صدرا اطهری
این روزها برخی وقایع در حاشیه انتقال قدرت به دولت احمدینژاد اتفاق میافتد که آدمی سخت متحیر میشود. یکی از این رخدادها که حیف است در تاریخ ثبت نشود، درباره «مقاومت و استنکاف» در مقابل اجرای حکم انتصاب رئیس جدید «مرکز بررسیهای استراتژیک» وابسته به نهاد ریاست جمهوری است. جالب اینکه رئیس پیشین این مرکز برخلاف این بداخلاقی از کسانی است که طی سالهای اخیر همسو با فضای مسلط سیاسی، از مبلغان واژه «گفتمان» بوده و سخنرانیها و مقالات متعددی در اینباره داشته تا جایی که گهگاه در محافل به «آقای گفتمان» مشهور شده است!
براستی چه شده که این «آقای گفتمان» اینروزها و پس از سه ماه از شروع به کار دولت، در قبال حکم رئیسجمهور میایستد و به جای همکاری با رئیس جدید، به خودمحوری روی میآورد تا آنجا که او را تا سر حد رویارویی با شخصیتی پیش میبرد که رأی اکثریت ملت ایران، پشتوانه اوست.
یادم میآید همین «آقای گفتمان» در دیماه سال 80 در همایش «فلسطین؛ نگاه ایرانی» در سخنرانی افتتاحیه به عنوان رئیس مرکز بررسیها استراتژیک و مشاور رئیسجمهور، حرفهایی زد که خانم «زهرا مصطفوی»، فرزند گرانقدر امام(ره) و رئیس جمعیت دفاع از ملت فلسطین و جمعی از میهمانان دیگر، در اعتراض به آن مواضع جلسه را ترک کردند. این آقا بعداً مجبور شد به خبرگزاری «قدسنا» بگوید که فقط نظرات شخصیاش در قبال فلسطین را طرح کرده و این حرفها ربطی با سمتش به عنوان «مشاور سیاسی» رئیسجمهور نداشته است.
طی این سالها «آقای گفتمان»، مرکز بررسیهای استراتژیک را به جای آنکه به کانونی برای انجام پروژههای مطالعات راهبردی و آیندهپژوهی در عرصهها و حوزههای مختلف تبدیل کند، به «محفلی خصوصی» با کارویژههای خصوصیتر مبدل ساخته و یک ارزیابی معمولی نشان میدهد که «مرکز» از مأموریت اصلیاش دورمانده و به شدت از «فقر محتوا» رنج میبرد؛ در اولین گام، تورق مجله متعلق به «مرکز» همین احساس را به مخاطب منتقل میکند.
پس با این حساب، آن «نگرانی» از تبعات حضور یکی از «حلقههای فکری نواصولگرایان» به عنوان همگراکننده حلقههای دیگر و تجمیع آن در یک زنجیره تفکری ذووجهین در مرکز بررسیهای استراتژیک و در قامت پشتوانه نرمافزاری رئیسجمهور و دولت عدالتخواه چه میتواند باشد؟
در پاسخ به این پرسش اساسی میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1ـ برخی ارزیابیها نشان میدهد که آقایان طی این سالها در «مرکز» با مصونیتی که داشته و براساس «اسناد در اختیار» طراحیهایی کردهاند که با معیارها و استاندارهای سیاسی - امنیتی کنونی کشور همسویی ندارد؛ بخصوص وقتی سیاهه همکاران «آقای گفتمان» منتشر شود، از بخشی از حلقههای مفقود ماجراهای سالهای بحرانی دوران دوم خرداد رمزگشایی میشود. پس با این حساب میشود پشتسر یک «نهاد ویژه» سنگر گرفت تا «فرصتی» ایجاد کرد و از «مخمصه» رهید! بخصوص وقتی این آقا مدرس «مدیریت بحران»، باشد...
2- اصولاً طراحان راهبردهای جبهه سکولار از پشتیبانی نرمافزاری دولت عدالت از سوی نخبگان، دانشگاهیان و متخصصان علوم انسانی بخصوص در حوزه استراتژیک و آیندهپژوهی هراس دارند و انی گام بلند را مغایر و مانع «سناریوی شکست زودهنگام دولت» تفسیر میکنند؛ از اینرو هرگونه تکاپوی ذهنی نخبگان در جهت یاری به مأموریتهای دولت اصولگرا را با نگرانی دنبال مینمایند و درصدد مقابله با آن برمیآیند.
3- القای «تمروانی» نداشتن شایستگی برای احراز مدیریت مراکز حساس به وسیله عناصر اصولگرا به میدان افکار عمومی، سومین هدف احتمالی پشت صحنه ماجرای اخیر است؛ بخصوص اینکه از طریق رسانههای داخلی و خارجی این خط هدایت شود که «طرف کم آورده و میخواهد استعفا دهد»! بالاخره به نظر میرسد «آقای گفتمان» به جای برخورداری از دانش مقابله با بحران، از کمی دانش که بحرانآفرین است رنج میبرد.