بحث در مورد چشمانداز و الزامات آن، بحث دراز دامنی است که طبعا در یک جلسه و دو جلسه نمیتوان حق مطلب را ادا کرد. خوشبختانه حضرت آقای هاشمی در نماز جمعه این بحث را شروع کردند و امیدوارم مثل همه بحثهای پرثمر و پربار و گرانقدر ایشان، شاهد بحث خوب و روشنگری در زمینه چشمانداز که بسیار اهمیت دارد باشیم. طبعا همه ابعاد چشمانداز را نمیشود اینجا باز کرد و الزامات آنها را گفت: باید به هر حال انتخابی کرد که من فکر میکنم اگر دو نکته در اینجا مطرح بکنیم، شاید بتوانیم از این وقت استفاده کنیم: یکی قدرت اول منطقه شدن در پایان دوران چشمانداز و دوم، الهامبخش شدن و در واقع سرمشق و الگو شدن برای جهان اسلام است.
من پیش از آن، تاریخچه تکوین چشمانداز را عرض میکنم و عنایتی از ذکر این مقدمه دارم. در سال 81 که ما مشغول تدوین برنامه چهارم اقتصادی و فرهنگی و سیاسی شدیم و مطالعات وسیعی صورت گرفت که 35 موسسه پژوهشی و علمی و دهها دانشمند با ارائه مقالاتشان و با بیش از 24 هزار ساعت نفر کار در واقع یک تحقیق همهجانبهای برای تدوین یک برنامه شایسته و مناسب و با توجه به امکانات کشور، مقتضیات موجود و شرایطی که در آینده داریم، انجام گرفت چهل جلسه ستاد برنامه بحث کرد. هفت کمیته مشترک و 22 کمیته تخصصی و 10 جلسه ستاد دولت که تعدادی از وزرا بودند و بالاخره 35 ساعت در دولت مورد بحث قرار گرفت تا برنامه چهارم تنظیم بشود. در ضمن این، ما متوجه شدیم اگر این برنامه در یک چارچوب سنجیدهای و با توجه به آمادگیهای کشور باشد که تکلیف ما را در طی دو دهه آینده روشن بکند بیشتر میتوانیم به نتیجه برسیم. همزمان با آن و قبل از آن، مقام معظم رهبری با توجه به اهمیت قضیه، امر تعیین چشمانداز را به مجمع تشخیص مصلحت محول کرده بودند که بحثهای خوبی هم در آنجا صورت گرفت. دولت هم براساس این مطالعات، سند چشمانداز را تدوین کرد و خدمت رهبری تقدیم کرد و معظمله آن را به مجمع ارجاع دادند که چون کار سنجیدهای بود، مبنای کار مجمع همین سند قرار گرفت. دهها ساعت در آن کمیته مخصوص مورد بحث قرار گرفت و در پنج شش جلسه - حالا دقیق یادم نیست - در مجمع تمام هم و غم اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت صرف آن شد و بالاخره این سند از نظر مجمع تصویب شد و خدمت مقام معظم رهبری داده شد و در 13/8/82، رهبری با نظراتی هم که داشتند، این سند را به دولت ابلاغ کردند و یعنی یک ماه بعد از آن، دو ماه بعد از آن، یک ماه بعد از آن، سیاستهای کلی برنامه چهارم را نیز تصویب فرمودند و به دولت ابلاغ کردند و در واقع، مبنای کار دولت و نظام، سند چشمانداز بیستساله قرار گرفت. آنچه که من میخواهم عرض بکنم، این است که خاستگاه و سرچشمه برنامه چهارم و سند بیست ساله، یکی است و مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته، مطالعات مشترکی است و اصولا ما در تنظیم برنامه چهارم بود که به این نتیجه رسیدیم میتوان به سند بیست ساله رسید و بنابراین، برنامه پنج ساله چهارم در واقع بخش مهم اول اجرایی شدن سند چشمانداز پنج ساله است.
این یک نکته لب چشمانداز که در اینجا عرض میکنم خدمتتان، این است که ایران در بیست سال آینده: ایران کشوری است توسعه یافته، با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه یا هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالمللی که بندهای مختلفی دارد که در واقع بسط این نکته کلی و هدف کلی است و چگونگی دستیابی به این هدف و نیز الزاماتی که باید ملحق به سند چشمانداز بشود تا انشاءالله به نتیجه مطلوبش برسد. چرا ما میتوانیم سند چشمانداز داشته باشیم؟ معتقدم که این سند دو پیام مهم دارد: یکی اینکه ایران در بحرانیترین منطقه عالم یک نقطه ثبات و امن است که میتواند برای بیست سال آینده خود نیز برنامهریزی کند. این مساله مساله مهمی است شما وضع منطقه ما را میدانید و اینکه بسیاری از کشورها تکلیف فردایشان را هم نمیدانند، ولی ایران آنقدر اعتماد به نفس دارد و آنقدر خودش را امن میبیند که نه تنها برای سال آیندهاش و دو سال آیندهاش، برای بیست سال آیندهاش میتواند چشمانداز داشته باشد و برنامهریزی بکند که این از برکات انقلاب اسلامی ماست.
دوم اعتماد به نفسی است که در ایران هست و اعتقاد به اینکه ما پایهها و مایهها و مقدمات لازم را برای یک جهش عظیم در کشور فراهم آوردهایم و میتوانیم اگر تدبیر به خرج بدهیم به آن هدفها برسیم. من بارها گفتهام اهداف چشمانداز بسیار بلند است، ولی واقعبینانه اگر نگاه بکنیم این بلند پروازانه نیست، گرچه رسیدن به آن مشکل است، این دو پیام مهمی است که چشمانداز دارد. چرا که ما میتوانیم این کار بزرگ را انجام بدهیم؟ به علت مزایای فوقالعادهای که در ایران به لحاظ معنوی و مادی داریم. اولا ما در حساسترین منطقه عالم قرار گرفتهایم، منطقه راهبردی جغرافیایی، ژئواستراتژیک و منطقه راهبردی سیاسی، یعنی جغرافیای سیاسی ژئوپلتیک منطقه، به طوری که ما الان ارتباط شرق به غرب و غرب به شرق هستیم، با دسترسی به منابع مهم سوقالجیشی دریای خزر در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در منطقه جنوب کشور و نیاز مبرمی که کشورهای منطقه و جهان به ایران دارد. این امتیاز بزرگی است که اگر آن را درک بکنیم در روابط خارجیمان در مذاکراتمان در کسب منافعمان میتوانیم بسیار از آن استفاده بکنیم. در واقع ایران به حق قلب جهان است و نقش کلیدی در شکلدهی در نظام اقتصادی و سیاسی و امنیتی جهان میتواند ایفا بکند. فرق میکند با یک کشوری که در یک گوشهای است.
دوم گرچه ما در منطقه نیمه خشک به سر میبریم، ولی تنوع اقلیمی وضعیت مناسب خاک و حتی آب در بسیاری از مناطق ما را کشوری به لحاظ تولیدات کشاورزی و نیز تولیدات اساسی استراتژیک در اینجا موقعیت ممتازی قرار داده، منابع طبیعی و کانی فراوان، تقریبا همه انواع منابع و معادن به طوری که در بسیاری از اینها ایران جزء ده کشور برتر جهان است و نیز منابع عظیم نفت و گاز با توجه به اینکه هفتاد درصد نفت دنیا و چهل درصد گاز دنیا متعلق به این منطقه است، نه تنها برای ما، برای کل منطقه و این هم امتیاز دیگر ما است. چهارم یا پنجم جمعیت جوان و روبه آیندهای که زمینههای رشد او فراهم شده است. امروز در کشور ما با دو میلیون و دویست و هفتاد هزار نفر دانشجو یک تحول عظیمی در آموزش عالی و فراگیری فنون و علوم برای بچههای ما ایجاد شده است، به علاوه این که اتصال میان دانشگاه و مدیریت و صنعت و تولید که به خصوص در سالهای اخیر ایجاد شده منشاء تحولات فراوانی گشته است، ما نیروی فنی بسیار خوبی داریم، زیرساختهای بسیار مناسبی داریم، که از برکات دوران سازندگی و تداوم آن است، کشوری که یک روز نیاز به ابتداییترین امور داشت امروز در بسیاری از امور نه تنها بینیاز است، بلکه برطرفکننده نیاز دیگران هم هست، در سالی که گذشت، یازده میلیارد صدور خدمات و کالا داشتیم که حدود سه میلیاردش خدمات بود و حدود یک میلیارد و نهصد و خوردهای میلیون دلار، صدور خدمات فنی و مهندسی است. یعنی از یک کشور مصرفکننده در اثر سرمایهگذاریها، در اثر این تدبیرها، در اثر این سازندگیها ما به یک کشور تبدیل شدهایم که میتوانیم خدمات فنی و مهندسیمان را به خارج صادر بکنیم، امروز در بسیاری از امور پیشرفتهای عظیمی داشتیم، ما در ساختن سد حدود هشتاد درصد خودکفا هستیم و در ساختن سد صد در صد خودکفا هستیم، و در ساختن نیروگاه حدود هشتاد درصد خودکفا هستیم، یک کشور مصرفکننده، اینها حاصل سرمایهگذاری و تلاشهایی است که طی سالهای گذشته صورت گرفته است.
در زمینه تولید خودرو که این قدر صحبت میشود، صددرصد در اجرا خودکفا هستیم و اولین طرح ایرانی نیز آماده شده است که امیدوارم به دست دولت محترم کنونی در سال جاری یا سال آینده، اولین خودروی ساخت و طراحی شده ایران بیاید بیرون، یعنی در صنعت خودرو ما به مرحله خودکفایی به این صورت رسیدیم. با این توضیح که تنها سازندگان ماشین در منطقه ما ترکیه و ایران هستند، به علاوه با توجه به این مساله که ما در قطعهسازی که بسیار امر مهمی است، تقریبا ترکیه خیلی چیزی ندارد و ما یکی از قطعهسازان مهم منطقه و دنیا هستیم، بسیاری از کمپانیها و سازمانهای بزرگ تولیدکننده الان قطعاتشان را به ما سفارش میدهند. این زمینههای موجود برای یک جهش در ایران آماده است، برخورداری از سابقه تاریخی ممتاز ملی تمدنساز و با سابقه، ملتی که با طلوع آفتاب اسلام، جان او درخشانتر هم شده است و در واقع التقای خورشید اسلام و جان ایرانی سبب یک تمدن بزرگی شده است که واقعا نشاندهنده هم اهمیت و عظمت اسلام، هم شایستگی و ظرفیت ایرانی است و خود انقلاب اسلامی ما نشانه امتیاز فوقالعاده ملت ما است نسبت به ملتهای دیگر. انقلابات فراوانی بوده، کشورهای فراوان مسلمانی بودند، ولی این انقلاب با این خصوصیات در ایران رخ میدهد که نشاندهنده ظرفیت ما است.
اینها زمینههایی است که ما را به این نتیجه میرساند که میتوانیم هدف بلندی را اتخاذ کنیم، در واقع اگر بخواهیم تشبیه بکنیم، مثل یک هواپیمایی است که آمده است لب باند و میخواهد از زمین کنده بشود و بلند بشود، کار، هنوز کار مشکلی است، خیال نکنید که به نتیجه رسیدیم. مشکلات فراوانی هم داریم و باید اینها را توجه بکنی، عدم تعادل جمعیت در گستره کشور و وجود مناطق محروم که البته از دوران سازندگی به این ور و از جمله در این سالها برای رفع محرومیت تلاش شد، که آخرینش مساله توازن منطقهای بود، بالا بودن عرضه نیروی کار و عدم کشش بازار برای جذب این نیرو، اوج ورود نیروی آماده به کار در طی برنامه سوم و بخشهایی از برنامه چهارم هست که این چهار درصدی رشد اول انقلاب وارد بازار شدند و احتیاج به سرمایهگذاری وسیع و فعالیتهای زیاد دارد و با اینکه یک رکورد فوقالعادهای طی برنامه سوم شکسته شد برای ایجاد اشتغال، که پانصد و هشتاد هزار شغل در سال ایجاد شد، باز هم نتوانستیم به هدفمان که بالای حدود ششصد و هفتاد هزار نفر بود برسیم و بنابراین مساله بیکاری یک مساله مهم در کشور ماست و میتواند تهدید بزرگی برای ما باشد. کندی نرخ بهرهوری، ما در برنامههای اول و دوم، رشد منفی بهرهوری داشتیم، نرخ منفی داشتیم، در برنامه سوم هدف هشت دهم درصد را گرفتیم که به هدف رسیدیم، ولی برای اینکه به چشمانداز برسیم حدود سی و دو درصد از رشد تولید ما، رشد اقتصادی ما باید به بهرهوری باشد یعنی توان بهرهگیری بهتر، کمهزینهتر و پرثمرتر از امکانات و در واقع ما هدفگذاری دو و نیم درصد را تقریبا برای این دو برنامه آینده در زمینه بهرهوری کردیم. انتقال ناکارآمد پساندازها به سرمایهگذاری و فراهم نبودن امکانات لازم برای ایجاد فعالیتهای به خصوص بخش خصوصی که هنوز ما بخش خصوصیمان که موتور اصلی تحرک اقتصادی است مشکلات فراوانی دارد.
گسترش حاشیهنشینی که همهتان در همه شهرها و به خصوص شهرهای بزرگ شاهد آن هستید و تبعات اقتصادی، سیاسی و امنیتی که دارد و بالاخره عدم جامعیت و کفایت نظام تامین اجتماعی با همه فعالیتهایی که شده از اموری است که کمبودها و مشکلات ما است.
البته خیلی در این زمینهها کار شده است ولی از یاد نبریم که هنوز زمان بهرهبرداری نیست، زمان کارکردن است و درضمن کار کردن، بهرهبرداری و انشاءالله بهره نهایی آن را در پایان کار بگیریم.
من چند آمار میدهم تا متوجه بشوید باز، کار ما چقدر سنگین است. طی سالهای 35 تا 75 یعنی چهل سال، جمعیت ایران سه و دو دهم برابر شده است، در حالی که در انگلستان و فرانسه از 1880 تا 2000 یعنی صدوبیست سال، جمعیت دو برابر شده است. چهل سال، سه برابر و دو دهم، یعنی اول نسل تازهای آمده، جمعیت زیاد شده، ثالثا جامعه عوض شده، یعنی با ورود نسل جوان و کنار رفتن نسل قدیم، یک نوع زمینه انقطاع نسلی، در جامعه فراهم آمده است. مساله دیگر ما اینکه نفت که مهمترین نعمت خداست، برای ما تبدیل به یک مشکل شده است که همیشه مشکلات ما را با آسانترین وجه با رجوع به درآمد نفتی حل کردیم. در طول برنامه سوم با همه تلاشهایی که شد، بیست و هفت و هفت دهم نزدیک به بیست و هشت درصد بودجه کشور از مالیات تامین میشود، در حالی که در کشورهای دیگر، بین نود تا صددرصد از مالیات هست، یا لااقل ما بتوانیم بودجه جاری خودمان را از مالیات تامین بکنیم. بودجه کشور با کمال تاسف حدود هفتاد و سه دهم درصد، بودجه جاری است و بیست و سه درصد بودجه عمرانی است، یعنی از این بیست و هفت درصدی که ما میدهیم، بقیه تا هفتاد و سه درصد، باید از پول نفت یا سایر منابع بدهیم که این مشکل حتما باید حل بشود.
در سالهای 90 تا 99 نسبت صادرات کالا و خدمات به تولید ناخالص داخلی در ایران بیست و سه درصد بوده در مالزی نود و سه درصد. ببینید ما چقدر فاصله داریم تا بتوانیم این صادراتمان را به سطح این کشورها برسانیم، نسبت صادرات خدمات به کل صادرات یعنی نه مواد اولیه یا کالا، خدمات علمی و فنی و مهندسی که صادر کردیم، در ایران چهار درصد بوده در ترکیه که ما بیست سال بعد باید از او جلوتر باشیم سی و هفت و شش دهم درصد بوده، یعنی نشاندهنده امکانات فنی بیشتر او است. واردات خدمات، یعنی نیاز ما به علم تکنولوژی و امور دیگر خارجیها در ایران هجده و شش دهم درصد بوده، در ترکیه چهارده و چهار دهم درصد، یعنی در درون نشاندهنده این است که خودکفاییاش بیشتر است و نیز امکانات صادراتیاش از ما بیشتر است. اگر شما بخواهید قدرت اول منطقه بشوید این فاصله را باید طی بکنید. در سال 83 همانند 82 بیش از پنج شش دهم میلیارد دلار سرمایه به کشور وارده شده است، که متاسفانه خیلی قسمت کمی از آن سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران بوده است که فواید عمده در سرمایهگذاری خارجی در ایران است. اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا بکند و ما نتوانیم تحولی ایجاد بکنیم، وضع خیلی خوبی در بیست سال دیگر نخواهیم داشت.
بنده در اینجا چند - متاسفم و معذرت میخواهم که آمار میگویم، آمار خستهکننده ولی چارهای نیست - ببینید، اگر بخواهد این وضع ادامه پیدا بکند، چه خواهیم شد؟ میزان سرمایهگذاری در برنامه سوم مجموعا صدوسیودو هزار میلیارد تومان بوده است، خالص ورود ارز و سرمایه خارجی به کشور، نه میلیارد و صد و شصت و دو میلیون، البته قراردادهای ما خیلی بیش از این است. چیزی که وارد شده است و روی زمین پیاده شده است که کمتر از دو میلیارد هم سرمایهگذاری خارجی بوده است، ما نه میلیارد و صد و شصت و دو میلیون ارز وارد کردیم، ترکیه توانسته است در این مدت چهل و شش و هشت دهم میلیارد دلار ارز وارد کشورش بکند، صادرات کالا و خدمات در طول برنامه سوم، صدوهشتادوسه میلیارد بوده و همزمان با آن ترکیه دویست و پنجاه و نه میلیارد دلار صادرات کالا و خدمات داشته است.
خوب، اگر این وضع ادامه داشته باشد، ما چه وضعیتی خواهیم داشت در پایان برنامه پنجم، درآمد سرانه کنونی ما که حدود هزار و ششصد و چهل و نه دلار است، در پایان برنامه چهارم به دو هزار و سیصد و هشتاد دلار خواهد رسید. خوب، این یک رشد است. اما، دو هزار و سیصد و هشتار دلار در پنج سال دیگر، درآمد سرانه کنونی چند کشور را که ما میخواهیم کشور اول بشویم، در تایلند الان دو هزار و هشتصد و پنج دلار است، ما پنج سال دیگر اگر این روند باشد، دو هزار و سیصد دلار خواهیم داشت. ترکیه الان سه هزار و صد و سی و چهار دلار هست، ما در پنج سال دیگر دو هزار و سیصد دلار، کره الان سیزده هزار و شصت و دو دلار هست و مالزی چهار هزار و هفتصد و نود و هفت دلار، یعنی اگر روند اینطور باشد، فرض اینکه این کشورها هیچ پیشرفتی نکنند، اینها هم خواب نیستند، حتما پیشرفت خواهند کرد، ما در چهار سال دیگر به مراتب از امروز اینها عقبتر خواهیم بود. در حالی که نه تنها از امروز اینها باید جلوتر باشیم، از آن روز آنها لااقل نسبت به ترکیه باید جلوتر باشیم.
اگر وضع به این منوال باشد، یعنی با رشد اقتصادی حدود پنج و خردهای درصدی که متوسط برنامه سوم بوده است، و هشت و نیم درصدی رشد سرمایهگذاری که البته از سقف برنامه بالاتر است و ایجاد اشتغال مثلا پانصد و چهل پنجاه نفری، روند اگر اینجوری باشد، ما در پایان دو برنامه، بیکاری ما از سه میلیون نفر فعلی به پنج و سه دهم میلیون نفر خواهد رسید، نرخ بیکاری از حدود یازده درصد فعلی به هفده و نیم درصد خواهد رسید و صادرات غیرنفتی از حدود هشت میلیارد دلار فعلی به یازده میلیارد دلار خواهد رسید، تراز تجاری که در سال 81 مازاد چهار و چهاردهم میلیارد دلار داشت با احتساب نفت در سال 1394 با نوزده و هشت دهم میلیارد دلار کسری مواجه خواهد بود، با روند فعلی میانگین نسبت هزینه دهک ثروتمندترین جامعه به فقیرترین آنان از حدود نوزده برابر به بیست و دو و سه دهم برابر خواهد رسید، یعنی وضعیت عدالت باز مشکلتر میشود. خوب، توی این برنامه، توی این چشمانداز در برنامه چهارم برای اینکه ما بتوانیم این مسیر را طی بکنیم، یک اهداف کمی در نظر گرفتیم که باید آنها را انجام بدهیم و الزاماتش را فراهم بکنیم ما در نظر گرفتیم که به جای پنج درصد رشد، رشد ناخالص داخلی در 84 تا 94 یعنی دو برنامه در سال، هشت و شش دهم درصد باشد، در برنامه چهارم، هشت درصد و آن حدود نه درصد که مجموعا میشود هشت و شش دهم درصد، ما در نظر گرفتیم که نرخ دو رقمی بیکاری در پایان دو برنامه، هفت درصد بشود، یک رقمی بشود، ایجاد اشتغال، ما در نظر گرفتیم زمینه برای ایجاد نهصد و سی و شش هزار شغل در سال ایجاد بشود.
نرخ تورم در 94 از رقم پانزده و شانزده درصد فعلی به پنج درصد کاهش پیدا بکند، این لوازمش این است که ما در برنامه سرمایهگذاری در برنامه سوم که بخش خصوصی هشتاد و شش هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری کرده است، برای اینکه به این رقم برسیم باید در برنامه چهارم، بخش خصوصی دویست و چهل و هشت میلیارد تومان سرمایهگذاری کند (سه برابر سرمایهگذاری فعلی) اینها باید زمینههایش را فراهم بکنیم. در طول برنامه چهارم ما نیاز به پانصد و چهل و دو میلیارد دلار سرمایهگذاری ارزی و ورود ارز داریم، حالا اعم از نفت و غیرنفت، که از این پانصد و چهل و دو میلیارد دلار در ظرف دو برنامه نود و شش و نه دهم میلیارد دلار حتما نیاز به ارز خارجی داریم اگر نیاید ما نمیتوانیم این مسیر را طی کنیم. در سال اول یعنی برنامه اول دویست و بیست و دو میلیارد دلار که سی و شش و یک دهم میلیارد دلارش خارجی است، در برنامه پنجم، دویست و سی میلیارد دلار که شصت و پنج و سه دهم میلیارد دلارش خارجی است.
خوب، اینجا لازم است برای رسیدن به این حد از رشد ما کارهای خیلی زیادی را انجام بدهیم. اول اینکه - عرض کردم کارهای خیلی بزرگی شده - ولی اینها مقدمه است برای یک جهش اگر ما آماده جهش نباشیم و لوازم آن جهش را فراهم نیاوریم، آنچه که به صورت چشمانداز بیست ساله است یک رویای قشنگی برای ما خواهد بود. اولا ادامه اصلاحات اقتصادی برای فعالتر شدن بخش خصوصی، برای کم هزینهتر شدن تولید، برای تشویق انتقال سرمایه به وی کارهای تولیدی و سایر اموری که است، نظیر آنچه که تاکنون شده و باید ادامه پیدا بکند. مثل اصلاح قانون مالیاتها انجام شده، تک نرخی شدن ارز انجام شده، لایحه سرمایهگذاری خارجی در ایران تثبیت شده و مسائلی نظیر این، ولی هنوز برای سرمایهگذاری امتیازاتی ایجاد شده، ولی هنوز موانع فراوانی وجود دارد، اصلاحات اقتصادی به عنوان یک ضرورت باید در برنامه چهارم و بعد از آن ادامه پیدا بکند.
ایجاد امنیت در بخش اقتصادی، من همین جا میخواهم تشکر بکنم از حضرت آیتالله آقای شاهرودی، به خاطر عنایتی که به این مساله داشتند و همکاریهایی که در دوران ما بود، از ما نظر میخواستند و ادامه دارد، اصلا نگاه قوه قضاییه ما به تشویق سرمایهگذاری و ایجاد امنیت در امر سرمایهگذاری است اگر این جور نباشد ما نمیتوانیم به این نتایج برسیم اگر سرمایهگذاری یک امر پلید باشد و تولید ثروت یک امر پلید باشد ما به این چشمانداز نخواهیم رسید اگر سرمایهگذاری ارزش باشد و جامعه ما از مقام معظم رهبری رفته تا روحانیت ما تا دولت ما تا کوچه و بازار ما به عنوان یک ارزش به آن نگاه بکنند ما میتوانیم این مسیر را طی بکنیم، البته، خوب، کسی که سرمایه میگذارد، پول زیادتری هم دارد، طبعا پرداخت بیشتری هم به دولت میدهد، اگر ما درست رفتار بکنیم نسبت بیست و هفت و هفت دهم درصد مالیات ما به کل بودجهمان به پنجاه درصد و هفتاد درصد و هشتاد درصد میرسد، در عین حالی که تولید ثروت میشود و آن دویست و نود میلیارد تومانی که باید بخش خصوصی سرمایهگذاری بکند میتواند سرمایهگذاری بکند، سرمایهگذاریهای زیربنایی همچنان لازم است این تصویر که خیال بکنیم الحمدالله کارهای بزرگی شده است، حالا دیگر باید بهرهبرداری کرد! بله، باید بهرهبرداری کرد، ولی کارهای بزرگ باید ادامه پیدا بکند، شما اگر میبینید که در این مملکت خاموشی نیست، در ظرف این هشت سال حدود هفده هزار مگاوات برق تولید شده است. الان اگر همین سال 84 دو هزار مگاوات برق ایجاد نشود شما در آخر همین سال خاموشی خواهید داشت.
ما سرمایهگذاری که در پتروشیمی کردیم باید ادامه پیدا بکند، عربستان سعودی چهار درصد پتروشیمی جهان را تامین میکند و سرمایهگذاریهای عظیمی کرده، حالا ما میترسیم ترکیه هیچی، از عربستان و اینها هم عقب بمانیم. و ما زیر یک درصد تولید پتروشیمی جهان را داریم در حالی که گازهایمان دارد میسوزد. در این مدت از افتخارات نظام هست که بعد از انقلاب هشتاد و چهار سد ایجاد کرده، قبل از انقلاب یعنی هشتاد و چهار سد در کل ایران ایجاد شده که سیزده سدش برای قبل از انقلاب است و دهها سد در دست اجرا و مطالعه اینها باید انجام بشود، آبها مهار بشود، در صنعت در امور دیگر ما حتما نیاز به سرمایهگذاری اساسی داریم، البته باید گسترش داد، سرمایهگذاریهای صنایع کوچک و متوسط و به خصوص استفاده کردن از این موقعیتی مثل پتروشیمی یا فولاد برای صنایع پایین دستی که اشتغالزاست و با هزینه کمتر میتواند اشتغال و تولید بیشتری را ایجاد بکند. گسترش تحقیقات، در کشور ما تحول عظیمی در امر آموزش و پژوهش ایجاد شده است، ولی برای چشمانداز کافی نیست ما متاسفیم که نتوانستیم بیش از هشت دهم درصد نسبت به تولید ناخالصی داخلی را به امر پژوهش اختصاص بدهیم، توی این برنامه یعنی دو برنامه، دو و نیم درصد از تولید ناخالص داخلی باید صرف تحقیقات بشود، هشت درصد تا نه و نیم درصد یعنی حدود سه برابر باید بودجه تحقیقات ما افزایش پیدا کند.
آزادی گردش اطلاعات، امروز بزرگترین گانت و بزرگترین مانع پیشرفت کشور انحصاری بودن اطلاعات است. اولا باید مراکز کنترلکننده در کشور مثل آنجایی که باید موافقت اصولی میگیرند، برای ارز بروند پول بدهند، باید کارهای دیگر بکنند، امضا بدهند و بعد اطلاعات محدود در دستگاههای دولتی که فقط بعضیها و نورچشمیها میتوانند به آن اطلاعات دست پیدا بکنند و درآمدهای بزرگی داشته باشند، این حتما باید از بین برود، هم اطلاعات باید عمومی بشود، هم اینکه گردش اطلاعات در جامعه ما آزاد باشد، در چارچوب قانون تا مردم بتوانند در همه جهات آگاهی را پیدا بکنند.
تقویت و ایجاد شرکتهای مهمی که قادر به رقابت با شرکتهای بزرگ دنیا باشند، شما در مقابل شل، بریتیش پترولیوم و سایر کشورهای دیگر، با یک نفر مهندس و پنج نفر آدم برجسته نمیتوانید مقابله بکنید، مجبورید که همه کارهایتان را به آنها بدهید، کارهایی که در این سالها شده، بخشی از آنها در دوره جناب آقای هاشمی، الان من که میگویم در سدسازی صد در صد، سلیوسازی صد در صد، نیروسازی هشتاد درصد خودکفا هستیم، کی این کارها را کرده است، شرکتهایی مثل مبنا، فرآب، که با مشکلات فراوانی ایجاد شدند و اینها در مناقصات بینالمللی دارند برنده میشوند یعنی اینها هستند که میتوانند با کارتلها و شرکتهای بزرگ مقابله کنند و نمونه کارش در عرضه نفت و گاز، پتروپارس بود که با مشکلاتی هم روبهرو شد، الحمدلله جا افتاد، بخش قابل توجهی از امکانات و نیز شرکتهای دیگر، شما الان این پولهایی که ایران آمده به صورت بیع متقابل یا بی.یو.تی هر چیز دیگری، شصت درصد این پول را ایرانی گرفته و خرج کرده و کارآیی آن را برده بالا برای وجود شرکتها و موسسات خصوصی کارآمدی که در کشور هستند، کاملا باید اینها را تقویت کرد و نیز تعامل با جهان، من یک نکتهای را خدمتتان عرض بکنم و دیگر قضاوتش را به عهده شما بگذارم، چین تصمیم گرفت که در سال 2020 قدرت برتر دنیا یا دومین قدرت برتر دنیا و قابل رقابت با آمریکا باشد، این، برنامهریزی کرد در ایجاد مناطق آزادش در سیستمهای اقتصادیاش در روشهای سیاسیاش و در دیپلماسی خارجیاش یک تغییر اساسی ایجاد کرد بدون اینکه اساس اصول خودش را از دست بدهد، چینیها اصولشان را از دست ندادند، به همین دلیل هم با فروپاشی شوروی، چین سرجایش ماند، حالا غلط یا درستش را من کاری ندارم، اصولگراییاش را دارد، اما هدف برای خود معین کرد، از جمله با کمال بیرو دربایستی U.C.F اصفهان که بنا بود، همه قراردادهایش بود همه مشکلاتش حل شده بود میبایست ادامه بدهد، صاف گفتند ما نمیتوانیم، آمریکاییها خوششان نمیآید، برنامه هدف اما این است که با این رشد پیدا بکنیم و ما حاضر نیستیم با شما همکاری در زمینه اتمی بکنیم، اگر رسیدن به چشمانداز هدف است، به هیچوجه ما نباید به سوی بحرانآفرینی برویم، بلکه به سوی تنشزدایی برویم، تنشزدایی منظور پایین آمدن از اصول معیارها نیست، اصل اولیه داشتن ایرانی قوی، قدرتمند که بتواند از موضع قدرت با دنیا تعامل کند اگر بعضی بحرانها پیش بیاید، حتی از وضعیت فعلی نیز عقب خواهیم افتاد، البته من فکر میکنم که سیاست کلی نظام ما هم همین است، ما به دنبال بحران نیستیم، نمونهاش کاری است که در مساله هستهای انجام دادیم، و انشاءالله انجام میدهیم و ادامه میدهیم میرویم جلو، میشود با دنیا قهر کرد، میشود با دنیا دعوا کرد، میشود با دنیا با شعار برخورد کرد، اما باید دید در این برخوردها چی به دست میآید و چی از دست میرود، شما اگر میخواهید ظرف پنج سال نود و شش میلیارد دلار پول بیاید که اگر نیاید امکان این پیشرفت و رسیدن به رشد هشت و نیم درصدی نیست، باید با دنیا تعامل کنیم، تعامل غیر از ساختن و سازش کردن و از اصول خود کنار آمدن است، تدبیر میخواهد، از الزامات مهم رسیدن چشمانداز، داشتن یک سیاست خارجی واقعبینانه، تقویت همگرایی ایجاد شده در منطقه، یک روز در این کشور بزرگترین تهدید شما و تهدید عربستان سعودی ما بودیم و آنها تهدید ما بودند امروز ظاهرا جناب آقای روحانی رفتند و ما به یک قرارداد جامع امنیتی رسیدیم و امضا کردیم، این یعنی بحرانزدایی، یعنی تنشزدایی، استقبال نکردن از بحران، اگر هدف چشمانداز است باید براساس چشمانداز سیاست خارجی و داخلیمان را تنظیم بکنیم و اگر مساله دیگری است آن باید مشخص بشود که خوب طبعا رهبری باید معین بفرماید. اینها اجمالا مطالبی بود که ما برای اینکه برسیم به آنجا باید این کارها را انجام بدهیم، البته اینها خیلی خلاصه بود، من هم چون وقتم دیر شده و نمیخواهم وقت دوستان عزیز را بگیرم خلاصه میکنم.
یک نکته دیگری را من خدمتتان عرض میکنم و خاتمه میدهم البته این احتیاج به بحث فراوانتری دارد چون در کشور ما الان معرکه آرا است و متاسفانه بحثهای انحرافی زیادی در این زمینه انجام میگیرد و در هیاهو انسان نمیتواند که واقعیتها را بیان بکند. یعنی چه که ما الهامبخش جهان اسلام باشیم، الگو بشویم یعنی چه؟ اگر ظواهر امر است که خوب عربستان از خیلی از ما جلوتر است، اگر اسم جمهوری اسلامی است که بعضی از کشورها عنوان جمهوری اسلامی را دارند، چه کار میخواهیم بکنیم که الگو بشویم؟ صرفنظر از اینکه آن مراحل اولیه که گفتم در علم و اقتصاد و تکنولوژی و فنآوری و دانش که گامهای خوبی هم برداشته شده باید همچنان جلو برویم تا نشان بدهیم که جمهوری اسلامی با پیشرفت با ترقی، با توسعه با برخورداری به اصطلاح سازگار است، ما باید بگوییم که جمهوری اسلامی چه مزایایی دارد که میتواند نظر مردم دنیا و جهان اسلام را جذب کند، اتفاقا این مسالهای است که اهل علم و علما و بزرگواران و متفکران باید بیشتر دربارهاش فکر بکنند و بحث بکنند، انقلاب ما انقلاب ممتاز و منحصر به فردی بود، انقلابی که با سلاح پیروز نشد، انقلاب ضد خشونت بود، یعنی با خشونت درگیر شد، انقلابی بود که فقط به فکر ویران کردن نبود، بلافاصله به فکر تاسیس افتاد و تاسیس هم، جمهوری اسلامی بود.
من معتقدم این نظر بنده است که اگر بخواهیم الگو شویم باید بتوانیم مردمسالاری دینی را در کشورمان جاری بکنیم بدون تعارف خدمتتان عرض بکنم، باید تکلیفمان را با دیدگاههای افراطی و تفریطی روشن بکنیم، امروز دو نظریه وجود دارد که در ریشه مشترکند در جهت مختلف و آن اینکه: دین و دموکراسی با هم سازگار نیستند، در دو طیف افراطی قضیه، این ناسازگاری مورد قبول قرار گرفته، منتها یکی میگوید برای اینکه دین حفظ شود، باید دموکراسی و لوازم دموکراسی که البته ما میگوییم دموکراسی دینی، یعنی مقید به چارچوبهای اصیل و روشن دینی، به نفع دین باید مردمسالاری و لوازم آن را کنار گذاشت و دیگری میگوید به نفع مردمسالاری باید دین را کنار گذاشت. الگو گذاشتن ما با تعارف نمیشود، تکلیفمان را باید روشن بکنیم، که مراد ما از مردمسالاری دینی چیست؟ البته بنده معتقدم که در ورای این بحثهای تئوریک و فلسفی و سفسطی و اینجور مسائلی که پیش میآید، قانون اساسی ما قانون اساسی است که کاملا همه جهات را روشن کرده، یک نکته اساسی هم در دموکراسی هست، حالا اسلامیاش، و غیراسلامیاش البته متاسفانه به خاطر خلطی که بین لیبرال دموکراسی و دموکراسی را عین لیبرال دموکراسی میدانند و لیبرالیسم به لحاظ مبانیاش با اسلام و با بسیاری از مکتبهای فلسفی مخالفت دارد در واقع طعنی که به دموکراسی میشوم، طعن به لیبرال دموکراسی میشود، در حالی که دموکراسی یک طریق است و یک راه است ممکن است منجر به جامعه لیبرالی بشود یا به نظام دینی، فرقی در این زمینه نمیکند، البته خود نظام دینی که میخواهد دموکراسی باشد باید به حداقلها و مقدمات دموکراسی نیز وفادار بماند.
همچنانکه دموکراسی نمیتواند به ریشهها و اساس دین لطمه بزند. این بحثی است که در جای خود میتوان انجام داده و گفت: بالاخره باید تکلیف این مساله روشن بشود و از محوریترین کارهایش، تعارف نداریم، مهار قدرت است، هیچ قدرت بیمهاری در مردمسالاری پذیرفته شده نیست، حتی معصوم که مقام عصمت دارد، مردم را دعوت میکند که سوال بکنید.
بحث بکنید، گفتوگو بکنید، ما که در زمان غیبت معصوم هستیم، در اینجاست که به نظر من نقش مجلس شورای اسلامی، نقش مجلس خبرگان، نقش مجمع تشخیص مصلحت، بسیار مهم است در این که ما در عین حالی که به دین و موازین دینیمان پایبند هستیم، صورتی و حداقلی از امور دموکراسی هم داشته باشیم تا بتوانیم الگو باشیم برای دنیا، الگو شدن ما در صورتی است که: 1- به لحاظ تئوری، نسبت به مردمسالاری نظریه نظام میگویم آزاد است، بحث آزاد است، هر کس میخواهد بحث بکند نظریه نظام در این زمینه روشن باشد و همه ما بکوشیم تا این الگو را که مورد خواست امام بزرگوار ما بود و در قانون اساسی ما آمده است به درستی همراه با توسعه، همراه با پیشرفت، همراه با عدالت و اگر عدالت هم میخواهیم باید تولید ثروت کنیم و بعد توزیع ثروت، تصور نشود که این بحث، بحث انحرافی است که عدالت یا توسعه، امروز نظریات نوی توسعه این هست که توسعه بدون عدالت منحرف است و نتیجه نمیدهد، ما که پیرو مکتب اسلام هستیم که اساس عالم را عدل میدانیم و هدف بعثت پیامبران را این میدانیم که مردم به قسط قیام بکنند، اما ما اول باید تولید بکنیم جامعه را بهطورکلی برخوردار بکنیم و این برخورداری را به درستی توزیع کنیم در میان جامعه، و نیز اخلاق، امروز، غایب بزرگ زندگی بشر اخلاق است، نظام جمهوری اسلامی ایران اگر بتواند بر پایه دین مردمسالاری متناسب با دین را و با عدالت را و با پیشرفت را و با اخلاق را پیاده کند طبعا سرمشق جهان اسلام و حتی معتقدم که سرمشق دنیا خواهد بود. از اینکه سرتان را درد آوردم معذرت میخواهم، همهتان را به خدا میسپارم و مخصوصا التماس دعا دارم از شما.
والسلام علیم و رحمه الله.