بیژن ذبیحی
از آغاز جنگ تحمیلی تا برکناری بنیصدر همواره تقابل بین دو دیدگاه در زمینه نحوه اداره جاده وجود داشت و تاثیر بسزایی در ادامه و روند جنگ از خود بر جای گذاشت.
1- دیدگاه لیبرالی
اساس دیدگاه لیبرالی در جنگ مبتنی بر استراتژی "عقبنشینی و دفاع" به شیوه اشکانیان بود که جریان لیبرال حاکم بر کشور از جبهه ملی گرفته تا نهضت آزادی و هواداران بنیصدر، جبهه واحدی را تشکیل داده بودند. معتقدان به "اصالت ابزار" در آغاز جنگ شهرهای اندیشمک، اهواز، خرمشهر و آبادان را از دست رفته قلمداد کرده و به طور علنی اعلام کردند که حضور در این شهرها نوعی "خودکشی" است از این رو پیشنهادشان تخلیه این شهرها و استقرار نیروهای پدافندی در ارتفاعات زاگرس و خرمآباد بود. در این استراتژی در مرحله اول باید عقبنشینی نموده و پس از استقرار در مناطق یاد شده با بکارگیری شیوه توپ در برابر توپ و تانک در برابر تانک و نیروی زرهی در مقابل نیروی زرهی به دفاع پرداخت.
2- دیدگاه دوم به استراتژی نبرد به شیوه اسلامی یعنی مشارکت مردم در کنار نیروهای مسلح حرفهای و با استفاده از تجربیات مبارزات صدر اسلام و دیگر جنگهای مردمی در طول تاریخ به تئوری حضور و جانفشانی معتقدند. در این دیدگاه مقام معظم رهبری و همفکرانشان با اتخاذ این شیوه، معتقد به مقاومت و ماندن در این شهرها بودند که بالاخره با مقاومت نیروهای سپاه و بسیج و انجام عملیاتهای واحد جنگهای نامنظم و سپس انجام عملیات ثامنالائمه و شکستن حصر آبادان تفوق و برتری این دیدگاه در عمل به اثبات رسید.
چنانکه روزنامه اشپیگل در این زمینه مینویسد: "در عمل ثابت شد که یک حرف پرتعصب و مصمم به فدا کردن خود حتی در یک جنگ مدرن نیز شانس موفقیت و پیروزی دارد مثلا در آبادان نیروهای مردمی انقلاب که اغلب تنها اسلحه آنها تفنگ یا کوکتل مولوتف و حتی چاقو بود ماهها در برابر آتش عراقیها مقاومت کردند تا کمک به آنها رسید."(1)
همچنین واشنگتنپست نیز در زمینه حضور و جانفشانی مردم مینویسد: "در میان نیروهای ایرانی صدها هزار ایرانی خردسال 13 تا 17 سال و همچنین به تازگی پیرمردهای ایرانی وجود دارد آنها کسانی هستند که عوامل زنده منفجرکننده مین هستند و پیاده و در قلب موجهای انسانی به خط مقدم جبهه میشتابند."(2)
در راستای این استراتژی بود که در طی ماههای اول جنگ صدها عملیات و بلکه هزاران حمله کوچک ضربتی و نفوذی علیه ارتش صدام انجام شد. در کوی ذوالفقاریه، آبادان، حمیدیه، خرمشهر که حماسه جاودانه مقاومت است. سرپل ذهاب و ارتفاعات غرب پادگان ابوذر در سومار و قصر شیرین و در غرب دزفول و شوش دانیال جوانان و نوجوانان و پیرمردانی که شامگاهان تفنگهای ام-او ژ3، نارنجک و بمبهای بنزینی در دست میگرفتند و با نزدیک شدن به مواضع دشمن حملات خود را آغاز میکردند.
اینها مردان دلاور و گمنامی بودند که در ایامی وارد پیکار با دشمن شدند که هیچکس جسارت نزدیک شدن به آتش سنگین بعثیون را نداشت و هیچ نشانهای و علامتی از آنها ثبت نشد! و آنها تئوری عملیات کلاسیک لیبرالی تانک در برابر تانک را ناکام و باطل ساختند.
نکته حایز اهمیت در آن برهه از انقلاب توسط لیبرالها از صحنه حاکمیت انقلاب بود که در عصر روز 31 خرداد سال 60 روزی که بنیصدر توسط نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی از ریاست جمهوری عزل شد علیرغم وقایع تلخ دیگری همچون شهادت دکتر چمران و ترور مقام معظم رهبری و فاجعه هفتم تیر، تحولات عمدهای را در جبهههای جنگ شاهد بودیم که مهمترین آنها ایجاد محیط و زمینه مناسب برای فعالیت سپاه و حضور در جنگ و همچنین وحدت و پیوند عمیق بین نیروهای ارتش و سپاه بود که از سوی عناصر وابسته به بنیصدر موجب اختلاف میگردیدند. پس از این مرحله شاهد بهرهگیری از امکانات وسیع انقلاب و نیروهای مردمی در جنگ میباشیم که عملیات ثامنالائمه (شکستن حصر آبادان) نخستین گام مهم و تجربه موفق رزمندگان اسلام بود.
از جمله خیانتهای بنیصدر میتوان به خیانتش در به شهادت رساندن دانشجویان پیرو خط امام در منطقه هویزه اشاره کرد. زمانی که دانشجویان در یک عملیات هماهنگ با ارتش به پیش تاختند ناگهان دستور عقبنشینی ارتش را صادر کرد و دانشجویان پیرو خط امام قتل عام شدند.
در زمینه تحریک ضدانقلاب مسلح علیه انقلاب اسلامی نیز بنیصدر در سال 71 محل خانه فرهنگ ملتها در برلین آلمان اعتراف میکند که "در سال 59 این من بودم که به نیروهای کرد به کوموله و دمکرات پیغام دادم که اسلحه را بر زمین نگذارند!"
و اوج خیانت بنیصدر زمانی معلوم میشود که با اینکه 3 ماه از شروع جنگ گذشته با ابلاغ دستوری به ارتش فرمان داد که حتی یک فشنگ هم به سپاه تحویل داده نشود.
مواضع نهضت آزادی در قبال دفاع مقدس
نهضت آزادی ایران در اوایل جنگ تحمیلی، تجاوز عراق به ایران را محکوم و آن را بخشی از تحریکات و توطئههای ابرقدرتها به خصوص امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم علیه جمهوری اسلامی میدانست ولی همین که مخالفت لیبرالها و نهضت آزادی به اوج خود رسید و بنیصدر رییس جمهور به عنوان سمبل تفکر لیبرالیسم معزول و فراری گشت نهضت آزادی در چرخشی آشکار، تحلیل خود درباره جنگ را تغییر داد و عنوان کرد که:
"سبک و سیاق و شیوه برخورد حاکمیت با مساله جنگ برگرفته از مکتب نمیباشد."
نهضت آزادی در جزوه "جنگ و صلح" مواضع سازمانی در مورد جنگ را چنین بیان میکند:(3)
"آیا پس از فتح خرمشهر و شکست و هزیمت عراق در جبهه و احساس ضرورت تخلیه ایران و رسیدن پیشنهاد صلح از طرف عراق، ادامه جنگ و تبدیل موضع دفاع ایران به موضع تعرضی ضروری و اجباری و سود اسلام و ایران بوده است؟ آیا صحیح بود که میانجیگریهای گوناگون و پیشنهادهای صلح مکرر با بیاعتنایی و اعتراض تلقی شوند؟ ... برنامهها یا اهداف تدریجی و تصاعدی جنگ مانند فتح کربلا، سقوط بغداد و صدام و حزب بعث، آزاد کردن قدس و فلسطینیها، کمک به انقلابهای اسلامی منطقه، کوتاه کردن دست ابرقدرتها و مخصوصا آمریکا از منطقه و جهان و بالاخره سرنگونی و نابودی اسراییل و کلیه مستکبرین از جهان که تدریجا به مردم عرضه شد و به خاطر آنها داوطلبان به جبهه میروند و از شهادت استقبال میکنند روی چه موازین شرعی و امر الهی است؟(4)
در همین راستا لیبرالهای فراری در خارج از کشور که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی بودند در تحلیلی در زمینه جنگ که همسو و همخوان با مواضع نهضت آزادی است بیان میدارند که:
"امام جنگ را به دو دلیل ادامه میدهد، یکی نیاز به جنگ از لحاظ حفظ رژیم دیگر قمار قدرت با رقیبش صدام" و نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی مخالف صلح است ولو شبانهروز ورد زبان مسوولینش باشد زیرا صلح به معنای دربدری و هیچ و پوچ شدن آنهاست."(5)
و تاسفبارتر اینکه نهضت آزادی با سوء استفاده از آیات و روایات اظهار میدارد که "جهاد ابتدایی و جنگ تهاجمی (اشاره به ادامه عملیات رزمندگان اسلام) بدون حضور و اجازه امام معصوم همچون "اکل میته" و چون گوشت خوک حرام است و در جای دیگر از امام چهار نقل قول میکند که ایشان فرمودهاند: "به خدا قسم هیچ احدی از ما قبل از خروج قائم(عج) خروج نمیکند."(6) و حضرت امام در پاسخ به این القای نادرست و مغرضانه در اولین روز سال نو میفرمایند:
"ما اگر چنانچه در این جنگی که بر ما تحمیل شده است دفاع میکنیم و دفاع کردهایم و بیرون کردهایم این اشخاص جنگجوی مفسد را برای آن است که خدا فرموده است دفاع باید بکنید، دفاع است، ما دفاع میکنیم اگر هم فرموده بود که نه بروید جنگ بکنید، میرفتیم جنگ ..."
لذا شاهدیم که نهضت آزادی همراه با تلاشهای استکبار جهانی و لیبرالهای فراری و کلیه گروهکهای ضد انقلابی به صور مختلف در تلاش بود که در اصالت اهداف اساسی انقلاب، دفاع مقدس و تئوری حضور و جانفشانی مردم تشکیک و تردید ایجاد نماید که به صورت حساب شده زمینهساز توطئه علیه جمهوری اسلامی بود که در این راستا با نشر کتب و جزواتی و ارایه تحلیلهای غلط انجام وظیفه میکرد، چنانکه اظهارات دکتر عباس شیبانی از موسسین نهضت آزادی در نقد مواضع نهضت در مورد جنگ بیانگر این معناست. وی اظهار میدارد که:
"در جنگ که اصلا استدلال مهندس بازرگان بسیار استدلال غلط و ناواردی بود آنها معتقد بودند که جنگ با عراق را نیمهکاره و بدون اجرای عدالت و حتی بدون تعیین شدن طرف متجاوز شروعکننده جنگ و بدون احقاق حقوق ضایع شده ملت ایران رها کنیم حال آنکه بعد از حمله عراق به کویت معلوم شد که امام، صدام را درست شناخته بود و اگر ما، رها میکردیم او رها نمیکرد. امام روحیه صدام را از اول میدانست ولی بازرگان در قضیه جنگ، خیلی سطحی قضاوت میکرد.(7)
لذا با تتبع در رخدادهای جنگ تحمیلی میتوان اینگونه استنباط کرد که استکبار جهانی همانطوری که توسط رژیم بعثی صدام، جنگ را تحمیل کرد همانگونه نیز در راستای منافع استعماری خود به دنبال تحمیل صلح با استفاده از اهرمهای فشار گروههای داخلی بر ملت ایران بود.
و اما علت اصلی اتخاذ صلح تحمیلی را شاید در آثار و برکات جنگ تحمیلی میتوان به دست آورد که موجب رشد و اعتلای روحیه معنویت و ایثار و استقامت وحدت و همبستگی در آحاد مردم به ویژه نیروهای مسلح گردید و ادامه روند جنگ تحمیلی شاید جز فرسایشی بودن امر و در نتیجه سرنگونی رژیم بعثی نتیجه دیگری نداشته باشد.
البته در راستای صلح تحمیلی نهضت آزادی با ارایه تحلیلهای مغرضانه و نادرست و رژیم عراق با گسترش جنگ به شهرها و بمباران مناطق مسکونی و هماهنگی با عناصر ضد انقلاب داخلی در جهت ایجاد بلوا و همچنین تظاهرات و اعتراضات ضد جنگ تلاش مینمود تا زمینههای تحمیل صلح را فراهم سازد که شاید مهمترین و کارسازترین حربه، مقابله اعتقادی با مساله بود که نهضت آزادی با تشکیک در مبانی جهاد و دفاع مقدس انجام وظیفه مینمود. تا از این طریق ضربه اساسی و بنیادینی بر انگیزه اعتقادی مردم در رابطه با ادامه جنگ با عراق وارد سازد.
شیوه ناپسند نهضت آزادی در این زمینه چنانکه اشاره گردید بدین شکل بود که تهیه و انتشار جزواتی، با استفاده از آیات و روایات و بهرهجویی کامل از سفسطه و مغلطه و با ظاهری به اصطلاح منطقی در مبانی اساسی و اعتقادی ضرورت جنگ تشکیک به عمل آورند و در این راستا رژیم بعثی روحانیون درباری کشورهای عربی اسلامی را در کنفرانس اسلامی در بغداد جمع کرد. تا مساله تحریم اعتقادی ادامه جنگ را از سوی کل مسلمین نیز جلب نماید.
و رادیو رژیم بعثی هم ندا با نهضت آزادی در داخل کشور اعلام میکند که:
"و امروز این ندا از بغداد از دارالاسلام، پایگاه افاضل و مراجع به سوی مسلمانان در سراسر جهان بلند است که مسلمانان باید یکپارچه متحد شوند و علمای دین که در بغداد گرد آمدهاند متفقا اصرار ایران بر ادامه جنگ را محکوم مینمایند زیرا این جنگ را حرام میدانند ...(8)
این هم سویی زمانی آشکار میشود که نهضت آزادی خواهان حفظ صدام میباشد و در جزوه تحلیلی خود مینویسد:
"در صورت سقوط بغداد و صدام، ارتش عراق از هم گسیخته، اقتصاد فلج، درآمد نفت قطع، خزانه خالی، هرج و مرج حاکم میگردد و مشکلات دولت فرضی بعدی را صد برابر خواهد نمود."(9)
و از سویی نیز نگران است که سقوط صدام موجب افزایش اعتبار جمهوری اسلامی در جهان خواهد شد. و چنین تحلیل میکنند که سقوط صدام؛
"چنین تغییری میتواند مورد بهرهبرداری کامل سیاسی تبلیغاتی ایران خصوصا در داخل قرار گیرد و در میان مردم دنیای سوم و کشورهای اسلامی بر اعتبار جمهوری اسلامی بیفزاید. بنابراین مورد استقبال حاکمیت ایران قرار خواهد گرفت و خواهند گفت که شاه رفت، کارتر رفت، صدام نیز رفت."(10)
بالاخره نهضت آزادی طی نامهای در تاریخ 18/1/64 به اعضای شورایعالی دفاع مجددا به طرح مسایل فوق پرداخته و چنین توصیه مینماید:
"تا دیر نشده با ارزیابی دقیق گذشته و تجدیدنظر سیاستهای اعمال شده، راهحلهای عاقلانه و واقعبینانه پیدا کنید و هر چه زودتر این جنگ خانمانسوز را به سود ملت ایران و عراق فیصله دهید."
جریان فکر ملیگرایی بعد از نضج در مشروطیت با فراز و نشیبهایی در دوران قبل از انقلاب به صورت مشروط یعنی پذیرفتن و تابع قانون اساسی رژیم شاه و مبارزه سیاسی به شیوه مبارزه پارلمانی و با این شعار که شاه سلطنت کند نه حکومت به طرح نظام مشروطه سلطنتی پرداختند و طرفدار این ایده بودند که شاه پاسدا نظام سلطنتی در محدوده قانون باشد و بر این اساس بود که یکی از اعضای برجسته جریان فکری ناسیونالیستی و ملیگرایی یعنی شاپور بختیار به عنوان جایگزین وی خاندان پادشاهی در نظر گرفته شده و ایران دوران قبل از انقلاب تحویل جریان فکری ملیگرایی و جبهه ملی داده میشود البته در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مهندس بازرگان دبیر کل نهضت آزادی تحت شرایطی در راس دولت موقت قرار میگیرد دولتی که همه اعضای کابینهاش از جریان فکری ملیگرا و اعضای برجسته جبهه ملی و نهضت آزادی بود درست عکس نظر حضرت امام(ره) در زمینه چینش اعضای کابینه از دیگر فعالیتهای جبهه ملی و این جریان فکری تلاش در جهت انحلال مجلس خبرگان و مخالفت صریح با لایحه قصاص بود که حکم ارتداد جبهه ملی از سوی حضرت امام(ره) را به دنبال داشت، اعزام هیات حسن نیت به کردستان و اتخاذ تدابیر کامل ضد امنیتی که موجب تسلیح و تقویت گروهکهای ضد انقلاب شد و مخالفت با نیروهای انقلابی و سیاه در کردستان و همچنین مخالفت با انقلاب دوم یعنی تسخیر لانه جاسوسی، اعلام ختم انقلاب، لغو یکجانبه کلیه قراردادهای تسلیحاتی رژیم شاه با آمریکا و همچنین لغو قراردادهای احداث نیروگاه اتمی به صورت یک طرفه در چند سال گذشته نیز حضور در غائله 18 تیر 78 نفوذ و رسوخ در انجمنهای اسلامی و ایجاد انحراف و التقاط فکری در تشکیلات دانشجویی و تشکیل ائتلاف نیروهای ملی - مذهبی در راستای استراتژی براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق تهاجم فرهنگی و اعتقادی و باورهای دینی و ... گوشهای از فعالیتها و عملکرد این گروهک میباشد.