علی تتماج
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دو کشور ایران و آذربایجان به دلیل مرزهای مشترک، حضور در همسایگی دریای خزر و مشارکت در تدوین و اجرای طرح حقوقی آن، قرار گرفتن در پل ارتباطی شرق و غرب، اشتراکات زبانی، دینی و عقیدتی و ... تلاشهای بسیاری را برای برقراری و گسترش روابط دو جانبه و چند جانبه مبذول داشتهاند.
هر چند در طی این سالها عواملی نظیر: عدم توانایی کامل ایران برای تامین مایحتاج اقتصادی آذربایجان، حضور کشورهای منطقهای و فرا منطقهای بویژه ترکیه، روسیه آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز، و عدم ثبات سیاسی در آذربایجان که به دلیل دخالتهای غرب ایجاد گردیده موجب شده تا این روابط چنان که باید توسعه نیابد.
با تمام این تفاسیر در شرایط کنونی تحولاتی نظیر، تلاشهای غرب برای ایجاد انقلاب رنگی در آذربایجان (در ادامه سیاست انقلابهای رنگین در آسیای میانه و قفقاز) و سیاستهایی که برای ایجاد این کشور به مرکز و پایگاهی برای آمریکا و ناتو صورت میگیرد، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد اتحادیههای منطقهای و کاهش نفوذ دول خارجی، رویکرد همسایگان به حل مساله دریای خزر، ناآرامیها منطقهای بویژه تحولات عراق و... الزام همگرایی میان تهران و باکو را الزامآور مینماید. چنانکه در این راستا دکتر محمود احمدینژاد، رئیس جمهور کشورمان دیروز طی سفری یک روزه برای افتتاح خط لوله انتقال گاز ایران به نخجوان، با مقامات ارشد آذربایجان از جمله الهام علی اف دیدار نمود که طی این دیدار طرفین بر حفظ و ارتقاء مناسبات تاکید نمودند.
این نوع مذاکرات که بخش اصلی آن را طرحهای اقتصادی تشکیل میدهد از طرف هر دو کشور میتواند حائز اهمیت باشد. چرا که
الف) در طی ماههای اخیر دولت آذربایجان با چالشهای سیاسی بسیاری مواجه گردیده بویژه اینکه غرب سعی میکند تا با تحرک احزاب مخالف دولت به نوعی انقلاب رنگی را در این کشور ایجاد نماید، الهام علی اف در راستای کاهش حوزه نفوذی غرب در کشورش تدابیر بسیاری اندیشیده که در این راستا با توجه به نزدیکیهای فرهنگی، نژادی و دینی ایران جایگاه ویژهای در این طرح پیدا کرده است، عملکرد و رویکرد مثبت تهران در سالهای اخیر نشان دادهاست که ایران، برای همزیستی مسالمتآمیز و روابط دوستانه با همسایگان تلاش میکند که آذربایجان نیز خواهان استفاده اقتصادی و سیاسی از این رویکرد میباشد و...
ب) تحولات منطقهای بویژه اعمال فشارهایی که از سوی غرب علیه ایران صورت میگیرد و سعی دارند تا تهران را در انزوای منطقهای و بینالمللی قرار دهند، گسترش همکاریهای منطقهای بویژه اتحادیههایی که در آسیای مرکزی و قفقاز صورت میگیرد، ظرفیت رو به توسعه اقتصاد ایران که میتواند تامین کننده مایحتاج همسایگان باشد، رویکرد جدید وزارت امور خارجه برای خروج از انفعال و حضور فعالتر در معادلات منطقهای و جهانی و ... میتواند عاملی مهم در رویکردهای دو جانبه ایران به همسایگان بویژه در آسیای مرکزی و قفقاز باشد خصوصا اینکه عملکرد ضعیف ایران در گذشته در قبال آذربایجان سبب شده بود که ایران نتواند از شرایط اقتصادی و سیاسی ایجاد شده در این کشور بهرهبرداری نماید چنانکه سالها ایران در منطقه در انفعال قرار داشت و سایر بازیگران نظیر ترکیه، روسیه، اروپا و حتی آمریکا از این موقعیت بیشترین استفاده را بردند. در نهایت آغاز به کار طرحهای مشترک ایران و آذربایجان بویژه در زمینه اقتصادی را که با سفر رئیس جمهور کشورمان به آذربایجان صورت گرفته است را باید شروعی موفق برای توسعه روابط و کاهش نفوذ کشورهای فرا منطقهای و خنثی سازی توطئههایی که از سوی غرب علیه دو کشور صورت میگیرد، حل مسالمتآمیز مسائل پیرامون دریای خزر، دانست که با تکیه بر اشتراکات و نیازهای دو جانبه میتواند نوید بخش آیندهای نو در روابط آنها باشد.