بخش ورزشی:
امروزه ورزش مقوله فراگیری شده که تأثیرات فوقالعادهای در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به جای میگذارد. شرایط ویژه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به دلیل مبارزه با سلطه بیگانگان در عرصههای مختلف، نقش ورزش در صحنههای بینالمللی را برای کشورمان پررنگتر کرده و موفقیتها و دستاوردهای نظام باعث خشم استکبار جهانی شده است که ملموسترین نمونه این مدعا، رفتار ابرقدرتها طی سالهای اخیر به بهانه دستیابی دانشمندان کشورمان به فناوری هستهای میباشد.
در چنین شرایطی، کسب موفقیتهای بینالمللی در عرصه ورزش مانند راهیابی تیم ملی فوتبال به مسابقات جام جهانی خوشایند سیاستمداران پرغرور و مخالف نظام اسلامی نیست و از هر توطئهای فروگذار نمیکنند تا به اهدافشان برسند. نمونه این تلاشهای ناجوانمردانه، طرح محرومیت ایران در جام جهانی است که ایادی صهیونیستها در نقاط مختلف جهان به طرق متفاوت ارایه نمودند و خوشبختانه مانند بسیاری از طرحهای دیگرشان شکست خوردند و جمهوری اسلامی ایران ضمن موفقیت در مرحله مقدماتی، در مراسم قرعهکشی بازیهای جام جهانی نیز شرکت کرد و نام خود را در این رقابتهای پراهمیت ثبت نمود. نکته اینجاست که نباید توطئهها را پایان یافته تلقی کرد بلکه مختل کردن امور مربوط به تیم ملی و حضور ضعیف ایران در جام جهانی با هدف و استراتژی متفاوت در دستور کار اسراییلیها قرار گرفته تا نه تنها تبلیغی در جهت منافع ملی کشورمان صورت نگیرد حتی یک ضد تبلیغ اتفاق افتد که شواهد بسیاری برای این ادعا وجود دارد. وقتی برنامهریزیها به گونهای مطرح میشود که ایران از بازیهای مقدماتی حذف شود و اسراییل از محرومیت در خاورمیانه نجاب یابد تا به جای ایران در میدان حاضر شود و از رقابت با حریفان قدر اروپایی فرار کند (1)، یقیناً دست از توطئه نمیکشند بلکه استراتژی را تغییر میدهند. چنانکه اخیراً برای رسیدن به مقاصد سیاسی نامقدس، رژیم صهیونیستی اقدام به تشکیل تیم فوتبال به اصطلاح فلسطینی- اسراییلی کرده (2) که البته با واکنش فلسطینیان و صدور بیانیه علیه این توطئه، بسیاری از ملیپوشان فوتبال فلسطین حتی گفتگو در این خصوص را نپذیرفتند و بالاخره مجبور شدند تا از بازیکنان غیراصلی و صهیونیستهای نفوذی در فلسطین اشغالی استفاده کنند. لذا وجود این گونه توطئههای مستقیم و غیرمستقیم مورد تأیید سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان نیز قرار گرفته (3) و حتی صهیونیستها در کشورهای دیگر هم تقویت ورزش اسراییل را پیگیری میکنند. به عنوان نمونه یک صهیونیست روسیالاصل، تیم فوتبال "سخفین" متعلق به اعراب اسراییل را به قیمت 400 هزار دلار و همچنین تیم فوتبال "بیتار" اسراییل با گرایش شدید ضد فلسطینی را خریداری کرده و هدفش را نزدیکی بیشتر یهودیان و فلسطینیان عنوان نموده است (4)! در حالی که ثروتش را از قاچاق اسلحه به دست آورده و برای مشارکت بیشتر صهیونیستها در حکومت روسیه تلاش میکند.
به هر حال از این نمونهها در عرصه سیاست بینالملل با سوء استفاده از ورزش، فراوان وجود دارد و اکثر این تحرکات در تضاد با منافع ملی کشورمان است. به نظر میرسد متولیان ورزش کشور باید به کمک دستاندرکاران سیاست خارجی نظام، دیپلماسی ورزش جمهوری اسلامی ایران را طراحی نمایند و هوشمندانه با آگاهی و ارزیابی عملکرد مافیای اقتصادی و سیاسی مخالف نظام که در سطح جهان فعال هستند، استراتژیهای مناسب و راهکارهای مقابله برای دفع آسیبهای احتمالی به منافع ملی کشورمان اتخاذ کنند. چنین فرآیندی به تعیین وظیفه برای یک گروه زبده شامل کارشناسان دستگاههای متولی ورزش و سیاست خارجی به طور مشترک نیاز دارد.
ظرفیتهای بالای ورزش کشورمان باعث شده، حضور در عرصههای بینالمللی برای ورزشکاران کشورمان از رشتههای مختلف تقریباً در تمام روزهای سال اتفاق بیفتد بنابراین توجه نسبت به بهرهبرداری تبلیغاتی بهینه و خنثی کردن توطئههای گوناگون یک ضرورت است. متأسفانه این روزها برخی کارشکنیها و انتقادات غیرکارشناسی که با اهداف خاص برای تأمین منافع شخصی یا گروهی در داخل کشور در خصوص تیم ملی فوتبال کشورمان صورت میگیرد، بر خلاف منافع و مصالح ملی است و آگاهانه یا ناآگاهانه کمک به صهیونیستها خواهد بود. حمایت از برنامههای فدراسیون فوتبالی که موفقیتهای بزرگی را برای ملیت ایران به ارمغان آورده همراه با نقدهای سازنده و بجا، وظیفهای ملی است.
به امید سرافرازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.