جهانگیر پیری
حماسههای پر شور جنگ تحمیلی و صحنههای شگرفی که رزمندگان پر توان سپاه تولید در دفاع از انقلاب و میهن اسلامی در جبهههای نبرد حق علیه باطل؛ از کوهستانهای صعب العبور و سر به فلک کشیده غرب تا دشتهای تفتیده جنوب و آبهای گرم خلیج فارس آفریدند، آنچنان پر شکوه و سرشار از عشق و ایثار و شجاعت است که هیچ قلم و زبانی را یارای بازگو کردن آن نیست.
- حمله عراق به کشور ما در 31 شهریور 1359 طولانیترین جنگ را در منطقه پس از جنگهای صلیبی سبب گردید. این جنگ که قرار بود بر اساس محاسبات عراق ظرف 3 الی چند هفته به سرانجام خود برسد؛ بیش از 69 ماه پشت سر گذارد. از این رو با ادامه جنگ، نظام اسلامی و در راس آن حضرت امام خمینی(ره)، از ابتدای جنگ سه شرط را برای پایان دادن به جنگ اعلام کردند: خروج قوای متجاوز، پرداخت غرامت و مهمتر از همه تنبیه و محاکمه متجاوز که به مفهوم سقوط رژیم صدام بود.
- اعلام این شروط در آغاز جنگ اهمیتی کمتر از وعدههای پیامبر به امت خود به هنگام محاصره مدینه و جنگ خندق نداشت. با اینکه تمامی شروط به خودی خود منصفانه و عادلانه میباشد در جهان آکنده از روابط شرکآلود و نفاقآمیز، اموری ناشدنی و غیر واقعبینانه تلقی گردید.
- سیاست مقابله به مثل:
در سالهای جنگ تحمیلی جمهوری اسلامی در دو مورد به عمل متقابل دست یازیده است.
حمله به کشتیهای نفتی کشورهای پشتیبان عراق در خلیج فارس و در دو مرحله اقدام به پاسخگویی به حملات عراق به مناطق مسکونی، ولی این بار در بهمن ماه 62 ایران با اعلام قبلی و با هدف بازداشتن عراق از حمله به مناطق مسکونی اقدام به عمل متقابل نمود که در مجموع به قراردادی منجر گردید که طی آن طرفین از هدف قرار دادن مناطق مسکونی خودداری نمودند. این توافق با اینکه در موارد کماهمیتی از سوی عراق نقض گردید تا اسفند ماه 62 به طول انجامید در این ماه عراق با هدف ایجاد یک جنگ تمام عیار که میتوان یک صلح همه جانبه از جمله در جبههها را مورد حملات وسیع موشکی، توپخانه و هوایی قرار داد.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شامل دو دوره است. دور نخستین آن از زمان شروع جنگ یعنی شهریور سال 59 تا آزادی خرمشهر و دوره دوم آن پس از آزادی خرمشهر تا پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران است. این دوره به 6 مقطع (2 مقطع مربوط به دوره اول و 4 مقطع مربود به دوره دوم) تقسیم شده است. دور اول: دشمن پس از یک پیشبینی غلط از اوضاع ایران اسلامی و بیاطلاعی از پشتوانههای مردمی انقلاب با یک زمینهسازی وسیع اقدام به حملهای همهجانبه کرد و تا اندازهای توانست در خاک ایران اسلامی نفوذ کند اما با حضور نیروهای مدافع انقلاب دشمن زمینگیر شد و پس از یک تحول سیاسی و نظامی و برکناری عناصر غیر مومن به انقلاب امکان حضور نیروهای مردمی در جبههها فراهم شد. با این برتری نظامی ابتکار عمل به دست نیروهای خودی افتاد و طی یک سلسله عملیات خرمشهر آزاد شد.
دوره دوم جنگ در وضعی آغاز شد که دشمنان در جستجوی راههایی جهت مهار قدرت رزمندگان اسلام بودند لذا در این دوره شاهد حضور فعالیت قدرتهای خارجی در صحنه مستقیم نبرد و تلاشهای بیحد و حصر اقتصادی و سیاسی برای مهار نظامی در ایران است. این امر در حالی صورت پذیرفت که دشمن منفعلانه با یک تغییر استراتژی شتابزده شعار صلحخواهی را محور ادعاهای خویش قرار داده و عمده نیروهای خود را به پشت مرزهای بینالمللی راند.
الف) دوره اول
1- مقطع اول: آغاز حملات عراق
در 31 شهریور 1359 نیروهای عراق با آمادگی قبلی و زمینهسازی مناسب حمله به مرزهای ایران را در طول نوار مرزی (از آبادان تا قصر شیرین) آغاز کرد. همزمان با این حمله، هواپیماهای دشمن بسیاری از مراکز نظامی و استراتژیک و فرودگاههای ایران و نیز 19 شهر را بمباران کرد. به منظور دستیابی به این اداف عراق یک استراتژی جنگ سریع (سه روزه) را طراحی کرد با این تصور که نیرویی که توانایی مقابله با ارتش آن کشور را داشته وجود ندارد. عراق با انتخاب مناطق جغرافیایی و تقسیم آنها بین یگانهای رزمی این استراتژی را در پناه یک جو تبلیغاتی شدید و دیپلماسی پرتحرک و نیز با در اختیار گرفتن ستون پنجم، آن هم در حالی که پاسگاههای مرزی تاب مقاومت در برابر هجوم دشمن را نداشتند حمله خود را آغاز کرد و به علت آماده نبودن نیروهای ایرانی به سهولت وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شد. به این ترتیب ارتش عراق طی 48 ساعت به نزدیکی شهرهای مرزی رسید. لکن آنچه مورد ارزیابی و توجه دشمن قرار نگرفته بود میزان فداکاری مردم و مقاومت عناصر بومی بود. که به این ترتیب استراتژی جنگ سریع به شکست انجامید.
در ظرف این فرصت ایران دست به اجرای چندین عملیات محدود منظم زد لکن توفیق چندانی نیافت ولی برخی عملیات محدود ایذایی که به صورت مشترک با همکاری یگانهای ارتش و سپاه و نیروهای مردمی انجام شد از موفقیت بیشتری برخوردار گردید.
امام خمینی(ره) با توجه به موضع منفی بنیصدر در قبال پیروزیهای رزمندگان ارتش اسلام در تاریخ 21 خرداد 1360 وی را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل و بلافاصله مجلس عدم کفایت وی را تصویب کرد. به این ترتیب مقطع دوم جنگ آغاز شد.
2- مقطع دوم: دفع تجاوز عراق
با عزل بنیصدر شرایط در جبهههای نبرد متحول شد به گونهای که عملیات تقریبا بزرگی در همان شب عزل وی در جبهههای جنوب با رمز "فرمانده کل قوا خمینی روح خدا" انجام گرفتکه به پیروزی منجر شد. این پیروزی سرآغاز طراحی عملیاتهای مشترک ارتش و سپاه با پشتیبانی نیروهای مردمی شد. از طرف دیگر آمریکا با از دست دادن مهره موثر خود یعنی بنیصدر گروههای سیاسی مخالف انقلاب را وادار کرد که به طور عمده در دانشگاه تهران تجلی یافته بود منجر به صدرو فرمان انقلاب فرهنگی در دانشگاهها از سوی امام(ره) گردید و با خلع بنیصدر و انتخاب شهیدان رجایی و باهنر ایران از نظر سیاسی یکپارچه گردید.
در چنین اوضاعی نظام سلطه دستور حذف رهبران سیاسی مکتبی ایران را صادر کرد پس از آن بود که مردم جهان شاهد ترور بهترین یاران وفادار امام(ره) شدند. اما این شهادتها منجر به استقامت هرچه بیشتر گروههای مختلف مردم و رسوا شدن چهره منافقین و لیبرالها گردید. تنها پس از گذشت یک ماه از شهادت شهیدان رجایی و باهنر بزرگترین عملیات مشترک ارتش و سپاه با عنوان ثامنالائمه آغاز شد. پیروزیهای پیدرپی منجر به تقویت روحیه و وحدت ملی در کشور گردید و عملا حضور ضد انقلاب در ایجاد درگیریها کاهش یافت در پی آن ثبات در ساختارهای سیاسی و اقتصادی جلوهگر شد.
عراق در پی شکستهای متوالی داعیه صلحخواهی و آتشبس را سر داد در صورتی که منتظر حرکت رزمندگان در یک تهاجم بزرگ برای فتح خرمشهر بود. سپاهیان اسلام با یک تدبیر ماهرانه و توکل بر خدا از چند محور کارون و جاده اهواز - خرمشهر عملیات خود را در سه مرحله آغاز کردند و سرانجام در سوم خرداد سال 1361 در جریان عملیات فتحالمبین وارد خرمشهر شدند.
ب: دوره دوم
1- مقطع اول: تعقیب و تنبیه متجاوز
دوره اول جنگ در حالی پایان یافت که اغلب ضعفهای ناشی از بحران انقلاب در یک بسیج مردمی برطرف شد و ساختار نظامی ایران شکل خود را به شایستگی بازیافت. دشمن که توانایی انقلاب اسلامی را درک کرده بود در پی چارهای برای گریز از این مهلکه بود لذا رییس جمهور عراق دو هفته پس از باز پسگیری خرمشهر توسط رزمندگان اسلام به کلیه نیروهای خود دستور عقبنشینی به مرزهای بینالمللی داد و در همین حال به دعوت از مجامع بینالمللی پرداخت در حالی که هدف اصلی تقویت بنیه نظامی ارتش عراق بود، همزمان اسرائیل به هجومی همهجانبه به منظور تصرف لبنان دست زد. این اقدام همزمان با طرح سه شرط اساسی ایران به منظور خاتمه دادن به جنگ بود. این شروط عبارت بود از: خروج نیروهای اشغالگر؛ تعیین و تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت در بین این سه شرط بالا تنبیه متجاوز شرطی بود که نظام سلطه حاضر به پذیرش آن نبود. به این لحاظ با طرح مساله حمله اسرائیل با عراق شعار صلحخواهی را با شعار اتحاد علیه اسرائیل درهم آمیخت و تلاش کرد ایران را در مقابل کشورهای اسلامی قرار دهد و با استفاده از این فرصت به تحکیم مواضع خود بپردازد.
به این منظور عملیات رمضان در سال 1361 طراحی شد تا هدف تنبیه متجاوز به صورت عملی جلوهگر شد و. اگرچه این عملیات دستاورد مهم نظامی در پی نداشت اما عزم راسخ مردم ایران را متجلی نمود. در این مقطع از جنگ تلاش عراق تنها معطوف به ایجاد استحکامات در مرزها و آمادگی مقابله با نیروهای ایرانی بود. در اواخر سال 1362 عملیات بدر به وقوع پیوست و پس از عملیات نیروهای ایران تهاجمات ایذایی و پراکنده بسیاری انجام دادند که منجر به اشغال دشمن از یک سو و فراهم کردن زمینه به منظور طراحی عملیات بزرگ بعدی گردید.
عملیات والفجر8 که در 20 بهمن 1364 صورت گرفت تصرف فاو و عراق را در پی داشت و منجر به ایجاد مرز مین ایران و کویت شد. این ضربه آنچنان هولناک بود که عراق با تمام استعداد زرهی و هوایی خود ظرف 70 روز تلاش کرد تا بخشهای تصرف شده را بازپسگیرد.
2- مقطع دوم: رویارویی دوباره عراق
در مقطع اول از دوره دوم عراق در برابر عملیات والفجر8 و تصرف فاو به زانو درآمد و بازپسگیری این منطقه نیز با شکست مواجه شد. از آنجا که نیروهای بسیج ایرانی در پایان ماموریتهای عملیاتی 3 ماهه از یگانها جدا میشدند عراق در چند جبهه و در ظرف مدت کمتر از سه ماه به بیش از 11 نقطه از مرزهای ایران حمله کرد و توانست در 26 اردیبهشت 1365 شهر مهران را تصرف کند. رزمندگان اسلام با شایستگی به کلیه حملات دشمن پاسخ گفتند و با اجرای عملیات متعدد، مهران و حاج عمران را بازپس گرفتند. در زمستان همان سال نیروهای ایرانی عملیات بزرگ دیگری را طراحی و اجرا کردند.
عملیاتهای کربلای 3 و 4 و بلافاصله کربلای5 آغاز شد و شلمچه که بزرگترین دژ دفاعی عراق بود به همت ایرانیان تسخیر شد. تا جایی که در تیر ماه 1366 قطعنامه 598 تصویب و بلافاصله پس از آن نیروهای بیگانه وارد خلیج فارس شدند.
این اقدامات و فشارهای اقتصادی شدید، بمباران پیدرپی شهرها و حتی فاجعه شکستن حریم امن مکه مکرمه هیچ یک خللی در روند برنامهها ایجاد نکرد و سرانجام در اواخر 1366 حلبچه نیز فتح شد.
امام خمینی(ره) در پیامی به همین مناسبت چنین فرمودند:
"امروز روز حضور در حجله شهادت و میدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست.
روز جشن و سرور عارفان الهی است. امروز روز نغمهسرایی فرشتگان در ستایش انسانهای مجاهد ماست..."
3- مقطع سوم: هجوم دوباره سراسری عراق
مقطع دوم از دوره دوم یک سال و نیم به طول انجامید. در این مدت حملات زمینی دشمن به شدت سرکوب شد و علیرغم تمامی فشارهای اقتصادی و سیاسی و نیز بمباران شهرها، ایران از موضع خوـ عقبنشینی نکرد. عراق با استفاده از تبعات پیروزی فاو، شلمچه و پس از 10 روز شهر ماووت را متصرف شد و در ادامه این حملات با کمک منافقین شهر مهران و در فاصله چند روز جزایر مجنون را اشغال کرد و پس از گذشت زمانی اندک به مرز دهلران رسید. این تهاجمات در حالی صورت پذیرفت که کشتیهای آمریکایی در خلیج فارس به سکوهای نفتی ایران حمله کرده و راه را بر کشتیهای غیر نظامی ایران بسته بودند. در این بین یک فروند هواپیمای مسافربری توسط ناوگان آمریکایی در خلیج فارس سرنگون شد و کلیه مسافران و خدمه آن مظلومانه به شهادت رسیدند. با توجه به فشارهای شدید نظامی، سیاسی و اقتصادی در 27 تیر 1367 جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 را مشروط به تنبیه متجاوز پذیرفت.
با این اقدام غیر منتظره ایران، تمام اهرمهای فشار بینالمللی و محاصره اقتصادی و سیاسی در تردید واقع شد. قوای نظامی عراق که احساس قدرت مطلق میکرد، ابزار خود (قطعنامه) را رودرروی خویش دید لکن به هجوم خود ادامه داد چرا که تصور میکرد خواهد توانست اهدافی را که در آغاز جنگ به دست نیاورده است به چنگ آورد. بنابراین دگربار وارد سرزمین ایران اسلامی شد و به این ترتیب مقطع چهارم پدیدار شد.
4- مقطع چهارم: دفع دوباره هجوم عراق
آخرین مقطع جنگ در زمانی شکل گرفت که کلیه موضعگیریها بر ضد ایران بود.
فشارهای شدید اقتصاد هجوم گسترده ناوهای آمریکایی، موشکباران و بمباران شهرهای ایران، حضور منافقین در همراهی با دشمن و بسیاری موانع عظیم دیگر باعث شد تا عراق به حملات پیاپی خود بیفزاید.
عراق در روزهای پایانی تیر ماه 1367 حمله خود را به منظور تصرف اهواز و خرمشهر آغاز کرد. اما این مقطع یکی از حماسیترین دوران دفاع مقدس را رقم زد. زیرا در همین ایام پیام امام(ره) باعث ایجاد جریانی مردمی گردید. در طی این جریان جماعت کثیری اعم از رزمنده و غیر رزمنده به سمت جبههها هجوم آورند و ظرف کمتر از چند روز نیروهای مهاجم عراقی را به آن سوی مرزها راندند.
منافقینی که در محور غرب فعالیت داشتند نیز محاصره و به کلی منهدم شدند.
عملیاتی در 5 مرداد 1367 برای عبور از مرزهای عراق تدارک دیده شد لکن به فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر پذیرش قطعنامه حملات مزبور متوقف شد.
با حملات متهورانه نیروهای رزمنده در 10 مرداد 67 عراق پس از گذشت دو هفته فشار همه جانبه قطعنامه را پذیرفت و با حضور نیروهای فعال سازمان ملل در 29 مرداد 69 توپخانه جنگ از آتش باز ایستاد. این مقطع از جنگ نشان داد که ابتکار عمل در دست رزمندگان ایرانی قرار دارد و آنان علیرغم کمبود امکانات همچنان بر سر ارزشهای خویش استوار باقی ماندهاند و این همان چیزی بود که دشمن از آن واهمه داشت.