گروه سیاسی، ناصر ایمانی: شایستهسالاری، مهمترین اصل در بکارگیری مدیران کشور است. این اصل دربردارنده عناصری مانند اعتقاد و باور به کارآمدی نظام در اداره جامعه، تدین، خودباوری و بالاخره کارآمدی است.
کارآمدی مهمترین عنصر در اصل "شایستهسالاری" است. برای تعریف کارآمدی نیز باید به شاخصهایی مانند خلاقیت، مدیریت، تخصص و تجربه کافی برای مسئولیت مربوط اشاره کرد. نکته مهم این است که جمع شدن هر چهار شاخص فوقالذکر برای کارآمد بودن یک مدیر ضروری است و نمیتوان با استناد به یک یا دو شاخص از موارد مذکور، کارآمدی را تحقق یافته دانست. اگر فردی تخصص لازم یا مدیریت قوی و یا هر دوی این عناصر را داشته باشد، فردی کارآمد برای مسئولیت مربوط نیست زیرا از تجربه کافی برخوردار نمیباشد.
تجربه مفید برای به دستگیری یک مسئولیت، مهمترین شاخص در کارآمدی فرد است. همچنان که کارآمدی، مهمترین اصل در شایستهسالاری است. اما تجربه مفید چیست؟ تجربه به آن معناست که فرد مربوط که برای مدیریت یک مجموعه در نظر گرفته شده است، در همان حوزه مربوط و یا حداقل حوزههای ذیربط، دارای سوابق کاری متناسب با سطح مسئولیتی که میخواهد به او محول شود، باشد به طوری که عموم افراد متخصص در آن حوزه، از انتصاب آن مدیر و مجرب بودن او اقناع شوند و بزرگترین خطر این است که اگر مدیران و صاحبنظران و دستاندرکاران آن حوزه، از مجرب بودن فرد مربوط اقناع نشوند، نوعی آنارشیسم مدیریتی اتفاق خواهد افتاد زیرا مدیران پاییندستی در نهایت مجری تصمیمات او نخواهند بود و به تدریج مدیران زیردستی، از افراد کارآمد تهی خواهد شد و کسانی که همانند مدیر اصلی، ناکارآمد خواهند بود، جایگزین میشوند.
لذا داشتن تجربه مفید، همانقدر اهمیت دارد که دارا بودن تخصص در آن حوزه اهمیت دارد و نمیتوان مدیری را صرفا با استناد به تخصص تحصیلی او انتصاب کرد و کم تجربهای او را به تخصص او احاله داد و این مساله مهمی است.
لذا بدون تردید، "تجربهسالاری" شرط لازم "شایستهسالاری" است. به کارگیری افراد غیرمجرب در مدیریتهای بالای کشوری با هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست. کشور، محل آزمون و خطا برای افراد نیست تا با هزینههای بسیار گزاف، "مجرب" شوند. مدیران ارشد کشور، اگر چه قانونا و رسما حق ندارند تا اصل شایستهسالاری را زیرپا نهند، بزرگترین و بهترین روش برای جلوگیری از اسراف در بیتالمال و اموال عمومی، رعایت اصل شایستهسالاری در عزل و نصب مدیران است. مدیران لایق و باتجربه میتوانند با استفاده از تخصص و تجربه خود، از امکانات عمومی و اموال مردم استفاده بهینه نمایند در حالی که مدیر کمتجربه قادر است با هر تصمیم خود، میلیاردها ریال از اموال عمومی را به طور غیرصحیح استفاده نموده و یا آن را به هدر دهد. این گونه اسراف در اموال عمومی اگر چه از انظار عمومی به دور است و آثار تبلیغاتی ندارد اما اثرات درازمدت آن به مراتب بیشتر و مهمتر است. رفیقبازی، حزبگرایی، خویشاوندسالاری و استفاده از افرادی که قبلا هکار فلان رییس کشور بودهاند، بدون شک، شعار شایستهسالاری را تضعیف خواهد کرد و دیگر از مدیران پایین دست نمیتوان انتظار داشت که این اصل را رعایت نمایند و بدین ترتیب دستگاههای دولتی مملو از رفقا و دوستان و خویشاوندان و همگروهیها و همحزبیها خواهد شد و نوعی طغیان را در میان همه افراد به وجود خواهد آورد زیرا همگان خود را در مقایسه با تواناییهای مدیر منصوب شده، ذیحق دانسته و سرکشیها و نافرمانیها آغاز میگردد.