محمدصادق مسعودی
در عراق نمیدانم اما در ایران ضربالمثلی است که میگوید، آفتابه لگن صد دست شام و ناهار هیچی.
دادگاه فرمایشی تحتامر اشغالگران که برای محاکمه صدام دیکتاتور سابق برگزار شده، مصداق بارز این مثل ایرانی است. چرا که:
1- دادگاه مثلاً علنی است. اما هیچ دوربینی و هیچ خبرنگاری از دنیای آزاد در آن حضور ندارد. جلسات فیلمبرداری میشود و تصاویری که از فیلتر فرمانده اشغالگران عراق عبور کنند، قابل پخش در بیرون خواهند بود. البته بعد از یک ساعت تأخیر.
2- دادگاه مثلاً با حضور هیأت منصفه برگزار میشود. اما نماینده هیچ گروه مستقل و مسلمان و عراقی اصیل در آن حضور ندارد.
3- متهم دارای وکیل مدافع است، در حالی که اتهامات صدام به دلیل 25 سال جنایت، ظلم و خیانت به ملت آن قدر واضح، مبرهن و محرز است که کمتر خانوادهای در عراق و ایران و کویت هست که آن را با پوست و گوشت خود یا عزیزان خود حس و لمس نکرده باشد.
دادستان و دادگاه و هیأت منصفه با ادابازی و اطوار مسخره دموکراسی در حال تفهیم اتهام متهم به وی هستند.
4- متهم به جرم قتل و غارت و ضرب و جرح مردم سه کشور ایران و عراق و کویت محاکمه میشود، اما متهم ردیف اول این جرم خود اشغالگران برگزارکننده دادگاه هستند که 25 سال متهم را ساپورت کردهاند.
5- متهم به جرم گاز گرفتن مردم مسلمان محاکمه میشود در حالی که اشغالگران برگزارکننده محکمه خودشان طی 25 سال دندانهای این جانی را تیز کردهاند و با دادن اسلحه به وی او را چون سگی هار به جان ملتش انداختهاند.
6- خلاصه کلام اینکه جهت آگاهی همه کسانی که در کشورهای مسلمان به امید حمایت خارجی برای ملتهایشان نسخهپیچی میکنند بادی از این محاکمه درس عبرت بگیرند و آخر و عاقبت نوکری را به چشم خود ببینند. هر چند سرنوشت شاه را دیدند و عبرت نگرفتند. سرنوشت رضاخان هم به گونهای شبیه همین داستان بود.
مخلص کلام آنکه امروز آنچه در عراق میگذرد مایه شرمندگی جوجه دموکراتها و جوجه سکولارهایی است که حوادث شرمآور عراق را میبینند و زیر سبیلی از کنار آن میگذرند. سلاخی یک ملت را در حوادث و ترورها و بمبگذاریها و کشتار هزار نفر در یک روز در کاظمین را به دست عوامل بوش و بلر در عراق میبینند اما عبرت نمیگیرند.