حشمتالله رضوی
خانه آزادی به عنوان نهادی که به مدت شصت سال تحولات دموکراسی را در کشورهای جهان بررسی میکند، در گزارش هفته گذشته خود درباره موقعیت دموکراسی در جهان در سال 2005 اعلام داشت کشورهای برخوردار از دموکراسی از 119 به 122 کشور افزایش یافتهاند. (1)
خانه آزادی در بررسی خود میگوید: «بیشترین پیشرفتها در جهت نیل به دموکراسی و آزادی در خاورمیانه به دست آمد، جایی که در آن لبنان از یک کشور فاقد آزادی به یک کشور نسبتا آزاد ارتقا یافت.»
براساس گزارش خانه آزادی، برگزاری انتخابات در عراق، مصر و فلسطین، برخورداری زنان از حق رای در کویت و بهبود فضای رسانهای در عربستان از دیگر نشانههای دلگرمکننده پیشرفت دموکراسی در منطقه خاورمیانه است.
در این گزارش وضعیت افغانستان از یک کشور فاقد آزادی به یک کشور نسبتاً آزاد تغییر یافته است.
گزارش خانه آزادی دارای ویژگیهای دیگری نیز هست از جمله اینکه شمار کشورهایی که در زمره کشورهای فاقد آزادی طبقهبندی میشوند از 49 کشور در سال 2004 به 45 کشور در سال 2005 کاهش یافته، و این بدان معناست که شمار این گروه طی یک دهه به کمترین میزان تنزل یافته است.
این تحولات به میزان زیادی دیدگاه لیبرال دموکراسی را که معتقد است در دوران پس از جنگ سرد دموکراسی گسترش خواهد یافت تایید میکند. لیبرال دموکراسی همچنین میگوید با افزایش شمار دموکراسیها، منطقه صلح و کامیابی اقتصادی نیز در گستره جهانی گسترش مییابد.
لیبرال دموکراسی در ترسیم دورنمای آرمانی خود دارای مفروضاتی است. دو تا از مفروضات این نظریه عبارتند از: 1ـ در همه جای جهان احزابی که در انتخابات شرکت میکنند سکولار هستند و 2ـ اینکه پس از فروپاشی شوروی گرایشات چپ برای همیشه به تاریخ سپرده شدهاند.
اما به نظر میرسد مفروضات لیبرال دموکراسی جای بحث دارد و از این رو دورنمای آرمانی که تصویر میکند، ممکن است تا اندازهای مناقشهبرانگیز باشد.
برای مثال خاورمیانه را در نظر بگیرید. در خاورمیانه، عراق تازهترین کشوری است که در آن انتخابات برگزار شد. درست است که انتخابات عراق کم و بیش آزادترین انتخابات جهان عرب بود اما نتیجه انتخابات لزوماً به پیروزی احزاب غیر دینی نینجامیده است.
به این ترتیب اگرچه موج دموکراسی به عراق رسیده است اما احتمالا ارمغان آن لیبرال دموکراسی نخواهد بود.
مصر دیگر کشوری بود که انتخابات پارلمانی آن ماه گذشته برگزار شد. انتخابات پارلمانی مصر را نمیتوان آزاد ارزیابی کرد زیرا اسلامگرایان این کشور از فعالیت حزبی محروم بودند و اعضای اخوان المسلمین تنها به عنوان نامزدهای مستقل در انتخابات شرکت کردند. اگرچه تعداد کرسیهای اسلامگرایان در مقایسه با دوره قبل به میزان پنج برابر افزایش یافته است اما رژیم حاکم در سومین و آخرین مرحله از انتخابات به میزان زیادی در روند رایگیری مداخله کرد تا دستیابی حزب حاکم به دو سوم آرای پارلمان تضمین شود. به این ترتیب میتوان حدس زد که انتخابات عادلانه در مصر نیز لزوما به لیبرال دموکراسی نخواهد انجامید.
اما در مورد فلسطین چطور؟ اگر چنانچه انتخابات فلسطین طبق موعد مقرر در روز 25 ژانویه برگزار شود تصور میرود گروههای اسلامگرای حماس و جهاد اسلامی، آرای قابل ملاحظهای را از آن خود کنند و به این ترتیب انتخابات فلسطین گسترش نقش و نفوذ اسلامگرایی را در پی داشته باشد. به این ترتیب به نظر میرسد دموکراسی در خاورمیانه در حال گسترش است اما لزوما به استقرار نظامهای لیبرال دموکراسی نمیانجامد.
در مورد آمریکای لاتین نیز انتخابات لزوما به لیبرال دموکراسی منجر نشده است. اگرچه فرض لیبرال دموکراسی مبنی بر غیر دینی بودن احزاب در آمریکای لاتین صدق میکند اما دیگر فرض آن مبنی بر به تاریخ پیوستن گرایشات چپ با مناقشه روبروست.
اکنون شمار قابل توجهی از کشورهای آمریکای لاتین معتقدند منطقه آزاد تجاری کشورهای آمریکایی، آنان را به بازار مصرف کالاهای آمریکایی بدل کرده، اقتصاد آنان را درهم شکسته و به فقر در این کشورها دامن زده است. گویا راهحلهای نهاد متولی نظام مالی لیبرالی جهان، صندوق بینالمللی پول، نیز در این کشورها جز به بحران نمیانجامد. در واکنش به این تحولات اقتصادی، در آمریکای لاتین شاهد به قدرت رسیدن احزابی هستیم که عمدتا با لیبرالیسم اقتصادی و سیاستهای آمریکا مخالفند و بر نقش دولت در تنظیم امور اقتصادی تاکید میکنند. آرژانتین و برزیل دو نمونه بارز این رژیمها هستند. در ونزوئلا و به تازگی در بولیوی نیز احزاب و شخصیتهایی به پیروزی رسیدهاند که برخلاف نظریههای لیبرالی از افزایش نقش دولت در تنظیم امور اقتصادی حمایت کردهاند.
به این ترتیب در تایید گزارش خانه آزادی میتوان گفت دموکراسی در جهان در حال گسترش است اما به جای اینکه لزوما به لیبرال دموکراسی بیانجامد تنوع نظامهای حکومتی را در پی داشته است.