاح‌طلبان به عنوان منتقدان دولت احمدی‌نژاد در هفته‌های گذشته سیاست صبر و انتظار را پیشه کرده و از هر اقدامی که به کارشکنی تعبیر شود خودداری کردند. ولی محافظه‌کاران از نخست‌ین روزهای روی کار آمدن خاتمی علنا و عملا در کار وی سنگ‌اندازی کرده و اعلام کردند از آنجا که این دولت از حمایت غرب برخوردار است مانع انجام برنامه‌های اصلاح‌طلبانه می‌شوند. بدین رو نه تنها محافظه‌کاران از رسمی‌ترین تریبون‌های نظام دولت را مورد هجوم قرار دادند بلکه در عمل نیز هر جا که از توانشان برمی‌آمد در بحران آفرینی مضایقه نکردند. از طرف دیگر عالمان علم سیاست در تمام مباحث خود بر این نکته تاکید دارند که در کار سیاسی مهم این نیست که چه کسی حرف می‌زند و اظهار نظر می‌کند بلکه مهم این است که چه افراد و گروه‌هایی قدرت به ثمر نشاندن حرف‌های خود را داشته و یا می‌توانند اظهارات خود را با امکانات تبلیغاتی منتشر کنند. بررسی مخالفت‌های صورت گرفته با هر دو دولت با توجه به نکته مهم گفته شده در علم سیاست نشان می‌دهد که شاید بتوان اقدامات محافظه‌کاران در دوران اصلاحات را کارشکنی و بحران‌آفرینی نامید اما آنچه که در سه ماه گذشته پدید آمده جز اظهار نظر چیزی دیگر نبوده است. به اعتقاد کارشناسان وقتی قرار است از بحران‌آفرینان سخن گفته شود باید به ابزار مخالفان نیز توجه داشت.
دولت اصلاحات وقتی از منتقدانی که هر 9 روز یک بار برایش بحران می‌آفریدند سخن می‌گفت بلافاصله اذهان رو به سوی گروه‌های فشار افراد لباس شخصی نهادهای تبلیغاتی نهادهای نظامی تریبون‌های رسمی و گروه‌ها و نهادهایی می‌رفت که توان مانع‌ شدن در برابر برنامه‌های اسلامی را داشتند. در این نگاه چندان لازم نبود دبیر یک نهاد مهم حرفی در مقابله با اصلاحات بزند بلکه به واسطه مسئولیت‌هایش عملا از چنان توانی برخوردار بود که دولت را در کار خود با مشکل مواجه کند یا حتی وقتی یک مسؤل نظامی در یگان مربوطه‌اش از سیاست‌های فرهنگی دولت خاتمی انتقاد می‌کرد از چنان توانی هم برخوردار بود تا دولت را به نحوی در مضیقه بگذارد.
حتی احضارهای گاه و بیگاه مدیران دولتی به دادگاه و نیز رد لوایح دولت در مجلس پنجم یا شورای نگهبان هر کدام می‌توانست مانعی بر سر تحقق برنامه‌های وعده داده شده توسط دولت اصلاحات باشد.
با همه اینها باید توجه داشت که دولت عدالت‌خواه در حال حاضر از بیشترین پشتوانه در سطوح عالی نظام برخوردار بوده و عزل و نصب‌های صورت گرفته هم روز به روز بر قدرتش افزوده و ازتوان منتقدینش می‌کاهد.
در این شرایط، اگر قرار باشد برای اظهارنظرهایی که توسط اصلاح‌طلبان صورت گرفته، کارشکنی و بحران‌آفرینی نام گذاشت باید بر آنچه در 8 سال اصلاحات بر محمد خاتمی گذشت نیز نام دیگری برگزید. شاید فاجعه آفرینی مناسب‌ترین عنوانی باشد که به ذهن برسد ولی مهمتر آن است که اظهارنظرهای بی‌ضرر فعلی را کارشکنی نخواند و بحثی مشفقانه قلمداد کرد. چه در غیر این صورت بایستی فرهنگ لغات خود را عوض کرده و واژه‌های دیگری در ادبیات سیاسی کشور گنجاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات