حامد فتحعلیخانی
پس از گذشت سه ماه از انتخاب ریاست جمهوری و فروکش کردن التهابات سیاسی ناشی از آن، جامعه و به خصوص نخبگان فرصت مناسبی پیدا نمودهاند تا پیرامون تحولات شگرف این دوره انتخابات، چرایی رای مردم به "مردی از جنس مردم"، تاثیر و تاثر نخبگان و جامعه از یکدیگر، گفتمان جدید دولت در عدالتمحوری و بایدها و نبایدهای دولت جدید تحقیق و پژوهش کنند. همچنین زمینههای تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بینالمللی این تحولات را بررسی کرده و قدرت تحلیل نخبگان و مسئولان نظام را بالا ببرند. در این راستا توجه به نکات ذیل قابل اهمیت است:
1ـ مسیر تحلیل انتخابات یک مسیر ساده نیست و پیچ و خمهای فراوان دارد، بدین معنا که با آن که حرکت مردم در انتخابات اخیر حاوی پیامهای صریح و روشنی برای مسئولان، نخبگان و جریانهای سیاسی است، اما برخی گمان میکنند تحلیل این پیامهای ساده و صریح بسیار ساده است. البته اغلب این گونه تحلیلهای سادهانگارانه، برای حذف واقعیتهاست. اصلاحطلبانی که در این زمره قرار دارند سعی میکنند با قلب واقعیتها، دستاوردهای آن را نیز کماهمیت جلوه دهند مانند عبدی: "اصلاحطلبان و آقای خاتمی نباید درباره حاکمیت قانون کوتاه میآمدند."(1) و از این طریق سعی در تبیین نقش اصلاحطلبان در انتخابات دارد نه واقعیت عملکرد آنان و تاثیر آن بر روند انتخابات.
2ـ تحلیل انتخابات، یک تحلیل چندوجهی است و تنها نمیتوان به تحلیل یکی از اضلاع آن بسنده کرد. برخی اصلاحطلبان مقهور انتخابات در تلاشی نافرجام سعی بر این داشتند که با تحلیل جهتدار انتخابات، سمت و سوی برنامههای دولت را تغییر دهند. به عنوان نمونه همین افراد که هشت سال سکان اجرایی و چهار سال سکان تقنینی کشور را در دست داشتند و بر طبل توسعه سیاسی کوفتند، عمده تحلیل انتخابات نهم را به سمت مباحث اقتصادی بردند و چنین جلوه دادند که مردم فقط برای کسب آب و نان به دکتر احمدینژاد رای دادهاند و از این طریق سعی در ایجاد شتابزدگی در دولت جدید داشتند تا لوایح اقتصادی بدون کارشناسی مطرح کند. همچنین با اینگونه تحلیلها سعی در ایجاد توقع کاذب در میان مردم داشتند که با رهنمودهای مقام معظم رهبری پیرامون عدم شتابزدگی دولت و توجه دولت به این رهنمودها، این ترفند خنثی شد. اما جا دارد این تحلیلگران گرامی به این پرسش پاسخ دهند که اگر مردم تنها براساس معیشت و اقتصاد به سمت دکتر احمدینژاد آمدند چرا به دیگر شعارهای اقتصادی روی نیاوردند؟ آیا ماهیانههای 50 هزار تومانی نقدی کروبی قابل اعتمادتر نبود؟ آیا شعارهای کار و توسعه هاشمی با پشتوانه هشت سال سازندگی عملیتر نبود؟ پس چرا مردم احمدینژاد را انتخاب کردند؟ هر چند ذکر این نکته لازم است که در تحلیل انتخابات نباید از وجوه اقتصادی آن غافل شد.
3ـ "گفتمان دولت جدید همان گفتمان سال 57 است اما 27 سال تجربه به آن اضافه گردیده است." این سخنی است که رییسجمهور در نیویورک اعلام کرد و در بسیاری از سخنرانیها بر آن پای فشرد؛ لذا بازخوانی گفتمان 57 و تحلیل جوانب آن از اساسیترین مسایل در تحلیل انتخابات نهم است. خدمترسانی به مردم، توجه به ارزشها و پایبندی به اصول دینی و رعایت عدالت از مهمترین مباحث گفتمان 57 است که برخی اصلاحطلبان از تحلیل آن غافلند.
آری! اصلاحطلبانی که چندی پیش سخن از به موزه رفتن آرا و اندیشههای حضرت امام راحل(ره) میکردند هرگز نخواهند توانست تحلیل دقیق و مناسبی از آن گفتمان داشته باشند.
لذا تمام تحلیلهای این افراد براساس آرا و نظریات متفکرین غرب استوار است و رجوع ایشان به کتابهای خاک گرفته اندیشه غرب تنها راه چاره برای تحلیل انتخابات نهم و گفتمان دولت جدید است. اما بسیاری از تحلیلگران معتقد وجود دارند که میتوانند با تبیین گفتمان 57 و بازخوانی به انحراف کشیده شدن آن، از تکرار تاریخ جلوگیری کنند و دولت جدید و گفتمان اصولگرای او را یاری نمایند.
4ـ تحلیل انتخابات نهم و تبیین بایدها و نبایدهای دولت بدون در نظر گرفتن نقش مردم، تحلیلی بیمحتوا است. تعریف جدید احمدینژاد از ارتباطات مردمی و نقش تعیین کننده آنان در حیات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... نظام رویکرد جدیدی در مباحث سیاسی و ارتباطی است که نیاز به تحلیل و تبیین دارد. این گونه حلقه مفقوده دولتهای گذشته بوده است. چه اینکه هر روز دولت بیش از پیش از مردم جدا میشد. اقرار اصلاحطلبان در این زمینه جالب و درسآموز است، به عنوان نمونه آنجا که بهزاد نبوی میگوید:" خود من چهار سال در مجلس ششم بودم، نه تنها هیچ طرح و لایحه اصلاحطلبانه بلکه قوانینی که میتوانست مردم را به اصلاحطلبان و مجلس ششم خوشبین کند هم تصویب نشد."(2)
5ـ تحلیل انتخابات اخیر و گفتمان دولت اسلامی در شرایط امروز ایران که نهضت نرمافزاری با توصیههای مقام معظم رهبری به دوران شکوفایی خود نزدیک شده است، تحلیلی متفاوت از گذشته است. امروز دانشگاهها و حوزههای علمیه این اصل مغفول انقلاب اسلامی (نهضت نرمافزاری) را به خوبی دریافتهاند و در این راستا بهترین جایگاه تحلیل نیز همین مراکز است. تشکیل گروه مشاورین جوان و همچنین برپایی اتاق فکر در بسیاری از وزارتخانهها و سازمانها و همکاری با دانشگاهها روزنههای امیدی است که تحلیل را از سطح عوامانه به جایگاه اصلی و تخصصی خود برمیگرداند.