1 ـ مدتهاست که ارتش آمریکا و دولت عراق، از فلوجه به عنوان مرکز مقاومت و محل حضور افرادی چون ابومصعب زرقاوی یاد میکنند. از چندی پیش، نیز خبر از حملهای وسیع به این شهر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شد و سرانجام، هفته گذشته، همزمان حمله زمینی و هوایی به این شهر آغاز شد. برخی مقامات آمریکایی و عراقی، حمله به فلوجه را عملیاتی سخت و طولانی مدت خواندند، امان اینگونه نشد و در روز اول، بخشی از شهر و در کمتر از یک هفته، تمام شهر به کنترل مهاجمان درآمد و ایستادگی قابل توجهی مشاهده نشد.
2 ـ بنابر آنچه اشغالگران و دولت عراق تبلیغ کردهاند، هم اکنون مرکز فرماندهی و قدرت نیروهای مقاومت ـ که شهر فلوجه است ـ در اختیار آنهاست، بنابراین، باید شاهد کاهش ناامنی در عراق باشیم؛ اما آیا این انتظار، به واقعیت پیوست یا خیر؟ این نکتهای است که تا چند رورز آینده روشن میشود.
3 ـ در مدت نوزده ماه پس از سقوط صدام حسین، اقدامات ارتش آمریکا و متحدانش، نه تنها امنیت را به همراه نیاورده، بلکه موجب تقویت نیروهای بعثی ـ سلفی و وهابی شده و شرایط زندگی برای مردم عراق و نیروهای اصیل سیاسی نیز بدتر شده است. حتی عملیات اخیر نیز نمیتواند، ضربهای جدی به این نیروها به شمار آید، زیرا تنها فلوجه نیست که از کنترل دولت خارج است، بلکه در شهرهایی چون رمادی، تکریت، سامرا، بعقوبه، محمودیه، لطیفیه، یوسفیه، موصل و... نیز دولت و اشغالگران تسلط چندانی ندارند.
4 ـ طبیعی است، چنانچه فرماندهان و رهبران بعثی ـ سلفی نیز در فلوجه مستقر بودند، محافل سیاسی ـ رسانهای از عملیات آگاه میشدند و پیش از حمله، بار و بنه خود را از آنجا برداشته، به جای دیگر میبردند، چرا که آنان مانند هر نیروی چریکی، وظیفهای در قبال دفاع از زمین ندارند و تنها به گسترش ناامنی برای اشغالگران و حاکمان میاندیشند، لذا از آغاز حمله قابل پیشبینی بود که شهر به سرعت سقوط کند، چرا که مدافع جدی نخواهد داشت.
5 ـ بررسی مثلث سنینشین موصل ـ بغداد ـ رمادی، نشان میدهد که آرایش دقیقی توسط نیروهای بعثی ـ سلفی یافته است، آما آنها همه توجهات را به فلوجه جلب کردهاند. در رمادی به نیروهای اشغالگر ضربه میزنند، اما تکریت آرام است. آیا تکریت، محل استقرار سران این جریانها نیست؟ پس چرا هیچ عملیاتی علیه اشغالگران در منطقه تکریت یا سامرا علیه نیروهای اشغالگر صورت نمیگیرد؟ حال آنکه مرکز قدرت حزب بعث، در این منطقه است و بیشتر سران حزبی ـ امنیتی و نظامی رژیم گذشته، از اهالی این شهرها هستند. علت آن است که نیروهای چریکی، معمولا وضعیت مراکز فرماندهی و لجستیکی خود را سفید نگه میدارند تا بتوانند به راحتی به نبرد ادامه دهند.
6 ـ اما سؤال اینجاست که آیا اشغالگران و دولت عراق به این نکات توجهی ندارند؟ در پاسخ گفت، بعید است که میزان فهم آنها از شرایط امنیتی این قدر ضعیف باشد، هر چند علاوی (نخست وزیر)، سابقه کار اجرایی و مدیریتی و حتی سیاسی به مهنای واقعی ندارد، او عنصری بوده که در چهارچوب برنامههای سازمانهای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا، توطئههایی علیه رژیم صدام تدارک میدیده که آن هم بیشتر جنبه سفارشی از لندن به بغداد داشته است؛ به هر حال، موارد بالا با مختصری دقت، قابل فهم است.
7 ـ به نظر میرسد، حمله به فلوجه برای آمریکاییها و دولت علاوی، بیشتر جنبه نمادین دارد تا یک حرکت واقعی برای ایجاد امنیت. آنها تبلیغ کردند که فلوجه مرکز سران مخالفان است و... بعد هم حمله و آنجا را تصرف کردند. پس ارتش آمریکا و دولت موقت علاوی قوی است؛ این آن چیزی است که علاوی و دولت آمریکا به آن نیاز دارند تا بتوانند افکار عمومی در عراق، منطقه و غرب را توجیه کنند.
8 ـ این حرکت صرفا برای فریب افکار عمومی است و تأثیر چندانی در آرام شدن اوضاع در عراق نخواهد داشت. متأسفانه برخی از رهبران سیاسی شیعه عراق نیز به این اقدامات دلخوش کرده، زمان را مرتب در اختیار علاوی و اشغالگران قرار میدهند، در حالی که هر روز شاهد قتلعام شیعیان در محمودیه، لطیفیه، بغداد، مندلی و... هستیم و برخی شیفتگان قدرت، توان دفاع از خود را دارند، امام تحتتأثیر القائات علاوی، برای دفاع از خود حرکت جدی انجام نمیدهند.
باید همه رهبران سیاسی و مذهبی در عراق، توجه داشته باشند که بدون استفاده از نیروهای مبارز و مجاهد که سالها با رژیم صدام جنگیدند، آرامش به جامعه عراق باز نخواهد گشت. اشغالگران و دولت منصوب آنها نشان دادهاند که نه تنها ایجاد امنیت ندارند، بلکه در سایه برنامههای غلط و ضعیف آنها، خرابکاری علیه مردم رو به افزایش است.
اما آیا اشغالگران اجازه خواهند داد، نیروهای مردمی برای استقرار امنیت وارد عمل شوند؟ این البته موضوعی است که آنان تاکنون به آن روی خوش نشان ندادهاند و البته برای آن اهداف خاص خود را هم دارند.