پادشاهی مظفرالدین شاه در وضعیت استبدادی کشور تغییری ایجاد نکرد بلکه علاوه بر وضعیت استبدادی، بینظمی و تنزل اوضاع از جنبههای اقتصادی و سیاسی نیز بر کشور حاکم گشت. وضعیت نامطلوب داخلی اخذ وام از روسها، خالی شدن خزانه کشور و فساد اداری و سوءاستفادههای درباریان و اطرافیان شاه، خودراییهای علیاصغرخان اتابک امینالسلطان صدراعظم شاه، واگذاری امور گمرک به بلژیکیها و مسایلی از این دست موجبات نارضایتی در جامعه و به ویژه در بین نخبگان و روشنفکران را فراهم ساخت. صدراعظم ورود تمام روزنامههای فارسی زبان چاپ خارج را به ایران ممنوع اعلام کرد. در این سه روزنامه حبلالمتین، ثریا و آزاد مقالات بسیار تندی علیه اتابک و حکومت وی مینوشتند و مردم را علیه حکومت تحریک و به انقلاب تشویق میکردند. بیتردید یکی از دلایلی که منجر شدند تا نارضایتی عمومی در ایران علیه صدراعظم اوج پیدا کند انتقادات همین روزنامهها و مطبوعات آن دوره بوده است که نهایتا صدراعظم استعفا داد و مظفرالدین شاه، عینالدوله را به صدراعظمی برگزید. عینالدوله نیز به مطبوعات و نویسندگان دشمنی ورزید و حتی بیعلاقهگی او به مطبوعات دولتی نیز آشکار بود. در اوایل صدرات عینالدوله بود که هر دو روزنامه خلاصه الحوادث و ایران تعطیل شد. او برای مدتی تمام روزنامههای رسمی و نیمه رسمی را توقیف کرد و اقدامات سختگیرانهاش تا جایی رسید که تقریبا روزنامه خواندن برای مقطع کوتاهی جرم به شمار میرفت.
عملکرد آزادی ستیز عینالدوله عکسالعمل شدیدی در پی داشت که موجب رشد و ازدیاد سریع روزنامههای زیرزمینی و مخفی گردید که به شبنامه معروف شدند. این شبنامهها یکی از مهمترین سلاحهای تبلیغاتی انقلابیون و آزادیخواهان گردید و فعالیتهای مخفیانه همراه با تشکیل انجمنهای سری، حکومت عینالدوله را متزلزل نمود و شبکه فعالیتهای انقلابیون را گستردهتر کرد. در شکلگیری انجمنهای سری که در تاریخ مشروطه ایران فصل جداگانه و مخصوص دارند، دو دسته نقش مهمی ایفا کردند: یکی روزنامهنگاران و دیگری روحانیون. این انجمنها در حقیقت مراکز تهیه و نگارش مقالات انقلابی روزنامهها و شبنامهها بودند که به مباحثه و تفسیر وقایع میپرداختند. از جمله این شبنامهها که به طور منظم منتشر میشدند میتوان به لسانالغیب غیرت، غیبی و حمام جنیان اشاره کرد. پس از امضای فرمان مشروطیت در جمادی الثانی 1324 هجری برابر با مرداد 1285 شمسی توسط مظفرالدین شاه، کماکان دو نیروی مخالف علیه یکدیگر در فضای سیاسی - اجتماعی آن روز مبارزه میکردند.
این دو نیرو مطبوعات و آزادیخواهان در یک جبهه و عینالدوله صدراعظم وقت در جبهه دیگر بودند. مطبوعات در این زمان نیز خواستههای انقلابیون را جهت اطلاع جامعه منتشر میساختند و در بسیج عمومی و ضددولتی موثر بودند. دوره اول انقلاب مشروطه که به تشکیل اولین مجلس شورای ملی و تامین آزادی برای مطبوعات منتهی شد در تاریخ روزنامهنگاری کشورمان فصل مخصوصی دارد. مطبوعات این دوره موجب پیدایش مطبوعات دلیر و انقلابی سالهای بعد شدند. حمید مولانا در کتاب سیر ارتباطات اجتماعی ایران اثرات اجتماعی مطبوعات این دوره را از جنبه جامعهشناختی و روانشناختی بسیار مهم ارزیابی میکند و مینویسد: "حیثیت و اعتبار روزنامهنگاران هم از جنبه سیاسی و هم از جنبه اجتماعی در ایران بالا رفت و سیمای روزنامهنگار و خبرنویس از کارمندی و نوکری دولت به چهره مستقل اصلاحطلب و کوشنده علمی و سیاسی تبدیل گردید. پنهان نماند که توسعه فرهنگ و افزایش مدارس در گسترش و استوار ساختن روزنامهنگاری این دوره و مطبوعات انقلابی عامل بزرگی به شمار میرفت."
"برای اولین بار در تاریخ ایران مطبوعات بین مردم رکن اجتماعی مهم شناخته شد و با ترویج افکار آزادیخواهانه و اصلاحات جدید به صورت کلاسهای جدید انتقال دانش و آگاهی بین عامه درآمد و اقدامات حکمرانان قاجار و عوامل ضدمشروطه در سرکوب و خفه کردن مطبوعات بینتیجه ماند و میتوان گفت از سه عامل مهم انقلاب مشروطه، روحانیون، خطیبان سیاسی و روزنامهنگاران، بهترین برداشت و سود اجتماعی عاید فعالان مطبوعاتی شد."
در زمانی که فرمان مشروطیت صادر شد یعنی در سال 1324 ه. - ق (1906م) در تهران نشریههای ایران، اطلاع، ترتیب، ادب، مجموعه اخلاق و در تبریز حدید و در بوشهر کمال منتشر میشد. در شوال 1324 ه. - ق پیش از صدور فرمان مشروطه سه نشریه جدید به طبع رسید. ابتدا روزنامه "مجلس" در تهران نام دو نشریه دیگر بودند که به صورت هفتهنامه منتشر میشدند. با آغاز سال 1325 ه. - ق و با آغاز سلطنت محمدعلی شاه به علت انحلال وزارت انطباعات ناگهان 99 نشریه وارد صحنه نشر کشور شدند، در حالی که در طول 73 سال قبل تنها 71 نشریه ادواری منتشر شده بود که معروفترین آنها "صوراسرافیل"، "مساوات"، "حبلالمتین"، "نسیم شمال"، "آیینه غیبنما"، "آدمیت"، "عروهالوثقی"، "کوبدری"، "نامه حقیقت"، "روح القدس" بود.
شروع دوره مشروطیت تا آغاز استبداد رضاخانی به استثنای دو مقطع استبداد صغیر و استبداد مشترک روس و انگلیس در بدو جنگ جهانی اول، دوره اوج و گسترش نشریات بود. البته در مبارزه با استبداد صغیر در سلطه اجانب باز هم این روزنامههای مخفی بودند که نقش مهمی ایفا کردند.
در یک جمعبندی کلی اگر از پیدایش مطبوعات تا انقلاب مشروطه را به عنوان یک دوره مورد بررسی قرار دهیم ملاحظه میکنیم که در این مدت به سبب شرایط اختناق حاکم بر کشور، به هیچوجه امکان رشد فرهنگ فراهم نشد. در آن دوره طولانی کسی نمیتوانست اظهار عقیده مستقل کند، در حالیکه برای رشد مطبوعات، فضای عمومی مطلوب و آزاد لازم است. در این مدت هرگز فضای مناسبی برای مطبوعات ایران به وجود نیامد و فقط در خارج از کشور مطبوعات تبعیدی آن هم با دشواریهای زیاد توانستند با استبداد و خفقان حاکم به مبارزه برخیزند. در تاریخ نمونههایی ثبت شدهاند و نشان میدهند که کسانی که این روزنامهها را مطالعه میکردند با چه مشکلات و فشارهایی روبهرو بودند، به گونهای که برخی از مبارزان سیاسی آن دوره را به علت مطالعه همان روزنامهها از بین بردند.
پس از انقلاب مشروطه عمر آزادی مطبوعات کوتاه بود اما در این مقطع کوتاه سبک نگارش جدید، نثر روان و قابل فهم و بیان افکار و زبان ساده نیز موجب شده بود که مطبوعات این سالها به طور نسبی حمایت عامه مردم را به دست آورند. اما این اقبال دیری نپایید زیرا محمدعلی شاه این آزادی بیان را برنتابید و همزمان با به توپ بستن مجلس در سال 1326 ه. - ق مطبوعات بسیاری توقیف شدند و روزنامهنگاران به حبس افتادند و تعدادی نیز در این راه جان باختند و عدهای از روزنامهنگاران در باغ شاه تهران اعدام شدند. کثرت شبنامهها حکایت از فضای نامساعد و اختناقآمیز برای فعالیت مطبوعات داشت.
اختلاف محمدعلی شاه با مطبوعات و مشروطهخواهان به قدری بالا گرفته بود که شاه تصویب قانون مخصوص را از مجلس شورای ملی خواست تا مخالفت مطبوعات را علیه خود مهار کند. بدین ترتیب (اولین قانون مطبوعات ایران) سال 1326 ه. _ ق که شامل 6 فصل و پنجاه و دو ماده بود به تصویب رسید. مطابق این قانون، مطبوعات و نویسندگان از انتقاد علیه شاه و نشر مطالب مخالف مذهب اسلام منع شدند و برای مجرمان مطبوعاتیف مجازاتهایی نیز وضع شد.
پس از سقوط محمدعلی شاه، وضع مملکت به علت اختلافهایی که بین رهبران مشروطیت به وجود آمد به جایی کشیده شد که در واقع انقلاب شکست خورد. عوامل خارجی از قبیل رقابت روس و انگلیس در ابتدا و اتحاد بعدی آنها قبل از جنگ جهانی اول علیه استقلال ایران، وقوع جنگ جهانی مذکور و بیثباتی و آشفتگی داخل مملکت همه و همه باعث شدند که بسیاری از استبداد ستیزان نتوانند از انقلاب مشروطیت به شیوههای درست بهرهبرداری کنند.
یکی از مشخصات جالب توجه مطبوعات دوره مشروطه این بود که روزنامهها در تهران و شهرستانهای اصلی کشور به طور مساوی تقسیمبندی میشد و هر شهر بزرگ حداقل یک روزنامه روزانه یا هفتگی مخصوص به خود داشت. مطبوعات این دوره نیز مطبوعات خبری نبود. وقتی که درباره تاریخ مطبوعات این دوره و قدرت و نفوذ مطبوعات سخن میگوییم مقصود قدرت و نفوذ مقالهنویسان است نه خبرنگاران و ادارهکنندگان مالی آن، از نظر جبههگیری نیز مطبوعات جوان ایران در دوره مشروطیت هم از طرف دولت ایران و هم از طرف دول خارجی و به خصوص روسیه و انگلیس مورد حمله و آزار قرار داشت. حکومت تزاری روسیه همیشه مخالف سرسخت مطبوعات بود و یکی از منتقدان مطبوعات دوره مشروطه ایران، روزنامه تایمز لندن بود که مطبوعات ایران را به ماجراجویی و ناپختگی و بیتجربگی متهم میساخت. البته بنا به تحلیل پروفسور ادوارد براون (1862 - 1926) شرقشناس بزرگ انگلیسی، این نوشتهها و طرز تحلیلهای روزنامه تایمز نشانه سیاست محافظهکارانه و دشمنی آنان علیه نهضتهای آزادیخواهی در شرق بود.
بدون شک باید اذعان داشت مطبوعات دوره انقلاب مشروطه بزرگترین ماخذ و منبع تحولات سیاسی و اجتماعی سالهای اول قرن بیستم بوده است. از جنبه ارتباطات اجتماعی، انقلاب مشروطه به طور عام و دهساله اول قرن بیستم به طور خاص، شاهد تولد و پیدایش سه نیروی مهم اجتماعی در ایران بود: مطبوعات ملی و انقلابی، تظاهرات و میتینگهای گروهی و پیدایش و استقرار افکار عمومی که مطبوعات در میان این نیروها، از برجستگی و تاثیرگذاری ویژهای برخوردار بود.