«امروز آقای موسوی در مقابل من نیست. سه دولت گذشته در مقابل من است. این سه در گذشته هم از یکدیگر حمایت کردند. در واقع اینها باهم بودند. زمانی که دولت تشکیل شد اینها هدفشان ضربه زدن به دولت بود.»
«دختر هاشمی در جلسهای که همسر شاه به همراه خاتمی در آن حضور داشت اعلام کرد که دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است که با روی کار آمدن این دولت با مشکل مواجه شده است. گویا اشرافیتی که پایهگذاری کرده قرار است موسوی ادامه دهد. حالا شما نیز به حمایت از هاشمی افتخار میکنید. به نظر میرسد صحنهگردان اصلی این ماجرا هاشمی است.»
«پسران آقای هاشمی چه میکنند؟ پرونده استاتاویل که پشت پردهاش پسر آقای هاشمی است، یک نفر در این قضیه دادگاهی شد، حامی او شدند و فراریاش دادند به خارج از کشور.»
این جملات، حرفهایی است که محمود احمدینژاد در برابر دیدگان میلیونها بیننده تلویزیونی در شب مناظره با میرحسین موسوی مطرح کرد.
حرفهایی که البته تعجب و حیرت بسیاری را برانگیخت و شوک بزرگی به رقیب وارد کرد. رقیب اصلی محمود احمدینژاد در انتخابات شاید هرگز فکر نمیکرد که در آن شب مهم با چنین حرفهایی روبهرو شود. و شاید خود را برای پاسخگویی به بسیاری از سوالات و مسائلی که احمدینژاد مطرح خواهد کرد آماده کرده بود، لکن به باور بسیاری او هرگز باور نداشت که رئیسجمهور دولت نهم و رقیب اصلی او در انتخابات از چنین استراتژی انتخاباتی استفاده کند. به بیان دیگر، احمدینژاد در این مناظره که شاید پربینندهترین برنامه تلویزیونی در تاریخ سیما بود از یک استراتژی انتخاباتی رونمایی کرد که البته آن را در دوره قبل هم آزموده بود. او نیک میدانست که در حافظه تاریخی مردم درخصوص خانواده هاشمی و گستره نفوذ قدرت او در کشور ابهاماتی وجود دارد، ابهاماتی که البته هرگز اثبات نشده است. او پاشنه آشیلی را هدفگیری کرده بود که توانست بسیاری از اهداف انتخاباتیاش را برآورده کند. احمدینژاد بحث را به اینجا کشاند که همه میز بازی انتخابات دهم توسط هاشمیرفسنجانی چیده شده و اوست که پشت صحنه سه کاندیدای دیگر قرار دارد و همه اینها. البته به باور او برای از میدان به در کردن رئیسجمهور دولت نهم است. در این میان البته خانواده هاشمی نیز بینصیب نماند و اتهاماتی متوجه آنان نیز شد. مناظره که به پایان رسید همه منتظر فردای آن روز بودند، فردایی که به باور بسیاری از ایرانیانی که سالهای پس از انقلاب را تجربه کرده بودند چشمانداز روزهای پر سروصدایی بود. هاشمی چه خواهد کرد؟ این سوال بزرگ همه کسانی بود که آن شب با چشمان خیره به صفحه تلویزیونشان نگاه میکردند. تو گویی دیگر موسوی فراموش شده بود و حالا بازی، بازی احمدینژاد و هاشمی است. به بیان دیگر، حالا بار دیگر دوئل انتخابات نهم قرار بود تکرار شود. در این میان دو سوال وجود داشت: «آیا مردم باز هم قرار است همان انتخابی را بکنند که چهار سال پیش کردند یا اینکه این بار خسته از چهار سال گذشته رجعتی دیگر به هاشمی خواهند داشت؟»
فلاشبک
از میان افراد حاضر در صحنه انتخابات نهم شاید در آن زمان هیچکس فکر نمیکرد شهردار وقت تهران بخت اول این رقابت باشد. نامزدها هریک خود را در رقابت با رقیب اصلی یعنی هاشمیرفسنجانی پیروز میدان میدانستند، اما به یکباره با تغییر فضای انتخاباتی آنچه از صندوقها بیرون آمد، نام هاشمی و احمدینژاد بود. احمدینژاد با استفاده از یک استراتژی انتخاباتی، دوگانه فقیر و غنی را پررنگ کرد؛ دوگانهای که در همه افسانهها، فیلمها و داستانهای تاریخی با شکست طرف قدرتمند همراه است. و این گونه بود که هاشمی عرصه را به احمدینژاد واگذار کرد. هاشمی اما دل پری از احمدینژاد داشت و آن به سبب حرفهایی بود که در آن دوران مطرح شد. در تمام سالهای دولت نهم، این دو نفر در برابر یکدیگر قرار داشتند و اختلافاتشان قابل پنهان کردن نبود و این آغازی بود برای ماجرایی پرطمطراق.
فردای مناظره
هاشمیرفسنجانی در نامهای به عزتالله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما خواستار فرصت برای پاسخگویی به احمدینژاد شد. که البته عملی نشد. هاشمیرفسنجانی همچنین در حاشیه مراسم سالگرد رحلت امامخمینی(ره) با احمدینژاد گفتوگو کرد. او در این گفتوگوی کوتاه خواستار تکذیب سخنان احمدینژاد در خصوص وی و خانوادهاش شد. که این اتفاق هم عملی نشد. هاشمی اما طاقت نیاورد و در نامهای سرگشاده به مقام معظم رهبری، سخنان احمدینژاد در مناظره با میرحسین موسوی را «عاری از حقیقت» و «غیرمسئولانه» خواند و خواستار جلوگیری از ادامه وضعیت کنونی کشور شد. در همین نامه بود که او نسبت به «فوران آتشفشان سینههای سوزان» هشدار داد. این نامه واکنشهای زیادی را در پی داشت. اما انتخابات بالاخره برگزار و احمدینژاد به عنوان نامزد پیروز معرفی شد. از فردای انتخابات همینطور که هاشمی پیشبینی کرده بود آشوب آغاز شد. اما این آشوبها هم موجب نشد که جدال هاشمی / احمدینژاد پایان یابد، چنانکه بسیاری از طرفداران احمدینژاد، هاشمی را یکی از عوامل ناآرامیها میدانستند.
ماجرای فائزه هاشمی
فائزه هاشمیرفسنجانی از کسانی است که در استراتژی انتخاباتی احمدینژاد نقش پررنگی داشت. او از همان روز اول تبلیغات در صدر توجهات بود.
فائزه از زمانی که در انتخابات مجلس پنجم به عنوان نماینده دوم تهران به پارلمان راه یافت، به یک چهره جنجالی در صحنه سیاسی ایران تبدیل شد. حضور پر سروصدای او اما چهار سال بیشتر دوام نداشت و او که روزنامه زن را نیز در اختیار داشت، با شکست در انتخابات مجلس ششم از سیاست کنارهگیری کرد.
تا سال 88 چندان نامی از وی در میان نبود جز چند حضور جسته و گریخته در برخی مراسم و مصاحبه با مجله شهروند فائزه هاشمیرفسنجانی اما با آغاز رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم به عرصه سیاسی کشور بازگشت. او ابتدا با حضور در مراسم سالگرد دوم خرداد، اظهاراتی تند علیه دولت نهم مطرح کرد.
او تا زمان برگزاری انتخابات فعالیتهای بسیاری در حمایت از میرحسین موسوی انجام داد. اما پس از انتخابات و در جریان اغتشاشات خیابانی، در جمع آشوبگران حاضر میشد و به صحبتهایی علیه احمدینژاد میپرداخت. او روز 27 خرداد 88 در مقابل سازمان صدا و سیما مدعی شد که در انتخابات سال 84 هم تقلب شده بود و این به بیعرضگی خاتمی بازمیگشت.
یک روز پس از آن، دانشجویان در مقابل دادستانی تهران تجمع کردند و خواستار محاکمه فائزه هاشمیرفسنجانی شدند. در همان زمان اعلام شد که مهدی و فائزه ممنوعالخروج شدهاند.
او اما بار دیگر در اغتشاشات سیام خرداد که یک روز پس از خبههای رهبر معظم انقلاب اسلامی رخ داد، حضور یافت و این بار دستگیر شد. مسئولان اعلام کردند که بازداشت فائزه و همراهانش برای حفظ جان آنها صورت گرفته است. فائزه و همراهانش دو روز بعد آزاد شدند.
در جریان تجمع دانشجویان در دانشگاهها در آستانه روز دانشجو، فائزه هاشمی در دانشگاه تهران حضور یافت و مورد اعتراض دانشجویان قرار گرفت.
در آخرین روزهای سال گذشته، وزیر دادگستری از تشکیل پرونده برای فائزه هاشمی خبر داد و فرزند او نیز در دومین روز از سال 89 هنگام بازگشت از لندن در فرودگاه بازداشت شد. آخرین خبری که از فائزه هاشمیرفسنجانی منتشر شد، خبر دیدار او با محمدرضا باهنر نماینده تهران بود؛ اتفاقی که گفته میشود باعث شد باهنر کرسی نایب رئیسی مجلس را از دست بدهد.
فرزند دیگر هاشمی
پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و آشوبهای خیابانی، یک نام بسیار جلب توجه میکرد که در زمان انتخابات چندان توجهی به آن نمیشد؛ مهدی هاشمیرفسنجانی. او که چهارمین فرزند اکبر هاشمیرفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد بود، در سال 1348 متولد شده و دکترای مهندی انرژی خود را از دانشگاه آزاد دریافت کرده است.
در انتخابات ریاست جمهوری 88 اما به اردوگاه میرحسین موسوی پیوست و با راهاندازی سایتهای خبری متعدد و پشتیبانی از تیمهای تبلیغاتی مجرب، برای پیروزی آخرین نخستوزیر ایران تلاش بسیاری کرد. پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات تشکیل شد و در این دادگاهها چندین بار نام مهدی هاشمی به عنوان طراح پشت پرده برخی از حوادث مطرح شد.
محمدعلی ابطحی شاید اولین کسی بود که مهدی هاشمیرفسنجانی را در کنار سیدمحمد خاتمی و مصطفی تاجزاده به طراحی و سازماندهی آشوبهای خیابانی متهم کرد. در چهارمین دادگاه حوادث پس از انتخابات نیز مهدی هاشمی بار دیگر از سوی برخی متهمان به سازماندهی آشوبهای خیابانی متهم شد.
مهدی هاشمی اما در پاسخ به اعترافات پخش شده از صدا و سیما، ادعا کرد که دادگاهها فرمایشی بوده و خواستار تخصیص وقت برای پاسخگویی به این اتهامات شد. اما او در ابتدای شهریور 88 به عنوان نماینده هیات امنای دانشگاه آزاد برای بازدید از شعبات این دانشگاه از کشور خارج شد. در این مدت به لبنان، انگلستان و تاجیکستان سفر کرد و البته اقامتش در لندن بسیار طولانی بود. این سفرها با اعتراض دولت و حامیانش روبهرو شد اما هاشمیرفسنجانی با دفاع از فرزندش، گفت که مهدی با حمایت او از کشور خارج شده است. مهدی هاشمیرفسنجانی خود نیز اعلام کرد مانند یک شهروند عادی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته است.
از ابتدای سال جاری اما پرونده مهدی هاشمیرفسنجانی وارد فاز جدیدی شد، آنجا که دادستان تهران در آخرین روزهای اولین ماه بهار، حکم بازداشت او را صادر کرد و خواستار بازگشت مهدی هاشمی به کشور شد. چندی بعد مهدی هاشمی مخالفان خود را تهدید به افشاگری کرد و به آنان هشدار داد از روزی که صبر او به سر میآید بترسند. او خود را مدعی دانست و برای پاسخگویی در برابر دادگاه اعلام آمادگی کرد. اما این پایان ماجرا نبود. در ابتدای خرداد ماه سال جاری دادسرای تهران با انتشار بیانیهای از کشف برخی اسناد محرمانه دولتی در ساختمان دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد خبر داد. این اسناد، درباره برخی قراردادهای نفت و گاز، اسناد مالی غیرمرتبط با دانشگاه آزاد، اسناد محرمانه دولتی و نیز گزارشهای مرتبط با یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری بود که کشف و ضبط شد.
دانشگاه آزاد؛ جدال مستقیم با هاشمی
تنش بر سر دانشگاه آزاد از دولت نهم آغاز شد. هنگامی که محمود احمدینژاد در سال 85 در یک سفر استانی با انتقاد از شهریههای بالای این دانشگاه، سران آن را تهدید کرد که در صورت بهبود نیافتن وضعیت فعلی، دست به یک اقدام انقلابی در این زمینه خواهد زد؛ «شنیدهام امسال دانشگاه آزاد شهریههای خود را افزایش داده و سال گذشته نیز با تلاشهایی که انجام دادیم شهریهها کاهش یافت و اگر امسال شهریهها را کاهش ندهند، با تصمیم انقلابی ما، همه ملت خوشحال خواهند شد. من به رئیس دانشگاه آزاد درباره کاهش شهریه مطالب لازم را گفتهام.»
البته اقدام انقلابی احمدینژاد در آن زمان به دلایل نامعلومی متوقف شد. او در بیان دلیل توقف آن به پرونده هستهای اشاره کرد و علت کوتاه آمدن خود در این زمینه را شرایط حساس کشور عنوان کرد.
پس از یک سال اما پرونده دانشگاه آزاد وارد فاز جدیدی شد و این بار مجلس طرح تحقیق و تفحص از مراکز آموزش عالی را تصویب کرد. تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد زمانی مطرح شد که کمیسیون اصل 90 مجلس طی گزارشی درباره مفاسد اقتصادی به یک دانشگاه غیردولتی اشاره کرد که فعالیت اقتصادی انجام میدهد.
در همین بین برخی نمایندگان مجلس از وجود مدارکی درباره فساد اقتصادی در دانشگاه آزاد خبر داده بودند. در آن زمان علیرضا زاکانی، رئیس هیات تحقیق و تفحص از آموزش عالی گفت: «مدارکی از دانشگاه ازاد به دست آمده که سر و صدا به راه خواهد انداخت.» اما دانشگاه آزاد مدعی بود که این گزارش بدون طی مراحل قانونی ارائه شده است. گزارش مجلس از فعالیتهای دانشگاه آزاد در حجم عظیمی منتشر شد که در آن به رفتارهای آموزشی خلاف قانون این دانشگاه پرداخته شده بود. عبدالله جاسبی اما محتوای این گزارش را رد میکرد.
مناقشه دولت و مجلس با دانشگاه آزاد با آغاز رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم به کما رفت. هنگام تبلیغات انتخاباتی، حامیان محمود احمدینژاد دانشگاه آزاد را متهم به حمایت بیشائبه از میرحسین موسوی کردند. آنها مدعی بودند که این دانشگاه از اموال عمومی و بیتالمال در جهت منافع کاندیدای مورد حمایت خود استفاده میکند. پس از انتخابات و تکیه مجدد محمود احمدینژاد بر کرسی ریاست جمهوری و حوادث پس از آن، پرونده دانشگاه آزاد از کما خارج شد و دوباره در دستور کار دولت قرار گرفت.
اکنون پس از گذشت چهار سال جدال بر سر بزرگترین مراکز آموزش عالی غیردولتی ایران با تلاش سران دانشگاه آزاد برای وقف این نهاد و اقدام دولت در تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد و انتخاب اعضای جدید هیات امنای این دانشگاه، مناقشه این دو نهاد وارد فاز جدیدی شده است؛ اقدامی که اگر به وقف دانشگاه آزاد نینجامد به سود دولت رقم خواهد خورد. و حالا که در سالگرد این مناظره قرار داریم دوئل همچنان ادامه دارد.