در تاریخ صدساله نفتی و بویژه بعد از تشکیل سازمان اوپک در 1960 کشورهای جهان سوم تولیدکننده نفت خام، قصد داشتند از اهرم سیاسی نفت استفاده نمایند تا بتواند از فشار سلطه و سلطهگری بکاهند، گرچه از این حربه چندبار استفاده شده ولی نتایج ملموسی بهبار نیاورده است؛ زیرا اعتقاد برخی از کارشناسان نفتی بر این است که در این فرایند و نتیجه کلی آن باز هم بازنده اصلی کشورهای تولیدکننده بودهاند، از آنکه کشورهای مصرفکننده به میزان بیشتر از افزایش قیمت نفت، بر روی کالاهای خود افزودهاند و به زبانی دیگر به فرایند "پترودلار" یا دلارهای نفتی انجامیده است.
در تاریخ گذشته نفت ایران، نیز انتظار میرفت با استفاده از تحریم نفت و بهازای کاهش تولید، قیمتها افزایش یابد ولی در جریانات ملیشدن نفت [در آن مقطع تحریم از جانب انگلیس بود نه ایران] فقط از میزان تولید کاسته شد و قیمتها چندان افزایش نیافت و همینطور در مرحله انقلاباسلامی سال 1357 و با کاهش صادرات، قیمتهای "تکمحموله" به بیش از 80 دلار در هر بشکه رسید. اما حجم تکمحمولهها نسبت به کل تولید بسیار اندک بود. در سالهای اخیر نیز با افزایش چندمرتبه قیمتها، تغییری در حجم تولید و ذخایر آن پدید نیامده و مشاهده نمیگردد که تغییرات قیمت نفت با تغییرات میزان تولید، همسویی یکسان داشته باشد. با توجه به این نکته که طی سالهای اخیر از اهمیت سیاسی نفت کاسته شده و بر اهمیت اقتصادی آن افزوده شده است. تحریم نفتی موضوعی است که نمیتواند از یک فرمول ساده پیروی نماید، بلکه باید تمامی جوانب آن و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم در کوتاهمدت و بلندمدت بر دیگر پدیدهها بررسی شود. در اینجا برخی از نکات مرتبط با تحریم نفتی میپردازیم.
1ـ هر کشور، تحریمکننده نفتی میتواند حتی بهطور صوری و در کوتاهمدت ارزشهایی را در جامعه تقویت نماید و ازسویی عوامل زیاندهی را به ارمغان و به همراه داشته باشد. افزایش اعتماد به نفس ملی و افزایش همبستگی و غرور ملی، حاصل بهظاهر مثبت آن در کوتاهمدت است ولی آشوبهای اجتماعی در میانمدت بهسادگی تأثیر عوامل کوتاهمدت را خنثی مینماید. هرچند در این فرایند، کاهش زندگی تجملی و ترویج فرهنگ صرفهجویی از اثرات اجتنابناپذیر آن خواهد بود و مثبت است.
2ـ از دستدادن بازار و کاهش همبستگی اعضای سازمان اوپک، از اثرات زیانبار خارجی و بدیهی آن میباشد. کاهش درآمدهای نفتی، افزایش شدید تورم را به همراه دارد و پیامد اولیه آن، افزایش قیمت کالاهای وارداتی و اثرات آن، رکود طرحهای فراملی و ملی و رکود صنایع میباشد.
3ـ بهدنبال هر تحریم نفتی، از منظر مصرفکنندگان، ضمن افزایش درآمد شرکتهای نفتی، جوامع آنها شاهد رشد تورم، کاهش رشد اقتصادی و رشد بیکاری بوده و جهان نیز گواه کاهش سرمایهگذاری و کاهش کشف منابع جدید خواهد بود که تمامی آنها برای جوامع تولیدکنندگان، سختتر و مشقتبارتر خواهد بود.
4ـ در فرایند هر تحریم نفتی، کشورهای چین، هند، ژاپن و کره و همچنین کشورهای فقیر، بیشترین آسیب را خواهند دید و ازسویی دیگر تولیدکنندگان نفتی و شرکتهای نفتی بینالمللی بیشترین امتیازها و سود را نصیب خود خواهند کرد و یقیناً در این فرایند، مقاومت و اتحاد شرکتهای نفتی جهانی بیشتر شده و سازمان اوپک با سرعت بیشتری به سمت فروپاشی حرکت مینماید و منطقه نیز شاهد تنشها و درگیریهای بیشتری خواهد بود.
نتیجه:
الف) اصولاً بحث تحریم برای کشور ایران و دولت آن، طنابی یک طرفه بوده و به زیان تحریمکننده است و ازسویی میزان حجم صادرات ایران بهتنهایی موثر نمیباشد.
ب) نفت کالای سیاسی همانند سده گذشته نیست و بهمرور از ارزش سیاسی آن کاسته و بر ارزش اقتصادی آن افزوده شده است و در شرایط کنونی جهان تنها بزرگترین تولیدکنندگان یا بزرگترین مصرفکنندگان، میتوانند با در دست داشتن این اهرم فشار، تفکر تحریم نفتی را داشته باشند و جهت تحقق آن گام بردارند.
ج) هنوز در جهان، تحریم نفتی در چارچوب کار گروهی و مبتنی بر خردجمعی تولیدکنندگان، کارساز است ولی ابزار آن یعنی جلب متحدان تحریم باید فراهم گردد.