تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۸۶۰۱۶

تاملاتی پیرامون مردم‌گرایی علوی


صالح اسکندری
مدلول مردم همواره با پیچیدگی‌های مفهومی روبه‌رو بوده است که باعث شده نظام‌های مختلف سیاسی بشری بنابر نوع تعریف خود از این دال گنگ، رفتار متفاوتی را از خود نشان دهند. این تفاوت رفتاری ناشی از تعاریف و تفاسیر مختلف، گه‌گاه حکایت از تعارض‌ها و تقابل‌های شدید پارادایمی دارد که نهادینه‌های اجتماعی و به تبع آن مدل‌سازی‌های سیاسی را در جوامع گوناگون صورت می‌دهد. تجارب تاریخ بشری در مدل‌سازی‌های آنارشیستی، فاشیستی، پوپولیستی، دموکراتیک و... شاهدی بر این مدعاست.
اما مسلما در منطق علوی که معرف نگاه ناب دینی است، مردم دارای نقش و جایگاه مشخصی هستند که مبتنی بر این جایگاه نوع رفتار حاکمان با آنها در زمان‌های مختلف مشخص می‌گردد. حضرت امیر(ع) در نامه خود به مالک اشتر نخعی در باب اخلاق رهبری در برخورد با مردم می‌فرمایند: "فانهم صنفان: اما اخ لک فی‌الدین، او نظیر لک فی الخلق" مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش.
آنچه از این جمله و سایر نامه‌ها و خطبه‌های ایشان برمی‌آید این است که جایگاه مردم و نوع رفتار حاکمان در این منطق کاملا تعریف شده و نهادینه شده است. فقط نوعی الگوسازی مبتنی بر مقتضیات زمانه را طلب می‌کند که خود از ظرایف خاصی برخوردار است.
چندی پیش در دیدار مقام معظم رهبری با اعضای هیات دولت در شرحی که ایشان به یکی از نامه‌های حضرت امیر(ع) داشتند، مفهوم مردم‌گرایی علوی را مطرح نمودند. رهبر انقلاب با بیان اینکه در منطق علوی، نگاه و توجه به عامه مردم است بسیاری از مفاهیم الیتیستی و نخبه‌گرایان حاکم بر فضای سیاسی جهانی و همچنین داخلی کشور را با چالش جدی مواجه کردند و به صراحت بیان کردند که "این اگر پوپولیسم هم هست، پوپولیسم علوی است." البته روشن است که مردم‌گرایی علوی از جنس باورهای پوپولیستی جنبش انقلابی "نارودنیک" سال‌های 1860 روسیه نیست که سواد مردم تجسم همه فضایل اخلاقی شمرده می‌شدند و خواست اراده آنها عین حق بود. و یا عوام‌زدگی و ستایش بیمارگونه مردم در آمریکا که هم در جنبش چپ‌گرای "حزب سوسیالیست" "نور من تامس" و هم در رویکرد "راست‌گرایانه مک کارتیسم" مشاهده می‌شد. مردم‌گرایی علوی به تعبیر مقام معظم رهبری یعنی مراعات حال عامه مردم و آنهایی که در سختی و آسایش از معاونت حاکمان خودداری نمی‌کنند. آنهایی که اگر جنگ شود سختی و رنج جنگ بر دوش آنهاست و در حین امنیت با کوچک‌ترین اقدام حاکمان مثل ساختن یک مدرسه کوچک در یک روستا آنها را دعا می‌کنند و سپاسگزارند.
امروز تک گفتمان مردم‌گرایی علوی، دموکراسی به اصطلاح تکثرگرای لیبرال، اما به شدت الیتیستی است که برخلاف اسمش تنها چیزی که در آن جایی ندارد، مردم است. ترجمه این دموکراسی به حکومت مردم حتی به اذعان بسیاری از متفکران غربی امری مضحک به نظر می‌رسد که نه تنها دلالتی بر آن ندارد بلکه در اکثر اوقات نقیض این دلالت رفتار می‌کند. و این فقدان دلالت ناشی از همان تقابل‌ها و تعارض‌های شدید پارادایمی و حتی گاه شکلی و ساختاری در تعریف مردم است که پیشتر گفتیم.
این تفاوت در تعریف، نقش و جایگاه مردم است که این دو گفتمان را در مقابل هم قرار می‌دهد. به عنوان مثال در تشکیل اولیه نظام سیاسی مبتنی بر منطق علوی همیشه عوام مردم نقش اصلی را ایفا می‌کرده‌اند تجربه آن در حکومت پنج ساله حضرت امیر(ع) و نزدیک‌تر در انقلاب اسلامی سال 57 مشهود و ملموس است.
اما بر خلاف این رویه در پروژه‌گذار به دموکراسی این نخبگان هستند که بار اصلی را به دوش می‌کشند و به اذعان تئوریسین‌های دموکراسی هر جا عوام مردم وارد شده‌اند دموکراسی محقق نشده است و به تعبیر مغالطه‌آمیز آنها که هر چیزی یا دموکراسی است و یا دیکتاتوری حضور مردم که منجر به انقلاب می‌شود و مسیری از پایین به بالا را طی می‌کند چیزی جز دیکتاتوری به همراه نخواهد داشت. این نگاه مدعیان حکومت مردم به مردم است! از طرفی در دموکراسی‌های امروزی نخبگان به لحاظ اشرافی که بر روحیه عوام الناس و مکانیسم‌های اجتماعی دارند و بهتر می‌توانند احتجاجات صحیح و سقیم را درهم آمیخته و به صورت معجونی مقبول به حلق خلق بریزند همواره مدنظر بوده و هستند. در واقع در این نظام‌ها نخبگان به خاطر کارکردی که در پر کردن خلاء موجود بین مردم و حکومت دارند همواره از مزایای ویژه برخوردارند. در واقع نخبگان به واسطه تحمیق مردمان و دعوت آنها به سکوت و رضایت از وضع موجود در لیبرال دموکراسی جایگاه و شان اجلی دارند و ارگانیسم به هر نحو ممکن در پی جذب آنان است. اما در منطق علوی نخبگان و گروه‌های خاص به تعبیر مقام معظم رهبری "مثل بقیه مردم تشخصی ندارند و از نظر اسلام تعینی ندارند." این امر بدین معنا نیست که به این گروه‌ها ظلم شود. اما چون در منطق علوی عدالت یکی از شعارهای کلیدی است لذا جایی برای ویژه‌خواران اقتصادی و سیاسی وجود ندارد. آنچه اولویت دارد جلب رضایت عامه مردم است و این یک پدیده اعتباری نبوده بلکه کشفی است. زیرا عدالت،‌ خواه ناخواه این نخبگان اقتصادی - سیاسی و گروه‌های خاص را ناراضی خواهد کرد. از سویی در منطق علوی خلایی بین حاکم و مردم نباید وجود داشته باشد که نخبگان به واسطه پر کردن آن بخواهند از حاکم باج‌خواهی کنند.
این تفاوت‌ها حتی در سطوح واژه‌ها نیز ادامه می‌یابد. چه 2500 سال پیش و چه امروز مدلولاتی که در غرب برای سواد مردم استفاده می‌شود، با فرهنگ شیعی متفاوت بوده و هست. "دموس" که امروز به اشتباه ترجمه رایج آن "مردم" است از لغات لهجه یونانی رایج در "دورید" ایالت مرکزی یونان باستان است که هم به معنی مردم ساکن یک سرزمین بوده و هم به معنی خود آن سرزمین، و این دو مفهوم با یکدیگر رابطه‌ای ناگسستنی دارند. از طرفی تا حدودی معنای "دموس" و "آنتوس" به معنی مردم از یک نژاد با یکدیگر مطابقت دارد. در واقع دموکراسی یونانی به اعتبار وجود "پولیس" یعنی شهری که جماعتی پیوسته و سازمان یافته در آن زندگی می‌کنند وضع گردیده است و اگر در این دموکراسی زنان و بردگان از حقوق اولیه انسانی محروم هستند به واسطه این است که آنها اصلا جزء مفهوم مردم نیستند. در واقع مفهوم دموس حکایت از نوعی آپارتاید دارد. از سویی مفهوم تحقیرآمیز توده (Therabble) که امروز در غرب به عوام الناس نادان و ناآگاه اطلاق می‌شود در واقع حاکی از نگاه متفاوت و متعارض غربیان در تعریف مردم است. این تفاوت مفهومی در تقابل با جمله حضرت امیر(ع) در تقسیم مردم به دو دسته‌اند هم کیش و کسانی که در آفرینش یکسان هستند کاملا مشخص می‌شود. و در نهایت باید به این نکته نیز اشاره کرد که مردم‌گرایی علوی مفهوم گردش نخبگان را نیز با چالش جدی مواجه می‌کند. نظریه "ویلفر دو پارتو" ایتالیایی که در حوزه توزیع قدرت متمرکز تقسیم‌بندی می‌شود حکایت از نوعی الیگارشی نفوذناپذیر دارد که جایی را برای حکومت مردم باقی نمی‌گذارد اما در مردم‌گرایی علوی که قرار است در الگوی مردمسالاری دینی محقق شود این تصور که "جماعت، حزب و گروه خاصی انتخاب شوند و اینها بشوند محور تصمیم‌گیری و محور کار و طبعا محور خیرات، خیلی خوش خیالی است. این تصور که جماعت خاصی محور تصمیم‌گیری‌اند، کارها را آنها می‌کنند، انتصاب‌ها را آنها می‌کنند؛ اما وقتی نوبت تقسیم غنایم می‌شود، خودشان را زاهدانه کنار می‌کشند و می‌گویند نخیر، بروید بدهید به مردم، دیدیم و تجربه کردیم که این طور نیست، منطقا هم این گونه نیست."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات