تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۸۵۸۷۱

بزرگ‌ترین خطر!!


محسن غرویان
بزرگ‌ترین خطر برای انقلاب ما، خطر تحریف در مبانی و پایه‌ها و اصول فکری این انقلاب است. شکی نیست که اندیشه‌های حضرت امام (ره) که برگرفته از کتاب و سنت و عقل و اجماع و ناظر به حوادث و پدیده‌های عصر و زمان حاضر بود، مایه‌ها و پایه‌های اصلی این انقلاب عظیم بوده و هست. آنچه اینک این قلم احساس می‌کند، خطر تحریف‌های ظریف و ناپیدا در اندیشه‌های آن بزرگ مرد تاریخ معاصر است.
روند تحریف و انحراف فکری همچون همه مقولات فکری و فرهنگی، مخفی و تدریجی است و همگان از آن آگاه نمی‌شوند و تشخیص رگه‌های تحریف و انحراف؛ محتاج دقت و ریزبینی‌های فراوان است. از سویی شناخت مبانی و اصول کلامی - فلسفی اندیشه‌های سیاسی - اجتماعی حضرت امام(ره) کار هر کسی نیست.
این مهم، کار فیلسوفان و متکلمان و فقیهان دقیق‌النظری است که عمری در معارف دینی بر اساس کتاب و سنت و عقل و اجماعات علما و سیره شارع و متشرعه، کار کرده باشند و به درجه اجتهاد و خبرویت در مسایل اسلامی رسیده باشند. مع‌الاسف امروزه شاهدیم کسانی قدم در وادی تبیین و تفسیر و اندیشه‌های سترگ حضرت امام(ره)گذاشته‌اند که مبادی و مقدمات لازم برای این مهم را تحصیل نکرده‌اند و این،خطری است بس بزرگ!
کسانی در سالهای اخیر تحت تاثیر جریان مدرنیسم (Modernism) و پست مدرنیسم (Postmodernism) و فرآیند سکولاریزیشن (Secularisation) قرار گرفتند و در برابر خدامداری و دین سالاری، انسان محوری و مردمسالاری را بدون قید "دین" مطرح نبودند. بدون شک این جریان فکری ریشه در مبانی اندیشه اومانیسم غربی (Westem  Humanism) داشته و دارد. روشن است که مبانی اومانیسم غربی، هرگز با مبانی دینی و اعتقادی ما سازگاری ندارد. از این‌رو مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله ‌خامنه‌ای [دام عزه‌العالی] در برابر این خطر بزرگ و انحراف عظیم فکری ایستادند و فرمودند آنچه ما بدان معتقدیم مردمسالاری مطلق نیست بلکه "مردمسالاری دینی" است.
آنان که اهل دقتند و بر سر الفاظ و واژه‌ها نزاع چندانی ندارند و مشاحه (نزاع) بر سر اصطلاحات و عبارات و الفاظ را شان خود نمی‌دانند، به خوبی بر این نکته واقفند که بازگشت معنا و مفهوم"مردمسالاری دینی" به "دین سالاری مردمی" است. چرا که برای امت مسلمان ما، آنچه سالار و امیر و حاکم است"دین" است. امت و امام همگی خود را تابع دین می‌دانند و از این‌رو، سالاری دین را با جان و دل پذیرفته‌اند. آنچه مقام عظمای ولایت در عصر غیبت تحت عنوان "مردم‌سالاری دینی" فرموده‌اند در حقیقت جز این نیست که مردم در همه حالات و شئون فردی و اجتماعی خود ملتزم به دین باشند و چنین نباشد که تحت عنوان "مردمسالاری" به سوی تمدن غربی، نظام لائیک، جمهوریت بریده از وحی، و مدل حکومتهای لیبرال دموکراتیک رایج در دنیای امروز حرکت کنند.
مفهوم "مردم‌سالاری" مفهومی است مطلق و آن گاه که آن را با قید"دینی" مقید می‌کنیم، در حقیقت می‌خواهیم بگوییم مراد و مقصود و مطلوب اصلی ما‌،"دین" است و معنای حمل مطلق بر مقید که موافق سیره عقلا و مورد امضای شارع است، جز این اقتضایی ندارد. وقتی مقصود اصلی ما تحقق احکام و ارزش‌های دینی در بین مردم است و نیز هدف حکومت جز این نیست که دین خدا را بر مردم حاکم کند، بنابراین در حقیقت آنچه مقصود اصلی و آرمان نهایی ماست"دین سالاری مردمی" است.
مردمی بودن دین سالاری چیزی است که در ذات خود دین افتاده است. اگر دین خدا به خوبی اجرا شود و ارزش‌های و حیانی و الهی در میان مردم به درستی جلوه نماید، بدون شک مردم در پای دفاع از چنین نظام و مکتبی خواهند ایستاد. شاهد بر این سخن، حضور و پایداری مردم مسلمان ما در طول دو دهه سال‌های پس از انقلاب اسلامی است. هنر بزرگ و معجزه شگفت حضرت امام خمینی(ره) این بود که با علم و عمل، چنان چهره‌ای از دین سالاری را به نمایش گذاشت که مردم هیچ چاره‌ای بهتر از تبعیت از دین برای خود نیافتند و برای نجات خود از ظلم و فساد و تباهی، گزینه‌ای بهتر از حکومت دینی و نظام ولایت فقیه پیدا نکردند و این همان معنای "دین سالاری مردمی" است. امام خمینی(ره) در تاریخ 21/8/57 در این زمینه می‌فرماید: نظر ما که ملت هم با آن موافق است این است که احکام اسلام آن طور که هست اجرا گردد. والسلام.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات