تهدید بالقوه تروریسم مجازی (Cyber Terrorism) زنگ خطری برای جهانیان است؛ مردمی که در سالهای آغازین هزاره سوم میلادی هرچه بیشتر برای اداره امور خود به سیستمهای الکترونیکی و کامپیوتری متوسل میشوند و این روند رو به جلو و صعودی است، به طوری که هم در زمان کنونی و هم در آینده زندگی بشر بدون سیستمهای الکترونیکی و کامپیوتری قابل تصور نیست.
بسیاری از کارشناسان امنیتی، سیاستمداران و دیگر افراد مرتبط با موضوع، خطر تروریسم مجازی و حمله به سیستمهای کامپیوتری دولتی و خصوصی و زمینگیر کردن بخشهای نظامی، مالی و خدماتی در جوامع پیشرفته را گوشزد کردهاند. این تهدید بالقوه حقیقتا جدی است اما تاکنون علیرغم همه پیشبینیهای هشداردهنده، هنوز هیچگونه تروریسم مجازی در دنیا بروز نکرده است. این مساله موجد این پرسش است که آیا واقعا خطر و تهدید تروریسم مجازی واقعیت دارد؟
به گزارش ایسنا نیروهای روانشناختی، سیاسی و اقتصادی، هماهنگ با هم، ترس از تروریسم مجازی را در جوامع امروزی خصوصا جوامع پیشرفته افزایش دادهاند.
از جنبه روانشناختی، دو ترس اصلی دنیای مدرن در دل تروریسم مجازی نهفتهاند. ترس از آمیزهای از حملات خشن و ناگهانی و بیاعتمادی و ترس آشکار از تکنولوژی کامپیوتر.
تا پیش از 11 سپتامبر رخ دادن مواردی از هکهای جدی نشان داد که شبکههای کامپیوتری بخشهای نظامی و انرژی آمریکا آسیبپذیر هستند. پس از 11 سپتامبر با حاکم شدن گفتمان امنیت و تروریسم موضوع تروریسم مجازی به صورت جدیتر مطرح شد و به وسیله فعالان سیاسی، تجاری و امنیتی درگیر با معضل تروریسم به شدت مطرح گردید.
اگرچه تاکنون موردی از تروریسم مجازی رخ نداده است اما با توجه به گستردگی و پیچیدگی شبکههای کامپیوتری و سیستمهای کنترل عبور و مرور هوایی در دنیای صنعتی، حتی تهدید بالقوه تروریسم مجازی نیز خطرآفرین و هشداردهنده است.
هکرها اگرچه انگیزه تروریستی نداشته و ندارند اما این امر را به اثبات رساندهاند که افراد میتوانند به اطلاعات حساس و روشهای عمل و اقدام سرویسهای مهم و حساس دست پیدا کنند. بنابراین، در تئوری هم که شده تروریستها قابلیت این را دارند که به مانند هکرها عمل کنند و به شبکههای کامپیوتری حساس و مهم خصوصی و دولتی راه پیدا کنند و بخشهای نظامی، مالی و خدماتی را دچار اشکال و یا حتی زمینگیر سازند.
وابستگی در حال رشد جوامع بشری به تکنولوژی اطلاعات شکل جدیدی از آسیبپذیری را موجب شده است که به تروریستها شانس نزدیک شدن به اهدافشان را که در حالت عادی به هیچ وجه نمیتوانستند بدانها دسترسی داشته باشند، داده است.
ریشههای ذهنیت درباره تروریسم مجازی به اوایل دهه 1990 باز میگردد زمانی که استفاده از اینترنت به سرعت داشت رشد میکرد و بحث بر سر ظهور جامعه اطلاعاتی مطالعات گستردهای درباره خطرات بالقوهای که پیش روی آمریکای وابسته به تکنولوژی برتر و شبکههای کامپیوتری گسترده بود را موجب شد.
در اوایل دهه 90 آکادمی ملی علوم آمریکا گزارش خود درباره امنیت کامپیوتری را با عباراتی این چنین آغاز کرد: «ما در خطر هستیم. به صورتی روز افزون، آمریکا وابسته به کامپیوترها است، تروریستها فردا ممکن است از طریق صفحه کلید موجد بروز تخریب گستردهتری شوند تا از طریق بهکارگیری بمب». در همان زمان عبارت «پرلهاربور الکترونیکی» ابداع شد که اشاره به ارتباط داشتن تهدید یک حمله کامپیوتری به آمریکا با حمله تاریخی کامپیوتری به آمریکا با حمله تاریخی پرلهاربور در جنگ جهانی دوم دارد.
از منظر روانشناختی یک تهدید ناشناخته نظیر تروریسم مجازی ترس بیشتری در مخاطبان خود میآفریند تا یک تهدید ملموس و شناخته شده. اگرچه تروریسم مجازی در جزئیات خود ناشناخته است و به عنوان تهدیدی مستقیم تاکنون انجام نشده است اما تاثیر روانشناختی آن بر جوامعی که از چنین تروریسمی نگرانی دارند میتواند بسیار قوی باشد و از کارآیی مطلوب جامعه بکاهد. بعلاوه، مخربترین نیروهایی که در راه فهم تهدید واقعی تروریسم مجازی وجود دارند عبارتند از ترس از ناشناختگی، فقدان اطلاعات یا بدتر از اینها داشتن اطلاعات غلط بسیار درباره موضوع.
در اینجا لازم است به تفاوت «هک کردن» با تروریسم مجازی اشارهای داشته باشیم. هک کردن هر چند ممکن است با انگیزههای سیاسی همراه باشد اما در زمره تروریسم مجازی جای نمیگیرد. هکرها قصد دارند اعتراض و یا اختلالی در هدف مورد هک خود ایجاد کنند. آنها قصد کشتن، معلول کردن یا ایجاد وحشت ندارند. البته هک کردن بروز خطر تروریسم مجازی را برای ما برجستهتر میسازد چرا که همواره این ترس وجود دارد که افراد بیمسئولیت و ضد اخلاق از ترفندهایی شبیه ترفندهای هکرها برای انجام اقدامات تروریستی خود استفاده کنند.
با همه اینها مرز میان تروریسم مجازی و هک کردن همیشه روشن و شفاف نیست، خصوصا اگر گروههای تروریستی قادر باشند هکرهای نخبه را به کار گیرند یا اگر هکرها تصمیم بگیرند اقدامات خود را به سوی سیستمهایی هدایت کنند که از عناصر مسلم زیرساختهای ملی میباشند نظیر شبکههای برق ملی و خدمات اضطراری. به چند دلیل تروریسم مجازی گزینهای جذاب برای تروریستهای دنیای مدرن محسوب میشود:
1- استفاده از آن ارزانتر از روشهای تروریستی سنتی است. فقط کافی است که یک تروریست دسترسی به یک کامپیوتر شخصی و اتصال آنلاین داشته باشد. تروریستها نیازی به خرید سلاحهایی نظیر تفنگ و مواد منفجره ندارند در عوض آنها میتوانند ویروسهای کامپیوتری تولید و آنها را از طریق یک خط تلفن، کابل یا اتصال بیسیم ارسال کنند.
2- تروریسم مجازی بسیار ناشناختهتر از روشهای سنتی تروریستی است. به مانند بسیاری از کاربران اینترنت، تروریستها از نامهای اختصاری آنلاین استفاده میکنند و یا به عنوان یک کاربر مهمان بر روی یک وب سایت قرار میگیرند. بر همین اساس یافتن هویت واقعی تروریستها به وسیله آژانسهای امنیتی و نیروهای پلیس بسیار سخت است. در فضای مجازی هیچ مانع فیزیکی نظیر مکانهای ایست و بازرسی، مرزی برای عبور و مامور گمرکی وجود ندارد.
3- تنوع و تعداد اهداف در تروریسم مجازی گسترده هستند. تروریستهای مجازی میتوانند کامپیوترها و شبکههای کامپیوتری دولتها، افراد، شرکتهای خصوصی و غیره را هدف قرار دهند. تعداد و پیچیدگی اهداف بالقوه، ضامن این است که تروریستها بتوانند ضعفها و آسیبپذیریها را شناسایی و مورد هدف قرار دهند. مطالعات متعددی حکایت از این دارند که زیرساختهایی نظیر نیروگاههای تولید برق و خدمات اضطراری در مقابل تروریسم مجازی آسیبپذیرند چون این زیرساختها و سیستمهای کامپیوتریای که در آنها به کار رفتهاند بسیار پیچیدهاند و همین امر حذف تمامی ضعفهای آنها را غیرممکن ساخته است.
4- تروریسم مجازی میتواند از دور انجام شود. تروریسم مجازی نیازمند آموزش فیزیکی، سرمایهگذاری روانشناختی، خطر مرگ و سفر کمتری از اشکال سنتی تروریسم است و همین عوامل، جذب و آموزش نیروها را برای سازماندهی تروریستی آسانتر ساخته است.
5- تروریسم مجازی قابلیت تاثیرگذاری مستقیم بر تعداد زیادتری از مردم نسبت به روشهای سنتی ترور دارد. بنابراین، پوشش اخبار رسانهای این نوع ترور نیز بیشتر است و این یکی از اهدافی است که تروریستها به دنبال آن هستند.
به هر حال به نظر میرسد که موضوعی با عنوان تروریسم مجازی در دنیای معاصر تا حدی اغراق باشد چرا که هیچ نمونه عینی و واقعی از تروریسم مجازی تاکنون رخ نداده است. تاکنون بیشتر حملات مجازی به وسیله هکرها انجام شدهاند، هکرهایی که از اهداف سیاسی برخوردار نبوده و جنجالی که مدنظر تروریستها است را به وجود نیاوردهاند. بنابراین، چرا نگرانیهای زیادی درباره یک تهدید نسبتا اندک وجود دارد؟
دلایل مختلفی میتوان برای آن ذکر کرد:
اول - تروریسم مجازی و حملات مجازی از جذابیت خاصی برخوردارند و ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است نظیر داستانهای تخیلی.
دوم - رسانههای جمعی میان هک کردن و تروریسم مجازی تفکیک قائل نمیشوند و درباره تهدید آینده تروریسم مجازی با استفاده از قیاسهای غلط، اغراق میکنند.
قیاسهایی نظیر مورد زیر: «اگر یک نوجوان 16 ساله میتواند این کار (هک کردن) را انجام دهد، چگونه یک گروه تروریستی خبره و دارای حمایتهای مالی خوب نتواند؟
سوم - غفلت و درک ناردست. تروریسم مجازی متشکل از دو حوزه تروریسیم و تکنولوژی است که بسیاری از مردم از جمله نمایندگان مجلس و مقامات بالای حکومتی درک درستی از آن ندارند و در نتیجه دچار ترس میشوند. البته گروههایی هم هستند که از این غفلت و عدم درک درست سوءاستفاده میکنند.
چهارم - بعضی از سیاستمداران با دامن زدن به تروریسم مجازی و ترس عمومی به دنبال منافع خود هستند.
پنجم - ابهام درباره معنی گسترده تروریسم مجازی. مردم بر اثر این گستردگی معنی گیج شدهاند و همین امر باعث شده افسانهها و اوهام پردازیها در میان آنها رشد چشمگیری یابد. اما تهدید تروریسم مجازی در آینده جدی است. نقل قول جالب توجهی از «فرانک کیلوفو» از اداره امنیت داخلی آمریکا وجود دارد و آن این است که: «اگر در حال حاضر بن لادن انگشت بر روی ماشه دارد، نوه او ممکن است انگشت بر روی ماوس کامپیوتر داشته باشد».
در حال حاضر نیز القاعده نشان داده است که علاقه وافری به استفاده از تکنولوژی مدرن دارد به طوری که سایتهای زیادی مختص بن لادن و دیگر رهبران القاعده وجود دارند که دلالت بر علاقه و درک آنها درباره اهمیت استفاده از این سلاح مجازی جدید دارد. تروریستهای آینده ممکن است به توان بالقوه تروریسم مجازی پی ببرند و قادر به بکارگیری آن بشوند.
همان طور که دنیاهای مجازی و واقعی در حال ادغام هستند تروریسم مجازی نیز ممکن است برای تروریستها جذابتر شود. به عنوان مثال یک گروه تروریست ممکن است به صورت همزمان یک بمب را در یک ایستگاه راهآهن منفجر و در همان زمان به زیرساختهای ارتباطی نیز حمله مجازی کند.
نکته قابل توجه این است که در حال حاضر به صورتی تناقضآمیز، موفقیت در جنگ علیه تروریسم احتمالا تروریستها را هرچه بیشتر به سوی سلاحهای غیرمتعارف نظیر تروریسم مجازی سوق میدهد.