مترجم: نادر مازوجی
اظهارات شگفتی ساز عبدالحلیم خدام معاون پیشین رئیسجمهور سوریه که برای دهههای متمادی مرد شماره 2 در هرم قدرت سیاسی این کشور به شمار میرفت، روزهای پایانی سال 2005 میلادی را به کام دولتمردان سوری تلخ کرد. در کمتر از دو هفته از صدور قطعنامه 1644 شورای امنیت که سوریها برای تعدیل و تلطیف لحن آن، تحرکات سیاسی نفسگیری را آغاز کرده بودند و رفته رفته التهاب و نگرانی از چهره مردم این کشور زدوده میشد، اظهارات خدام موجی از تنش و بحران را وارد جامعه سوریه کرد.
خدام که گفته میشد برای مداوا به فرانسه رفته است و در آنجا سرگرم تالیف کتاب پنج دهه خاطرات زندگی سیاسی خودش است، ناگهان بر صفحه تلویزیون ماهوارهای العربیه ظاهر شد و موج سنگینی از اتهامات را متوجه حکومت سوریه و شخص بشار اسد رئیسجمهور این کشور کرد. وی که در تیرماه سال جاری به دستور بشار اسد از ترکیب شورای مرکزی جبهه ملی پیشرو سوریه (ائتلاف حاکم) کنار گذاشته شده بود، در مصاحبه باالعربیه مدعی شد: اسد با پرخاش از رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان خواسته بود که با تمدید ریاست جمهوری امیل لحود رئیسجمهور لبنان موافقت کند.
خدام که در منزل مجلل خود در حومه پاریس با خبرنگار العربیه سخن میگفت، افزود: حریری چند ماه پیش از ترور در معرض تهدید مقامات سوری قرار گرفت و اسد به او گفته بود هر فردی را که با تمدید دوره ریاست جمهوری لحود مخالفت کند، نابود خواهیم کرد.
وی اسد را به تکروی در تصمیم گیریها متهم کرد و گفت: قوانین سوریه براساس منافع برخی از شخصیتهای نزدیک به اسد تدوین میشود. وی همچنین گفت: رستم غزاله رئیس وقت سازمان اطلاعات ارتش سوریه در لبنان تمامی مقامات لبنان از جمله حریری را به شکل مستقیم تحقیر میکرد و به همین دلیل من از اسد خواستم که غزاله را برکنار و مجازات کند، اما او بدون توجه به نصایح من با ارتقای درجه به غزاله پاداش داد. خدام که در تابستان گذشته با حذف پست معاونت رئیس جمهور از سوی بشار اسد، به طور کامل از صحنه سیاسی به حاشیه رانده شد، خروج سوریه از لبنان را ثمره بیکفایتی فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه دانست.
خدام کیست؟
این چهره شاخص نظام بعث سوریه در سال 1932 در شهر بانیاس سوریه واقع در سواحل دریای مدیترانه در یک خانواده سنی مذهب از طبقه متوسط چشم به جهان گشود. در سال 1951 به اتحادیه دانشآموزان حزب بعث پیوست و در همان سال با حافظ اسد آشنا شد. وی پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه دمشق در رشته حقوق در دادگستری سوریه مشغول به کار شد. همزمان با کودتای جمعی از افسران حزب بعث از جمله حافظ اسد، این حزب در راس قدرت قرار گرفت و خدام نیز وارد تشکیلات دولتی شد. خدام در سال 1967 که جنگ ژوئن میان اعراب و اسرائیل در گرفت و به اشغال بخشی از جلگه جولان سوریه انجامید، حاکم شهر «قنیطره» مرکز استان جولان بود. وی در سالهای 1969 و 1970 وزیر اقتصاد و بازرگانی خارجی سوریه در زمان نخست وزیری نورالدین الاتاسی بود. خدام در سال 1970 ـ که حافظ اسد طی یک اقدام اصلاحطلبانه، گروه تندرو راستگرای حزب را برکنار کرد ـ به عنوان دوست صمیمی حافظ اسد، معاون نخست وزیر، وزیر خارجه و عضو تشکیلات رهبری کشوری و ملی حزب بعث شد.
وی در سال 1985 از ناظران اصلی توافق سه جانبه میان جنبش امل به رهبری نبیه بری، حزب ترقیخواه سوسیالیست به رهبری ولید جنبلاط و حزب مسیحی نیروهای لبنانی به رهبری ایلی حبیقه بود. او نقشی محوری را در متقاعد کردن گروههای لبنانی برای امضای توافقنامه طائف در سال 1989 ایفا کرد که با امضای آن، جنگ داخلی لبنان پایان یافت. خدام در سال 1998 پرونده لبنان را به بشار اسد که برای جانشینی پدرش آماده میشد، واگذار کرد و اولین گام برای کاهش نفوذ وی در عرصه سیاسی سوریه برداشته شد.
وی همچنین در تابستان سال 2000 و پس از درگذشت حافظ اسد، در انتقال آرام قدرت به بشار اسد نقش مهمی ایفا کرد و در سالهای اخیر عضو افتخاری یا تشریفاتی نظام حاکم محسوب میشد. خدام در میان افکار عمومی به دلیل سودجویی خود و فرزندانش از موقعیتهای حزبی و شغلی و کسب اموال نامشروع، وجهه خوبی ندارد، گرچه تاکنون از سوی مراجع قضایی، نامشروع بودن این اموال اثبات نشده است.
خدام قرار بود به همراه سپهبد حکمت شهابی رئیس وقت ستاد ارتش سوریه در آستانه برگزاری نهمین کنگره کشوری حزب بعث از تابستان سال 2000 از سمتش بر کنار شود و به همین دلیل شایعاتی حاکی از بازداشت خانگی وی منتشر شد. شهابی که رئیس هیات نظامی سوریه در مذاکره با طرف اسرائیلی در سال 1995 در چارچوب ابتکار صلح مادرید بود به بهانه درمان به آمریکا رفت و دیگر بازنگشت. خدام نیز همانگونه که پیشتر ذکر آن رفت، از مدتی قبل به فرانسه رفت و در آنجا گزید.
اولین عنصر شکاف در نظام سوریه
خدام که در گفتوگو با شبکه العربیه به افشاگری بر ضد حکومت سوریه پرداخت، قبل از آنکه علیه کسی شهادت داده باشد در واقع علیه خود شهادت داد. واکنشهای خشن و سریع در داخل سوریه بر ضد اظهارات خدام یک روز پس از مصاحبه وی با العربیه به ویژه از سوی پارلمان این کشور، گواهی بر این مدعاست.
در عین حال درخواست کمیته بینالمللی تحقیق ترور حریری برای بازجویی از بشار اسد رئیس جمهور و فاروق الشرع وزیر خارجه سوریه که پس از اظهارات خدام علیه حکومت سوریه انجام گرفت، مسالهای عجیب و غیرمنتظره نبود. اظهارات خدام علیه اسد و نظام حاکم بر سوریه، واقعهای است که بررسی عمیق و ژرفی را میطلبد، چرا که این واقعه شبیه به اعلام خودکشی محمود الزعبی نخست وزیر اسبق سوریه قبل از سال 2000 و همچنین خودکشی غازی کنعان وزیر کشور سابق سوریه چند هفته قبل از سال 2005 بود. اما در مورد مهمترین عوامل جدایی خدام باید به بحران درون حکومتی سوریه اشاره کرد که بشار اسد به عنوان مرد شماره یک تصمیم گیری، در اجرای اصلاحات سیاسی داخلی که وعده آن را داده بود تعلل کرد و این مساله موجب شد که نزاع و کشمش میان دولت گارد محافظان قدیم بر سر اصلاحات به نزاع و درگیری داخلی میان گارد محافظان موجود ـ صرف نظر از قدیم یا جدید آنـ منجر شود.
اتهامات یا اعترافات؟
آنچه که قبل از کنگره اخیر حزب بعث سوریه در اواخر سال 2005 در محافل داخلی سوریه مطرح بود، این بود که مانع اصلی در برابر اصلاحات واقعی سیاسی داخلی این کشور، وجود بقایای گارد قدیم است، زیرا هنگامی که خدام و تنی چند از اطرافیان وی استعفا دادند، نشانههای زدوده شدن این مانع اصلی پدیدار گشت.
پاسخ به اتهام با اتهام، امری رایج است که دو طرف جدا شده از هم بر ضد یکدیگر روا میدارند، اما در مورد خدام قضیه متفاوت است و آنچه که وی بیان داشت، پاسخ به اعتراف با اعتراف بود و البته نباید این موضوع را نادیده گرفت که هرگونه پیامدی علیه سوریه، همه طرفهای موجود در این کشور در برخواهد گرفت، چرا که همه از حدود 40 سال قبل تحت یک دستگاه واحد مسوول در این کشور به سر میبرند. در عین حال، زمان آن فرارسیده که تصمیم گیرندگان نظام دمشق فرصت را غنیمت شمرده و در کنا ر مخالفان این نظام برای رویارویی با خطرات خارجی قرار گیرند و با مروری برگذشته، سوریه را از تنگنای داخلی و بینالمللی خارج کنند.
اما آنچنان که برمیآید گردانندگان نظام سوریه نه تنها چنین کاری نمیکنند، بلکه همچنان سیاست فرار به جلو و ادعای تمایل به انجام اصلاحات را بدون تحولات داخلی ادامه میدهند و این در حالی است که غافل از تحولات داخلی و بینالمللی در آن واحد هستند. زلزله سیاسی که جدایی خدام از حکومت، آن را رقم زد، خیانت به دولت و کشور سوریه نبود، بلکه خیانت بزرگی به نظام سوریه به طور اخص بود، چنانکه این نظام را دچار شکاف بزرگی میکند و لذا واکنشهای سریع به این حادثه موجب نجات نظام سوریه نمیشود، زیرا ادامه روند کنونی در سوریه، شکاف حتمی آن را در پی دارد. همچنین بعید نیست کسانی در پی این شکافها ظهور کنند که درهای خارجی در سطح منطقهای و بینالمللی به روی آنها باز بوده و یا خودشان درهای داخلی را در مقابل نیروهای مردمی و ملی گشودهاند.