تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۵۹۸۱
گزارش خبری -تحلیلی خبرنگار اعزامی آفتاب یزد

در پاکستان چه می‌گذرد؟


ناصر پورحسن
پاکستان یکی از همسایگان ایران است که دارای مشترکات بسیار زیادی با ایران می‌باشد. این کشور یکی از سه جمهوری اسلامی (به علاوه ایران و موریتانی) است که ادبیات فارسی همچون پلی آن را به ایران وصل کرده است. از نظر سیاسی، ایران نخستین کشوری بود که پاکستان را پس از استقلال به رسمیت شناخت و پاکستان نیز متقابلا این اقدام را پس از پیروزی انقلاب اسلامی انجام داد و...
به نظر می‌رسد به رغم پیوندهای عمیق فرهنگی - تاریخی و روابط مناسب سیاسی، رسمی دو کشور، شناخت ایرانی‌ها از پاکستان امروز بسیار ضعیف است. شاید ایرانی‌ها افغانستان را چندین برابر پاکستان بشناسند و همین مساله در مورد عراق، کویت، امارات متحده و... صدق می‌کند.
با توجه به جایگاه پاکستان در ساختار کنونی نظام بین‌الملل و تحولاتی که در حوزه انرژی به وجود آمده، ضروری است پاکستان را آنگونه که هست بشناسیم. شناخت واقعی موجب می‌شود رفتارهای این کشور در آینده برای ما قابل پیش‌بینی شود و از برخی حوادث مانند بحران روابط دو کشور در دوره طالبان پیشگیری شود. به علاوه شناخت پاکستان در عرصه اقتصادی نیز می‌تواند گره‌های بزرگی از اقتصاد ایران باز کند.
سفر یک هفته‌ای هیات مطبوعاتی ایران به پاکستان فرصتی کوتاه در اختیار نگارنده قرار داد تا از نزدیک به شناختی هر چند مختصر از این کشور دست یابد. نتیجه ملاقات با مقامات ارشد پاکستان از جمله نخست وزیر، وزرای خارجه، امور مذهبی و اطلاع‌رسانی، دیدار از مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها و شهرهای مختلف پاکستان، گفت و گو با افراد مختلف در این کشور و نیز اطلاعاتی که توسط اعضای سفارت و کنسولگری‌های ایران در پاکستان ارائه شد، در گزارش حاضر تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود. (یادآوری می‌شود که اطلاعات این گزارش مربوط به قبل از زلزله اخیر پاکستان می‌باشد.) پاکستان کشوری است در جنوب آسیا که 803 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و دارای 909 کیلومتر مرز مشترک با ایران است. پاکستان دومین کشور پرجمعیت مسلمان و دارای قدرت هسته‌ای است.
این کشور تا اواسط قرن 20 بخشی از هند بود. در 14 اوت 1947، شبه قاره هند از استعمار انگلیس رهایی یافت و مسلمانان آن در کشور پاکستان و هندوها در هندوستان سکنی گزیدند. البته همین تقسیم مذهبی باعث شد که بحران کشمیر به وجود آید و پس از حدود 6دهه همچنان لاینحل مانده است. با توجه به اینکه پاکستان با جنگ متولد شد،‌ نظامیان در این کشور از همان ابتدا قدرت را به دست گرفتند و کودتاهای مختلفی در این کشور انجام شده که آخرین آنها در سال 1999 توسط ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور کنونی بود. با این وصف این کشور جهان سومی دارای سیستم نظام وظیفه اجباری نبوده و ارتش آن حرفه‌ای است.
پاکستان از چهار ایالت سند، پنجاب، سرحد شمالی و بلوچستان تشکیل شده و دولت فدرال در اسلام‌آباد که جمعیت آن کمتر از 500 هزار نفر است، مستقر می‌باشد. آنچه در این گزارش مورد توجه قرار می‌گیرد، ابعاد ویژه‌ای از سیاست داخلی و سیاست خارجی پاکستان است که برای ایران مهم می‌باشد.
کشور مدرسه‌های مذهبی
انفجارهای لندن و شرم الشیخ موجب شد، برای مدتی نام مدارس مذهبی پاکستان به صدر اخبار رسانه‌های غربی کشانده شود این رسانه‌ها اعلام کردند برخی متهمان بمب‌گذاری ماه مارس در لندن، پیش از وقوع این حادثه به پاکستان سفر کرده و از مدارس مذهبی بازدید کرده بودند. در همان ایام، تونی بلر در هشداری غیرمستقیم پرویز مشرف را به کنترل مدارس مذهبی فراخواند و رئیس جمهور پاکستان دستور اخراج طلبه‌های خارجی را صادر کرد. با دستور مشرف پرونده مدارس مذهبی پاکستان بسته نشد، زیرا مدارس مذهبی در پاکستان ریشه‌ای بسیار عمیق دارند و در تار و پود این جامعه سنتی تنیده شده‌اند. پیش از آنکه به جزئیات مدارس مذهبی بپردازیم، لازم است دو نکته یادآوری شود. نخست آنکه نفس وجود مدارس مذهبی منفی نیست و تمام ادیان و مذاهب دارای مدارس مذهبی هستند. دوم خلطی{خطی} است که از مفهوم بنیادگرایی به وجود آمده است. امروزه در رسانه‌های غرب بنیادگرایی با مسلمان بودن همسان شمرده می‌شود و طبیعتا مدارس مذهبی نیز محل نشر بنیادگرایی هستند.
همانگونه که محمد اعجاز الحق وزیر امور مذهبی پاکستان به خبرنگاران ایرانی گفت: در اسلام چنین بنیادگرایی که غربی‌ها می‌گویند، وجود ندارد. وی گفت: اسلام دین صلح و تسامح است و رابطه‌ای میان تروریسم و اسلام وجود ندارد. ذهنیتی که غربی‌ها از بنیادگرایی ایجاد کرده‌اند، بسیار قوی است. برای نمونه فصلنامه آمریکایی فارین پالیسی در یک نظرسنجی در دانشگاههای آمریکا از دانشجویان خواست تصویری را که از یک فرد بنیادگرا دارند، توضیح بدهند. بیش از 70 درصد از پاسخ‌دهندگان، بنیادگرا را یک مسلمان با ریش بلند و چهره عبوس تصویر کردند. ایجاد این ذهنیت حاصل یک پروژه همه جانبه به ویژه پس از سقوط نظام کمونیستی است. ادامه برخی تفاسیر غیر منطقی از اسلام و اجرای آن در افغانستان که ریشه مذهبی آن به پاکستان بازمی‌گردد، عرصه دفاع از تصاویری را که غربی‌ها ایجاد کرده‌اند، بسیار تنگ می‌کند. دولت پاکستان پس از حادثه 11 سپتامبر برنامه بلند مدتی را برای سر و سامان دادن به مدارس مذهبی در دستور کار خود قرار داده است. آنگونه که در خلال بازدید از مناطق مختلف پاکستان مشاهده شد، دولت فدرال وارد ماموریت بسیار سنگینی شده و اجرای آن شاید دهها سال طول بکشد. چون رابطه میان سیاست و مذهب در پاکستان بسیار پیچیده است، سر و سامان دادن به مدارس مذهبی نیز بسیار سخت است، البته این ماموریت بسیار مثبتی است هر چند که حامیان آن هر یک از منظری خاص به آن می‌نگرند. آمریکا این ماموریت را در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر نظام آموزشی می‌بیند. دولت فدرال به دنبال تقویت یک گفتمان متعادل و میانه‌رو است و سامان یافتن مدارس مذهبی پاکستان و جلوگیری از پروردن نطفه‌هایی که برای ایران هزینه‌های سنگینی چون طالبان دارد، بسیار مفید خواهد بود. از یک منظر کلی گروه‌ها و احزاب مذهبی - که دارای مدارس ویژه خود هستند - را می‌توان به سه شاخه تقسیم کرد. ریشه دسته نخست به «شاه ولی دهلوی» باز می‌گردد. «جمعیت علمای اسلام» پس از تشکیل کشور پاکستان براساس اندیشه‌های این شخص ایجاد شد. این گروه که در میان پشتوها گسترش زیادی دارد،‌ هم ‌اکنون به دو شاخه اکثریت (به رهبری مولانا فضل الرحمن) و اقلیت (مولانا سمیع الحق) تقسیم شده است.
گروه دوم که دارای تفکرات اخوانی است، ریشه در افکار مولانا ابوالاعلی مودودی دارد. «جماعت اسلامی پاکستان» که هم ‌اکنون رهبر آن «قاضی حسین احمد» است، براساس افکار مودودی تشکیل شده است.
قاضی حسین هم اکنون رهبر ائتلاف 6گانه مذهبی «مجلس متحده عمل» است. گروه سوم مذهبی که در واقع جریان روشنفکری و لیبرال است، ریشه در افکار «سرسید احمدخان» دارد. حزب مسلم لیگ بر پایه‌های تفکر احمدخان تشکیل شده است.
ساختار سیاسی - اداری پاکستان به گونه‌ای است که به تقویت مدارس مذهبی می‌انجامد. پاکستان از چهار ایالت سند، پنجاب، سرحد شمالی و بلوچستان تشکیل شده است. اگرچه مدارس مذهبی در همه ایالتهای پاکستان پراکنده شده‌اند، اما احزاب تندرو مذهبی و مدارس آنها بیشتر در سرحد شمالی و بلوچستان وجود دارند. ایالت سرحد شمالی که نسبت به ایالتهای دیگر کوچکتر است، با مرکزیت پیشاور در همسایگی افغانستان قرار دارد. در این ایالت که با استان ننگرهار افغانستان همجوار است، گروههای قبایلی مستقرند. در واقع در این ایالت، گروههای قبایلی حکومت را در دست دارند و پارلمانهای محلی و دولت در دست آنهاست. وجود بیش از 2 میلیون آواره افغانی و گذرگاه تاریخی خیبر که عمده‌ترین محل عبور و مرور در این منطقه می‌باشد، موجب شده است که ایالت سرحد به یک دولت نسبتا مستقل تبدیل شود.
هنگامی که شهر بسیار شلوغ پیشاور را که تفاوت آن با اسلام‌آباد زمین تا آسمان است، به سمت مرز افغانستان ترک می‌کنید، تابلوی بزرگی نظر هر خارجی را به خود جلب می‌کند که بر روی آن نوشته شده است: «ورود خارجی‌ها ممنوع» در حاشیه شهر پیشاور اردوگاههای به هم پیوسته آوارگان افغانی قرار دارد. در این اردوگاه‌ها بیش از 2 میلیون افغانی زندگی می‌کنند. پاکستان برخلاف ایران، آوارگان افغان را در اردوگاه‌های خاصی مستقر کرده است. این سیاست دو پیامد مثبت برای اسلام‌آباد دارد. از یک طرف توجه مجامع بین‌المللی را به خود جلب می‌کند و مبالغ زیادی از این طریق دریافت می‌کند و از طرف دیگر هر وقتی که قصد داشته باشد، به راحتی می‌تواند آنها را به افغانستان بازگرداند. این در حالی است که آوارگان افغانی در ایران پراکنده شده‌اند، بازگرداندن آنها مشکل است و نمی‌توان پیامدهای اجتماعی منفی ناشی از حضور آنها را کنترل کرد. در ایالت سرحد هزاران مدرسه وجود دارد که دولت پاکستان بر آنها کنترلی ندارد. مدرسه‌ای که بنیان فکری القاعده در آن شکل گرفت، در این ایالت قرار دارد. مدارس پاکستان را می‌توان به دو دسته مذهبی و عرفی تقسیم کرد. مدارس عرفی، همان مدارس دولتی و یا خصوصی هستند که در سراسر پاکستان وجود دارند. دسته دوم مدارس مذهبی هستند که آنها را نیز می‌توان به دو دسته دولتی و غیردولتی تقسیم کرد. بخش عمده این مدارس، غیردولتی است و به احزاب و گروههای مذهبی تعلق دارد. در واقع مدارس مذهبی غیر دولتی همانند مکاتب قدیم در ایران می‌باشند. دولت فدرال برنامه‌ای برای تحت کنترل درآوردن مدارس مذهبی غیر دولتی در دست اجرا دارد. در مدارس مذهبی دولتی که در شهر لاهور یکی از آنها مورد بازدید قرار گرفت، تسهیلات مناسبی وجود دارد. این مدارس که به صورت شبانه‌روزی دایر می‌باشند، اسما مذهبی هستند، اما بسیار نزدیک به مدارس عرفی پاکستان می‌باشند. دولت فدرال می‌کوشد این مدارس را گسترش داده و از درون آنها، دانش‌ آموختگان میانه‌رویی پرورش دهد. با توجه به نفوذ گروههای قبایلی، سالها طول خواهد کشید که دولت پاکستان کنترل مدارس مذهبی غیررسمی را به دست بگیرد. به طور کلی مدارس مذهبی پاکستان را که به نوشته نشریه IPRI (موسسه مطالعات سیاسی اسلام‌آباد) بیش از هزاران باب می‌باشد، می‌توان به پنج گروه عمده زیر تقسیم کرد: وفاق المدرسه، تنظیم المدرسه، وفاق المدن، رباط المدرسه الاسلامیه و وفاق المدرسه السلفیه.
هرکدام از این مدارس که شعبه‌های زیادی دارند به یک گروه مذهبی - قومی تعلق دارند. برای مثال مدارس سلفیه به جماعت الحدیث (وهابی‌ها) وابسته هستند.
بازار 150 میلیون نفری
براساس آخرین آمار، جمعیت پاکستان از مرز 150 میلیون نفر گذشته و به این ترتیب این کشور پس از اندونزی به دومین کشور پرجمعیت مسلمان تبدیل شده است. این جمعیت بیشتر در نوار سبز رنگی که از کشمیر شروع و تا کراچی ادامه دارد، متمرکز شده است. رشد بی‌رویه جمعیت پاکستان که بخشی از آن ناشی از ایجاد موازنه دموگرافیکی با هند است، باعث شده مقامات این کشور برنامه‌هایی را برای کنترل افزایش جمعیت اجرا نمایند. به امامان جماعت ماهانه 1200 روپیه صرفا برای تبلیغ جهت کاهش نرخ رشد جمعیت داده می‌شود. اگرچه میزان درآمد ملی پاکستانی‌ها پایین است، به گونه‌ای که درآمد سرانه آنها 652 دلار می‌باشد، اما این کشور بازار بسیار گسترده‌ای دارد که از تمامی کشورهای آسیای میانه بزرگتر است. یکی از اهداف مهم سیاست خارجی هر کشوری، کسب منافع اقتصادی است. دیپلماتهای ایرانی در پاکستان با افسوس از رقابتی که میان شرکتهای خارجی برای تصرف بازار پاکستان در حال انجام است، مهمترین مشکل سرمایه‌گذاران ایرانی را عدم شناخت از پاکستان می‌دانند. حجم مبادلات میان ایران و پاکستان در سطح بسیار پایینی است و از 368 میلیون دلار نمی‌گذرد. یکی از شاخص‌های تحول در عرصه اقتصادی - اجتماعی پاکستان هجوم گسترده شرکت‌های خارجی به این کشور است. با توجه به امنیت نسبی فراهم شده توسط پرویز مشرف که موجبات رضایت پاکستانی‌ها را فراهم آورده، شرکت‌های خارجی فعلا در عرصه تغذیه و مواد خوراکی بازار پاکستان را تصرف کرده‌اند.
تبلیغات شرکت‌های خارجی نه تنها به دورافتاده‌ترین نقاط پاکستان کشیده شده، بلکه در شهرهای فقیری چون پیشاور به حدی است که حتی تبلیغات انتخابات شهرداری‌ها (هنگام اقامت هیات خبرنگاران ایرانی) را در خود گم کرده است. پلاکاردهای متعدد و منظم پپسی به گونه‌ای شهرهای پاکستان را آراسته‌اند که گویی پپسی شعار ملی این کشور است. پلاکاردهای بزرگ تبلیغاتی انتخابات شهرداری‌ها که متشکل از نام، عکس و نشان انتخاباتی کاندیداها بود، در سایه تبلیغات گسترده شرکت‌های خارجی گم شده‌اند. در مناطقی که ورود خارجیان بسیار سخت است، محصولات شرکت‌های آمریکایی و استرالیایی به وفور در دسترس می‌باشد.
آمارهایی که اخیرا منابع اقتصادی اعلام کرده‌اند، حاکی از آن است که دولت پاکستان زمینه بسیار مساعدی را برای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) فراهم کرده است. میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی امروزه یکی از مهمترین شاخص‌های رشد و توسعه اقتصادی محسوب می‌شود. براساس آمار انکتاد، میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی طی دو سال گذشته در پاکستان بسیار افزایش یافته است به گونه‌ای که این کشور در سال 2004، با افزایش 78 درصدی نسبت به سال قبل، 952 میلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی جذب کرده است. سال 2003 نیز نسبت به سال 2002، 68 درصد میزان سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم در پاکستان افزایش یافت. اگرچه پاکستان با هند و چین که به ترتیب 3/5 و 60 میلیارد دلار جذب سرمایه‌گذاری داشته‌اند فاصله بسیار زیادی دارد، اما منحنی افزایش سرمایه‌گذاری خارجی در پاکستان سیر صعودی دارد. در کراچی به عنوان پایتخت اقتصادی پاکستان که در ساحل دریای عرب واقع شده است، شرکتهای چند ملیتی در بخش صنعتی سرمایه‌گذاری مستقیم می‌کنند. در لاهور که پایتخت فرهنگی پاکستان است، جهت سرمایه‌گذاری از صنایع خوراکی به سمت صنایع نیمه سنگین در حال تغییر است.
برخی از کشورهای خارجی نظیر کره جنوبی به طور مستقیم در بخش‌های زیرساختاری پاکستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند. شرکتهای کره جنوبی اتوبان اسلام‌آباد - لاهور را که حدود 400 کیلومتر است احداث و حتی اتوبوسهای دوو کره‌ای نیز انحصار خدمات مسافرتهای بین شهری را در دست گرفته‌اند. اتوبان مذکور به گونه‌ای ساخته شده است که هواپیماهای آمریکایی از آن به عنوان باند فرودگاه استفاده می‌کنند. روند حاکم بر پاکستان نشان از ترقی شاخص‌های اقتصادی دارد، البته همین که پاکستان بتواند جمعیت 150 میلیون نفری خود را سیر کند، در مرحله فعلی یک موفقیت است، اما در آینده این توسعه داخلی به خارج نیز سرایت خواهد کرد.
یک خط لوله؛ دو دیدگاه
انتقال گاز ایران به هند و پاکستان، موضوع رایزنی‌های مقامات سه کشور طی حداقل یک سال گذشته بوده است. در این ارتباط چند مساله مهم قابل ذکر است:
1- ایران از نظر منابع گاز، پس از روسیه رتبه دوم دنیا را دارد. با توجه به مصرف روزافزون انرژی توسط کشورهای جنوب و شرق آسیا، ژئوپلتیک بازار مصرف انرژی عوض شده است. همانگونه که ایران در مرکز بیضی استراتژیک ذخایر نفت (یعنی خلیج فارس و خزر) قرار دارد، همین موقعیت را نیز نسبت به بازار جدید انرژی جنوب و شرق آسیا دارد، البته در اینجا پاکستان نیز دارای یک موقعیت ژئواکونومی شده است.
2- ایران برای کاهش اتکای خود بر خریداران غربی نفت، تلاش می‌کند با انتقال گاز به آسیا یک ائتلاف استراتژیک را به وجود بیاورد. به همین دلیل آمریکا همان سیاستی را که در قبال انتقال نفت خزر از طریق ایران به خلیج فارس اجرا کرده بود، در مقابل طرح انتقال گاز ایران به جنوب و شرق آسیا اجرا خواهد کرد.
3- پاکستان از یک طرف به شدت نیازمند انرژی است و موتور رشد اقتصادی این کشور بدون منابع جدید انرژی در نخواهد آمد. کمبود انرژی در پاکستان تا حدی است که خودروهای مسافربری از گازوئیل استفاده می‌کنند. این مساله موجب شده که آلودگی هوا حتی در شهرهای کوچک غیرقابل تحمل باشد.
برآورد مراکز تحقیقاتی پاکستان حاکی از آن است که میزان انرژی مصرفی این کشور در سال‌های آینده به شدت افزایش خواهد یافت و منابع داخلی نمی‌توانند این نیاز را برآورده کنند. پاکستان سه گزینه برای تامین انرژی خود دارد: یکی از این گزینه‌ها انتقال گاز ترکمنستان از طریق افغانستان است. روابط پاکستان و افغانستان برخلاف ظاهر آرام آن، از پایه‌های مستحکمی برخوردار نیست، در صورتی که افغان‌ها روزی سروسامان بگیرند، ادعاهای ارضی آنها علیه پاکستان از سر گرفته می‌شود. افعان‌ها معتقدند تاریخ قرارداد «دوراند» به پایان رسیده است. این قرارداد یکصد سال پیش توسط انگلیس منعقد شد. افغان‌ها ادعا می‌کنند بخش‌هایی از پاکستان که حتی شامل پیشاور نیز می‌شود، به آنها تعلق دارد. بر روی این شن‌های روان اختلافات ارضی نمی‌توان برای انتقال گاز از طریق افغانستان سرمایه‌گذاری کرد. گزینه دوم پاکستان، انتقال گاز از قطر است. قطر که در حوزه گازی مشترک پارس جنوبی - گنبد شمالی با ایران شریک است، دارای ذخایر عمده گاز می‌باشد. این حوزه گازی 2/52 تریلیون مترمکعب گاز طبیعی دارد که حدود 30 درصد ذخایر گاز جهان را شامل می‌شود. قطری‌ها به سرعت در حال سرمایه‌گذاری و انتقال گاز از این حوزه مشترک هستند. بعد مسافت به ویژه وجود خلیج فارس، انتقال گاز قطر به پاکستان را بسیار پرهزینه می‌کند.
سومین گزینه که با صرفه‌ترین گزینه هم می‌باشد، انتقال گاز ایران به پاکستان است، اما این گزینه نیز با موانع عمده‌ای روبه‌روست. مانع نخست عبور این خط لوله از مناطق قبیله‌ای پاکستان است. این خط لوله باید از منطقه وزیرستان پاکستان بگذرد. ساکنان این منطقه که صاحب منابع محدود گاز پاکستان هستند، بارها دولت فدرال را به علت توزیع ناعادلانه گاز با چالش مواجه کرده‌اند، حتی اگر دولت فدرال نیز تمام تلاش خود را برای تامین امنیت خط لوله انتقال گاز ایران انجام دهد، باز هم با توجه به آسیب‌پذیری شدید خطوط لوله انتقال انرژی، نمی‌توان سرمایه‌گذاری هنگفتی در این راه انجام داد و تحقق رویای خط لوله صلح بسیار سخت است. اختلافات تاریخی هند و پاکستان بر سر کشمیر که سه جنگ بزرگ بر سر آن رخ داده، مانع دیگر انتقال گاز ایران است، چون هند و پاکستان در سطح کلان دارای توان بازدارندگی هسته‌ای هستند، در صورتی که اختلافی میان آنها پیش بیاید، از ابزار «جنگ در سطح پایین» استفاده خواهند کرد و مخالفت با از انتقال گاز به هند، ساده‌ترین روش این جنگ خواهد بود. علاوه بر اینها همانگونه که پیشتر گفته شد، آمریکا استراتژی مهار همه جانبه ایران را در پیش گرفته و هرچقدر هم هند و پاکستان تلاش کنند، نمی‌توانند در این زمینه به موفقیت برسند. آمریکا که به بهانه وجود ذخایر منابع نفت و گاز، مانع از فعالیت‌های هسته‌ای ایران می‌شود، برای انتقال منابع گاز و نفت ایران مانع تراشی کرده و حتی حاضر است به هند و پاکستان که هنوز NPT را امضا نکرده‌اند، تکنولوژی هسته‌ای بدهد تا انرژی خود را تامین و از همکاری با ایران خودداری کنند. همین مساله موجب شد هند در نشست اخیر شورای حکام علیه ایران رای بدهد که البته این موضوع با خوشحالی پاکستانی ها روبه‌رو شد.
اسرائیل از منظر پاکستانی‌ها
ورود هیات مطبوعاتی ایران به اسلام‌آباد تنها چند روز پس از ملاقات «خورشید احمد قصوری» وزیر خارجه پاکستان با «سیلوان شالوم» وزیر خارجه اسرائیل در استانبول انجام شد. این تلاقی زمانی موجب تامل بیشتر در این زمینه و طرح پرسش از مقامات مختلف پاکستانی به ویژه وزیر امور خارجه این کشور شد. طرح سوالات مکرر که گاهی اوقات با بی‌میلی مقامات پاکستانی مواجه می‌شد، به حدی بود که موجبات اعتراض راهنمای پاکستانی گروه را فراهم آورد. کنجکاوی خبرنگاران هیات ایرانی در این رابطه کاملا طبیعی بود، زیرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی قاعده «بازی مجموع صفر» بین ایران و اسرائیل حاکم شده است. به تعبیر دیگر ما و اسرائیل با یکدیگر همزیستی نداریم و نفوذ هر کدام در یک کشور به معنای از دست دادن نفوذ دیگری است. از منظر ایران، پاکستان دومین کشور پرجمعیت مسلمان است و برقراری رابطه آن با اسرائیل نه تنها منجر به تضعیف مواضع فلسطینی‌ها خواهد شد، بلکه حلقه محاصره اسرائیل در اطراف ایران نیز تکمیل می‌شود. قبل از آنکه به ارزیابی این مساله از «نگاه پاکستانی‌ها» پرداخته شود، لازم است از دید اسرائیلی‌ها به موضوع نگاه شود. اسرائیل که در سال 1948 تشکیل شد، از همان ابتدا در محاصره کشورهای عربی قرار گرفت و اعراب چهار جنگ پیاپی را با آن انجام دادند. اگرچه اسرائیل با کمک آمریکا توانست این جنگ‌ها را پشت سر بگذارد، اما دیوید بن گورین اولین نخست‌وزیر اسرائیل یک استراتژی بلندمدت برای آینده اسرائیل طراحی کرد که بعدها «استراتژی پیرامونی» نام گرفت. براساس این استراتژی، اسرائیل با کشورهای غیر عربی که در همسایگی همسایگانش بود، رابطه برقرار می‌کرد. ایران (قبل از پیروزی انقلاب) و ترکیه مهمترین مصادیق اجرای استراتژی پیرامونی بودند. اسرائیل با برقراری رابطه با ترکیه، جبهه جدیدی در پشت سوریه باز می‌کرد و... به نظر می‌رسد که اسرائیل از دهه 1990 به بعد استراتژی پیرامونی را از پیرامون خود به سوی پیرامون ایران جابه‌جا کرده است. تل‌آویو پس از آنکه با جمهوری‌های سابق شوروی و شمال ایران رابطه برقرار کرد و به هم‌پیمانان استراتژیک ترکیه تبدیل شد، خود را آماده برداشتند گام‌های بعدی کرد. تغییر رژیم در عراق و افغانستان باعث شده که این کشورها از «دشمن» اسرائیل به «بیطرف» و در نهایت به «دوست» آن تبدیل شوند. حامد کرزای هفته گذشته اعلام کرد امیدوار است با آریل شارون دیدار کند. کشورهای عربی نظیر کویت، قطر، بحرین و امارات نیز یا با اسرائیل دارای رابطه اقتصادی هستند و یا تمایل خود را برای برقراری روابط دیپلماتیک اعلام کرده‌اند. در چنین شرایطی، موقعیت پاکستان برای ایران بسیار مهم است و خروج پاکستان از اردوگاه مخالفان اسرائیل که به دومینویی برای کشورهای دیگر نظیر اندونزی و... تبدیل خواهد شد، برای ایران پیامدهای استراتژیک خواهد داشت. از منظر پاکستان، قضیه فلسطین بسیار متفاوت است. موقعیت جغرافیایی و خصومت تاریخی با هند موجب شده که دشمن اصلی این کشور، هندوها باشند نه اسرائیلی‌ها. پاکستانی‌ها در دهه‌های گذشته، با غلیظ کردن جنبه اسلامی بحران کشمیر به دنبال حمایت کشورهای مسلمان از خود بودند. آنها امیدوار بودند که کشمیر مانند فلسطین به عنوان بحران جهان اسلام تلقی شود. به نظر می‌رسد که این نگاه در حال تغییر است و آنها از مجراهای دیگری به دنبال حل قضیه کشمیر هستند. اگرچه در پاکستان احساسات مذهبی در مورد فلسطین وجود دارد، اما به نظر می‌رسد برای برقراری رابطه با اسرائیل، به گونه‌ای بستر اجتماعی آماده شده است که در صورت برقراری رابطه، ناآرامی‌های گسترده اجتماعی - مذهبی اعتراض‌آمیز در این کشور قابل کنترل خواهد بود. مروری بر مطبوعات پاکستان به ویژه طی مدت سفر، به خوبی گویای بستر مذکور بود. نشریات پاکستانی برخی سرمقالات خود را به موضوع عادی‌سازی روابط با اسرائیل اختصاص داده و از آن حمایت می‌کنند. برای نمونه به دو مقاله در این زمینه اشاره می‌شود.
روزنامه معتبر «داون» در یکی از سرمقالات خود به مقایسه نگرش پاکستان در سال 2003 و 2005 به اسرائیل پرداخت و نوشت: در سال 2003 که صحبت از برقراری روابط با اسرائیل بود، در پاکستان گفته می‌شد، اگر یک اسرائیلی قدم در خاک پاکستان بگذارد، زنده خارج نخواهد شد، اما اینک به طور علنی وزرای خارجه دو کشور با یکدیگر دیدار می‌کنند. یکی دیگر از نویسندگان پاکستانی در هفته‌نامه «فرایدی تایمز» در مطلبی تحت عنوان «چرا اسلام‌آباد و تل‌آویو با یکدیگر در صلح زندگی نمی‌کنند؟» می‌نویسد: این دو کشور از بدو پیدایش تاکنون با مشکلات مشابهی مواجه شده‌اند. هر دو اقلیت مذهبی هستند که دشمنان آنها با تشکیل چنین کشورهایی مخالفند.
وی می‌افزاید: محمدعلی جناح و بن گورین دو دولت سکولار را ایجاد کرده‌اند، هر دو طرفدار آمریکا هستند، به علاوه بیش از نیمی از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی از جمله مصر و اردن با اسرائیل رابطه دارند، چرا پاکستان رابطه نداشته باشد.
آنچه موجب شکل‌گیری چنین نگرشی در پاکستان شده، رقابت با هند است. روابط هند با اسرائیل به ویژه در زمینه تکنولوژی پیشرفته نظامی و کشاورزی بسیار گسترش یافته و پاکستانی‌ها نمی‌خواهند در این عرصه از رقیب اصلی خود، عقب بمانند. فضای حاکم بر منطقه به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر و استفاده از توان لابی یهودیان در آمریکا از دیگر متغیرهای دخیل در تصمیم‌گیری پاکستان است.
 58 سال رجزخوانی
کسانی که قبل از غروب آفتاب به «باب آزادی» (مرز مشترک هند و پاکستان) در منطقه «واگا» واقع در نزدیکی لاهور می‌روند، با صحنه‌ای روبه‌رو خواهند شد که از یک طرف برای آنان جذاب و خنده‌دار است و از طرف دیگر نماد خصومت و رویارویی هند و پاکستان پس از گذشت 6 دهه را مشاهده خواهند کرد. مرز مشترک هند و پاکستان در واگا دقیقا شبیه به یک استادیوم طراحی شده است. در سمت پاکستان که تصویر بزرگ قاعد اعظم نصب شده است، زنان و مردان در جایگاه تماشاچیان (که دو طبقه است) مستقر شده و با احساسات بسیار شدید شعارهای مختلفی از جمله: پاکیستان زینده باد و «لا اله الا الله» سر می‌دهند. هندی‌ها نیز در قسمت مقابل شعار «زینده باد هیندوستان» سر می‌دهند. منطقه وسط یا نقطه صفر مرزی با دو دروازه و پرچم‌های طرفین از یکدیگر جدا شده است. برخی از پاکستانی‌های احساساتی، با پوشیدن لباسی به رنگ پرچم این کشور، تماشاچیان پاکستانی را وادار به سر دادن شعار می‌کنند. در فاصله دروازه‌ها تا تماشاچیان، نظامیان هندی و پاکستانی با لباس‌های بومی مستقر شده‌اند. براساس آیین خاصی که به گفته یک مقام پاکستانی از سال 1947 تاکنون به طور مرتب ادامه دارد، نظامیان دو طرف با رجزخوانی متقابل پرچم‌ها را پایین می‌آورند. پاکستانی‌ها، افرادی را برای رجزخوانی انتخاب کرده‌اند که از نظر جسمانی بسیار قوی و در عین حال خشن هستند، شاید دلیل این مسأله شکست‌های تلخ در جنگهای سه‌گانه در مقابل هندی‌ها باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات