*حرف و حدیثهای زیادی در مورد نوع انتخاب افراد کابینه آقای احمدینژاد چه در پیش از رای اعتماد و چه پس از آن با انگیزههای مختلف بیان شده است شما از نحوه انتخاب کابینه و نیروهای اجرایی کابینه دکتر احمدینژاد چه تحلیلی دارید و آیا آن را کابینه موفقی میدانید؟
**به عقیده من فعلا کمی زود است که به این مطلب بپردازیم که آیا چنین افرادی پس از کسب رای اعتماد شایستگی خود را برای وزارت به اثبات رساندهاند یا خیر. چرا که برای شناخته شدن یک وزیر حداقل به زمانی حدود یک سال و نیم تا دو سال نیاز است. تا چگونگی عملکرد وی شناخته شود.
اما لازم میدانم مطلب مهمی را مورد توجه قرار دهم که ممکن است در آینده تاثیرات مخربی را بر جامعه داشته باشد.
اگر امام (ره) فرمودند مجلس منشاء همه قدرتها است منظور ایشان قدرت منطقی و حقوقی در این کشور است و نه قدرت غیرمنطقی.
آنچه در چند هفته اخیر واقع شده به چشم خوردن احصاء باطلی در برخی از نمایندگان بودکه خودشان را قدرت قاهر و غالب بر همه افکار عمومی میدانند و بخش قابل توجهی از نیروهای مومن و متعهد به نظام را دچار یاس و ناامیدی میکنند.
اخیرا مطالبی در ضدیت با نیروهای امنیتی و نظامی مطرح شده است که امنیتی بودن یا نظامی بودن را به عنوان یک نقطه ضعف تلقی میکنند مطرح شده است که نظامیان و افراد امنیتی به صورت یک جریان و یک گروه در پی کسب قدرت هستند و لذا برخی صرف تعلق داشتن به بخشهای نظامی و امنیتی را ضعف تلقی میکنند.
این مطلب اولا در مورد وزرا زمینه عملی نداشته است. یعنی تاکنون واقعا حضور افراد امنیتی و نظامی را به عنوان یک جریان، سیستم و باندی که با هدف مقابله و یا تضعیف نظام شکل پیدا کرده باشد را نداشتهایم بلکه آنچه در سابقه ذهنی من و احیانا اکثر مردم است این است که مجموعه افرادی که از سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شدند افرادی هستند که از بدو انقلاب محیط کار خود را با جبهه برابر میدانستند و در مقاطع مختلف، خدماتشان به انقلاب مسلم و مسجل است و چیزی نیست که نیاز به دفاع من از این علمکردها داشته باشد.
اما حس میشود در نزد برخی از نمایندگان مجلس داشتن سوابق روشن نظامی و امنیتی به عنوان جرم و سوء سابقه مطرح میشود مخصوصا از زیان کسانی که هیچگاه توقع چنین سخنانی نبود اگر به 8 یا 9 سال قبل باز میگشتیم و در فضای آن موقع برخی مطالب را مثلا در مورد وضعیت سپاه یا شخص قائم مقام وقت و فرماده فعلی سپاه میشنیدیم برایم تعجب آورد نبود چرا که احساس عمومی افرادی که نظام را از خودشان میدانستند این بود که جریانی قوی در کشور به دنبال تضعیف نیروهای نظامی و امنیتی است.
چنانکه در 7 یا 8 سال پیش سپاه را به قمه و خنجر کشیدن به روی دیگران متهم کردند و وزارت اطلاعات را با گرفتن بهانه پوچی مثل قتلهای زنجیرهای که بخشی مهمی از منشاء و مولد آن جریانهایی از دوم خردادیها بودند به عنوان ابزاری برای تضعیف دو نیروی مهم کشور به کار بردند. و طبیعتا اگر موضعگیری مقام معظم رهبری و مسئولین دلسوز نظام نمیبود تاثیرات جبرانناپذیری به پیکره نظام وارد میشد.
اما هنگامی که چنین مباحثی از زبان دوستانی مطرح میشود که انتظار میرود با درک درست و منطقی از شرایط و جریانهای تاریخی با مسایل روبهرو شوند انسان در عوامل شکلگیری این نوع برخوردها به شکل میافتد که افرادی که در این رده نیروهای نظامی و امنیتی را زیر سوال میبرند و داشتن سابقه در این موضوعات را مترادف سوء سابقه در اذهان عمومی القا میکنند آیا ناخواسته و ناآگاهانه چنین موضعگیری را انجام میدهند؟ و یا ...
* آیا شما ایراد وارده در این باب به وزرات کشور را وارد میدانید؟
**در مورد وضعیت وزارت کشور آن چیزی که از مشاهدات و مطالعات من به دست آمد این بود که وزیر کشور به عنوان کسی که دراین جریانات متهم واقع میشود به جز یک انتصاب که آن هم در حد معاون وزیر نیز نبوده از افرادی که سابقه حضور در وزارت اطلاعات داشته است هیچ فرد دیگری را با سابقه کار اطلاعاتی وارد این وزارتخانه نکرده است.
در حالی که ما با فضای موضعگیریها علیه این وزیر مواجه میشویم که دل نیروهای حزبالهی را در به درد میآورد نسبت دادن سوء سابقه و برخورد با افرادی که همه حیثیت و زندگی خود را وقت دفاع از نظام کردهاند، در زمانی که جنگ فیزیکی و مسلحانه در طول مرزها تمام شده است و این افراد جنگ با دشمنان نظام را در داخل مرزها هدایت، اجرا و همراهی کردهاند، برخورد منصفانهای نیست و بایستی این افراد به طور رسمی از نیروهای نظامی و اطلاعاتی عذرخواهی کنند و هوشیار باشند که خانه مردم به محلی برای مایوس کردن نیروهای معتقد به نظام تبدیل نشود. ثمره نهایی چنین برخوردهایی اینگونه میشود که نیروهایی که تخصص خودشان را در موضوعات سیاسی، امنیتی و نظامی برای مقابله با دشمنان پنهان و آشکار نظام قرار دادند دچار یاس و سرخوردگی نسبت به جایگاه خودشان شوند و اهمیت کاری را که مشغول انجام آن هستند در ذهنشان افول کند و مشخص است که سود ناشی از این حرکت نصیب چه جریانهایی خواهد شد.
به خصوص در وضعیتی که کشور خود را آماده میکند تا با بحرانهایی که ناشی از فشارهای غرب در مورد موضوع فنآوری صلحآمیز هستهای ما احیانا وارد خواهد شد در عرصههای جدی سیاسی، اقتصادی و در نهایت در عرصه نظامی به مقابله بپردازد.
این مطلب بایستی همواره مدنظر قرار گیرد که تها نباید فکر و آرامش امروز را بکنیم بلکه مسئولین دردمند و آگاه کشور همواره بایستی به فکر فردایی باشند که ممکن است کشور به طور خواسته یا ناخواسته آگاهانه یا ناآگاهانه، مورد هجوم اقتصادی، سیاسی یا نظامی دشمن واقع میشود. لذا بایستی برای آن روزها نیز فکر کنیم و افرادی را که سوابق کاری آنها نشان داده است که تا پای جان برای مقدرات کشور ایستادهاند را اینگونه به سادهترین شیوهها و راحتترین روشها کنار نزنیم.
*برخی از افراد نظامی و امنیتی را به دلیل شکلگیری نگاه نظامی و امنیتی متصلب، کارآمد نمیدانند. شما این استدلال را قبول دارید؟
**به نظر من تجربه خلاف این امر نشان داده و در سیستم مدیرتی، کارشناسی و آموزش کشور ثابت شده است که افرادی که سابقه حضور در جبهه و کار نظامی در طول جنگ داشتهاند متعهدتر و وفادارتر از دیگران به تکلیف و مسئولیت خودشان عمل کردهاند.
اگر چنین فردی در قالب حرکتهای نظامی از خودش استعداد نشان داده پس در قالب حرکتهای آموزشی و علمی نیز در دانشگاهها خوش خواهد درخشید. کارهای علمی مهمی که پس از جنگ در کشورمان اتفاق افتاده غالبا به وسیله کسانی هدایت و برنامهریزی شده است که سابقه حضور در جبهه نظامی را نیز داشتهاند.
این ترتیب نظامی که از دید بعضیها مخل مسایل مدیریتی در کشور میباشد ممکن است در مورد وضعیت خاص و یا در مورد افراد خاصی مصداق داشته باشد اما به طور عام در خیلی از کشورها حتی دارندگان ردههای نظامی در مناصب بالای سیاسی منصوب میشوند.
به عنوان مثال کالین پاول وزیر خارجه سابق آمریکا به عنوان یک نظامی در عرصه سیاسی وارد شده بود. یا افرادی مثل دیک چنی و یا کسانی که سابقه شرکت در جنگ ویتنام را داشتند که ضمن پیشینه نظامی بعدها مناصب دولتی را در کشور خود گرفتهاند و برای کشورشان مفید بودهاند. البته من تمایلی به ذکر مثال از آمریکا را نداشتم اما این مثال را برای کسانی زدم که همواره نمونهها را در خارج از مرزها جستجو میکنند.
در کشور خودمان بسیاری از مدیران را میتوان به نام اسم برد که در سپاه مشغول کار بودند و در زمان جنگ مسئولیت نظامی و مسلحانه داشتند. اما هنگامی که جنگ به اتمام رسید در بخشهای خصوصی، تحقیقاتی و مدیریتی کشور کارهای بسیار زیادی انجام دادند.
جانبازانی که علی رغم نداشتن سلامت جسمی بهتر از بسیاری از افراد سالم درخشیدند از نمونههای بارز محسوب میگردند. من مصاحبههای متعددی را دیدم که همه بر اراده این مردان جهاد صحه میگذراند که با وجود مثلا نابینایی، جانبازی تجهیزات آبیاری طراحی کرده است.
لذا بیانصافی است که نیروهایی که احساس تکلیف کردند و در جبههها حاضر شدند را متهم به نظامیگری کنیم. اگر آنها نظامی صرف بودند شبهای عارفانه جبههها را چه کسانی به وجود آوردند. اگر افراد سخت خشن و غیرقابل انعطافی بودند، فضای معنوی جبهه توسط چه کسانی ایجاد شد و مثل الگویی برای ما باقی ماند و حتی امام (ره) فرمودند که حسرت حضور در جبههها را دارند.
متاسفانه وظیفه تشکر از کسانی که دین برگردن ما دارند و با دادن سلامتی وآرامش و آسایش خود و خانواده خودشان باری مملکت امنیت به بار آوردند تا حدی فراموش شده است.
* برخی ورود نظامیان به عرصه سیاست و منع قانونی آن را مورد توجه قرار میدهند شما تا چه حد این نظر را قابل تامل میدانید؟
** این استدلال بیشتر شبیه این سفسطه است که در باز است، باز هم پرنده، پس در هم پرنده است
تا زمانی که نظامیان در حوزه ارتش یا سپاه قرار دارند از فعالیت سیاسی منع شدهاند. اما وقتی به دلیل لیاقتهای مدیریتی برای منصبی از مناصب تشخیص داده شدند قابل جابجایی و استفاده هستند و مضاف بر اینکه، در این مناصب قرار نیست کار سیاسی انجام دهند بلکه قرار است کار مدیریتی کنند.
اشتباه اینجا صورت میگیرد که وزیر شدن برای یک وزارتخانه کار سیاسی تلقی میشود. وزیر شدن و مسئولیت یک وزارتخانه را به عهده گرفتن یک مسئولیت مدیریتی است نه یک فعالیت سیاسی.
آنچه که برای ارتشیها و سپاهیها و نیروهای امنیتی منع شده فعالیتهایی است که به نفع برخی گروههای سیاسی در کشور ممکن است صورت گیرد.
در غیر این صورت یک وزیر اگر به فکر خدمت به مردم باشد کار سیاسی نمیتواند بکند. متاسفانه نمونههایی در طول این چند سال دیده شده است که برخی مسئولین به جای پرداختن به مسئولیتهای معین خود بیشتر به کار سیاسی پرداختهاند و عکسالعمل مردم را نیز شاهد بودیم که چگونه چنین جریانهایی را از دایره قدرت خارج کردند و انتخاب خودشان را تغییر دادند.
مجموعا آنچه تاریخ انقلاب به ما درس داده چنین بوده که خدمت خالصانه و بدون سیاسی کاری همواره مورد اقبال و رضایت عموم مردم بوده است.
*- با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
**- بنده هم از شما تشکر میکنم.