* قدرت در اوضاع بسیار نامساعدی به عراقیها واگذار شد، آیا وضعیت کنونی شما به شما اجازه خواهد داد که کشور را اداره کنید؟
** بدون شک انتقال قدرت و بازگشت استقلال به عراق به خودی خود رویداد بزرگ است و این یک روز تاریخی برای عراق است، وجود تروریست در جامعه عراق یک مسأله پیشبینی شده بود و من فکر میکنم که این مسأله ادامه پیدا خواهد کرد. پیداست که تروریستها میخواهند بر سر راه اهداف دمکراتیک مشکلسازی کنند اوضاع کنونی عراقیها را وادار میکند که هر کس در سمت خویش مسئولیت خویش را به نحو احسن انجام دهد و با نیروها همکاری لازم را داشته باشند به این معنا که هر فردی باید خودش را مسئول بداند در وقایعی که در کشور به انجام میرسد زیرا این نفع شخصی تمام افراد است، پس از آزادسازی عراق ترفندهای زیادی بوجود آمد تا این اتفاقات در عراق روی دهد. مسأله، مسأله زمان است همچنین بازگشت روال عادی بین مردم و سازمانهای امنیتی کار بسیار سنگینی است و حتی تشکیلات پلیس و سازمانهای امنیتی هم احتیاج به زمان دارد ولی به هر شکل باید این آرزوها تحقق یابد.
* ترفندها چه بودند؟
** ترفند بزرگ این بود که نیروهای آمریکای اسم خودشان را از نیروهای آزادکننده به اشغالگران تغییر دادند و بدون مشارکت عراقیها، امنیت عراق را بر عهده گرفتند.
* برخیها معتقدند که یک نوع عدم درک بین کردها و عربها وجود دارد، آیا شما با این نظریه موافق هستید؟
** من با این دیدگاه موافق هستم، ولی عدم درک عربها بسیار گستردهتر است، یکی از مهمترین مسائلی که ما همیشه به آن افتخار میکنیم آن است که رهبری بارزانی (زنده یاد) به ما آموخته است و آن این است که نباید جنگ کردستان بعنوان جنگ میان کرد بر علیه رژیم است. رژیمهای حاکم عراق یکی پس از دیگری با حمایت و پشتیبانی بسیاری از برداران عرب تلاش میکردند که مسأله کردستان را خنجری علیه اعراب معرفی کنند که قوم عرب را مورد تهدید قرار میدهد، ولی روابط ما بین کرد و عرب مخصوصاً روابط ما با نیروهای دمکراتیک خواه عرب بسیار خوب و حسنه است البته واقعیت دارد که در برخی زمینهها این روابط ضعیف است ولی این دوستی همچنان ادامه دارد. متاسفانه هم اکنون سوءتفاهمهایی وجود دارد ولی در هر حال باید روابط میان کرد و عرب ادامه پیدا کند. این شیوه باید به طریقه دیالوگ و با کنگره در اینجا و یا هر کشور دیگری دنبال شود این مسأله به شکل جدی از طرف کردها پیگیری میشود و لازم است که امت عربی این مسأله را درک کند.
آن تقسیم کردستان که رویداد دور از انتظار کردها بود و کردها هرگز راضی به تقسیم و تجزیه کردستان بودند همان طوری که بین امت عربی این تقسیم اتفاق افتاد مخصوصاً پس از جنگ اول جهانی، ما این واقعیت را خوب درک میکینم ولی نباید این واقعیت ادامه پیدا کند زیرا این ملت باید خودش را جمع کند و با هر متحد شود و یک کشور مستقلی داشته باشد.
در مورد اوضاع کردستان عراق از همان روز برپایی انقلاب سپتامبر، شعار مرکزی کردستان از همان ابتدا، دمکراسی برای عراق و خودمختاری برای کردستان بوده است بنابراین بدون در نظر گرفتن این شعار هرگز حقوق کردها بدست نخواهد آمد زیرا اگر در عراق دمکراسی وجود نداشته باشد هرگز ملت کرد به حق خویش نخواند رسید. چرا که تجربه توافقنامه یازدهم مارس واقعیت این مسأله را برای ما به اثبات رسانده است، آنچه که ضروری است که کشورهای عربی و امت عربی آن را درک کنند این است که عراق از دو ملت اصلی کرد و عرب تشکیل شده است. کردها قبل از عربها و یا هر قوم دیگری در این منطقه وجود داشتهاند و از اصلیترین و کهنترین ملت این منطقه است البته علاوه بر این کردها در فرهنگ و تمدن عربی و اسلامی سهم بسزایی دارند و همین دلیل باید مورد ستایش قرار گیرند نه اینکه به چشم دشمن به آنان نگریسته شود.
* برخیها معتقدند که کردها در این دو سال اخیر خودشان را مستقل از عراق احساس میکنند و مسأله فدرال هم برای کردها بیش از مسأله دمکراسی در اهمیت و اولویت است؟
** من با صراحت اعلام میکنم که اگر عراق یک حکومت دمکراتیک و فدرال نباشد ما راضی نخواهیم شد که در آن زندگی کنیم و با عربها همچنان متحد بمانیم.
* در مراکز روشنفکری و ملی صحبت از استقلال میشود، آیا شما فکر نمیکیند که این صحبتها برای شما مشکل درست خواهد کرد؟
** هم اکنون ما در مقابل مشکل قرار داریم، ما هم اکنون تحت فشار بسیار سنگینی قرار داریم و این فشار را ملت کرد بر ما وارد کرده است و انچه که ما در مورد آن به توافق رسیدهایم این است که یک عراق فدرال دمکراتیک را بسازیم و چنین دولتی را تشکیل دهیم که البته این کمترین چیزی است که برای ملت قابل قبول است و این در حالی است که عربها این را هم برای کردها زیاد میدانند و کردها هم به همین دلیل خواسته دیگری را مطرح میکنند. بعد از تمام این حوادثی که در کردستان به وقوع پیوست چرا که ما باز هم با این حال به مرکز عراق میرویم و از عراق جدا نمیشویم؟ بدون شک این عقیده و نظریه رهبران سیاسی کردستان است و البته ملت همگی با این مسأله موافق نیستند به هیمن دلیل ما تحت فشار هستیم و نمیتوانیم بیش از این افکار و خواستههای مردم را در نظر نگیریم، ولی اگر حکومت عراق به قانون تصویب شده پایبند نباشد دیگر به هیچ عنوان از اتحاد و یکپارچگی عراق حمایت نخواهد شد و ما دیگر هرگز از عراق و اتحاد آن دفاع نمیکنیم.
* ورابط میان شیعیان و کردها را چگونه ارزیابی میکنید البته با توجه به نامه سیستانی برای سازمان ملل متحد (UN)؟
** تاکنون روابط بین کردها و شیعیان بسیار خوب و قوی بوده است ما در این کشور یک تاریخ مشترک داریم ما هر دو از تمام رژیمهای سابق حاکم بر عراق از کلیه اقوام دیگر عراق صدمه بیشتری دیدهایم ولی آنچه که در اواخر رویداد چه در مورد فتوای آقای سیستانی یا برخی دیگر از احزاب و جناحهای شیعه یک نوع بیامیدی در میان ملت کرد پدید آورد، در وضعیتی که ما باید یک اراده مشترکی را در پیش میگرفتیم ولی ما یک اراده مخالف را مشاهده کردیم البته ما بر این مسأله واقف هستیم که سخنان سیستانی یا سایر اشخاص یا احزاب، عقیده و نظریه تمام شیعیان نیز بلکه این عقاید قشر خاصی در میان شیعیان است ما امید داریم که این افراد کمی فکر کنند زیرا این مسأله میتواند بر سر روابط ما با شیعیان تاثیر بسیار منفی و بدی را به وجود آورد.
* شما این شایعاتی که در بین کردها وجود دارد که برخی از آنان میگویند چند کشور همسایه در پشت این قضیه وجود دارند چگونه ارزیابی میکنید؟
** البته ما هم این حرفها را شنیدهایم، ولی یک نوع درک از مسأله کردستان به شکل مستقیم در میان افراد وجود دارد مانند این که کردها معتقدند که باید به اسم کردها برخی از این دستاروها به وجود آید البته این خطرناک است و ما هیچ چیزی را به عنوان (مخصوص برای کردها) به دست نخواهیم آورد به عنوان مثال اگر تنسیق و توافق بین کرد و عرب وجود نداشته باشد ما نخواهیم توانست که با هم موافق باشیم و کنار بیاییم هم اکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته تا این اهداف به ثمر برسد.
* آیا شما ملزم به رعایت سیاست خارجی عراق هستید زمانیکه فدرالیزم در عراق به وجود آید و آیا شما روابط ویژهای را با خارج دارید؟
** فدرالیزم تنها برای کردستان نیست بلکه برای تمام مناطق عراق است، ولی هم اکنون در کردستان زمینه فدرال فراهم است و البته در مرکز و جنوب هنوز این زمینه فراهم نشده است آنان احتیاج به زمان دارندتا به پای کردستان برسند زیرا ما در 12 سال گذشته به شکل عملی در خاک کردستان برای ایجاد این سیستم کار کردهایم، البته توافق بسیار صریح و روشنی وجود دارد که مسأله استقلال قانوناً در صلاحیت دولت مرکزی میباشد و روابط خارجی ما هم از طریق تفاهم و تنسیق به وجود خواهد آمد.
* برخیها صحبت از وجود روابط بین کرد و اسراییل میکنند نظر شما چیست؟
** ما این اخبار را از طریق روزنامهها دریافت کردیم که گویا تعلیم نظامی در اینجا توسط اسراییلیها صورت میگیرد ولی آیا تو خودت در اینجا هیچ آموزشگاهی را مشاهده کردهای؟
این اخبار کاملاً کذب است ولی آنچه که جای تعجب است این است که این اخبار توسط روزنامهنگاران و عرب ساخته شده است و آنان این اخبار کذب را ترویج میکنند، و این در حالی است که پرچم اسراییل در آنکارا و برخی از کشورهای عربی رواج دهند. این روابط به اهتزاز در آمده و به آشکارا با اسراییل در تمام زمینهها ارتباط برقرار کردهاند حداقل شما در اینجا هیچ اثری از پرچم اسراییل نمیبینید، اگر بخواهیم با اسراییل رابطه داشته باشیم به شکل آشکار و صراحت این کار را خواهیم کرد و هیچ احتیاجی به مخفی کاری نخواهد بود و البته این در حالی است که اعراب و آشکارا با اسرییل رابطه برقرار میکنند و این مسأله خارج از منافع ما است و ما هیچ ارتباطی نه به آشکارا و نه به شکل مخفی با اسراییل نداریم.
* شماها چرا از ریاست غازیالیاور حمایت کردید و از دکتر عدنان پاچهچی حمایت نکردید؟
** این مسأله به شکل نادرستی به اطلاع رسیده است ما هیچ نظر سوئی نسبت به پاچهچی نداریم، به غیر از احترام و تقدیر هیچ نظر دیگری نسبت به او نداریم، من در بغداد نبودم، زمانیکه از من خواسته شد که جهت تعیین مسئولین کشوری به بغداد بروم من به بغداد رفتم زمانی به آنجا رسیدم که گفتگوهای لازم در این باره صورت گرفته بود و در آنجا من متوجه شدم که غازیالیاور انتخاب شده است البته ما ادعا میکردیم که یکی از دو پست ریاست جمهوری یا نخستوزیری برای کردها باشد ولی با توجه به اینکه برای یک مدت موقتی است از تمام جنبهها ما از خودگذشتگی کردیم تا این مرحله حساس هم سپری شود به شرطی که این گونه انتخاب به عرف و عادت در آینده تبدیل نشود، بدون تردید من از غازیالیاور برای پست ریاست حمایت کردم تا این سمت را بر عهده بگیرد البته در آخرین لحظات به ما اطلاع داده شد که این سمت را برای پاچهچی در نظر گرفتهاند این مسأله هم طوری مطرح شد که گویا این سمت باید در اختیار پاچهچی قرار گیرد و گویا این یک مسأله تحمیلی است به همین دلیل من با پاچهچی صحبت کردم و به او گفتم: این چنین ادعاهایی شایسته تو نیست که با زور و اجبار این مقام را به تو بدهند زیرا شورا غازی را انتخاب کرده است من به او گفتم که نظر من این است که تو این سمت را نپذیری و از آن کنارهگیری کنی، این بود که او نیز حرف مرا گوش کرد و عملاً کنارهگیری کرد. روابط دیرینی که ما را با غازی گره میزند یک نوع روابط از دوران پدر بزرگ ماست او از عشیره بسیار قدیمی عراق است که در پروسه تعریب بر علیه کردها مشارکت نکردهاند و حتی با آن مخالفت کردند و حتی شمار بسیار زیادی از افراد عشیره «شمر» هم در این پروسه شرکت نکردند. در خلال سالهای سیام که عمو و پدرم را به موصل انتقال داده بودند، شیخ عجیلالیاور با کمال احترام و تقدیر از آنان پذیرایی کرد و مساعدتهای زیادی را به آنان کرد و همچنین قبیله شمر حمایتهای زیادی را از ما به عمل آوردهاند به هیمن دلیل من با تمام نیرو از غازیالیاور حمایت کردم تا این پست را در اختیار بگیرد.