مهمترین پیام جمهوری اسلامی ایران به آژانس و اروپا در فاصله زمانی اجلاس سپتامبر تا اجلاس نوامبر آن بود که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بازی «باخت ـ باخت» است و به نظر میرسد این پیام بخوبی دریافت شده باشد؛ ولی معلوم نیست که اروپا و غرب این پیام را به عنوان یک راهبرد قبول کرده باشند؛ لذا ضرورتی است تا حصول به یک نتیجه غیر قابل بازگشت، جمهوری اسلامی ایران با حوصله و صبر، دیپلماسی فعال و خویشتندار خود را ادامه دهد و بر اساس بدترین سناریوی حریف خط مشی حرکتی خود را برنامهریزی کند.
در پرونده هستهای ایران، اروپا خود را حریف مقابل ایران میداند و آمریکا را در پشت صحنه قرار میدهد. این شکل از جبههگیری از منطق خاصی برخوردار است؛ زیرا اروپا معتقد است آمریکا با وجود توانمندیهای نظامی خود فاقد توان سیاسی لازم برای متوقف ساختن برنامه هستهای ایران است و دلیل میآورد که تهران در جریان اجلاس در می 2005 موفق شد براحتی آمریکا و متحدان اروپایی را در تنگنای سیاسی قرار دهد و NPT بازنگری کشورهای رو به توسعه را علیه آنان بسیج کند.
تهران با متهم کردن آمریکا و اروپا به اتخاذ روش دوگانه در خصوص خلع NPT استدلال میکند که کشورهای دارنده سلاح هستهای از اجرای ماده 6 NPT اجرای سلاح طفره میرود و همزمان تلاش میکنند ماده 4 معاهده را که حق کشورها را در داشتن فناوری صلحآمیز هستهای به رسمیت میشناسد، نادیده بگیرند و مهمتر آن که تهران یک استدلال قوی برای محکوم کردن آمریکا در رفتارهای یکجانبه در خصوص تولید نسل جدید سلاحهای هستهای و خروج از معاهدات بینالمللی دارد.
تقسیم وظیفه میان آمریکا و اروپا
آمریکا وظیفه تهدید نظامی علیه ایران را عهدهدار شده و اروپا وظیفه مقابله سیاسی و دیپلماتیک با ایران را در عرصههای بینالمللی به عهده گرفته است. در چارچوب تقسیم وظایف فوق، اروپا بدترین سناریوی خود را در مقابل ایران، «ایران هستهای» تعریف کرده و معتقد است اروپا باید خود را برای رویارویی با یک ایران هستهای آماده کند.
در این سناریو به رهبران اروپا گفته میشود که خود را برای تمام برنامهها علیه ایران آماده کنند و یک سیاست تهاجمی دیپلماتیک را در مقابل ایران اتخاذ کنند؛ زیرا این سیاست تهاجمی میتواند دست اروپا را بازتر و قویتر کند و تهران را به انزوا بکشاند و متوجه کند که اگر مذاکرات را کنار بگذارد، باید بهایی سنگین را برای آن پراخت کند. بر اساس این سناریو، هدف اصلی اروپا توقف کامل برنامههای هستهای ایران است؛ ولی چنانچه در رسیدن به هدف با مشکلاتی روبهرو شد، هدف درجه دوم اروپا کاهش سرعت پیشرفت فناوری هستهای در ایران است.
در این خصوص، اروپا باید به این اطمینان برسد که فعالیتهای هستهای ایران تحت نظارت آژانس قرار دارد و یک برنامه هستهای مخفی در ایران وجود ندارد. اروپا برای اجرای این سناریو، یک سیاست 2 مرحلهای را تدوین کرده است. افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک در کوتاهمدت؛ طراحی و اجرای سیاست محاصره در میانمدت و چگونگی تغییرات سیاسی در ایران در بلندمدت.
اهداف اروپا
آنچه در اجلاس 24 نوامبر گذشت، مقطعی از یک روند بلندمدت است و اروپا اهداف خود را تغییر نداده است و نتیجه اجلاس را نه یک شکست، بلکه در جهت برنامه از پیش تعیین شده خود میداند. چالشهای پیش روی اروپا با آگاهی کامل از آن که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در این مرحله هیچ سودی برای او در پی ندارد و عملیات نظامی علیه ایران هم کاملا به زیان غرب است، در اجلاس 24 نوامبر اروپا هدف خود را گسترش جبهه و اجماعسازی قرار داد و تلاش کرد به آرامی، دیگر کشورها بخصوص روسیه، چین و هند را به سوی خود بکشاند، به این امید که با حمایت از طرح روسیه صحنه تقابل اروپا ـ ایران را به صحنه تقابل روسیه ـ ایران تبدیل کند.
ضمن اعتراف به توانمندیهای دیپلماسی هستهای ایران و قبول این واقعیت که تغییر تاکتیکهای حریف در اجلاس 24 نوامبر ناشی از دقت نظر مجموعه نیروهای موثر در تصمیمگیریهای هستهای است، باید خاطرنشان کرد که دیپلماسی هستهای ایران در مرحله تازه باید به مراتب بیش از گذشته از خود دقت و متانت نشان دهد و اجازه ندهد حریف با شکست تاکتیکی، پیروزی استراتژیک به دست آورد. در مقطع کنونی، یکی از راهکارهای مهم در پیشبرد برنامههای هستهای ایران، توجه به طرح ابتکاری رئیسجمهوری اسلامی ایران است که در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شد.
دکتر احمدینژاد در طرح ابتکاری خود برای اطمینانبخشی جامعه جهانی به فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، پیشنهاد کرد تا کشورها و شرکتهای چند ملیتی در فعالیتهای هستهای سهیم شوند. اهمیت این پیشنهاد در مقطع کنونی بیش از گذشته خود را نشان میدهد و ضروری است تا با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد و اگر روسیه پیشنهاد همکاری دارد، مناسب است از این پیشنهاد در چارچوب طرح رئیسجمهور کشورمان استقبال شود.
اینک از مذاکرات جاری میان ایران و اروپا انتظار میرود صرف نظر از بازیهای پشت پرده لندن، پاریس و برلین با واشنگتن حتی اگر قرار است مسکو به عنوان بازیکن تازهنفس در دقایق حساس پایانی بازی وارد میدان شود طرفهای مذاکره به اصل برد ـ برد برای تعیین نتیجه بازی توجه کنند.