دکستر فیلکینگز / خبرنگار نیویورک تایمز در بغداد
مترجم: سارا مظهری
در ادهمیه هستیم، محلهای از بغداد که کشتارگاه خبرنگاران غربی به شمار میآید. امروز روز انتخابات زنان و مردان عراقی، گاهی همراه با کودکان و نیز افرادی که بر روی صندلی چرخدار هستند به پایگاههای رایگیری ادهمیه رفته، رای خود را در صندوقها انداخته و گاهی نیز به ما دست تکان میدهند. تقریباً یازده میلیون عراقی به پای صندوقهای رای رفتند. رقمی که بیش از انتظار همه بود و هیچ حمله انتحاری رخ نداد. عراق، از جمله پیچیدهترین کشورهایی است که هیچگاه چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. دگرگونیهای دو سال اخیر در این کشور منجر به شکلگیری ساختارهای سیاسی اجتماعی و فرهنگی جدیدی شده که در چارچوب کنونی قرار میگیرد، اما این کشور در گذشته نیز شاهد تحولات بسیاری بوده است.
دستگیری صدام حسین در دسامبر 2003، بازیابی استقلال عراق در ژوئن 2004 و برگزاری همهپرسی قانون اساسی در ژانویه 2005 تا انتخابات این دوره به کلی شکل نیروهای حاضر در این سرزمین پرتلاطم را تغییر داده است. در حال حاضر به نظر میرسد خواستههای مردم عراق تا حدودی برآورده شده باشد. برکناری صدام حسین، بازیابی حاکمیت و در نهایت برگزاری انتخابات اخیر از دستاوردهای دگرگونیهای دو سال اخیر هستند. در واقع میتوان گفت مردم عراق به آنچه که آمریکا به عنوان خواستههای آنان در نظر داشت رسیدهاند و نیز به طور حتم نقش آمریکا در عراق از این پس مشخصتر خواهد بود. تحولات آینده بر مسیری قابل اطمینانتر و قابل پیشبینیتر قرار میگیرد، هر چند که تقریباً هیچ واقعهای هرگز در عراق قابل پیشبینی نیست و نبوده است.
تصاویر متعدد به سرعت پشت سرهم قرار گرفته و جای یکدیگر را میگیرند. مهمترین واقعه دستگیری صدام حسین و چند ماه پس از آن شورش مسلحانهای بود که به جز کردستان و شمال کشور تمامی خاک عراق را در برگرفت. بازیابی حاکمیت عراق موجی از عملیات انتحاری سنیها و اعتراض شیعیان را در پی داشت و ارتش المهدی در نجف و کربلا وارد عمل شدند. همهپرسی ژانویه 2005 نیز همین پیامدها را به دنبال داشت، به طوری که تا اول دسامبر امسال چهارصد حمله انتحاری در عراق صورت گرفت. آیا عراق از این پس متفاوت خواهد بود؟ گذری بر مناطق خونین عراق باعث میشود بخواهیم نتیجه منفی بگیریم.
اظهاراتی از این قبیل که از این پس نیز عملیات انتحاری ادامه خواهد داشت، اوضاع عراق همین است که هست و... اما باید سنجیده نظرپردازی کرد، در غیر این صورت درک قلب جریانات و پیچیدگی وقایع این کشور امکان پذیر نخواهد بود، چرا که در عراق امروز خلاف هر حقیقتی قابل اثبات و هر دو به یک اندازه قابل قبول است. تا سه سال پیش مردم عراق در نظامی زندگی میکردند که وحشت و اختناق آنان را در برگرفته بود. اما امروز مردم این کشور در مقایسه با قبل از آزادی اجتماعی بیشتری برخوردارند، هر چند که آثارش بر آنها حاکم است. آنان در فضایی به سر میبرند که نه تنها سرشار از امید بلکه مرگبار نیز است. مردم عراق نخستین گامها را در حرکتی دمکراتیک برمیدارند اما در همان زمان بسیاری از سیاستهای «به اصطلاح دمکراتیک» هر هفته در این کشور با شکست مواجه میشود.
با وجود جنگ داخلی، انتخابات پارلمانی و برپایی دمکراسی جایی برای امیدواری باقی میگذارد. از هر کسی که مدتی در این کشور به سر برده است بپرسید، پس از بازگشت به خاک عراق امروز چه احساسی دارد خواهد گفت: شکی نیست کشوری که تا چند هفته پیش میشناخت دیگر وجود ندارد و باید این کشور را که ضربانهای تغییر در نبض آن احساس میشود، از نو شناخت. از سیاهچالهای صدام تا سایبانهای پایگاههای انتخاباتی و حضور گسترده مردم در انتخابات، تنها در طی 33 ماه. باور این که هر یک از کشورهای جهان بتواند با چنین سرعتی تغییر کند دشوار است و از این رو پیشبینی اوضاع آینده عراق چندان محتاطانه نخواهد بود.
این انتخابات برای همه افرادی که خواستار آیندهای بهتر برای مردم این کشور هستند، آیندهای که سربازان آمریکایی از خاک عراق خارج شده و نیز احساس کنند حضور آنان در این کشور کاملا بینتیجه نبوده است، به بهترین وجه برگزار شد. شرکت 70 درصد مردم در این انتخابات، که نه تنها از همهپرسی ژانویه 2005 در این کشور بلکه از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز بالاتر بود، (و در ضمن در طی آن شرکتکنندگان تهدید به مرگ نشدهاند!) جایی برای امیدواری باقی میگذارد. مشارکت بالای اهل سنت در این انتخابات نیز میتواند پیامدهای مثبتی به همراه داشته باشد. اهل سنتی که هدایتکننده شورشهای اخیر عراق بوده و نیز در صورت تمایل میتوانند به آن پایان دهند.
برآورد میشود چشمانداز برگزاری انتخابات دموکراتیک و میل واضح اهل سنت به شرکت در آن شورشیان را سردرگم کرده باشد. ارتش اسلامی عراق که گرایش بعثی دارد آتشبس موقت خود را در روز انتخابات اعلام کرد. القاعده و تشکلهای دیگر اسلامی انتخابات را محکوم کردند اما نتوانستند تهدید به کشتار کنند. این گروهها در طی ساعات رایگیری در 54 حمله دست داشتند که از میانگین روزانه کمتر بوده و تلفات جانی در پی نداشت. عدم توافق بین گروهها و تشکلهای شورشی یادآور نامهای است که در اوایل سال گذشته به دست نظامیان آمریکایی رسید. نامهای که زرقاوی (رهبر گروه تروریستی) و یا شخص دیگری آن را نوشته بود.
در این نامه زرقاوی ترس خود را از زمانی که مردم عراق رهبران خود را برگزینند بیان کرده بود: «پسران این سرزمین قدرتطلب خواهند بود.» زرقاوی در صدد بود مانع برگزاری این انتخابات شود. وی همچنین نوشته بود: «دموکراسی همین است. ما هیچ بهانهای را نمیپذیریم.» اما امروز در ادهمیه، محله سنینشین بغداد به سختی شود دگرگونی فضای سیاسی و از میان رفتن تعادل بین نیروهای مختلف را انکار کرد. در روز 30 ژانویه (تاریخ برگزاری همهپرسی قانون اساسی)، ادهمیه مکانی غمناک و مرده به نظر میرسید.
کمتر فردی در خیابانها دیده میشد. بیشتر ساکنین از ترس کشته شدن از خانه خارج نمیشدند و افرادی که در خیابانها رفتوآمد میکردند با تهدید شورشیان مواجه بودند. بیانیههای آنان در همه جا پخش شده بود. اما در شهرهای عراق نفسی تازه میدمید، جاده به روی موتورسواران بسته بود و پدر و مادرها دست در دست فرزندانشان راه میرفتند. انگار ادهمیه به کلی دگرگون شده بود. رعدطه مدیر بانکی در بغداد در گفتوگو با ما اظهار داشت: «به نظر میرسد برای نخستینبار دموکراسی راه خود را باز میکند.»
عبدالجبار مهدی، اهل سنتی که با یک شیعه ازدواج کرده درباره فرقهگرایی و جنگ داخلی سخن میگوید: «با وجود تنوع فرهنگی و مذهبی در عراق استقرار دموکراسی امری بدیهی به نظر میرسد. ما عراقیها گذشته و مذاهب متفاوتی داریم اما خون همه ما یکی است. قبل از هر چیز ما همه عراقی هستیم.» سخنان عبدالجبار مهدی هر چند تکاندهنده است اما همه اهل سنت با او هم عقیده نیستند. بسیاری از آنان، نه تنها در ادهمیه بلکه در دیگر محلههای بغداد میگویند: «ما نصف جمعیت عراق را تشکیل میدهیم.» نظر متخصصان جمعیتشناسی البته متفاوت است. آنان میگویند: 15 تا 20 درصد جمعیت عراق را اهل سنت تشکیل میدهد، اما این عده از نظر تاریخی عادت دارند قدرت در دست آنها باشد و این برخلاف اصول دموکراسی است. روشن است که پس از اعلام نتایج نهایی آراء بسیاری سرخورده خواهند شد. البته عده زیادی از شیعیان و کردهای عراق بر این باور هستند که نمایندگان اهل سنت پارلمان میتوانند از راه ایجاد یک حزب سیاسی مانند آنچه شینفین برای ارتش جمهوریخواه ایرلند انجام داد، به شورشها پایان دهند.
در حال حاضر احزاب وابسته به اهل تشیع سرگرم آمادهسازی برای روز اعلام نتایج انتخابات هستند، هزاران مبارز شیعه در طی ماههای اخیر وارد نیروهای پلیس و ارتش شدهاند تا دست کم به صورت ظاهری از مشروعیت لازم برای ادامه حملات در مناطق سنینشین برخوردار شوند. هیچ انتخاباتی نخواهد توانست خاطره دردناک درگیریهای بین مسلمانان سنی و شیعه مذهب را از بین ببرد. اعلام نتایج انتخاباتی حتی میتواند به شدت بر این درگیریها بیافزاید. از سوی دیگر احتمال بازگشت به گذشته دور همی متنفی نیست. گذشتهای که معنی آن کشتار و قبرهای دست جمعی است. همین گذشته برای بسیاری از اهل سنت به معنای قدرت بوده و حال نیز قدرت از دست رفته است. نشانههای بسیاری وجود دارد که این گروه خواستار واگذاری جایگاه خود در صدر حکومت و جامعه عراق نیست.
بوشرا سعدی زنی سنی مذهب که در محله یارموک بغداد به پای صندوق رای رفته است میگوید: من به آن دلیل رای میدهم که کشورم بدست دشمنان بیگانه نابود نشود. میپرسم: منظور شما از دشمنان بیگانه کیست؟ میگوید: شما آمریکاییها کشور ما را به نابودی کشاندهاید. «میلرزد.» آمریکا و انگلیس، متاسفم که این حرف را در روی شما میزنم ولی شما کشور ما را نابود کردید و نام آن را دموکراسی میگذارید. اینها فقط حرف است. من با وجود این که در همهپرسی ماه ژانویه گذشته شرکت کردم در شرایط فعلی تنها از روی ناامیدی به پای صندوق رای رفتهام. وضعیت ما همچنان مثل سال گذشته است. هیچ تغییر دموکراتیکی در طی این سال مشاهده نشد که برای حفظ آن امروز دوباره رای بدهیم.