تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۸۵۹۸۰

این شیفتگان خدمت!


مرتضی کاظمیان
خدمت؛ خدمت؛ خدمت... خدمت به: مردم، کشور، دین، انقلاب، آرمان‌ها، جامعه، میهن، ایران اسلامی، خدمت به... و... و...
و ما، شهروندان ناظر، مانده‌ایم حیران؛ مبهوت که چه لذتی دارد «خدمت»، و چه طعم و جذابیت و کششی...
یکی، خدمتگزاری به هموطنان ایمانی خود را در کلان‌شهر و پایتخت، کافی نمی‌داند و مشتاق خدمت بی‌منت است به همه ایرانیان؛ دیگری، خدمتگزاری را در تأمین امنیت و نظم کشور و مبارزه با قاچاق، برای وجود خویش کم می‌داند و ناچیز؛ سومی، از مدیریت بزرگترین و گسترده‌ترین و توانمندترین رسانه کشور، با چند ده هزار کارمند و مستخدم و ده‌ها کانال و شبکه و هزار و یک امکان و فرصت، چشم می‌پوشد و به اشتیاق «خدمت» بیشتر کناره می‌گیرد؛ و آن یکی، خدمت به اسلام و ایران را به رغم ریاست و اداره یکی از مهمترین نهادهای ساخت قدرت و به رغم سال‌ها «خدمت» در دولت، همچنان در جایی دیگر (مسند ریاست جمهوری) جست‌و‌جو می‌کند و... و...
این، قصه ماست؛ یک قرنی از مشروطه ایرانی و بحث ذیل دولت مدرن، می‌گذرد و هنوز «قدرت» کلید واژه پنهان عمل اجتماعی و کلمه مفقوده عرصه سیاست است.
حکومت در ایران، تنها در یک قلم، متکی است به درآمد 40 میلیارد دلاری نفت و هنوز فعالان سیاسی برای ورود به ساخت قدرت و دستیابی به امکان یا امکاناتی که قدرت در اختیارشان می‌گذارد، به هزار و یک توجیه و بحث کلامی و مبانی فلسفی دست می‌یازند و با نگاهی «ارزشی» به «قدرت» به نفی تمایل خویش به آن، می‌پردازند. حال آنکه نه بلوک قدرت به توزیع قدرت رغبت و تمایلی دارد و نه چشمان «شیفتگان خدمت» به تمامی بر «قدرت» و طنازی‌ها و جذابیت‌هایش، بسته می‌شود؛ چه، نیک می‌دانند لوازم و امکانات و جوانب قدرت را.
و در این میان، همه، به توجیه رفتار خویش می‌نشینند و هزار و یک ارزش و صفت و توصیف و اضافه را به کار می‌گیرند که ثابت کنند، انگیزه‌شان «خدمت» است و قدرت، وسیله‌ای، و هدف، نه!
و گمان نکنید که دامن روشنفکران (اپوزیسیون) مبراست از پیچیدگی تعریف نسبت خود با قدرت؛ خیر؛ به سختی می‌توان طیف‌هایی از اپوزیسیون را برشمرد که به شناخت دقیق و علمی از «قدرت» دست یافته‌اند و آن شناخت را در عمل سیاسی خویش، پیوسته لحاظ می‌کنند.
چنین است که در این وانفسای تنزه‌طلبی، روشنفکرنمایی، عارف مسلکی، ارزش‌گرایی، فلسفه‌بافی و کلی‌گویی و... همه چیز مهیاست و آماده که انگشت‌های مدعی ـ در مقام تهمت ـ نشانه روند کسانی را که سیاست ورزند و اگر حتی قدرت را در تمام جامعه متکثر و توزیع شده می‌دانند، در عین حال، «دولت» را واجد سهم قابل توجهی از «قدرت» ارزیابی می‌کنند و لاجرم، کلنجار با آن و تلاش برای بهره‌مندی هر چه بیشتر از قدرت را ضروری و لازم، تفسیر می‌نمایند.
اهداف و نیات هر شخص و گروه، به جای خویش محفوظ و محترم که ما را در این مجال، قصد نیت‌خوانی نیست. همه سخن این است: ابایی نداشته باشیم از تجلیل و تکریم قدرت؛ پرهیز نکنیم از وصف لوازم و امکانات آن؛ که چنین مضمونی، در دستان ما، با ارزشی می‌یابد و سمت و سو. نه نیازی است به هزار سوگند و نه احتیاجی به هزار دلیل، که فریاد کنیم «ما تشنه قدرت نیستیم» و «با همه وجود، شیفته خدمتیم». اگر قرار بر ذهن‌خوانی و انگیزه‌یابی است، بعید است که کسی و جریانی از باور و رأی «افکار عمومی» پیشی گیرد. مردم، خود بهترین قاضی اعمال و رفتار افراد و جریان‌ها هستند و تاریخ و کارنامه ایشان، بهترین گواه میزان صداقت و پایبندی آنان به وعده‌ها و ادعاهایشان.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات