حنیف غفاری
"دونالد رامسفلد" وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا اخیرا اذعان کرده است که در صورت ترک خاک عراق توسط نیروهای وابسته به کاخ سفید جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که از این موضوع سود خواهد برد. این در حالی است که قرار گرفتن بوش پسر و نومحافظهکاران در منگنهای سخت و نیز افزایش تعداد تلفات نیروهای آمریکایی با اعتراض افکار عمومی آمریکا و جهان همراه شده است تا فصلی سخت در تاریخ حیات سیاسی جمهوریخواهان کاخ سفید ثبت شود.
واقعیت امر این است که نومحافظهکاران سنتی همانند بوش پدر و کالین پاول در برابر موضع نومحافظهکاران جدید همانند رایس، چنی و رامسفلد مبنی بر حفظ نیروهای نظامی آمریکا در عراق ایستادهاند. از سوی دیگر شرایط موجود در عراق نیز به گونهای است که تداوم حضور نومحافظهکاران در خاک این کشور هر لحظه بر شدت بحران امنیت در این کشور میافزاید. در این راستا دو حالت کلی را میتوان برای نومحافظهکاران به تصویر کشید: حالت اول این که جرج بوش تحتتاثیر فضای غالب و نیز سخنان مشاوران وابسته به جناح نومحافظهکار سنتی در واشنگتن عمل کرده و نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کند. این حالت علیرغم این که تنها چاره کاخ سفید برای برون رفت از باتلاق عراق به شمار میرود حکم این شکست سخت را برای جمهوریخواهان خواهد داشت. در حقیقت خروج از عراق پس از 2 سال اشغال موجبات تضعیف شدید واشنگتن را در معادلات نظام جهانی فراهم خواهد ساخت.
بدون شک همانند آن چه در زمان ریاست جمهوری جانسون در ویتنام رخ داد ماهیت جنگ عراق به صورتی جدی از سوی نظام بینالملل و در سطحی پایینتر از سوی افکار عمومی ایالات متحده آمریکا و حتی موافقان اولیه جنگ مورد چالش قرار خواهد گرفت و در این میان افرادی مانند بوش، رامسفلد، ریچاردپرل، پل و لفویتس و کاندولیزا رایس باید پاسخگو باشند.
حالت دوم این که بوش فارغ از آن چه در واقعیت میگذرد بار دیگر رویکرد و نگرشی آیدهآلیستی خود را نسبت به نظام بینالملل ادامه دهد و نیروهای نظامی وابسته به کاخ سفید را در عراق حفظ کند. در این صورت کلید واژه شکست معنا و مفهومی کامل مییابد و نومحافظهکاران باید همانند آن چه در خلیج خوکها و یا در سومالی رخ داد با فضاحت کامل و پس از تحمل صدمات بیشمار عقبنشینی کنند.
بحران امنیت در عراق در این حالت به اندازهای گریبانگیر کاخ سفید میشود که عملا قدرت هرگونه اقدام و سرعت عملی را از آنها سلب خواهد کرد.
همانگونه که از معادلات عینی موجود برمیآید در صورت انتخاب هر دو گزینه از سوی واشنگتن شکست ایالات متحده آمریکا در پروژه اشغال عراق و متعاقبا ترسیم خاورمیانه بزرگ قطعی است. تنها در صورت انتخاب گزینه اول بار تحمل شکست تا اندازهای برای بوش و همراهانش آسانتر خواهد شد. در برهه حساس کنونی تقابل میان اعضای خوب جمهوری خواه در واشنگتن پررنگتر شده است. هماکنون بسیاری از هواداران قبلی بوش پدر و ریگان، بوش پسر و تیم افراطی او را مسئول اصلی این شکست میدانند. آنها معتقدند که کاخ سفید پس از حادثه 11 سپتامبر از الگوی کلی طراحی شده "بازها" عدول کرده است. از طرف دیگر رامسفلد و دیک چنی و رایس همچنان با همان ادبیات پس از 11 سپتامبر سخن میگویند و فارغ از درک حقیقت گذار جهان به سوی واقعگرایی سعی دارند همچنان با استناد به ابزارهای تبلیغاتی وابسته به کاخ سفید چهرهای دیگر را از خود در محافل عمومی به تصویر کشند.
در نهایت این که وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا با اظهارات اخیر خود ابعاد پرتگاه ایجاد شده در برابر واشنگتن را به صورتی شفاف ترسیم کرده است. پرتگاه دولبهای که در هر دو سوی آن فرجامی جز سقوط در انتظار جمهوریخواهان جنگطلب نیست.