مسیح علینژاد
شبهای برره که تصویرگر فضای اجتماعی، فرهنگی و بیتردید سیاسی این روزهای ایران در قالب طنز است، به کام طیفی از جریانها و گروههای سیاسی تلخ آمد تا آنجا که در اقدام کمسابقه یک مجموعه تلویزیونی طنز توانسته است دایره مخالفان و منتقدان خود را از حیطه فرهنگی و هنری به حیطه سیاسی وارد سازد.
مهران مدیری، کارگردان این مجموعه طنز که به غایب از بازیگران برای به تصویر کشاندن فضای مهآلود و گنگ اجتماعی و فرهنگی کشور بهره جسته است،خواسته یا ناخواسته اذهان بسیاری از فعالان سیاسی و حتی توده مردم را متوجه فضای حاکم بر تصمیمگیریهای کلان و مدیریتی کشور نیز ساخته است. به گونهای که به نظر میرسد این مجموعه طنز این بار مزاح با کسانی که همواره شوخی کردن با آنان در دایره تصمیمگیری رسانه ملی در زمان مدیریت لاریجانی ناممکن بوده است را برای خود ممنوع نمیداند.
روزهایی که مهران مدیری مزاح با اصلاح طبان رد صلاحیت شده و به طنز کشیدن تحصن آنان در مقابل ساختمان مجلس ششم را کارگردانی میکرد، مورد انتقاد طیفی از هنرمندان و نویسندگان و باز هم فعالان سیاسی قرار گرفته بود که چرا در قاموس این هنرمند مزاح با کسانی که همواره از مصونیت آهنین برخوردار بودهاند جایگاهی ندارد؟ اما او اینک با به طنز کشیدن برخی تصمیمات و رفتارهای مسئولان در شرایطی که حاکمیت خالی از اصلاحطلبان است، نشان داده در قاموس هنرمند واقعی یک لبخند آگاهانه که بر لب مخاطبان نشیند، فراتر از معادلات جریانها و گروههای سیاسی است و بنابر اقتضائات و شرایط حاکم بر فضای سیاسی کشور میتوان مخاطب را وادار کرد که گوشه چشمی به رویدادهای سیاسی نیز داشته باشد. حتی اگر فضای قهر افکار عمومی با فضای سیاسی کشور، سایه سنگینی را بر آسمان ایران افکنده باشد این کارگردان توانسته است در برهههای مختلف ابرهای تیره را کنار زند و چندین میلیون نفری را که حتی چندان راغب به پیگیری رویدادهای سیاسی نیستند با طنازی پای جعبه تلویزیون بنشاند.
اما این بار همان کسانی که از طنز روزهای تحصن اصلاحطبان خرسند بودند در مقابل مطایبه اهالی برره که انتخابات و روزمرگی مسئولان در فرمانداری و بخشداری و رشوهخواری و پاچهخواری را به طنز کشیده است، دل چرکین شدهاند. تا آنجا که «وااسفا» برای مخدوش شدن ادبیات شیوا و رسای فارسی سر دادهاند و از اثرگذاری شوخیهای اهالی برره در میان جوانان نگرانند. اما بیتردید این مخالفتها که حتی صدای نمایندگان اصولگرای مجلس را نیز در آورده است، ریشه در باور فعلی سیاستمردان به طنز داد که آنان در فصلی از سال که خود حاشیهاند و جایی گرم، از سرما و سردی طنز خیالشان آزرده نمیشود و آن دم که به میدان آمدند و دریچههای هنر،سوز و سرمای طنز را نثار آنان میسازد، آن را برنمیتابند و از این رو دامنه اعتراض بالا میگیرد و هزار و اندی توجیه از فضای مه آلود سیاسی روانه فضای شفاف هنری میشود.
ظرافت هنر تا آنجاست که در افتادن سیاستمردان با آن قطعاً جز آسیب برای مردان این عرصه ارمغانی نخواهد داشت چرا که توده مردم در اوج یاس و ناامیدی همواره امیدی به گرما و لطافت بخشیدن هنرمندان به عرصه زندگی خود دارند و همان مقدار کافی است تا کسی یا کسانی در مقابل این روزنه بایستد تا برای همیشه محبوبیت خود را در اذهان عمومی خدشه دار سازند. این معادله پیچیدهای هم نیست و تاریخ بر نگاههای سیاسی زیاد به خود دیده است؛ سیاستمدارانی که برای جلب آرای مردم در سمت و سوی چپ و راست خود هنرمندان محبوبی را به قاب عکس کشیدهاند. اما امروز درست در روزهایی که برخی از اهالی یکدست سیاست، طنز اهالی برره را بر نتابیدند، عزتالله ضرغامی جانشین علی لاریجانی در صدا و سیما، بر این غربت مهر پایان میزند و روانه برره میشود تا فضای ناامن ایجاد شده برای هنرمندان این مجموعه تلویزیونی را در جایگاه ریاست سازمان صدا و سیما آرام سازد.
معمولاً در معاملات سیاسی این حضور را نمیتوان بدون برنامه و فاقد دور اندیشی تعبیر کرد اما چنانچه ضرغامی نیز همانند رییس سابق صدا و سیما گوشه چشمی به صندلی ریاست جمهوری داشته باشد و چنانچه نگاه و حضورش در میان کسانی که محبوب طیف وسیعی از جامعه گشتهاند، هدفمند باشد باز هم قابل تقدیر است که او برای شعور افکار عمومی جایگاهی فراتر از دیگران قایل است و حتی اگر فرض هدفمند بودن این حضور درست باشد، باز هم نمیتواند نفیکننده رفتار مثبت ضرغامی در مواجهه با زبان تلخ طنز باشد، در گذشته پرداخت بن چند میلیون تومانی کتاب و یا وامهای اندک و... مشی برخی از کسانی بود که برای صندلی ریاست جمهوری شال و کلاه میکردند، اینک اگر مشی سیاستمداری چنین باشد که ضرغامی در تقویت بخش خبری خصوصا 20:30 و یا مدار با اهالی برره در پیش گرفته، میتوان به فال نیکش گرفت اما شرط آن بود که دوامش را تنها در فصلی از سال نباشد.